نقد و بررسی
نقد گرند مستی (Grand Masti) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کمدی عامهپسند «Grand Masti» ساختهٔ ایندرا کومار، دنبالهای بر «Masti» است؛ اما بیش از آنکه بر پیوستگی روایی با فیلم پیشین تکیه کند، سه بازیگر اصلی و الگوی کمدی بزرگسالانهاش را به صحنهای تازه میآورد. میت، پرم و عمار، سه دوست قدیمی، برای حضور در گردهمایی فارغالتحصیلان دانشگاهی راهی میشوند و خیلی زود در زنجیرهای از flirt، سوءتفاهم و دردسر گرفتار میشوند.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست ظرافت روانشناختی یا روایتی واقعگرا را در مرکز توجه قرار دهد؛ هدفش ساختن موقعیتهایی پرجنبوجوش و پیدرپی است که تماشاگر را با شوخیهای جسورانه سرگرم کند. این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت اصلی آن. «Grand Masti» از مخاطب میخواهد قواعد منطق روزمره را تا اندازهای کنار بگذارد و با ریتم تند و شوخیهای اغراقشده همراه شود.
برای تماشاگر همدل با این جنس کمدی، چنین رویکردی میتواند لحظاتی مفرح بسازد؛ اما هرچه فیلم پیش میرود، آشکارتر میشود که انرژی و فراوانیِ شوخیها جای خالی ایدههای تازه را پر نمیکند. قصه؛ بهانهای برای زنجیرهٔ سوءتفاهمها داستان بر میل سه دوست به خوشگذرانی بنا شده است؛ میلی که در برخورد با زندگی زناشویی و پیامدهای تصمیمهای نسنجیده، آنها را وارد موقعیتهایی پیچیده میکند.
« این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت اصلی آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گردهمایی دانشگاهی در حکم محرک روایی عمل میکند: فرصتی برای دیدار دوباره، یادآوری جوانی و خیالپردازی دربارهٔ آزادی گذشته. اما فیلم چندان علاقهای به کاوش در این فاصلهٔ میان جوانی و بزرگسالی ندارد. گذشته بیشتر بهانهای برای آغاز ماجراست تا موضوعی برای تأمل. خط داستانی خیانت نیز به همین شیوه پرداخت میشود.
رابطهها و وسوسهها ظرفیت ایجاد تنش اخلاقی یا عاطفی دارند، ولی فیلم عمدتاً از آنها برای راهانداختن شوخیها و سوءتفاهمها بهره میگیرد. در نتیجه، شخصیتها فرصت چندانی برای نشاندادن تردید، مسئولیتپذیری یا دگرگونی پیدا نمیکنند. رفتارهایشان بیشتر تابع نیاز صحنهٔ بعدی به یک موقعیت خندهدار است تا حاصل تحول درونی یا منطق روشن شخصیتپردازی.
کمدی؛ میان تکجملههای موفق و تکرار بخش مهمی از جذابیت فیلم بر شوخیهای کلامی و واکنشهای لحظهای بنا شده است. برخی تکجملهها بهخوبی در زمان مناسب ادا میشوند و از تضاد میان ظاهرِ مطمئن شخصیتها و آشفتگی واقعیشان خنده میگیرند. در این لحظهها، فیلم نشان میدهد که کمدیاش الزاماً به پیچیدگی نیاز ندارد؛ یک مکث درست، یک واکنش غیرمنتظره یا نگاه هراسان میتواند از دیالوگی طولانی مؤثرتر باشد.
« اما فیلم چندان علاقهای به کاوش در این فاصلهٔ میان جوانی و بزرگسالی ندارد. »
شخصیتها و اجرا
مشکل از جایی آغاز میشود که همان جنس شوخی بارها تکرار میشود، بیآنکه شکل تازهای پیدا کند. فیلم بهجای آنکه از یک موقعیت کمیک نتیجهای متفاوت بیرون بکشد، اغلب با بلندترکردن صدا، افزودن واکنشهای اغراقآمیز یا چیدن سوءتفاهمی دیگر، همان الگو را دوباره به کار میگیرد. این تکرار، بهویژه در نیمههایی که روایت باید پیشرفت کند، باعث میشود خندههای پراکنده نتوانند ضعف ریتم کلی را جبران کنند.
سه بازیگر و هماهنگی گروهی ریتیش دشموک، ویویک اوبروی و آفتاب شیوداسانی ستون اجرایی فیلماند. تفاوت در شیوهٔ بازی و واکنش آنها به موقعیتها، به سه شخصیت امکان میدهد از هم کاملاً یکسان به نظر نرسند. دشموک در استفاده از چهره و مکثهای کمیک مهارت دارد؛ اوبروی غالباً با بازی پرتحرک و واکنشهای آشکار به آشفتگی صحنه دامن میزند؛ و شیوداسانی در کنار آن دو به حفظ حالوهوای گروهی کمک میکند.
هماهنگی میان این سه نفر، حتی وقتی شوخی نوشتهشده چندان نیرومند نیست، گاه خودش به سرچشمهٔ خنده بدل میشود. نکتهٔ مهم این است که فیلم بیش از آنکه بر بازی انفرادیِ پیچیده تکیه کند، به ضرباهنگ جمعی نیاز دارد. بازیگران باید حرف یکدیگر را بگیرند، واکنشها را بهموقع نشان دهند و آشفتگی صحنه را به بخشی از سرگرمی تبدیل کنند.
« مشکل از جایی آغاز میشود که همان جنس شوخی بارها تکرار میشود، بیآنکه شکل تازهای پیدا کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این هماهنگی در تعدادی از صحنهها نتیجهبخش است، اما در موقعیتهای دیگر به اغراق بیوقفه میرسد؛ انگار بازیگران فرصت ندارند از شدت هیاهو بکاهند یا سکوتی بسازند که خودِ سکوت خندهآور باشد. شخصیتها و رابطهها شخصیتهای زن در بسیاری از لحظات بیشتر بهعنوان عامل پیشبرندهٔ ماجرا یا منشأ سوءتفاهم به کار گرفته میشوند تا شخصیتهایی با خواستهها و جهان درونی مستقل.
این عدم توازن، تنها مسئلهای در پرداخت کاراکترها نیست؛ بر نوع نگاه فیلم به روابط نیز اثر میگذارد. زندگی زناشویی در بیشتر مواقع به مانعی برای خوشگذرانی مردان یا زمینهای برای شوخیهای بزرگسالانه تقلیل مییابد. چنین نگاهی ظرفیت کمدی موقعیت را محدود میکند، زیرا رابطهها بهجای آنکه از تضاد خواستهها و عواطف پیچیده نیرو بگیرند، به ابزار پیشبرد شوخی بدل میشوند.
البته این سادهسازی با قصد آشکار فیلم برای ارائهٔ کمدی سبک و بیپرده هماهنگ است، اما هماهنگی با قصد بهتنهایی کیفیت نمیآفریند. وقتی شخصیتها از استقلال کافی برخوردار نباشند، تماشاگر کمتر درگیر پیامدهای تصمیمهایشان میشود و تنش داستان نیز سطحی میماند. فیلم بارها از موقعیتهای بالقوه پرکشمکش عبور میکند، بیآنکه از آنها معنای بیشتری بیرون بکشد.
« این عدم توازن، تنها مسئلهای در پرداخت کاراکترها نیست؛ بر نوع نگاه فیلم به روابط نیز اثر میگذارد. »
قوتها و کاستیها
لحن، ریتم و شلوغی «Grand Masti» ریتمی پرشتاب و لحنی پرهیاهو دارد. دیالوگهای فراوان، واکنشهای نمایشی و تأکید بر شوخیهای صریح، فضای فیلم را از ابتدا تا انتها شلوغ نگه میدارند. این شدت برای تماشاگرانی که از کمدی بیپروا و اغراقشده استقبال میکنند، بخشی از جذابیت اثر است؛ اما فیلم بهندرت فرصت میدهد صحنهای آرامتر نفس بکشد یا شخصیتها بیرون از چرخهٔ شوخی و واکنش دیده شوند.
شماری از دیالوگها بهجای آنکه به دلیل زمانبندی یا ظرافت خندهدار باشند، با اصرار بر صراحت و تکرار، حس ناخوشایندی ایجاد میکنند. فاصلهٔ میان بیپروایی کمیک و خجالتآورشدن دیالوگها باریک است و فیلم همیشه از آن بهدرستی عبور نمیکند. ازاینرو، لحن یکدست آن گاهی بیشتر به ازدحام شباهت دارد تا ریتمی سنجیده: هر شوخی برای جلب توجه بلندتر میشود، اما نتیجه لزوماً خندهٔ بیشتر نیست.
نسبت با قسمت پیشین «Grand Masti» بخشی از مجموعهای است که هویت خود را بر رفاقت سه شخصیت اصلی و کمدی بزرگسالانه استوار کرده است. بازگشت بازیگران و حفظ فضای آشنا، به فیلم امکانی برای جلب مخاطبی میدهد که از قسمت نخست با این ترکیب خو گرفته است. بااینحال، دنبالهبودن اثر الزاماً به معنای پیشرفت در شخصیتپردازی یا ساختن شوخیهایی تازهتر نیست.
« لحن، ریتم و شلوغی «Grand Masti» ریتمی پرشتاب و لحنی پرهیاهو دارد. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه الگوی قبلی را بازاندیشی کند، آن را بزرگتر و پرصداتر میسازد. برای برخی تماشاگران، همین آشنایی و تداوم لحن کافی است؛ بهخصوص اگر انتظارشان از فیلم، سرگرمی سبک و چند لحظهٔ خنده باشد. برای کسانی که قسمت نخست را بهسبب قصه یا انسجام بیشتر ترجیح میدهند، «Grand Masti» ممکن است نمونهای باشد از دنبالهای که بهجای پالایش فرمول، بر اغراق در آن تکیه میکند.
جمعبندی «Grand Masti» فیلمی است که تواناییهای محدود اما مشخصی دارد: سه بازیگر اصلی در کنار هم شیمی کمیک قابلقبولی میسازند، بعضی تکجملهها و واکنشهای چهره بهخوبی از کار درمیآیند و فضای بیپروا و پرتحرک آن برای مخاطب همسو با این نوع کمدی میتواند سرگرمکننده باشد. بااینحال، قصهٔ کممایه، شوخیهای تکراری، شخصیتپردازی سطحی و دیالوگهایی که گاه بهجای خنده حس خجالت برمیانگیزند، مانع از آن میشوند که فیلم از هیاهوی لحظهای فراتر برود.
حاصل، کمدیای نابرابر است: گاه واقعاً خندهدار، اما اغلب متکی به شلوغی و تکرار؛ اثری که بیش از آنکه داستانی ماندگار روایت کند، بر حضور سه بازیگر و چند لحظهٔ موفق کمدی تکیه دارد.
« این فیلم بیش از آنکه الگوی قبلی را بازاندیشی کند، آن را بزرگتر و پرصداتر میسازد. »
ثبت دیدگاه