نقد و بررسی
نقد Grandma's Boy | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: کمدیای که میداند دقیقاً با چه مخاطبی حرف میزند «Grandma’s Boy» کمدی آمریکایی سال ۲۰۰۶ است که از همان ابتدا بر مرز میان فرهنگ گیمرها، شوخیهای عامیانه و کمدیِ موسوم به «استونر» حرکت میکند. فیلم بهجای آنکه بکوشد طنزی فراگیر و بیخطر بسازد، جهانش را حول شخصیتی میچیند که در میانهٔ بزرگسالی هنوز با بازیهای ویدئویی، همخانههای نامتعارف و مسئولیتپذیری نیمبند دستوپنجه نرم میکند.
الکس، آزمونگر بازیهای رایانهای، پس از بیخانمانشدن موقت، نزد مادربزرگش و دو دوست سالمند او میرود و همزمان میکوشد در محیط کار جایگاهش را حفظ کند و بازی خودش را پیش ببرد. این موقعیت ظرفیت یک کمدیِ پرتحرک را دارد، اما فیلم بیشتر از آنکه بر ساختاری ظریف و منسجم تکیه کند، به انبوهی از شخصیتهای عجیب، موقعیتهای اغراقآمیز و جملههای بهیادماندنی متوسل میشود.
همین انتخاب، هم مهمترین ویژگی فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. جهان دوگانهٔ خانه و محل کار یکی از ایدههای جذاب فیلم، کنار هم گذاشتن دو محیطی است که بهظاهر هیچ تناسبی با یکدیگر ندارند. خانهٔ مادربزرگ با ریتمی آزاد، شوخیهایی خارج از عرف و همنشینانی غیرقابلپیشبینی شناخته میشود؛ شرکت بازیسازی، در سوی دیگر، فضایی رقابتیتر است که در آن الکس باید میان تجربهٔ عملی، فروتنی و اثبات ارزش خود تعادل برقرار کند.
این تضاد، به فیلم امکان میدهد بارها میان بیقاعدگی خانه و جدیت نسبی کار جابهجا شود. بااینحال، این دو جهان همیشه به یک اندازه پرورده نشدهاند. بخشهای خانه، بهدلیل حضور مادربزرگ و دوستانش، از انرژی گروهی بیشتری برخوردارند و اغلب به صحنههایی مستقل و کمدیمحور تبدیل میشوند. خط کاری الکس، با رقابتهای حرفهای و تلاش برای ساخت بازی، بیشتر نقش چارچوب روایی را دارد.
« همین انتخاب، هم مهمترین ویژگی فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، فیلم گاهی از پیوند کامل این دو مسیر بازمیماند و آنها را همچون دو مجموعهٔ جداگانه از شوخیها کنار هم میگذارد. الکس و کشاکش بزرگسالی الکس قهرمانی متعارف نیست؛ نه جوانی کاملاً بیتجربه است و نه بزرگسالی که زندگیاش سامان گرفته باشد. او در سنی قرار دارد که اطرافیان انتظار دارند به ثبات رسیده باشد، اما هنوز در برابر پیامدهای انتخابهایش آسیبپذیر است.
این فاصله میان سن و میزان بلوغ، موتور اصلی موقعیتهای کمیک فیلم را میسازد. جابهجایی اجباری به خانهٔ مادربزرگ، بیش از آنکه صرفاً مسئلهای لجستیکی باشد، مواجههٔ او با تصویری از خود است که ترجیح میدهد پنهانش کند. جالب آنکه فیلم این کشاکش را با لحنی جدی یا روانشناسانه دنبال نمیکند.
الکس قرار نیست در سفری عمیق به درون خویش، به شناختی پیچیده از هویت و مسئولیت برسد. دگرگونی او بیشتر در سطح رفتار و رابطه با دیگران شکل میگیرد. این رویکرد با جنس کمدی فیلم سازگار است، اما از سوی دیگر، فرصتی را برای پرداخت غنیتر شخصیت از دست میدهد. در نهایت، الکس بیش از آنکه شخصیتی چندلایه باشد، مرکز ثابتی است که آشوب پیرامونش را به هم پیوند میدهد.
بازیگران و شیمی گروهی بخش مهمی از جذابیت فیلم به ترکیب بازیگران و توانایی آنان در حفظ لحن سبک و بیپروا بازمیگردد. Allen Covert در نقش الکس، شخصیتی کمادعا و نسبتاً منفعل میسازد که بهخوبی با شلوغی اطرافش تضاد دارد. Doris Roberts، Shirley Jones و Shirley Knight نیز با حضور در نقش مادربزرگ و دوستانش، خانه را به کانونی پرجنبوجوش بدل میکنند.
« این فاصله میان سن و میزان بلوغ، موتور اصلی موقعیتهای کمیک فیلم را میسازد. »
شخصیتها و اجرا
آنها صرفاً حاشیهای برای داستان الکس نیستند؛ گاه حضورشان چنان پررنگ میشود که فیلم برای لحظاتی از قهرمان خود فاصله میگیرد و به جمع نامتعارف ساکنان خانه میدان میدهد. Nick Swardson و Joel David Moore در دو سوی متفاوت فضای کاری فیلم قرار میگیرند و به رقابتها و اصطکاکهای محیط شرکت رنگ میبخشند.
حضور کوتاه David Spade نیز از آن لحظههایی است که با زمان محدودش بیش از اندازهٔ انتظار اثر میگذارد: شوخی او نه با گسترش داستان، بلکه با همان لحن خشک و ضربآهنگ مخصوصش کار میکند. در مجموع، فیلم بیش از آنکه از بازیهای نمایشی پیچیده نیرو بگیرد، بر هماهنگی جمعی و احساس راحتی بازیگران در موقعیتهای اغراقآمیز تکیه دارد.
طنز، دیالوگ و مسئلهٔ سلیقه طنز «Grandma’s Boy» آشکارا بر شوخیهای بدنی، خام، جنسی و مرتبط با مصرف مواد تکیه دارد. این انتخاب را نمیتوان بهسادگی نقطهضعف دانست، زیرا هویت فیلم تا حد زیادی از همین بیپروایی میآید؛ اما همین ویژگی مخاطب را بهسرعت به دو گروه تقسیم میکند. برای بینندهای که با کمدیهای عامیانه و فرهنگ گیمرها همراه است، بعضی جملهها و تکهکلامها میتوانند بهسرعت در ذهن بمانند.
فیلم در بهترین لحظاتش، از برخورد جدی شخصیتها با موقعیتهایی پوچ خنده میسازد و از همین تضاد بهره میبرد. در مقابل، شوخیها همیشه از نظر ابداع و زمانبندی یکدست نیستند. برخی موقعیتها پس از آنکه ایدهٔ اصلیشان روشن شده، بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند؛ برخی دیگر نیز بهجای آنکه از شخصیت یا موقعیت خاصی بجوشند، صرفاً بر غافلگیری ناشی از ابتذال یا بیادبی متکیاند.
« فیلم در بهترین لحظاتش، از برخورد جدی شخصیتها با موقعیتهایی پوچ خنده میسازد و از همین تضاد بهره میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، تماشاگرانی که با این نوع طنز ارتباط نمیگیرند، احتمالاً نهتنها از شوخیها لذت نمیبرند، بلکه ممکن است تکرارشان را فرساینده بیابند. فیلم آگاهانه به سوی ظرافت نمیرود و ارزشش را باید با معیارهای همان سنت کمدی سنجید. ریتم و لحظههای بهیادماندنی فیلم با زمان نسبتاً جمعوجور خود میکوشد میان ماجراهای خانه، رقابتهای محل کار، رابطهٔ عاطفی و رؤیای ساخت بازی تعادل برقرار کند.
در بخشهایی، این رفتوآمد به ریتمی سرزنده میانجامد؛ هر صحنه فرصتی تازه برای برخورد میان شخصیتهای ناسازگار فراهم میکند. در بخشهایی دیگر، تعدد شوخیها و خردهماجراها باعث میشود مسیر روایی از تمرکز کافی فاصله بگیرد و به زنجیرهای از موقعیتهای مستقل شبیه شود. بااینحال، فیلم چند لحظهٔ جمعی دارد که بیش از خطوط روایی در حافظه میمانند.
فضای رفاقتی گروه و صحنهٔ رقص مهمانی، از جمله نمونههاییاند که انرژی فیلم را بهروشنی نشان میدهند. این بخشها نه بهدلیل عمق داستانی، بلکه بهسبب شور بازیگران و حس رهاشدگیشان کار میکنند. «Grandma’s Boy» در چنین لحظاتی نشان میدهد که گاهی پیوند بازیگران و لذتِ آشکارشان از حضور در صحنه میتواند از انسجام رواییِ ناقص پیشی بگیرد.
کارگردانی و هویت بصری Nicholaus Goossen فیلم را با رویکردی ساده و بیتکلف پیش میبرد. تصویرپردازی و میزانسن، در خدمت نمایش شخصیتها و موقعیتهای کمدیاند و کمتر میکوشند خودنمایی مستقل داشته باشند. این انتخاب با فیلمی که اولویت اصلیاش گفتوگو و واکنشهای بازیگران است تناسب دارد، هرچند در نتیجه، اثر از نظر بصری چندان متمایز نمیشود.
« فیلم آگاهانه به سوی ظرافت نمیرود و ارزشش را باید با معیارهای همان سنت کمدی سنجید. »
قوتها و کاستیها
درونمایهٔ بازیسازی نیز امکان میدهد که فیلم به فضای کاری کمتر دیدهشدهای سرک بکشد: جایی که آزمونکردن بازی، طراحی و خیالپردازی دربارهٔ محصول نهایی درهم میآمیزند. این بخشها برای مخاطبی که با بازیهای ویدئویی آشناست، طعم خاصی دارند؛ اما فیلم کمتر از این بستر برای کاوش جدی دربارهٔ خلاقیت، صنعت سرگرمی یا رابطهٔ سازنده با اثرش استفاده میکند.
بازیسازی بیشتر ابزار مشخصکردن هویت الکس و ایجاد رقابت است تا موضوعی که خود بهطور مستقل گسترش یابد. جمعبندی «Grandma’s Boy» کمدیای نامتوازن، اما صاحب هویت روشن است. فیلم در شخصیتپردازی و پیوند دادن همهٔ خطوط داستانی به نتیجهای کاملاً منسجم نمیرسد و بخشی از شوخیهایش بهسرعت کهنه یا تکراری به نظر میرسند.
درعوض، از گروه بازیگران، فضای رفاقتی و لحظههایی که با جسارت به سمت ابتذال میروند، انرژی میگیرد. دیالوگهای نقلکردنی، حضور کوتاه و بامزهٔ David Spade و برخی صحنههای جمعی، نقاط قوتیاند که تجربهٔ تماشایش را برای مخاطب همسلیقه دلپذیر میکنند. این فیلم را نباید کمدیای دانست که قرار است هر تماشاگر را با ظرافت یا طنزی چندلایه جذب کند.
جذابیتش وابسته به پذیرش جهان بیقاعده، شوخیهای خام و حالوهوای خاص فرهنگ گیمرها و استونرهاست. اگر این زبان طنز با سلیقهٔ بیننده سازگار باشد، «Grandma’s Boy» میتواند سرگرمکننده و بهیادماندنی شود؛ اگر نه، تکرار شوخیها احتمالاً زودتر از خنده، بیحوصلگی به همراه میآورد.
« بازیسازی بیشتر ابزار مشخصکردن هویت الکس و ایجاد رقابت است تا موضوعی که خود بهطور مستقل گسترش یابد. »
ثبت دیدگاه