نقد و بررسی
نقد Greetings | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: کمدیای از دل آشوب «Greetings» ساختهٔ برایان دی پالما، بیش از آنکه داستانی با آغاز و اوج و فرجامی کلاسیک باشد، مجموعهای از برخوردها و موقعیتهای کوتاه است؛ قطعههایی که از دل نیویورک اواخر دههٔ شصت بیرون میآیند و حالوهوای نسلی را ثبت میکنند که میان جنگ، سیاست، میل جنسی و رسانههای نوظهور سرگردان است.
سه دوستِ جوان، هر یک به شیوهای متفاوت، میکوشند در برابر واقعیت زمانه موضع بگیرند؛ اما این موضعگیریها اغلب به بازی، وسواس یا نوعی خودنمایی بدل میشوند. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ روایتی مرتب نمیدهد و بیشتر میخواهد تماشاگر را در جریان ذهنی ناآرام شخصیتها رها کند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم محدودیت آن.
«Greetings» را باید نه بهعنوان کمدیای خوشساخت با پیرنگی محکم، بلکه بهمثابه کلاژی سینمایی دید: گاه بامزه، گاه تحریککننده و گاه آشکارا ناپخته. زمانه در هیئت شوخی یکی از مهمترین زمینههای فیلم، جنگ ویتنام و مسئلهٔ اعزام به خدمت است. ترس از سربازی در اینجا به تجربهای جدی و تاریخی پیوند دارد، اما فیلم آن را از خلال رفتارهای ریز و گاه مضحک جوانانی نشان میدهد که میکوشند راهی برای گریز پیدا کنند.
طنز، موضوع را بیاهمیت نمیکند؛ برعکس، نشان میدهد چگونه بحران سیاسی به بخشی از زندگی روزمره بدل شده و حتی تصمیمهای شخصی را شکل میدهد. شخصیتها نه قهرمانان سیاسیاند و نه تحلیلگران منسجم؛ بیشتر آدمهاییاند که میان اضطراب و فرصتطلبی دستوپا میزنند. وسواس یکی از آنان نسبت به ترور جان اف.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کندی، وجه دیگری از همین فضای بیاعتمادی را نمایان میکند. نظریهپردازیهای او با جدیتی کمیک پیش میروند و شکاف میان ادعای کشف حقیقت و آشفتگی ذهنی گوینده، خود به منبع شوخی بدل میشود. دی پالما بهجای آنکه پاسخی قطعی دربارهٔ سیاست عرضه کند، میل انسان به ساختن روایت از رویدادهای مبهم را دست میاندازد.
در این جهان، حقیقت نهچندان آسان به دست میآید و هر توضیحی میتواند به نمایشی از خودفریبی تبدیل شود. سه دوست، سه نوع گریز سه شخصیت اصلی را میتوان سه شکل متفاوت از فرار دانست. پل شا در پی رهایی از سربازی است؛ لوید کلی ذهن خود را درگیر توطئههای سیاسی میکند؛ و جان روبین میل به تماشا و ثبت دیگران را با نوعی کنجکاوی بیپرده دنبال میکند.
این تفاوتها به فیلم امکان میدهد موضوعات متعددش را به هم پیوند دهد، بیآنکه آنها را در یک خط داستانی واحد حل کند. هر شخصیت راهی برای فاصلهگرفتن از مسئولیت یا ابهام جهان پیرامون میجوید، اما فیلم هیچیک را به الگوی اخلاقی یا قهرمانانه تبدیل نمیکند. رابرت دنیرو در نقش جان روبین حضوری طبیعی و کمتکلف دارد.
اجرای او هنوز آن صلابت و شدت نقشهای مشهور بعدیاش را ندارد؛ همین نارسیدگی برای این فیلم امتیاز محسوب میشود. او در قالب جوانی بیقرار و کنجکاو جا میگیرد که رفتارش گاه مضحک و گاه ناخوشایند است. بازی دنیرو شخصیت را از تیپ صرف بیرون میآورد، بیآنکه فیلم از او تصویری رمانتیک بسازد.
« کندی، وجه دیگری از همین فضای بیاعتمادی را نمایان میکند. »
شخصیتها و اجرا
جان جذاب است، اما لزوماً دوستداشتنی نیست؛ تماشاگر میتواند هم از انرژی او سرگرم شود و هم از نگاه ابزاریاش به دیگران فاصله بگیرد. نگاه، میل و مرزهای اخلاقی تماشای دیگران و تبدیل زندگی خصوصی به صحنهای برای مشاهده، از مضامین برجستهٔ فیلم است. این ایده در قالب شوخیهای مربوط به فضولی، عکاسی و فیلمسازی ظاهر میشود و بهتدریج خودِ دوربین را نیز وارد مسئله میکند: چه کسی نگاه میکند، چه کسی موضوع نگاه است و تماشاگر در این رابطه چه جایگاهی دارد؟
دی پالما هنوز در ابتدای مسیر هنری خود است، اما علاقهاش به نظربازی و قدرت تصویر در همین اثر قابل تشخیص است. بااینحال، برخورد فیلم با زنان و جنسیت، از منظر امروز، بهسادگی قابل دفاع نیست. بسیاری از زنان بیشتر در مقام موضوع میل یا ابزار پیشبرد شوخیهای مردانه ظاهر میشوند تا شخصیتهایی با جهان درونی مستقل.
این نگاه را میتوان بخشی از خامی و مردسالاری فضای فرهنگی آن دوره دانست، اما زمینهٔ تاریخی آن، اثرش را بر تماشاگر معاصر از میان نمیبرد. برخی صحنهها نهتنها هنجارشکن، بلکه سطحی و آزارندهاند؛ گویی فیلم گاهی جسارت را با بیاعتنایی به پیامد اخلاقی شوخی اشتباه میگیرد. ساختار اپیزودیک و ریتم نابرابر «Greetings» بهجای آنکه از گرهافکنی و پیشرفت داستانی متعارف بهره ببرد، از خردهروایتهایی ساخته شده که شخصیتها و دغدغههایشان را در موقعیتهای پراکنده به نمایش میگذارند.
این ساختار، حالتی زنده و بیقرار دارد و با آشفتگی ذهنی نسل تصویرشده تناسب پیدا میکند. فیلم از توضیحهای طولانی پرهیز میکند و اجازه میدهد شوخیها و برخوردها گاهی بیمقدمه آغاز شوند و ناگهان پایان بگیرند. نتیجه، اثری است که بیشتر بر لحن و مشاهده تکیه دارد تا بر قصه. اما گسستگی همیشه به ریتمی خلاقانه نمیانجامد.
« دی پالما هنوز در ابتدای مسیر هنری خود است، اما علاقهاش به نظربازی و قدرت تصویر در همین اثر قابل تشخیص است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی بخشها بهسرعت ایدهای کمیک را میسازند و به نتیجه میرسانند؛ برخی دیگر بیش از اندازه کش میآیند یا بهسختی از خامی نخستین طرح فراتر میروند. پیوند میان اپیزودها نیز گاهی سست است و تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم بهجای گسترش یک فکر، از موضوعی به موضوع دیگر میپرد. همین ناهمواری، تجربهٔ تماشای اثر را نامطمئن میکند: انرژی و تازگیاش تحسینبرانگیز است، اما استمرار ندارد.
زبان تصویری و محدودیتهای تولید کمبودجهبودن «Greetings» تنها یک ویژگی فنی نیست؛ بخشی از هویت آن است. فیلم حس اثری را دارد که با امکانات محدود و آزادی عمل زیاد ساخته شده و همین امر به صحنههایش حالتی خودمانی و خیابانی میدهد. دی پالما بهجای پنهانکردن ناپیوستگیها، گاه از آنها برای ساختن لحنی بازیگوش و تجربی استفاده میکند.
تغییرات ناگهانی در لحن، نگاه مستقیم به موقعیتها و گسست میان بخشها با تصویری از جهانی ناپایدار هماهنگاند. بااینهمه، آزادی فرمی همیشه به انسجام هنری تبدیل نمیشود. بعضی انتخابها بیشتر نشانهٔ کمبود تجربهاند تا جسارت آگاهانه، و بعضی صحنهها از نظر اجرا یا تدوین خام به نظر میرسند.
اثر گاه چنان به بداههپردازی تکیه میکند که شکل نهاییاش نابرابر میشود. بنابراین بهتر است میان انرژی تجربی فیلم و موفقیت کامل آن تفاوت گذاشت: «Greetings» لحظههای جذابی دارد، اما همهٔ ایدههایش به همان اندازه پرورده نیستند. طنزی که هنوز زنده است، و طنزی که فرسوده شده بخش مهمی از شوخیهای فیلم از برخورد میان ادعاهای بزرگ و رفتارهای کوچک نیرو میگیرد.
« همین ناهمواری، تجربهٔ تماشای اثر را نامطمئن میکند: انرژی و تازگیاش تحسینبرانگیز است، اما استمرار ندارد. »
قوتها و کاستیها
شخصیتها دربارهٔ تاریخ و سیاست حرف میزنند، اما در عمل گرفتار میل، ترس و خودمحوریاند. همین فاصله، طنزی تلخ میسازد: آدمها میخواهند جهان را توضیح دهند، درحالیکه حتی از فهم انگیزههای خود عاجزند. این نگاه در بخشهایی هنوز تیز و مؤثر است و فیلم را از یک مجموعه شوخیهای روزمره فراتر میبرد.
در مقابل، شوخیهای جنسی و خام، همیشه به چنین لایهای دست نمییابند. گاهی بیپروایی اثر به جای آنکه هنجارها را به پرسش بکشد، صرفاً بهانهای برای تحریک یا خندهٔ آسان میشود. تماشاگر امروزی ممکن است میان طنز سیاسی هوشمندانه و شوخیهای کهنهای که بر تحقیر یا نگاه ابزاری تکیه دارند، فاصلهای محسوس ببیند.
این دوگانگی بخشی از تجربهٔ فیلم است: اثری که هم از زمانهاش جلو میزند و هم در قید پیشداوریهای همان زمانه باقی میماند. جمعبندی «Greetings» فیلمی ناصاف، کنجکاو و سرشار از انرژی جوانانه است؛ اثری که ارزشش بیش از آنکه در استحکام پیرنگ یا یکدستی لحن باشد، در ثبت آشفتگی اجتماعی و آزمودن شکلهای تازهٔ کمدی قرار دارد.
دی پالما جنگ ویتنام، سوءظن سیاسی، میل به تماشا و سازوکار رسانه را در کنار هم مینشاند و از برخوردشان طنزی میسازد که گاه گزنده و گاه ناپخته است. اجرای دنیرو و دیگر بازیگران، بهویژه در لحظههای بیتکلف، به این جهان پراکنده جان میبخشد. تماشاگرانی که انتظار قصهای منسجم یا طنزی همیشه ظریف دارند، احتمالاً با گسستها و شوخیهای خشن فیلم کنار نخواهند آمد.
« شخصیتها دربارهٔ تاریخ و سیاست حرف میزنند، اما در عمل گرفتار میل، ترس و خودمحوریاند. »
جمعبندی
اما برای کسانی که به سینمای مستقل اواخر دههٔ شصت و آثار اولیهٔ فیلمسازان علاقهمندند، «Greetings» سندی تماشایی از دورهای است که سینما میخواست قواعدش را به چالش بکشد؛ حتی اگر هنوز همهٔ ابزارهای لازم برای مهار آن آزادی را در اختیار نداشت.
ثبت دیدگاه