نقد و بررسی
نقد به امید دیدار (Goodbye) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهٔ شاد شهر و سایهٔ خشونت «Goodbye» یا «Adiós» ساختهٔ پاکو کابِساس، تریلری اسپانیایی است که از تقابلی آشنا اما مؤثر نیرو میگیرد: شادی یک مراسم خانوادگی در برابر خشونتی که در کمین آن است. داستان در سویل میگذرد؛ خوان سانتوس، خلافکاری خردهپا که دوران محکومیتش را میگذراند، برای حضور در مراسم عشای ربانی نخستین دخترش، استرلا، از زندان بیرون میآید.
یک روز که باید فرصتی برای بازگشت موقت به زندگی خانوادگی باشد، مسیر خود را به سوی فقدان و انتقام کج میکند. در سوی دیگر ماجرا، بازرس الی میکوشد حقیقت را در فضایی آلوده به فساد و قاچاق مواد مخدر پی بگیرد. فیلم را کابِساس کارگردانی کرده و بازیگران اصلی آن ماریو کاساس، ناتالیا دِ مولینا و روث دیاساند.
این چیدمان روایی از همان ابتدا، تضادی تصویری و عاطفی میسازد: آیین مذهبی، لباسهای آراسته و شور جمعی در کنار محیطی که قانون در آن بهآسانی خریدوفروش میشود. سویل در فیلم صرفاً پسزمینه نیست؛ شهر با رنگها، محلهها و مناسبات اجتماعیاش به نیرویی دراماتیک بدل میشود. فیلم میکوشد در دل شهری زنده و پرجنبوجوش، احساس محاصرهشدن را نیز حفظ کند؛ گویی زیر سطح پرنور زندگی روزمره، شبکهای از ترس و خشونت جریان دارد.
اندوهی که به انتقام بدل میشود محور عاطفی فیلم، فروپاشی خانوادهای است که برای چند ساعت مجال کنار هم بودن پیدا کرده بود. مرگ استرلا، بیآنکه روایت نیاز داشته باشد به ملودرامی پرکلام تبدیل شود، جهان خوان و تریانا را از مدار پیشین خارج میکند. سوگ در اینجا فقط واکنش به فقدان نیست؛ آزمونی است برای شخصیتها و برای تصوری که از عدالت دارند.
« یک روز که باید فرصتی برای بازگشت موقت به زندگی خانوادگی باشد، مسیر خود را به سوی فقدان و انتقام کج میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خوان، مردی که پیشتر نیز درگیر جهان جرم بوده، به سوی پاسخی شخصی و خشن کشیده میشود. الی اما در پی آن است که از دل شواهد و مناسبات فاسد، حقیقتی قابل اثبات بیرون بکشد. فیلم از این دو مسیر برای طرح پرسشی محوری بهره میبرد: وقتی نهادهای رسمی از کار افتاده یا آلودهاند، عدالت چه معنایی پیدا میکند؟
پاسخ اثر ساده و بیابهام نیست. انتقام ممکن است در نگاه نخست واکنشی قابلفهم به اندوه به نظر برسد، اما فیلم با نمایش پیامدهایش نشان میدهد که این مسیر چگونه میتواند رنج را تکثیر کند. با این حال، گاه شدت تأکید بر تعقیب و مقابله، پیچیدگی سوگواری را به نیروی محرک پیرنگ تقلیل میدهد و به شخصیتها فرصت کمتری برای سکوت، تردید و تغییر میبخشد.
سویل و هویت محلی یکی از جذابترین وجوه فیلم، پیوند آن با جغرافیا و فرهنگ اندلسی است. فضای داستان نه بهصورت تصویری توریستی از اسپانیا، بلکه در قالب محلهها، روابط اجتماعی و لحن محلی بازنمایی میشود. این انتخاب به جهان فیلم هویتی مشخص میدهد و آن را از تریلری بیمکان و قابلانتقال به هر شهر دیگری متمایز میکند.
البته هویت فرهنگی در اثر همیشه به یک اندازه با خط اصلی داستان درهم نمیآمیزد؛ بعضی لحظهها رنگوبوی محلی، شخصیت و فضا را غنی میکند، اما گاه در کنار روایت جنایی و سوگ خانوادگی همچون لایهای جداگانه جلوه میکند. در توصیف این بُعد باید دقت کرد: «Goodbye» اثری اسپانیایی با ریشه در فضای اندلس است، نه بازآفرینی داستانی با رنگوبوی فرهنگی ایرانی.
« خوان، مردی که پیشتر نیز درگیر جهان جرم بوده، به سوی پاسخی شخصی و خشن کشیده میشود. »
شخصیتها و اجرا
عنوان انگلیسی «Goodbye» در برخی معرفیها برای همان فیلم «Adiós» به کار رفته است؛ فیلمی که مکان اصلی رخدادهایش سویل است. بنابراین ارزش فرهنگی اثر را بهتر است در ویژگیهای محلی خودش جستوجو کرد: در معماری فضا، مناسبات محلهای و تضاد میان ظاهر پرشور شهر و واقعیت خشنِ زیر پوست آن. بازیها و شخصیتها ماریو کاساس در نقش خوان، ترکیبی از خشونت فروخورده و وابستگی عاطفی را به نمایش میگذارد.
بازی او بیش از آنکه بر گفتار تکیه کند، از حالت چهره و واکنشهای بدنی نیرو میگیرد؛ این امر با شخصیتی سازگار است که راه بیان اندوه را نمیشناسد و آن را به عمل تبدیل میکند. ناتالیا دِ مولینا نیز به تریانا حضوری مستقل میبخشد؛ او صرفاً همراه یا شاهد تصمیمهای خوان نیست، بلکه حامل بخشی از بار عاطفی داستان است.
روث دیاس در نقش الی، سویهای دیگر از فیلم را نمایندگی میکند: تلاش برای فهمیدن و پیگیری حقیقت درون دستگاهی که خود ممکن است بخشی از مسئله باشد. بازیگران مکمل به ساختن بافت اجتماعی فیلم کمک میکنند و برخی لحظات طنز خشک، اندکی از فشار فضای تلخ میکاهند. این طنز معمولاً از لحن و برخوردهای روزمره برمیآید، نه از شوخیهای جداافتاده؛ از همین رو میتواند حس زندگی را به محیطی ببخشد که در آستانهٔ بحران قرار دارد.
بااینحال، تراکم شخصیتها و مناسبات پیرامونی گاهی فرصت پرداخت عمیق و یکدست را از همهٔ آنها میگیرد. بعضی چهرهها بیشتر برای پیشبرد درگیریها به کار گرفته میشوند تا آنکه جهان درونیشان بهتمامی شکل بگیرد. ریتم و ساختار روایی «Goodbye» در ساختن فضای خود صبور است و به جزئیات محیطی و روابط انسانی مجال میدهد.
« بازیها و شخصیتها ماریو کاساس در نقش خوان، ترکیبی از خشونت فروخورده و وابستگی عاطفی را به نمایش میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مکثها، بهویژه در بخشهایی که شهر و زندگی روزانه را ملموس میکنند، به اثر بافت و وزن میبخشند. اما همین گرایش به مکث در همهجا به سود فیلم نیست. برخی صحنهها طولانیتر از ظرفیت دراماتیکشان ادامه مییابند و روایت را در لحظههایی که باید پیشرونده باشد، متوقف میکنند. در نتیجه، فاصلهای میان شدت عاطفی ماجرا و شتاب پیرنگ پدید میآید.
این مشکل در جابهجایی میان سوگ خانوادگی، مسیر انتقام و کشف فساد نیز دیده میشود. هر یک از این خطوط بهتنهایی ظرفیت یک درام پرتنش را دارد، اما پیوندشان همیشه روان نیست. وقتی روایت از فقدان شخصی به شبکهٔ جنایی و سپس به روند تحقیق بازمیگردد، گاهی احساس میشود فیلم در حال تغییر محور است، نه اینکه لایههای یک مسئله را همزمان بگشاید.
با وجود این، خط جنایی کشش لازم را حفظ میکند و برخورد دو نگاه متفاوت به عدالت، به داستان نیروی محرک میدهد. خشونت، قانون و اخلاق فیلم خشونت را نه صرفاً مجموعهای از لحظههای پرتنش، بلکه محصول پیوند میان جرم، فساد و بیاعتمادی اجتماعی تصویر میکند. در چنین جهانی، قانون دیگر پناهگاهی مطمئن نیست و همین امر تصمیمهای فردی را پیچیدهتر میسازد.
الی میکوشد در چارچوب وظیفهاش حقیقت را بیابد، اما مسیر او نیز با موانع نهادی روبهروست. خوان، در مقابل، به کنشی مستقیم و بیرون از قانون متمایل میشود. اختلاف این دو رویکرد، مهمتر از آن است که یکی را پاسخ قطعی فیلم بدانیم. با این حال، گاه تریلر جنایی بر تأمل اخلاقی غلبه میکند. در لحظاتی که انتظار میرود فیلم پیامدهای انتقام را با دقت بیشتری بکاود، حرکت به سوی رویارویی بعدی بر مکث و تحلیل تقدم مییابد.
« این مکثها، بهویژه در بخشهایی که شهر و زندگی روزانه را ملموس میکنند، به اثر بافت و وزن میبخشند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب ممکن است برای حفظ تعلیق کارآمد باشد، اما از عمق پرسش اخلاقی میکاهد. فیلم بیش از آنکه رسالهای دربارهٔ عدالت باشد، داستانی پرتنش دربارهٔ آدمهایی است که در وضعیتی ناعادلانه تصمیمهایی پرهزینه میگیرند. جمعبندی «Goodbye» فیلمی است که از برخورد دو جهان نیرو میگیرد: آیین و خشونت، خانواده و جرم، سوگ و انتقام.
فضای زندهٔ سویل، بازیهای مؤثر و حضور لحظههایی از طنز خشک، به آن شخصیتی متمایز میبخشد؛ در مقابل، کندی بخشهایی از روایت و پیوند نهچندان هموار میان خطوط عاطفی و جنایی، از انسجام کلی میکاهد. اثر در بهترین لحظاتش، بهجای آنکه صرفاً تعقیب و درگیری را نمایش دهد، نشان میدهد چگونه فقدان میتواند معنای عدالت را برای آدمها دگرگون کند.
در مجموع، این تریلر اسپانیایی تجربهای تلخ و پرکشش است که فضای محلی و بازیهایش از یاد نمیروند، هرچند ریتم و تمرکز رواییاش همیشه به اندازهٔ مضمون مرکزی آن استوار نیستند.
« این انتخاب ممکن است برای حفظ تعلیق کارآمد باشد، اما از عمق پرسش اخلاقی میکاهد. »



ثبت دیدگاه