نقد و بررسی
نقد گِریت گرند مستی (Great Grand Masti) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه، اجرایی کمرمق «Great Grand Masti» میکوشد دو قلمرو آشنا اما دشوار را به هم پیوند بزند: کمدی بزرگسالانه و قصهٔ ارواح. سه دوست، عمار، میت و پریم، برای فروش خانهای قدیمی به شهری کوچک میروند و در آنجا با راگینی روبهرو میشوند؛ زنی افسونگر که جذابیت نخستینش بهتدریج جای خود را به هراسی نامتعارف میدهد.
همین چرخش، وعدهٔ اصلی فیلم است: میل و خیالپردازی مردانه قرار است به سرچشمهٔ آشفتگی و وحشت بدل شود. ترکیب این دو ژانر بالقوه میتواند موقعیتهایی تازه بسازد. حضور نیرویی ماورایی در کنار سه شخصیتی که اغلب جهان را از دریچهٔ شوخیهای جنسی میبینند، امکان طنزی وارونه را فراهم میکند؛ گویی آنان سرانجام ناچار میشوند با پیامدهای خیالپردازیهای خود روبهرو شوند.
اما فیلم بیش از آنکه این تضاد را بپروراند، به تکرار همان شوخیها و واکنشهای آشنای مجموعه بسنده میکند. ایده جذاب است، ولی اجرا از ظرفیت آن فاصله میگیرد. کمدیای که میان انرژی و تکرار گرفتار است ریتم فیلم پرتحرک است و در بسیاری از صحنهها بازیگران با صدای بلند، حرکات اغراقآمیز و واکنشهای چهرهای میکوشند خنده را به صحنه بیاورند.
گاه این شتاب نتیجه میدهد: دستپاچگی شخصیتها در برابر موقعیتهای غیرعادی، یا ناهماهنگی میان جدیت ظاهری آنان و رفتار مضطربشان، لحظاتی سرگرمکننده میسازد. بااینحال، انرژی بهتنهایی جانشین شوخی مؤثر نمیشود. بخش قابلتوجهی از طنز بر بازی با کنایههای جنسی، سوءتفاهم و اغراق استوار است؛ ابزارهایی که اگر با تنوع و زمانبندی دقیق به کار روند، میتوانند سرگرمکننده باشند.
« همین چرخش، وعدهٔ اصلی فیلم است: میل و خیالپردازی مردانه قرار است به سرچشمهٔ آشفتگی و وحشت بدل شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مشکل آن است که فیلم اغلب همان سازوکار را با صورتهای مختلف تکرار میکند. شوخی پیش از آنکه به نقطهٔ اوج برسد، مسیرش را آشکار میکند و فرصت غافلگیری از میان میرود. در نتیجه، خندههایی که گاه از دل اجراهای پرجنبوجوش بیرون میآیند، پراکندهاند و نمیتوانند ضعف کلی ریتم کمدی را جبران کنند.
فیلمنامه و ظرفیت هدررفتهٔ روایت طرح داستانی، ساده و سرراست آغاز میشود: سه دوست در سفری با انگیزهای ظاهراً عملی، وارد فضایی تازه میشوند و با زنی روبهرو میگردند که حضورش قواعد معمول زندگی آنان را برهم میزند. فیلم میتوانست با این موقعیت، هم به هجو غرایز و خودفریبی شخصیتها برسد و هم تعلیقی سبکسرانه اما مؤثر بسازد.
بااینحال، فیلمنامه معمولاً به جای گسترش تدریجی موقعیت، از یک شوخی به شوخی بعدی میجهد. شخصیتها نیز بیش از آنکه مسیر تحول روشنی داشته باشند، کارکردی مشخص در ماشین کمدی فیلم پیدا میکنند. رفتارهایشان عمدتاً تابع نیاز صحنه به یک واکنش اغراقشده یا کنایهٔ تازه است. این شیوه به داستان حالتی اپیزودیک میدهد: لحظههایی مجزا که کنار هم قرار گرفتهاند، اما پیوند دراماتیک نیرومندی میانشان شکل نمیگیرد.
افزون بر این، فیلم از رابطهٔ میان سه دوست و از تقابل آنان با زندگی زناشوییشان چندان بهره نمیگیرد؛ گویی این روابط بیشتر دستاویزی برای پیشبرد شوخیها هستند تا سرچشمهای برای شخصیتپردازی. بازیها؛ نیروی محرک در دل کمبودها بازیگران اصلی، با آگاهی از جنس فیلم، نقش خود را با انرژی پیش میبرند.
« مشکل آن است که فیلم اغلب همان سازوکار را با صورتهای مختلف تکرار میکند. »
شخصیتها و اجرا
ریتیش دشموک در نقش عمار از مهارتش در کمدی بدنی و واکنشهای سریع استفاده میکند و در برخی صحنهها، حتی وقتی خود شوخی کمجان است، با حالت چهره و زمانبندیاش به آن جان میدهد. آفتاب شیوداسانی نیز با بازی پرتحرک و اغراقهای حسابشده، حضوری بهیادماندنیتر از آنچه فیلمنامه برایش فراهم کرده عرضه میکند.
ویوک اوبروی در این میان خویشتندارتر است و نقش خود را با اطمینان پیش میبرد، هرچند گاه در قیاس با دو همبازیاش فرصت کمتری برای نمایش توانایی کمدی مییابد. اورواشی راوتلا با ورود به فضای داستان، جلوهای نمایشی و رازآلود به آن میبخشد؛ حضورش برای ساختن تضاد میان جذابیت و تهدید اهمیت دارد.
بااینحال، فیلم بیشتر بر ظاهر و تأثیر فوری او تکیه میکند تا بر پرداختی عمیقتر از شخصیت راگینی. بازیگران مکمل نیز در لحظاتی به افزایش شور صحنه کمک میکنند، اما نقشهایشان اغلب کوتاه و کمپرورشیافته است. بنابراین، حاصل کار گروه بازیگری را میتوان تلاشی پرانرژی دانست که گاه ضعف مواد نمایشی را میپوشاند، اما قادر نیست آن را از میان ببرد.
طنز جنسی و مسئلهٔ نگاه فیلم طنز بزرگسالانه بهخودیخود محکوم به سطحیبودن نیست؛ میتواند ابزار هجو، نقد مناسبات قدرت یا افشای تناقضهای شخصیتها باشد. اما در «Great Grand Masti» شوخیهای جنسی اغلب از مشاهده و تحلیل دور میمانند و به نمایش بدن، کنایههای مستقیم و نگاه ابزاری به زنان متکی میشوند.
« بااینحال، فیلم بیشتر بر ظاهر و تأثیر فوری او تکیه میکند تا بر پرداختی عمیقتر از شخصیت راگینی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
زنان در بسیاری از لحظهها بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل با خواست و کنش باشند، به موضوع خیالپردازی مردان یا وسیلهای برای برانگیختن واکنش آنان بدل میشوند. این انتخاب، نهتنها دامنهٔ طنز را محدود میکند، بلکه گاهی خودِ شوخی را از سرگرمی به ملال یا آزار نزدیک میسازد. فیلم فرصت دارد تا رفتار مردان را دستمایهٔ هجو قرار دهد و تناقض میان ادعاهایشان و خودخواهیشان را آشکار کند؛ اما معمولاً از این مسیر دور میشود و همان نگاه را بازتولید میکند.
ازاینرو، مشکل فقط تکراریبودن شوخیها نیست؛ مسئله آن است که طنز به ندرت فاصلهای انتقادی از موضوع خود میگیرد. فضای ماورایی؛ وعدهای که کامل نمیشود خانهٔ قدیمی و حضور راگینی، امکان ساختن فضایی میان کمدی و وحشت را فراهم میکنند. فیلم گاه با جابهجایی ناگهانی حالوهوا، از شوخی به دلهره میرسد و همین تغییر میتواند سرگرمکننده باشد؛ بهخصوص چون شخصیتها آمادگی مواجهه با امر نامعمول را ندارند.
در چنین لحظههایی، فیلم به هویتی متفاوت از یک کمدی جنسی معمول نزدیک میشود. اما عناصر ترسناک بیشتر نقش محرک موقعیتهای کمدی را دارند تا اینکه بهعنوان نیرویی مستقل و منسجم گسترش یابند. تعلیق چندان فرصت انباشتهشدن نمییابد و فضای رازآلود نیز پیوسته زیر فشار شوخیهای صریح قرار میگیرد.
از همین رو، نه وحشت به اندازهٔ کافی مؤثر میشود و نه کمدی از تازگی لازم برخوردار میماند. حاصل، اثری است که میان دو لحن رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه بتواند از برخورد آنها نیرویی تازه بسازد. جایگاه فیلم در مجموعه «Great Grand Masti» سومین فیلم از مجموعهٔ «Masti» است و برای مخاطبی که با لحن و شخصیتهای این آثار آشناست، بخشی از جذابیتش را از بازگشت سه چهرهٔ اصلی میگیرد.
« در چنین لحظههایی، فیلم به هویتی متفاوت از یک کمدی جنسی معمول نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم میکوشد با افزودن عنصر ماورایی، مسیر مجموعه را اندکی تغییر دهد، اما این تغییر بیشتر به طرح داستان مربوط است تا به تحول واقعی زبان کمدی. الگوی آشنای شوخیهای جنسی و واکنشهای پرهیاهو همچنان مرکز ثقل اثر باقی میماند. از این منظر، فیلم بیش از آنکه گامی تازه برای مجموعه باشد، تکرار فرمولی است که نشانههایی از فرسودگی در آن دیده میشود.
داستان تازه میتوانست امکان بازنگری در روابط شخصیتها و هجو پختهتر عادتهایشان را فراهم کند، اما فیلمنامه عموماً راه آسانتر را برمیگزیند: بازگشت به همان موقعیتها و همان نوع شوخی، با چاشنی حضور یک نیروی فراطبیعی. جمعبندی «Great Grand Masti» اثری پرجنبوجوش و متکی بر ایدهای بالقوه سرگرمکننده است: برخورد سه مرد خیالپرداز با زنی که از مرز جذابیت معمول فراتر میرود و قواعد بازی را تغییر میدهد.
بازیهای پرانرژی ریتیش دشموک و آفتاب شیوداسانی، و لحظاتی از آمیختن کمدی با فضای ماورایی، به فیلم امتیازهایی محدود میبخشند. بااینهمه، فیلمنامهٔ کمرمق، شوخیهای تکراری و نگاه جنسیتزده مانع شکلگیری تجربهای منسجم و واقعاً خندهآور میشوند. فیلم گاه میتواند با اغراق و بیپروایی خود سرگرم کند، اما کمتر به طنزی هوشمندانه یا ترسی مؤثر دست مییابد.
ایدهٔ مرکزیاش وعدهٔ وارونگی و آشوبی تازه میدهد، ولی اجرای آن بیش از اندازه به فرمولهای آشنا وابسته میماند. در نهایت، «Great Grand Masti» بیشتر نمونهای از فرصتهای ازدسترفته است تا کمدیای که از ترکیب ژانرها به هویتی ماندگار برسد.
« الگوی آشنای شوخیهای جنسی و واکنشهای پرهیاهو همچنان مرکز ثقل اثر باقی میماند. »



ثبت دیدگاه