نقد و بررسی
نقد گوتیک (Gothic) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیایی که از دل یک شب زاده میشود «Gothic» ساختهٔ Ken Russell، بیش از آنکه بازسازی تاریخیِ موثق یا زندگینامهای سینمایی دربارهٔ نویسندگان نامدار رمانتیک باشد، رؤیایی آشفته دربارهٔ سرچشمههای آفرینش هنری است. فیلم ما را به عمارتی کنار دریاچهٔ ژنو میبرد؛ جایی که Lord Byron میزبان Percy و Mary Shelley و همراهانشان است.
گفتوگوها و روایت داستانهای هولناک، در پیوند با مواد توهمزا، رفتهرفته حالتی کابوسوار مییابند و مرز میان آنچه شخصیتها تصور میکنند و آنچه در برابرشان رخ میدهد، سست میشود. این روایت از دیدار تاریخی گروه الهام گرفته، اما آزادی تخیل فیلمساز را نباید با دقت مستند اشتباه گرفت. همین فاصله از واقعگرایی، کلید ورود به اثر است.
فیلم نه میخواهد زندگی روزمرهٔ شاعران را با آرامش و وقار بازسازی کند و نه در پی توضیح خطیِ چگونگی شکلگیری آثار ادبی مشهور است. آنچه برایش اهمیت دارد، لحظهای است که خیال از محدودهٔ ذهن بیرون میزند و به تجربهای حسی و ترسآور بدل میشود. از این منظر، «Gothic» را باید بیشتر تجربه کرد تا دنبال کرد: با آمادگی برای ورود به فضایی ناآرام که در آن منطق داستانی عمداً جای خود را به تداعی، هراس و اغراق میدهد.
کن راسل و منطقِ افراط Ken Russell در این فیلم سراغ موضوعی میرود که با روحیهٔ سینمای او سازگاری کامل دارد: برخورد شور، تمنا، ترس و آفرینش در فضایی که هیچچیز در آن متعادل نمیماند. او بهجای آنکه وحشت را آهسته و کمصدا بسازد، آن را با هجوم تصویرها، تغییر ناگهانیِ فضا و بازیهای نمایشی به تماشاگر تحمیل میکند.
« فیلم ما را به عمارتی کنار دریاچهٔ ژنو میبرد؛ جایی که Lord Byron میزبان Percy و Mary Shelley و همراهانشان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه فیلمی است پرتحرک و خودآگاهانه اغراقآمیز؛ اثری که حتی در لحظات سکون نیز گویی از بیقراری درونی شخصیتها نیرو میگیرد. این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. انرژی بصری راسل به اثر هویتی مشخص میبخشد و از بدلشدنش به یک درام تاریخیِ متعارف جلوگیری میکند. اما همانقدر که این سبک میتواند مسحورکننده باشد، ممکن است تماشاگر را خسته کند.
فیلم بهندرت به تصویر یا صحنهای فرصت میدهد تا آرام بگیرد؛ هر لحظه گویی باید از لحظهٔ پیشین پرهیاهوتر، عجیبتر و تکاندهندهتر باشد. توصیف فیلمنامهنویس اثر نیز بر همین ویژگی تأکید دارد: فیلم از آغاز قرار نبوده بازسازی آرام و کلاسیکِ دوره باشد، بلکه قرار بوده به رؤیایی پرشتاب و خاصِ راسل بدل شود.
خانهای که به ذهن بدل میشود عمارت فیلم صرفاً پسزمینهای برای گردهمایی چند شخصیت نیست؛ بهتدریج شکل بیرونیِ آشوب ذهنی آنان را به خود میگیرد. راهروها، اتاقها، سایهها و گوشههای تاریک، حس مکانی امن و قابلاعتماد ایجاد نمیکنند. خانه بیشتر به ذهنی میماند که خاطره، هراس و میل در آن روی هم انباشته شدهاند؛ مکانی که با هر تغییر در حالوهوای مهمانان، معنای تازهای پیدا میکند.
تصویرپردازی چشمگیر فیلم نیز از همین راه به تعلیق کمک میکند. بهجای تکیه بر ترسهای ساده و پیشبینیپذیر، فیلم با تضاد نور و تاریکی و ترکیببندیهای نامعمول حس میکند که خودِ فضا در حال نافرمانی از قوانین عادی است. گاهی تأثیرگذارترین بخش یک صحنه نه آن چیزی است که آشکارا دیده میشود، بلکه تردیدی است که تصویر در ذهن تماشاگر میکارد: آیا آنچه در قاب حضور دارد، پدیدهای واقعی است یا برآمده از آشفتگیِ ادراک؟
« این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. »
شخصیتها و اجرا
این بازی با نگاه، در بخشهایی از فیلم بهخوبی همان بیثباتیِ مرکزی اثر را به تجربهای بصری تبدیل میکند. بازیگران؛ میان شخصیت و هیاهو بازیگران در جهان «Gothic» باید هم نقش چهرههای تاریخی را ایفا کنند و هم به اغراقِ کابوسوار فیلم تن بدهند. Gabriel Byrne در نقش Byron حضوری مقتدر و سلطهجو دارد؛ شخصیتی که اعتمادبهنفس و جاذبهاش گاه رنگ تهدید میگیرد.
او بهجای آنکه Byron را صرفاً شاعری مشهور نشان دهد، بر وجه نمایشی و خودمحورانهٔ او تأکید میکند. این انتخاب با فضای فیلم هماهنگ است، هرچند ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار تصویری ظریفتر و تاریخیتر دارند، بیش از اندازه بزرگنما به نظر برسد. Natasha Richardson در نقش Mary Shelley نقطهٔ تمرکز عاطفی مهمی برای فیلم فراهم میکند.
در میان آشوب جمعی، حضور او راهی برای نزدیکشدن به حساسیت، اضطراب و نیروی تخیل شخصیت است. بازی او بهویژه هنگامی اثرگذار میشود که فیلم از نمایش صرفِ رفتارهای پرآشوب فاصله میگیرد و به تجربهٔ درونی شخصیتها نزدیک میشود. Julian Sands و دیگر بازیگران نیز به این فضای پرتنش جان میبخشند، اما سبک پرحرارت اثر گاهی همه را به سمت اجرای بزرگ و نمایشی سوق میدهد.
در نتیجه، بعضی صحنهها مرز میان شورِ عامدانه و اغراق ناخواسته را باریک میکنند؛ لحظهای که قرار است هراسآور باشد، ممکن است برای برخی تماشاگران مضحک یا تصنعی جلوه کند. روایتِ گسسته و بهای ابهام ضعف اصلی فیلم در آنجاست که آشفتگیِ مضمون به آشفتگیِ روایت نیز سرایت میکند. دشوارشدن تشخیص خیال از واقعیت، در آغاز موتور تعلیق است؛ اما وقتی این ابهام پیوسته و بیوقفه ادامه پیدا میکند، بخشی از نیروی خود را از دست میدهد.
« این بازی با نگاه، در بخشهایی از فیلم بهخوبی همان بیثباتیِ مرکزی اثر را به تجربهای بصری تبدیل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر ممکن است بهجای آنکه در تعلیق غرق شود، از دنبالکردن پیوند میان صحنهها بازبماند. فیلم بهندرت برای ساماندادن به اطلاعات یا ساختن مکثی روشن اقدام میکند و از این رو، تجربهٔ آن گاه بیشتر شبیه زنجیرهای از تصاویر مستقل است تا روایتی که پیوسته پیش میرود. این گسست را میتوان بخشی از راهبرد هنری فیلم دانست، اما نیتِ آگاهانه همیشه مانع خستگی نمیشود.
هنگامی که تصاویر وهمآلود یکی پس از دیگری میآیند، مجال اندیشیدن به معنای هرکدام محدود میشود. هر تصویر ممکن است بهتنهایی جالب باشد، ولی انباشت بیوقفهٔ آنها اثر را از ضرباهنگی سنجیده محروم میکند. به همین دلیل، «Gothic» بیش از آنکه داستانی یکپارچه و خوشساخت عرضه کند، حالتی ذهنی و متلاطم میسازد؛ حالتی که برای بعضی مخاطبان گیرا و برای برخی دیگر فرساینده است.
آفرینش، هراس و چهرهٔ هنرمند در پسِ نمایش جنون و خیال، فیلم پرسشی دربارهٔ ماهیت آفرینش هنری پیش میکشد: آیا داستان هولناک تنها سرگرمی و بازی با ترس است، یا میتواند چیزی را از ناخودآگاه نویسنده بیرون بکشد و پیش چشم او قرار دهد؟ «Gothic» این پرسش را با گفتوگوهای نظری و توضیحهای مستقیم پاسخ نمیدهد؛ آن را در ساختار بصری و موقعیتهای ناپایدارش جای میدهد.
شخصیتها با روایتکردن و تصورکردن، انگار درهای ذهن خود را باز میکنند، اما فیلم عمداً روشن نمیکند که این بازشدن تا چه اندازه استعاری یا واقعی است. در این نگاه، هنرمند نه نابغهای آرام و دور از آشوب، بلکه انسانی آسیبپذیر در برابر نیروی تخیل خویش است. میل و وحشت، برای اثر دو قلمرو جداگانه نیستند؛ بههم میپیوندند و یکدیگر را تشدید میکنند.
« تماشاگر ممکن است بهجای آنکه در تعلیق غرق شود، از دنبالکردن پیوند میان صحنهها بازبماند. »
قوتها و کاستیها
فیلم این پیوند را با رویکردی پرزرقوبرق و گاه بیپروا به تصویر میکشد. نتیجه ممکن است از نظر روانشناختی ظریف نباشد، اما از حیث جسارت و انتخاب لحن، روشن و متمایز است. تأکید بر رؤیاگونگی و نمایش اغراقآمیز نیز به همین دلیل از ظاهر فیلم فراتر میرود و به شیوهٔ بیان مضمون بدل میشود.
جمعبندی «Gothic» تجربهای سینمایی نامتعارف است که بیش از انسجام روایی، بر حالوهوا، تصویر و شدتِ تجربه تکیه دارد. فضای گوتیک و کابوسوار، عمارت رازآلود و بازیهای پرانرژی گروه بازیگران، فیلم را به اثری دیدنی و بهیادماندنی تبدیل میکنند؛ اثری که میکوشد خیال را از صفحهٔ ذهن بیرون بیاورد و به محیطی تهدیدآمیز بدل سازد.
در برابر این دستاوردها، روایت پراکنده، انباشت تصویرهای وهمآلود و لحظاتی با لحن بیش از حد نمایشی ایستادهاند. این فیلم احتمالاً رضایت تماشاگرِ خواهان روایت دقیق تاریخی یا تعلیق کلاسیک را بهآسانی جلب نمیکند. اما برای مخاطبی که با سینمایی پرآشوب، نمادین و جسورانه همراه میشود، «Gothic» نمونهای جذاب از برخورد تاریخ ادبیات با کابوس سینمایی است.
ارزش آن نه در ارائهٔ تصویری قطعی از آن شب، بلکه در تبدیلکردنِ خودِ آفرینش به تجربهای ناپایدار و ترسآور نهفته است.
« فیلم این پیوند را با رویکردی پرزرقوبرق و گاه بیپروا به تصویر میکشد. »



ثبت دیدگاه