نقد و بررسی
نقد طمع (Greed) | 1924
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تراژدیِ ثروتی ناگهانی «Greed» ساختهٔ اریش فون اشتروهایم، تراژدیای است دربارهٔ ثروتی که بهجای آنکه زندگی را آسانتر کند، مناسبات انسانی را از درون میپوساند. ترینا، زنی خانهدار، ناگهان برندهٔ بختآزمایی میشود و زندگیاش با جان، دندانپزشکی سادهزیست، وارد مرحلهای تازه میگردد.
اما پول در این فیلم نه راهحل مشکلات، بلکه نیرویی است که ترسها و خواستههای پنهان را آشکار میکند. حضور مارکوس، آشنای بدخواه آن دو، آتش بیاعتمادی را تندتر میسازد؛ بااینحال، سرچشمهٔ فاجعه را نمیتوان تنها به دسیسهٔ یک فرد نسبت داد. فیلم بیش از آنکه دربارهٔ نقشهای بیرونی باشد، دربارهٔ دگرگونی درونی آدمهایی است که ثروت، رابطهٔ آنها با یکدیگر و با خودشان را تغییر میدهد.
این اثر اقتباسی از رمان «مکتیگ» نوشتهٔ فرانک نوریس است و فون اشتروهایم آن را با نگاهی طبیعتگرایانه به تصویر میکشد؛ نگاهی که در آن، شخصیتها نه قهرمانانی آرمانی، بلکه انسانهایی گرفتار غرایز، ضعفها و شرایط زندگیاند. فیلم از دل همین نگاه، به تراژدیای تلخ و زمینی میرسد. [> طمع، نه فقط میل به پول عنوان فیلم ممکن است این تصور را ایجاد کند که با داستانی ساده دربارهٔ حرص مالی روبهرو هستیم، اما «Greed» طمع را پدیدهای پیچیدهتر میبیند.
پول در روایت نقش محرک دارد؛ مسئلهٔ اصلی آن است که آدمها چگونه به پول معنا میدهند و برای حفظ یا تصاحب آن چه چیزی را قربانی میکنند. ثروت ناگهانی نه شخصیتها را از نو میسازد و نه زخمهایشان را درمان میکند؛ بلکه بخشهایی از وجودشان را که پیشتر مهار شده بود، به سطح میآورد. فیلم با ظرافت نشان میدهد که طمع الزاماً در هیئت میل آشکار به تجمل ظاهر نمیشود.
« اما پول در این فیلم نه راهحل مشکلات، بلکه نیرویی است که ترسها و خواستههای پنهان را آشکار میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی خود را در ترس از ازدستدادن، در بدگمانی و در ناتوانی از اعتمادکردن نشان میدهد. همین تغییرهای تدریجی، هستهٔ اخلاقی اثر را شکل میدهند: ثروت میتواند آدم را در ظاهر برخوردارتر کند، اما همزمان جهان ذهنی او را تنگتر و فقیرتر سازد. فیلم قضاوت را بهسادگی بر دوش یک شخصیت نمیگذارد؛ تماشاگر ناچار است ببیند چگونه ضعفهای فردی در برخورد با فشارهای اجتماعی و اقتصادی به نیرویی ویرانگر بدل میشوند.
شخصیتهایی زمینی و دشوار بازیهای گبسون گولند، زاسو پیتس و ژان هرشولت از امتیازهای برجستهٔ فیلماند. اجرای آنها متکی بر نمایشهای پرزرقوبرق نیست؛ نیروی بازی بیشتر در حالت چهره، مکثها و کنشهای روزمرهای قرار دارد که بهتدریج معنایی تیره پیدا میکنند. این شیوه با جهان فیلم هماهنگ است: شخصیتها معمولیاند، و همین معمولیبودن باعث میشود فروپاشیشان تأثیری ناخوشایند و باورپذیر داشته باشد.
ترینا در کانون این دگرگونی قرار دارد. پیتس او را صرفاً بهعنوان چهرهای قربانی یا نماد حرص بازی نمیکند؛ در شخصیتش، ترس و دلبستگی با میل به مالکیت درهم میآمیزند. جان نیز از تصویری ساده و یکدست فاصله دارد. رفتار و واکنشهای او نشان میدهد که خشونت و درماندگی میتوانند در دل زندگیای ظاهراً عادی رشد کنند.
مارکوس هم نقش کاتالیزور را دارد: حضورش تعادل شکنندهٔ میان زوج را برهم میزند، اما فیلم از تبدیلکردن او به توضیح کامل همهٔ مصیبتها پرهیز میکند. چنین پرداختی، هم به روابط عمق میدهد و هم تماشاگر را از آسودگیِ یافتن یک مقصر یگانه محروم میسازد. واقعگراییِ تلخ و زبان تصویر یکی از ویژگیهای ماندگار «Greed» تأکید آن بر مکانها و جزئیات ملموس زندگی روزمره است.
« گاهی خود را در ترس از ازدستدادن، در بدگمانی و در ناتوانی از اعتمادکردن نشان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در پی بزککردن جهان شخصیتهایش نیست؛ فضاهای عادی، اشیای مصرفی و محیطهای زمخت، بخشی از معنای درام میشوند. این واقعگرایی با قاببندیهایی همراه است که گاه اجازه میدهند چند سطح از تصویر همزمان اهمیت پیدا کنند. جایگاه شخصیتها در قاب، فاصلهٔ میان آنها و آنچه در پسزمینه میگذرد، میتواند بیآنکه نیازی به توضیح کلامی باشد، رابطهای سرد یا ناپایدار را القا کند.
در سینمای صامت، تصویر باید بار بزرگی از روایت را به دوش بکشد و فون اشتروهایم از این امکان بهره میگیرد. اشیا و فضاها صرفاً پسزمینه نیستند؛ آنها بهتدریج به نشانههایی از میل، تملک و اضطراب بدل میشوند. فیلم در برخی لحظات از تضاد نور و سایه و عمق قاب برای تشدید حس تهدید استفاده میکند.
این انتخابها به اثر کیفیتی بصری میبخشند که هنوز هم میتواند تأثیرگذار باشد، هرچند تماشاگر امروزی ممکن است برای همراهشدن با ریتم و شیوهٔ روایت آن به کمی صبر نیاز داشته باشد. تدوینی آسیبدیده و روایتی نابرابر داوری دربارهٔ «Greed» ناگزیر با تاریخ تدوین آن گره میخورد. نسخهٔ نخستین فون اشتروهایم بیش از نه ساعت بوده است، اما نسخهٔ اکرانشدهٔ سال ۱۹۲۴ به حدود ۱۴۰ دقیقه کاهش یافت.
بخش بزرگی از فیلم حذف شد و بازسازی چهار ساعتهای که بعدها ارائه شد، با اتکا به تصاویر ثابت و مواد نوشتاری، بخشهایی از روایت حذفشده را بازمیسازد؛ بنابراین، آن را نباید نسخهای کامل یا بازگشت دقیق به فیلم اصلی دانست. [,4"> این پیشینه در تماشای اثر محسوس است. بعضی گذارها ناگهانیاند و گاه به نظر میرسد رابطهها یا دگرگونیهای عاطفی با شتابی بیش از حد پیش میروند.
« این واقعگرایی با قاببندیهایی همراه است که گاه اجازه میدهند چند سطح از تصویر همزمان اهمیت پیدا کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حذف بخشهایی از زندگی شخصیتها، مسیر تدریجی سقوط را در نسخهٔ اکرانشده فشرده و نامتوازن کرده است. حتی نسخهٔ بازسازیشده نیز با وجود افزودن زمینههایی از طریق تصاویر ثابت، نمیتواند پیوستگی و حرکتِ فیلمبرداریشدهٔ ازدسترفته را جایگزین کند. این ناهماهنگی صرفاً مسئلهای فنی نیست؛ بر برداشت تماشاگر از انگیزهها و شدت دگرگونیها نیز اثر میگذارد.
تجربهای طاقتفرسا، اما هدفمند تلخی فیلم فقط از سرنوشت شخصیتها نمیآید؛ از شیوهٔ نگاه آن به انسان نیز سرچشمه میگیرد. «Greed» کمتر از آنکه تماشاگر را به همدلی آسان دعوت کند، او را در برابر ضعفها و خودفریبیهای شخصیتها قرار میدهد. بسیاری از کنشها ناخوشایندند و فضای کلی اثر مجال آسودگی چندانی نمیدهد.
این انتخاب ممکن است برای برخی مخاطبان نقطهٔ قوت باشد، زیرا فیلم از شیرینکردن واقعیت پرهیز میکند؛ برای برخی دیگر، همین سردی و بیرحمی میتواند تماشای آن را فرساینده سازد. ریتم نیز برای تماشاگر امروز چالشبرانگیز است. حتی در نسخهٔ کوتاهتر، روایت و جزئیات آن ممکن است کند به نظر برسند، و در بازسازی طولانیتر، افزودهشدن تصاویر ثابت زمان بیشتری میطلبد.
بااینهمه، کندی فیلم همیشه بیثمر نیست: فرصت مشاهدهٔ تغییرهای کوچک را فراهم میکند و نشان میدهد که سقوط شخصیتها ناگهان آغاز نمیشود، بلکه از تکرار رفتارها و تشدید سوءظنها شکل میگیرد. دشواری فیلم، در بهترین لحظات، بخشی از تجربهٔ تراژیک آن است؛ اما آسیب تدوینی و طول روایت گاهی این دشواری را از نیروی تأملبرانگیز به گسست تبدیل میکنند.
« حذف بخشهایی از زندگی شخصیتها، مسیر تدریجی سقوط را در نسخهٔ اکرانشده فشرده و نامتوازن کرده است. »
قوتها و کاستیها
میراث یک اثر ناتمام «Greed» را میتوان هم بهعنوان اثری مستقل و هم بهعنوان بقایای یک طرح سینمایی بزرگتر تماشا کرد. شهرت آن تنها از داستان یا سبک بصریاش نمیآید؛ سرگذشت تولید و کوتاهشدن شدیدش نیز در تجربهٔ تماشایش حضور دارد. دانستن این تاریخ، ممکن است نگاه تماشاگر را به بخشهای نابرابر روایت حساستر کند، اما نباید جای خود فیلم را بگیرد.
آنچه باقی مانده، همچنان اثری نیرومند است: فیلمی که در قابهای دقیق، بازیهای سنجیده و موقعیتهای روزمره، فرسایش اعتماد و پیوند انسانی را دنبال میکند. البته افسانهٔ نسخهٔ گمشده میتواند انتظاری ناممکن بسازد؛ گویی تنها با تصور آنچه حذف شده میتوان فیلم را ارزشگذاری کرد. اما نسخهٔ موجود نیز بهتنهایی ظرفیت چشمگیری دارد.
نگاه واقعگرایانهٔ فون اشتروهایم، تلخی بیمصالحهٔ روایت و توجه به تأثیر محیط بر شخصیتها، «Greed» را از بسیاری از ملودرامهای سادهانگارانه متمایز میکند. در عین حال، نباید کاستیهای تجربهٔ تماشا را انکار کرد: تدوین ناهموار و حذفهای گسترده در بافت فیلم باقی ماندهاند. جمعبندی «Greed» تراژدیای دربارهٔ پول است، اما بیش از آن دربارهٔ ترس، تملک و فروپاشی اعتماد سخن میگوید.
بازیهای باورپذیر، فضاسازی واقعگرایانه و زبان بصری سنجیده، اثری ماندگار ساختهاند که هنوز توان برانگیختن اندیشه و ناراحتی را دارد. در برابر این دستاوردها، روایت گسسته، ریتم طولانی و فضای افسردهکننده قرار میگیرند؛ ضعفهایی که هم به سلیقهٔ تماشاگر مربوطاند و هم به تاریخ آسیبدیدهٔ فیلم.
« شهرت آن تنها از داستان یا سبک بصریاش نمیآید؛ سرگذشت تولید و کوتاهشدن شدیدش نیز در تجربهٔ تماشایش حضور دارد. »
جمعبندی
تماشای آن بیش از آنکه تجربهای سرگرمکننده و روان باشد، مواجههای با جهانی است که در آن میل به داشتن، آرامآرام توان دوستداشتن و اعتمادکردن را میفرساید. فیلم در شکل موجودش کامل و بینقص نیست، اما همین صورتِ زخمی نیز گواهی بر جسارت هنری آن است؛ گواهی بر سینمایی که میکوشد انسان را نه در هیئت قهرمان، بلکه در برابر خواستههایی نشان دهد که سرانجام بر او چیره میشوند.](streamdown:incomplete-link)



ثبت دیدگاه