نقد و بررسی
نقد خداحافظ پایِ خوک (Goodbye Pork Pie) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلم جادهای در هیئت شورشی کوچک «Goodbye Pork Pie» ساختهٔ Geoff Murphy، بیش از آنکه داستانی پرپیچوخم باشد، تجربهای از حرکت است: سفری طولانی در جادههای نیوزیلند که با یک مینی زردرنگ، دو مسافر ناهمگون و مجموعهای از دردسرهای فزاینده جان میگیرد. گری، جوانی بیقرار، با گواهینامهای دزدیدهشده خودرو کرایه میکند؛ جان نیز که از پایان رابطهاش آشفته است، راهی اینورکارگیل میشود.
همراهی اتفاقی این دو، به گریز و تعقیبی بدل میشود که جغرافیای کشور را به صحنهٔ بازیگوشی، خرابکاری و برخورد با اقتدار تبدیل میکند. فیلم از همان ابتدا خود را جدی نمیگیرد و همین بیپروایی، بخشی از نیروی آن است. «Goodbye Pork Pie» میخواهد تماشاگر را با شتاب خود همراه کند، نه آنکه هر رویداد را با توضیحی روانشناختی یا معنایی سنگین توجیه کند.
این انتخاب گاه بسیار سرگرمکننده است و گاه به تکرار میافتد؛ اما در هر دو حال، فیلم شخصیت خود را پنهان نمیکند. با یک کمدی جادهای سرزنده و نافرمان روبهرو هستیم که جاذبهاش بیش از هر چیز از انرژی و فضا میآید. اثر در نیوزیلند به موفقیتی مهم بدل شد و از نمونههای شاخص سینمای عامهپسند این کشور به شمار میآید.
« فیلم از همان ابتدا خود را جدی نمیگیرد و همین بیپروایی، بخشی از نیروی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جاده بهمثابه موتور روایت ساختار فیلم بر پیشروی استوار است: هر توقف، برخورد یا خطا، حادثهای تازه به مسیر میافزاید و تعقیب پلیس را جدیتر میکند. از این رو، روایت بیش از آنکه بر گرهگشاییهای پیچیده تکیه کند، از انباشت موقعیتها نیرو میگیرد. این روش، برای یک فیلم جادهای مناسب است؛ زیرا حرکت را به اصل سازماندهنده بدل میکند و اجازه میدهد تغییر مکان، خودْ بخشی از کنش باشد.
با این همه، همین الگو محدودیتهایی نیز دارد. هنگامی که خرابکاریها و فرارها پشت سر هم میآیند، فیلم گاهی بهجای آنکه موقعیت را بپروراند، تنها بر شدت آن میافزاید. برخی شوخیها یا حرکات نمایشی بیش از اندازه کش میآیند و ریتم پرشتاب را از تازگی میاندازند. تماشاگرانی که با منطق اغراقآمیز کمدی همراه نشوند، ممکن است در میانهٔ راه احساس کنند فیلم همان ایده را با شکلهای گوناگون تکرار میکند.
مینی زرد؛ ستارهٔ ناخواستهٔ سفر مینی زردرنگ فیلم فقط وسیلهٔ جابهجایی نیست؛ به کانون بصری و نمادین ماجرا بدل میشود. کوچکی آن در برابر جادههای باز و چشماندازهای گسترده، تضادی دلنشین میسازد و به بسیاری از صحنهها حالتی کمیک میدهد. خودرو همزمان پناهگاه، ابزار فرار و نشانهٔ سرکشی است؛ چیزی که دو شخصیت را به هم پیوند میدهد و ماجراجوییشان را در ذهن تماشاگر به تصویری روشن و بهیادماندنی تبدیل میکند.
« از این رو، روایت بیش از آنکه بر گرهگشاییهای پیچیده تکیه کند، از انباشت موقعیتها نیرو میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
اهمیت ماشین از آنجا آشکارتر میشود که فیلم به توانایی فیزیکی و بازیگوشانهٔ آن تکیه دارد. تعقیبوگریزها، مانورهای ناگهانی و عبور از فضاهای شهری و جادهای، به مینی حضوری تقریباً انسانی میبخشند. به همین دلیل، برای برخی تماشاگران، خود خودرو از دو مسافر جذابتر میشود؛ و این نه صرفاً نکتهای حاشیهای، بلکه یکی از تناقضهای دلپذیر فیلم است: وسیلهای کوچک و آسیبپذیر، در مرکز ماجرایی قرار گرفته که پیوسته بزرگتر و آشفتهتر میشود.
نیوزیلند؛ منظرهای فراتر از پسزمینه یکی از دستاوردهای فیلم، پیوند دادن سفر با تصویر کشور است. جادهها و چشماندازهای نیوزیلند صرفاً تزئین صحنه نیستند؛ گستردگی آنها به ماجراجویی مقیاس میدهد و میان فضای باز طبیعت و آشوب انسانیِ داخل خودرو تقابل میسازد. هر بار که مسیر از شهری به جادهای خلوت یا از فضایی بسته به منظرهای وسیع میرسد، فیلم از یکنواختی مکان میگریزد و حس سفر را دوباره زنده میکند.
این توجه به جغرافیا، وجهی فرهنگی نیز دارد. فیلم نشان میدهد که سینمای محلی میتواند از مکانهای آشنا و مسیرهای ملی، سرگرمی پرتحرکی بسازد که هم برای مخاطب داخلی و هم برای تماشاگر بیرونی جذاب باشد. اهمیت تاریخی اثر نیز در همین جایگاه دیده میشود: «Goodbye Pork Pie» به مخاطبان نیوزیلندی نشان داد که سینمای کشورشان میتواند جسور، پرجنبوجوش و عامهپسند باشد و در بیرون از مرزهایش نیز دیده شود.
« اهمیت ماشین از آنجا آشکارتر میشود که فیلم به توانایی فیزیکی و بازیگوشانهٔ آن تکیه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دو مسافر، دو ریتم شخصیتی جان و گری از دو جهان متفاوت میآیند. جان مردی میانسال است که فقدان رابطهاش او را به سفری عاطفی کشانده؛ گری جوانی بیقرار و بیملاحظه است که بیشتر با لحظه زندگی میکند تا با پیامدهای رفتارش. کنار هم قرار گرفتن این دو، زمینهای طبیعی برای تضاد و کمدی فراهم میآورد: یکی در پی هدفی نسبتاً روشن است و دیگری با بیاعتنایی به نظم، مسیر را از پیشبینیپذیری خارج میکند.
اما این تقابل همیشه به رابطهای عمیق یا تحول چشمگیر نمیانجامد. فیلم بیشتر از تفاوت خلقوخو برای تولید موقعیتهای کمیک استفاده میکند تا کاوشی جدی درونی انجام دهد. از همین رو، گری ممکن است از همان آغاز برای بخشی از مخاطبان آزاردهنده باشد: بیقراری و خودسریاش موتور حرکت فیلم است، اما همان ویژگی میتواند خستهکننده به نظر برسد.
جان نیز گاه بیش از اندازه خونسرد باقی میماند و واکنشهایش با آشوب اطرافش همسنگ نمیشود. با این حال، ناهمترازی میان این دو، به فیلم ریتمی ناهموار اما زنده میدهد. طنزِ رهایی و مرزهای آن طنز فیلم از برخورد با اقتدار، بیاعتنایی به قواعد و اغراق در آشفتگی زاده میشود. تعقیب پلیس نه فقط مانعی برای سفر، بلکه بخشی از نمایش بازیگوشانهٔ قانون و قانونگریزی است.
« دو مسافر، دو ریتم شخصیتی جان و گری از دو جهان متفاوت میآیند. »
قوتها و کاستیها
فیلم از تماشاگر میخواهد برای مدتی در لذتِ فرار شریک شود؛ لذتی که در سینمای جادهای، اغلب با میل به رهایی از زندگی روزمره و نظم تحمیلی همراه است. با این همه، لحن سرکش و شوخیهای عامدانهٔ زمخت فیلم همیشه به یک اندازه کار نمیکنند. بعضی لحظهها بانمک و بیتکلفاند، اما برخی دیگر به لودگی نزدیک میشوند یا بیش از حد بر ادا و خرابکاری تکیه میکنند.
این تفاوت در دریافت، بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم است: کسی که با کمدی اغراقشده و بیقاعده همراه شود، احتمالاً از انرژی آن لذت میبرد؛ کسی که انتظار ظرافت مداوم یا شخصیتپردازی دقیق دارد، ممکن است از شوخیهای کماثر و تکرار شگردها فاصله بگیرد. کارگردانی و شکل اجرایی کارگردانی Geoff Murphy بر تحرک و سادگی بنا شده است.
فیلم میکوشد فضای جاده را ملموس نگه دارد و هیجان را از حرکت واقعی خودروها، موقعیتهای مکانی و برخوردهای ناگهانی بیرون بکشد. این رویکرد، به تعقیبوگریزها حسی زمینی میدهد؛ گویی آشفتگی داستان از دل خود مسیر و امکانات محدود آن سر برمیآورد، نه از جلوهپردازی پرزرقوبرق. تولید کمهزینهٔ فیلم نیز در این انرژی خام بیتأثیر نیست.
« با این همه، لحن سرکش و شوخیهای عامدانهٔ زمخت فیلم همیشه به یک اندازه کار نمیکنند. »
جمعبندی
اثر با اتکا به امکانات و همکاریهای محلی ساخته شد و فیلمبرداری آن در امتداد همان مسیر شمالبهجنوبِ داستان پیش رفت. این شیوه، به فیلم نوعی صمیمیت و بیواسطگی بخشیده است؛ هرچند در بعضی لحظهها، همان بیپیرایگی به ناهماهنگی یا اغراق اجرایی میانجامد. فیلم بیش از آنکه صیقلی باشد، سرزنده است؛ و بیش از آنکه بخواهد هر نقص را پنهان کند، آن را در دل شور و شتاب خود حل میکند.
جمعبندی «Goodbye Pork Pie» فیلمی است که جذابیت اصلیاش را در حرکت، منظرهها و مینی زردرنگی مییابد که بهتدریج از وسیلهای ساده به قهرمان خاموش سفر تبدیل میشود. تعقیبوگریزهای پرانرژی و حالوهوای رهاشدهاش آن را به تجربهای سرگرمکننده بدل میکنند؛ در مقابل، شوخیهای ناهموار، شخصیتپردازی محدود و اصرار بر خرابکاریهای اغراقشده ممکن است بخشی از تماشاگران را پس بزند.
ارزش فیلم در بینقص بودن نیست، بلکه در سرزندگی و هویت روشن آن است. این اثر، هم تصویری از یک سفر پرماجراست و هم نشانی از سینمایی که میخواست با امکانات محدود، صدایی محلی و جسور پیدا کند. اگر تماشاگر با لحن بازیگوش و بیقاعدهاش همراه شود، «Goodbye Pork Pie» جادهای پر از حادثه و چشمانداز پیش روی او میگشاید؛ و اگر نه، احتمالاً دستکم مینی زردرنگش را به خاطر خواهد سپرد.
« ارزش فیلم در بینقص بودن نیست، بلکه در سرزندگی و هویت روشن آن است. »
ثبت دیدگاه