نقد و بررسی
نقد مار سفید ۲: مار سبز (Green Snake) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی افسانه در هیئت کابوسی شهری «Green Snake» دنبالهای بر انیمیشن «White Snake» است، اما بهجای آنکه صرفاً مسیر روایی پیشین را ادامه دهد، جهان داستان را به قلمرویی غریب و خشن میبرد. شیائو چینگ، در پی نجات خواهرش از چنگال فاههای راهب، به شهری ویرانشهری پا میگذارد؛ جایی که قواعدش با منطق جهان آشنا تفاوت دارد و آدمها، موجودات و موقعیتها گویی در چرخشی بیپایان از خطر گرفتار شدهاند.
در این میان، مردی مرموز که گذشتهاش را به یاد نمیآورد، به یکی از رازهای اصلی سفر او بدل میشود. فیلم از همان آغاز اعلام میکند که قرار نیست تماشاگر را در مسیری آرام و سرراست پیش ببرد: با اثری روبهرو هستیم که خیالپردازی اسطورهای را با اکشن پرشتاب و فضای آخرالزمانی درمیآمیزد. این جسارت، سرچشمه بخشی از جذابیت فیلم است و همزمان، یکی از دشواریهایش.
شهری که قهرمان را میبلعد مهمترین تصمیم روایی فیلم، انتقال بخش عمده ماجرا به شهری است که انگار از دل کابوسی مدرن بیرون آمده است. این فضا نه پسزمینهای خنثی برای تعقیبوگریزها، بلکه نیرویی فعال در داستان است: محیطی که شخصیتها را میآزماید، مسیرشان را منحرف میکند و پیوسته شکل تازهای از خطر پیش رویشان میگذارد.
شهر بهواسطه همین ناپایداری، حس گمگشتگی و بیپناهی را تقویت میکند؛ احساسی که با وضعیت خود شیائو چینگ نیز همخوان است. بااینحال، فاصله این جهان از فضای افسانهای و تاریخی اثر پیشین ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناگهانی به نظر برسد. فیلم نهفقط صحنه را عوض میکند، بلکه لحن و نوع تجربه تماشاگر را نیز تغییر میدهد؛ از خیالپردازی اسطورهای به محیطی تیره، آشفته و گاه نزدیک به بازیهای بقا.
« در این میان، مردی مرموز که گذشتهاش را به یاد نمیآورد، به یکی از رازهای اصلی سفر او بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این جهش از نظر بصری الهامبخش است، اما فیلم همیشه فرصت کافی برای آمادهکردن مخاطب ندارد. گاهی آدم احساس میکند نه وارد مرحلهای تازه از یک روایت پیوسته، بلکه ناگهان به فیلمی با قواعدی دیگر پرتاب شده است. زیبایی بصری؛ امتیازی که پیوسته خودنمایی میکند اگر قرار باشد یکی از دستاوردهای فیلم را بیدرنگ برجسته کنیم، طراحی بصری آن است.
سازندگان با رنگ، نور، بافت و ترکیببندی تصویری جهانی میسازند که هم چشمنواز است و هم تا اندازهای غریب و ناآرام. چهرهها و موجودات گوناگون شهر، هرکدام با شمایلی متمایز به جهان فیلم هویت میدهند؛ در نتیجه، محیط حتی در لحظههایی که روایت انسجام خود را از دست میدهد، همچنان تماشایی باقی میماند.
این زیبایی تنها به نماهای ساکن محدود نمیشود. حرکت دوربین و پویایی انیمیشن در صحنههای درگیری، به فیلم ضرباهنگی دیداری میبخشد؛ گویی تصویر نیز درست مانند قهرمان، آرامگرفتن را بلد نیست. در بخش پایانی، انتخاب سبکی نقاشیگون جلوهای بهیادماندنی به قابها میدهد و نشان میدهد فیلم میتواند از قالب رایج اکشن رایانهای فراتر برود.
البته زیبایی تصویر همیشه به معنای وضوح روایی نیست: گاهی تماشاگر بیش از آنکه به انگیزه شخصیتها بیندیشد، مجذوب جزئیات صحنه و حرکتها میشود. اما این غلبه تصویر، در فیلمی با چنین جاهطلبی بصری، خود بخشی از هویت اثر است. اکشن پرشتاب و روایت کمفرصت «Green Snake» در ساختن موقعیتهای پرتحرک دستودلباز است.
« این جهش از نظر بصری الهامبخش است، اما فیلم همیشه فرصت کافی برای آمادهکردن مخاطب ندارد. »
شخصیتها و اجرا
تعقیبوگریزها، درگیریها و برخوردهای پیدرپی با خطر، انرژی زیادی به فیلم میدهند و بهندرت اجازه میدهند فضای شهر از حرکت بازبماند. طراحی صحنههای اکشن نیز از کیفیت انیمیشن بهره میبرد: حرکتها سیالاند و جهان اطراف قهرمان در جریان نبردها شکل تازهای پیدا میکند. برای تماشاگرانی که از فانتزی اکشن پرحادثه لذت میبرند، همین نیروی بصری میتواند تماشای فیلم را جذاب نگه دارد.
مشکل آنجاست که حادثه گاه جای تحول را میگیرد. درست هنگامی که موقعیتی فرصت مییابد به رابطهای عاطفی، پرسشی اخلاقی یا مکثی برای شناخت شخصیتها تبدیل شود، بحران بعدی از راه میرسد. فیلم پیوسته اطلاعات و چهرههای تازه وارد میکند و این انباشت، دنبالکردن برخی جزئیات را دشوار میسازد.
تماشاگر ممکن است بداند چه کسی در خطر است، اما هنوز فرصت نکرده باشد بفهمد چرا باید از سرنوشت او متأثر شود. به همین دلیل، شتاب روایت هم نقطه قوت فیلم است و هم مانعی در برابر اثرگذاری عاطفی آن. شیائو چینگ و سایه خواهر هسته احساسی داستان، پیوند شیائو چینگ با خواهرش و نیرویی است که او را به ادامه راه وامیدارد.
این هدف ساده و روشن، در میان پیچیدگیهای جهان فیلم نقش قطبنما را دارد. شخصیت اصلی در ظاهر در پی نجات دیگری است، اما سفرش ناگزیر با پرسشهایی درباره دلبستگی، وفاداری و مرز میان عشق و وابستگی گره میخورد. شهری که ساکنانش از گذشته و خواستههای خود جدا نشدهاند، زمینه مناسبی برای طرح چنین مضمونهایی فراهم میکند.
« برای تماشاگرانی که از فانتزی اکشن پرحادثه لذت میبرند، همین نیروی بصری میتواند تماشای فیلم را جذاب نگه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، فیلم بیش از آنکه این پرسشها را آرام و عمیق بپروراند، آنها را در دل ماجراهایی پرسرعت جای میدهد. شیائو چینگ بارها با موقعیتهایی روبهرو میشود که میتوانند لایههای تازهای از شخصیتش را آشکار کنند، اما مجال پرداختن به پیامدهای درونی آن برخوردها محدود است. در نتیجه، او حضوری چشمگیر دارد، ولی برخی گامهای تحولش بیش از آنکه بهتدریج شکل بگیرند، زیر فشار اتفاقهای پیاپی از برابر چشم میگذرند.
مرد مرموز نیز به جذابیت رازآلود جهان میافزاید، هرچند فیلم از همان ابتدا اطلاعات اندکی درباره او در اختیار مخاطب میگذارد. لغزش میان ژانرها و پراکندگی لحن فیلم میخواهد همزمان یک فانتزی اسطورهای، ماجرایی اکشن، داستانی درباره خواهران و تجربهای شبهآخرالزمانی باشد. این ترکیب در لحظههایی به جهان فیلم تازگی میبخشد؛ بهویژه هنگامی که تصویر و مکان، حس ورود به قلمرویی واقعاً ناشناخته را ایجاد میکنند.
اما گاهی اجزای مختلف بهجای آنکه در یکدیگر حل شوند، کنار هم انباشته میشوند. تغییر حالوهوا از ملودرام و افسانه به تعقیبوگریزهای پرهیجان ممکن است پیوستگی احساسی روایت را مختل کند. از این منظر، ایراد فیلم صرفاً پیچیدهبودن داستان نیست؛ مسئله آن است که پیچیدگی همیشه با عمق همراه نمیشود.
نامها، رخدادها و خطرها پیدرپی از راه میرسند، اما فرصت اتصال میان آنها محدود میماند. گاهی تماشاگر ناچار است بهجای دنبالکردن دقیق منطق هر مرحله، خودش را به موج تصاویر بسپارد و بپذیرد که فیلم فعلاً بیشتر میخواهد شگفتزدهاش کند تا همهچیز را توضیح دهد. این روش برای بخشی از مخاطبان لذتبخش است و برای برخی دیگر، حس آشفتگی و فاصله ایجاد میکند.
« بااینهمه، فیلم بیش از آنکه این پرسشها را آرام و عمیق بپروراند، آنها را در دل ماجراهایی پرسرعت جای میدهد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Green Snake» انیمیشنی بلندپرواز و دیدنی است که در تصویرسازی، طراحی شهر و خلق اکشن پرتحرک توانایی چشمگیری نشان میدهد. فضای خیالانگیز و تیره فیلم، آن را از بازگویی معمول یک افسانه دور میکند و پایانبندی هنرمندانهاش نیز از حیث جلوه بصری در خاطر میماند. در مقابل، روایت شلوغ، تغییر ناگهانی لحن و سرعت زیاد رخدادها اجازه نمیدهند شخصیتها و مضمونها همیشه به اندازه ظرفیتشان جان بگیرند.
حاصل کار اثری است که بیشتر از راه تصویر، حرکت و حالوهوای خاصش اثر میگذارد تا از راه روایتی کاملاً منسجم. اگر تماشاگر با آمادگی پذیرش آشفتگی و جهشهای سبکی به سراغش برود، میتواند در جهان بصری فیلم غرق شود؛ اما اگر پیوند عاطفی پیوسته و قصهای کمابهام بخواهد، احتمالاً با فاصلهای میان زیبایی تصاویر و انسجام داستان روبهرو خواهد شد.
«Green Snake» در بهترین لحظههایش خیال را به منظرهای تماشایی بدل میکند و در کماثرترین لحظههایش، زیر بار همان انبوه خیال و حادثه گم میشود.
« حاصل کار اثری است که بیشتر از راه تصویر، حرکت و حالوهوای خاصش اثر میگذارد تا از راه روایتی کاملاً منسجم. »



ثبت دیدگاه