نقد و بررسی
نقد Greed in the Sun | 1964
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بیابان بهمثابه میدان آزمون «Greed in the Sun» ساختهٔ Henri Verneuil، ماجرایی جادهای است که کامیون را جایگزین اسب و جادههای بیانتها را به قلمرو وسترن بدل میکند. فیلم در ظاهر دربارهٔ بازپسگیری کامیونی دزدیدهشده و محمولهای گرانبهاست؛ اما نیروی محرک آن فقط ارزش بار نیست. بیابان، شخصیتها را از آسایش و قواعد روزمره جدا میکند و آنان را در موقعیتی میگذارد که اعتماد، منفعت و غرور پیوسته به هم گره میخورند.
نتیجه اثری است که بیش از آنکه بر پیچیدگی طرح تکیه کند، از برخورد آدمها و ماشینها در پهنهای خشن نیرو میگیرد. قصهای ساده با ظرفیتهای پرکشش مارک برای بازگرداندن کامیون به دل بیابانهای مراکش میزند؛ در مسیر، ناچار است با کسانی همراه شود که هرکدام انگیزه و حسابوکتاب خود را دارند.
این طرح ساده به فیلم امکان میدهد تعقیبوگریز را به محور روایت تبدیل کند، بیآنکه ماجرا به مسابقهای مکانیکی میان خودروها فروکاسته شود. هر توقف، خرابی یا تغییر مسیر، فرصتی است برای آشکار شدن نسبت شخصیتها با خطر و یکدیگر. بااینحال، روایت همیشه از ظرفیت موقعیتهایش بهطور کامل بهره نمیبرد.
« هر توقف، خرابی یا تغییر مسیر، فرصتی است برای آشکار شدن نسبت شخصیتها با خطر و یکدیگر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تعقیبها پرحادثهاند، اما پیوند میان برخی رخدادها و تصمیمها به اندازهٔ کافی محکم نیست. گاه فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود، بیآنکه پیامد عاطفی یا دراماتیک هر مرحله فرصت رسوب پیدا کند. بنابراین کشش بیرونی داستان از انسجام درونی آن نیرومندتر است. قهرمانان ناسازگار و بازیگران پرتوان جذابیت اصلی فیلم در تقابل خلقوخوهاست.
Rocco با انرژی، بیقراری و اعتمادبهنفسش نیرویی پیشبینیناپذیر وارد داستان میکند؛ در برابر او، Hervé Marec شخصیتی خویشتندارتر و سرسختتر دارد و تعقیب را به آزمونی از تحمل و اراده بدل میسازد. بازی Jean-Paul Belmondo و Lino Ventura این تضاد را زنده نگه میدارد: یکی با جنبوجوش و شیطنت، دیگری با حضور سنگین و مقاوم.
تفاوت سبک بازیشان به رابطهای پرتنش اما سرگرمکننده جان میدهد. بازیگران مکمل نیز به فضای جمعی فیلم کمک میکنند. Bernard Blier با حضوری متمایز، رنگی از طنز و شلختگی انسانی به ماجرا میافزاید و Gert Fröbe در نقش کارفرمای سختگیر، چهرهای مقتدر و کمابیش تهدیدآمیز میسازد. بااینهمه، بازی خوب همیشه نمیتواند کمبود پرداخت شخصیتها را جبران کند.
« تعقیبها پرحادثهاند، اما پیوند میان برخی رخدادها و تصمیمها به اندازهٔ کافی محکم نیست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از همراهیها و بدگمانیها بهره میگیرد، اما کمتر به گذشته و نیازهای عاطفی آدمها میپردازد؛ ازاینرو، بعضی چرخشهای رابطهای بیشتر کارکرد داستانی دارند تا وزن روانشناختی. جغرافیای خشن، تصویرهای بهیادماندنی صحرا در این فیلم پسزمینهای تزئینی نیست. گسترهٔ باز و بیپناه آن، فاصله و تنهایی را ملموس میکند و حرکت کامیونها را به نبردی با طبیعت بدل میسازد.
جادههای دشوار، گرما و زمینهای ناهموار پیوسته یادآوری میکنند که ماشین، هرقدر نیرومند، در برابر محیط آسیبپذیر است. فیلمبرداری سیاهوسفید و قاب عریض، هم عظمت منظره را برجسته میکند و هم حضور کامیونها را در آن چشمگیرتر میسازد. این انتخاب بصری به اثر حالوهوایی خاص میدهد: منظرهها هم زیبا هستند و هم بیرحم.
قابهای وسیع، آدمها را کوچک نشان میدهند و تأکید میکنند که در این سفر، ارادهٔ فردی همیشه در برابر شرایط مادی محدود میشود. کامیون در چنین فضایی چیزی بیش از وسیلهٔ نقلیه است؛ محل کار، دارایی و سرچشمهٔ خطر است. فیلم بهخوبی از این ظرفیت تصویری استفاده میکند، هرچند گاهی توقفهای طولانی، آهنگ حرکت را کند میسازد.
« جغرافیای خشن، تصویرهای بهیادماندنی صحرا در این فیلم پسزمینهای تزئینی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کامیونها؛ اسبهای یک وسترن مدرن Verneuil خود به ایدهٔ وسترنی با کامیونها اشاره کرده بود: در این جهان، نیروی موتور جای اسب را میگیرد و رانندگانِ راههای دور نقش سوارکاران را بر عهده دارند. این قیاس در فیلم صرفاً شوخی یا استعارهای ظاهری نیست. کامیونها ابزار معاشاند، اما همزمان نشانهٔ منزلت، قدرت و استقلال نیز هستند.
کسی که پشت فرمان مینشیند، مسیر را انتخاب میکند؛ اما خرابی، کمبود سوخت و بدی جاده میتوانند این اختیار را در یک لحظه از او بگیرند. از این منظر، فیلم بهطور ضمنی دربارهٔ کار و وابستگی اقتصادی نیز حرف میزند. رانندگان در جهانی سخت و ناپایدار زندگی میکنند؛ خطر بخشی از حرفه و پول انگیزهای برای پذیرفتن آن است.
بااینحال، این لایهٔ اجتماعی بهندرت به بحثی پرورده تبدیل میشود. فیلم بیشتر به جذابیت موقعیت و برخوردهای پرتنش وفادار میماند تا آنکه پیامدهای این ساختار کاری را عمیقاً بکاود. طنز، خشونت و نوسان ریتم یکی از امتیازهای فیلم، آمیختن ماجراجویی با طنزی خشک و زمینی است. شخصیتها در میانهٔ گرفتاریها همچنان با طعنه و شوخی از یکدیگر فاصله میگیرند یا قدرتنمایی میکنند.
« این قیاس در فیلم صرفاً شوخی یا استعارهای ظاهری نیست. »
قوتها و کاستیها
این لحظات، خشونت و خطر را تعدیل میکنند و اجازه نمیدهند فیلم به تعقیبی عبوس و یکنواخت تبدیل شود. در کنار آن، درگیریهای فیزیکی و موقعیتهای ناگهانی، ضرباهنگی پرانرژی به بخشهایی از روایت میبخشند. اما تعادل میان طنز، تعقیب و درام همواره یکسان نیست. فیلم در بخشهایی مکثهایی طولانی دارد و بعضی صحنهها بیش از آنکه شخصیتها را عمیقتر کنند، صرفاً زمان روایت را امتداد میدهند.
همین مسئله باعث میشود کشش فیلم موجدار باشد: گاه با یک تعقیب یا برخورد تازه جان میگیرد و گاه در فاصلهٔ میان رخدادها فرو مینشیند. تدوین و ساختار روایی نمیتوانند در همهٔ لحظات این افتوخیز را به ریتمی یکپارچه تبدیل کنند. اعتماد، خیانت و کمبود عمق عاطفی در مرکز ماجرا، پرسشی ساده اما مؤثر قرار دارد: وقتی هرکس چیزی برای بهدستآوردن دارد، تا کجا میتوان به همراهان اعتماد کرد؟
کامیون و محموله، روابط را زیر فشار میگذارند و اتحادها را موقتی میکنند. این وضعیت زمینهای مناسب برای نمایش خودخواهی، وفاداری و مصلحتجویی فراهم میآورد. فیلم همچنین از این ایده استفاده میکند که دشمنی و رفاقت همیشه مرزهای ثابتی ندارند. بااینحال، اثر در پرداخت این مضمون محافظهکار میماند.
« این لحظات، خشونت و خطر را تعدیل میکنند و اجازه نمیدهند فیلم به تعقیبی عبوس و یکنواخت تبدیل شود. »
جمعبندی
پیشینهٔ شخصیتها و پیوندهایشان بهقدر کافی بسط نمییابد تا هر خیانت یا آشتی به زخمی واقعی بدل شود. بدگمانیها برای پیشبرد ماجرا سودمندند، اما چون شناخت ما از روابط محدود است، اثر عاطفیشان گاهی کمتر از انتظار میماند. فیلم بیش از آنکه دربارهٔ دگرگونی درونی آدمها باشد، دربارهٔ واکنشهای لحظهای آنان در وضعیتی دشوار است.
جمعبندی «Greed in the Sun» فیلمی ماجراجویانه و خوشتماشا است که با دو بازیگر اصلی پرقدرت، فضای چشمگیر صحرا و تصور وسترنی بر محور کامیونها، هویتی متمایز پیدا میکند. بهترین لحظاتش از برخورد شخصیتهای ناسازگار و از کشاکش ماشین با طبیعت زاده میشوند؛ در این لحظات، بیابان هم صحنهٔ تعقیب است و هم نیرویی که شخصیتها را میآزماید.
ضعفهای فیلم نیز روشناند: روایت گاه کش میآید، پیوند رخدادها همیشه استوار نیست و روابط عاطفی به عمقی نمیرسند که مضمون اعتماد و خیانت را کاملاً نافذ سازند. بااینهمه، اثر بهواسطهٔ بازیها، تصویرهای وسیع و انرژی خام ماجراجوییاش همچنان تماشایی میماند. این فیلم بیش از آنکه درام شخصیتمحوری بینقصی باشد، سفری خشن و سرگرمکننده است؛ سفری که ارزشش را از مسیر، فضا و برخورد آدمهایش میگیرد.
« پیشینهٔ شخصیتها و پیوندهایشان بهقدر کافی بسط نمییابد تا هر خیانت یا آشتی به زخمی واقعی بدل شود. »



ثبت دیدگاه