نقد و بررسی
نقد گرملینها (Gremlins) | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان هدیه و فاجعه «Gremlins» با ایدهای ساده و فریبنده آغاز میشود: جوانی در آستانهٔ کریسمس حیوانی کوچک و دوستداشتنی به دست میآورد، اما مراقبت از او تابع سه قانون استثناناپذیر است. وقتی این هشدارها نادیده گرفته میشوند، قصهٔ هدیهای شیرین به آشوبی فراگیر بدل میشود. این طرح، هم موتور تعلیق فیلم است و هم بازیگوشی مرکزی آن: هر قانون، دریچهای به سوی خطر میگشاید و تماشاگر را وامیدارد منتظر بماند تا ببیند بیاحتیاطی بعدی چه پیامدی خواهد داشت.
بااینحال، فیلم صرفاً دربارهٔ پیروی از دستورالعملهای نگهداری یک موجود عجیب نیست. «Gremlins» از همان ابتدا خانه و شهر کوچک را به فضای آزمایش بدل میکند؛ جایی که نظم روزمره، با اندکی بیمبالاتی، فرو میپاشد. جو دانته قصه را نه با جدیتی سنگین، بلکه با شیطنتی آگاهانه پیش میبرد و از همین رو، آشوب فیلم بیشتر از آنکه صرفاً هولناک باشد، واجد کیفیتی هجوآمیز و نمایشی است.
اثر از مخاطب میخواهد هم نگران باشد و هم از جسارت بیقاعدهٔ ماجرا لذت ببرد. آمیختن کمدی و وحشت مهمترین ویژگی «Gremlins» در برخورد دو لحن متضاد آن نهفته است. فیلم گاه شبیه قصهای خانوادگی و خیالانگیز پیش میرود و ناگهان به وحشت بدنی و خشونتی نامنتظر نزدیک میشود؛ سپس، پیش از آنکه فضای تیره کاملاً تثبیت شود، شوخی یا صحنهای اغراقآمیز از راه میرسد و جدیت موقعیت را برهم میزند.
این نوسان، امضای اصلی فیلم و درعینحال سرچشمهٔ بخشی از اختلاف سلیقهها دربارهٔ آن است. کمدی فیلم از جنس لطیفههای جداافتاده نیست؛ غالباً از خودِ موقعیت و از فاصلهٔ میان ظاهر معصومانهٔ موجودات و رفتار ویرانگرشان پدید میآید. در سوی دیگر، وحشت نیز تنها به سایهها و تهدیدهای پنهان متکی نیست، بلکه از تبدیل اشیای عادی خانه به ابزار آشوب نیرو میگیرد.
« وقتی این هشدارها نادیده گرفته میشوند، قصهٔ هدیهای شیرین به آشوبی فراگیر بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
وسایل آشنا، محیط امن و عادتهای روزمره دیگر تضمینی برای آسودگی نیستند. این جابهجایی، طنز را پررنگتر و خطر را ملموستر میکند. گیزمو؛ قلب گرم داستان در میان این همه هرجومرج، گیزمو نقطهٔ اتکای عاطفی فیلم است. طراحی او بر لطافت، چشمهای درشت و حرکات کوچک و محتاطانه استوار است؛ ویژگیهایی که بیآنکه نیاز به توضیح فراوان داشته باشند، حس مراقبت و دلبستگی برمیانگیزند.
گیزمو فقط موجودی بامزه برای تلطیف فضا نیست؛ حضورش یادآور این است که آغاز فاجعه از میل به آزار نمیآید، بلکه از زنجیرهای از بیاحتیاطیها و ناتوانی در فهم مسئولیت ناشی میشود. واکنش تماشاگر به گیزمو نیز به تناقض دلپذیر فیلم میافزاید: در جهانی که موجودات کوچک میتوانند ترس و خرابی به بار آورند، او همچنان تصویری از بیگناهی و آسیبپذیری است.
صحنههایش ضرباهنگ داستان را برای لحظهای آرام میکنند و به آشوب پیرامون معنایی عاطفی میدهند. بیدلیل نیست که بسیاری از لحظات بهیادماندنی فیلم نه فقط به خرابکاریها، بلکه به نگرانی برای این موجود دوستداشتنی گره خوردهاند. کریسمس؛ تزئینی فراتر از پسزمینه فضای کریسمسی فیلم نقش مهمی در ساختن لحن آن دارد.
چراغها، تزیینات و حس گرمِ جشن، انتظار مخاطب را به سوی قصهای خانوادگی و دلنشین هدایت میکنند؛ اما همان محیط جشنگونه بهتدریج بستری برای بینظمی میشود. تضاد میان ظاهر صمیمی شهر و رفتار مهارنشدنی مهاجمان، به فیلم هویتی میدهد که نه کاملاً وابسته به وحشت است و نه در قالب سرگرمی تعطیلاتی متعارف جا میگیرد.
« وسایل آشنا، محیط امن و عادتهای روزمره دیگر تضمینی برای آسودگی نیستند. »
شخصیتها و اجرا
کریسمس همچنین با مضمون هدیه و مسئولیت پیوند میخورد. حیوانی که برای خوشحالکردن یک نفر هدیه داده میشود، نیازمند مراقبتی دقیق است؛ چیزی که ظاهراً کوچک و دوستداشتنی است، میتواند پیامدهایی فراتر از انتظار داشته باشد. فیلم این مضمون را به خطابهای اخلاقی تبدیل نمیکند، اما در پسِ شوخی و آشوب، پرسشی ساده را زنده نگه میدارد: آیا میتوان چیزی را دوست داشت، بیآنکه مسئولیت نگهداری از آن را پذیرفت؟
اجرا و کارگردانی؛ جهان ملموس موجودات بخش مهمی از جذابیت فیلم به شیوهٔ جانبخشی به موجوداتش بازمیگردد. گیزمو و گرملینها به لطف جلوههای عروسکی، واکنشهای بدنی و رفتارهایی دارند که اغلب از یک طراحی صرفاً تزئینی فراتر میرود. هر حرکت کوچک میتواند نشانهای از شخصیت باشد: کنجکاوی، ترس، لجبازی یا شرارت.
همین ملموسبودن است که باعث میشود آشوب روی پرده با وجود جنبهٔ فانتزیاش، حس فیزیکی و نزدیک پیدا کند. جو دانته در کارگردانی، بهجای پنهانکردن خصلت اغراقآمیز فیلم، آن را به بخشی از جذابیتش بدل میکند. فیلم گاهی آشکارا از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرد و به نمایشِ بازیگوشانهٔ ویرانی نزدیک میشود.
طراحی شهر نیز برای این منظور کارآمد است: محیطی کوچک و آشنا که مخاطب بتواند مسیر گسترش آشوب را در آن دنبال کند. بازیهای زک گالیگان و فیبی کیتس، در کنار بازیگران نقشهای مکمل، فضای انسانی داستان را حفظ میکنند؛ هرچند شخصیتپردازی برخی چهرههای فرعی بیشتر در خدمت شوخی و موقعیت است تا تحول روانشناختی.
« کریسمس همچنین با مضمون هدیه و مسئولیت پیوند میخورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خشونت و تغییر لحن؛ نقطهٔ اختلاف سرزندگی فیلم گاهی بهایی دارد. خشونت آن میتواند از حد انتظار مخاطبی که با تصور یک کمدی خانوادگی یا قصهای شیرین پای تماشایش نشسته فراتر برود. بخشی از این خشونت در بستری کمیک عرضه میشود، اما کمیکبودنِ موقعیت لزوماً شدت تصویر را از میان نمیبرد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است میان خنده و دلآشوبی معلق بماند؛ واکنشی که برای بعضیها بخش جداییناپذیر جذابیت فیلم است و برای برخی دیگر، نشانهٔ بیتعادلی لحن.
تغییر ناگهانی از گرمای جشن به تلخی نیز همیشه یکدست از کار درنمیآید. فیلم میخواهد هم سرگرمکننده باشد و هم لحظههایی از هراس و اندوه را وارد جهانش کند؛ اما این دو کیفیت گاه آنقدر سریع کنار هم قرار میگیرند که مجال پیوند طبیعی نمییابند. همین ناهماهنگی، با وجود آنکه به فیلم انرژی میبخشد، میتواند بعضی لحظات را غافلگیرکنندهتر از آن کند که برای همه خوشایند باشد.
منطق داستان و بازی با قواعد سه قانون مراقبت از موجود تازه، یکی از هوشمندانهترین ابزارهای روایی فیلم است؛ زیرا مخاطب بهسرعت آنها را میآموزد و سپس هر اتفاق را با احتمال شکستنشان میسنجد. قوانین روشناند، اما اجرای پیامدهایشان به فیلم امکان میدهد دامنهٔ خیالپردازی را گسترش دهد.
بااینهمه، هرچه آشوب گستردهتر میشود، برخی جزئیات از منطق درونی قصه فاصله میگیرند. دسترسی گرملینها به ابزارها یا توانایی بهکارگیری برخی وسایل، گاهی بیش از آنکه نتیجهٔ قاعدهای از پیش بناشده باشد، به اقتضای شوخی و صحنه وابسته به نظر میرسد. این سستیها الزاماً تجربه را از میان نمیبرند، زیرا «Gremlins» بیش از آنکه بر دقت یک معمای منطقی تکیه کند، به سرعت، غافلگیری و بیپروایی بصری متکی است.
« خشونت و تغییر لحن؛ نقطهٔ اختلاف سرزندگی فیلم گاهی بهایی دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، برای تماشاگرانی که انسجام علّی را در چنین داستانی مهم میدانند، برخی لحظات ممکن است پرسشبرانگیز باشند. فیلم در بهترین لحظاتش قواعد خود را به اسباب تعلیق و طنز بدل میکند؛ در لحظات ضعیفتر، گویی برای رسیدن به شوخی یا آشوب بعدی از آنها عبور میکند. جمعبندی «Gremlins» فیلمی نامتعارف و پرجنبوجوش است که نیروی اصلیاش را از برخورد بیپروا میان لطافت، وحشت و طنز میگیرد.
گیزمو به آن قلبی گرم میبخشد، فضای کریسمسیاش تضادی بهیادماندنی میسازد و کارگردانی جو دانته از شهر کوچک و عادتهای آشنای زندگی روزانه صحنهای برای آشوبی خیالانگیز میآفریند. در مقابل، خشونت گاه تند، چرخشهای لحنی و جزئیات روایی کماقناع، مانع از آن میشوند که اثر همیشه یکپارچه به نظر برسد.
بااینحال، همین بیقاعدگی تا حدی بخشی از هویت فیلم است: «Gremlins» نمیخواهد کاملاً رام، ملایم یا قابلپیشبینی باشد. تماشای آن تجربهٔ مواجهه با اثری است که در یک لحظه دلسوزی میانگیزد و در لحظهٔ بعد، با شوخیای سیاه یا تصویری خشن، انتظارات را برهم میزند. حاصل، فیلمی است که سرزندگی و آشوبش از یاد نمیرود و برای مخاطبی که از آمیختن ژانرها لذت میبرد، همچنان تماشایی میماند.



ثبت دیدگاه