نقد و بررسی
نقد دردسر خوب (Good Trouble) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از خانهٔ خانوادگی تا شهرِ بیقرار Good Trouble ادامهای بر مسیر شخصیتهایی است که پیشتر در The Fosters شناخته شدهاند؛ اما برای فهمیدن نیروی اصلی آن، لازم نیست فقط آن را دنبالهای برای یک مجموعهٔ دیگر بدانیم. سریال کالی و ماریانا فاستر را در آستانهٔ مرحلهای تازه قرار میدهد: دو خواهر از فضای آشنای خانواده جدا میشوند، به مرکز شهر لسآنجلس میروند و در محل زندگی اشتراکی کاترِی، کنار همسایههایی با پیشینهها و خواستههای گوناگون، زندگی مستقلی را آغاز میکنند.
یکی در جهان حقوق و دیگری در فضای فناوری، با محیطهای کاری متفاوتی روبهرو میشود؛ هر دو نیز درمییابند که ورود به بزرگسالی نه پایان سردرگمی، بلکه آغاز شکل تازهای از آن است. این جابهجایی، بیش از آنکه صرفاً تغییری در نشانی شخصیتها باشد، تغییر مقیاس روایت است. خانهٔ خانوادگی جای خود را به ساختمانی میدهد که هر گوشهاش به داستانی تازه راه میبرد.
استقلال در این جهان تصویری آرمانی و بیدردسر ندارد: با اجاره، کار، تنهایی، رابطههای پیچیده و ضرورت ساختن شبکهای تازه از حمایت همراه است. ایدهای ساده اما پربازده، که به سریال امکان میدهد هم تجربهٔ دو خواهر را دنبال کند و هم تصویری جمعی از جوانانی بسازد که در شهری بزرگ میکوشند جای خود را پیدا کنند.
بزرگسالی، نه بهمثابه مقصد، بلکه فرایند یکی از امتیازهای Good Trouble آن است که بزرگسالی را وضعیت تثبیتشدهای نشان نمیدهد که آدمها ناگهان به آن رسیده باشند. شخصیتها تصمیم میگیرند، اشتباه میکنند، از انتخابهایشان دفاع میکنند و گاه درمییابند که هنوز آنقدرها هم نمیدانند چه میخواهند.
« این جابهجایی، بیش از آنکه صرفاً تغییری در نشانی شخصیتها باشد، تغییر مقیاس روایت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کار، برای آنان صرفاً راهی برای تأمین هزینهها نیست؛ بخشی از پرسش هویتیشان است. آیا باید در محیطی ناعادلانه سازگار شد؟ تا کجا میتوان از ارزشهای شخصی دفاع کرد؟ موفقیت حرفهای چه نسبتی با امنیت اقتصادی و رضایت درونی دارد؟ تفاوت مسیر شغلی کالی و ماریانا به این پرسشها تنوع میبخشد.
سریال از تجربهٔ کارآموزی حقوقی و تلاش برای پیشرفت در محیط فناوری استفاده میکند تا نشان دهد محل کار نیز عرصهای از قدرت، جنسیت، رقابت و سازش است. این بُعد از داستان هنگامی جذابتر میشود که انتخابهای شخصیتها پیامد داشته باشند و کشمکشهایشان از موقعیتهای ملموس برخیزد. گاهی هم پرداخت روایی بهجای مکث بر جزئیات، با شتاب از مسئلهای به مسئلهٔ بعد میرود؛ با این حال، پیوند میان زندگی حرفهای و رشد شخصی از محورهای روشن مجموعه باقی میماند.
دو خواهر؛ پیوندی در حال دگرگونی رابطهٔ کالی و ماریانا قلب عاطفی سریال است، اما این پیوند صرفاً تکیهگاهی ثابت برای تحمل بحرانها نیست. هر یک از خواهران میخواهد بهعنوان فردی مستقل شناخته شود؛ همین خواسته میتواند فاصله، سوءتفاهم یا رقابت ایجاد کند. نزدیکیشان به معنای همفکری دائمی نیست و اختلافهایشان گاهی از تفاوت شیوهٔ تصمیمگیری و مواجهه با خطر ناشی میشود.
سریال در بهترین لحظاتش نشان میدهد که صمیمیت واقعی، حذف استقلال فردی نیست؛ بلکه توانایی بازگشت به گفتوگو پس از اختلاف است. نقشآفرینی Maia Mitchell و Cierra Ramirez به این رابطه وزن میدهد. بازی آنان، تفاوت خلقوخو و واکنشهای دو خواهر را قابلباور میکند و مانع میشود که پیوندشان فقط به جملههای توضیحی محدود بماند.
« کار، برای آنان صرفاً راهی برای تأمین هزینهها نیست؛ بخشی از پرسش هویتیشان است. »
شخصیتها و اجرا
حضور بازیگران پیرامونی نیز دنیای کاترِی را از پسزمینهای تزئینی به اجتماع کوچکی با خواستهها و تناقضهای خودش بدل میکند. در چنین مجموعهای، بازی گروهی اهمیت ویژه دارد: بسیاری از صحنهها نه با یک قهرمان منفرد، بلکه با برخورد چند شخصیت و تغییر تدریجی موازنه میان آنان جان میگیرند.
کاترِی؛ خانهای عمومی و میدان برخورد فضای زندگی اشتراکی کاترِی یکی از انتخابهای دراماتیک هوشمندانهٔ سریال است. ساختمان، شخصیتها را در مجاورت دائمی یکدیگر قرار میدهد؛ آنان ناچارند مرزهای خصوصی و عمومی را دوباره تعریف کنند. همسایهها میتوانند به دوستان نزدیک، همپیمانان موقت یا منشأ تنش بدل شوند.
از همین رو، کاترِی فقط محل وقوع داستان نیست؛ سازوکاری است که برخورد میان روایتها را ممکن میکند و حس اجتماع را به کلیت مجموعه میبخشد. لسآنجلس نیز بیشتر از یک منظرهٔ پرزرقوبرق عمل میکند. شهر وعدهٔ فرصت میدهد، اما همزمان هزینهٔ بالا، رقابت و بیثباتی را به شخصیتها تحمیل میکند.
این تضاد در فضاسازی کلی سریال حضوری پررنگ دارد: جنبوجوش و انرژی جوانانه، در کنار نگرانیهای واقعی، لحن مجموعه را گرم نگه میدارد بیآنکه دشواریها را یکسره پاک کند. البته تصویر شهر گاهی بیشتر در خدمت حالوهوای داستان است تا کاوش دقیق در لایههای اجتماعی آن؛ بااینهمه، پیوند میان محیط و احساس بیقراری شخصیتها بهخوبی برقرار میشود.
« همسایهها میتوانند به دوستان نزدیک، همپیمانان موقت یا منشأ تنش بدل شوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جسارت اجتماعی و خطر صراحت بیش از اندازه Good Trouble به موضوعات اجتماعی از فاصلهای امن و انتزاعی نگاه نمیکند. تبعیض، نابرابری، هویت و فشارهای ساختاری در زندگی روزمرهٔ شخصیتها حضور دارند؛ مسئلههایی که در محیط کار، رابطهها و برخورد با نهادها نمود پیدا میکنند. پرداختن به تجربههای متفاوت، به مجموعه امکان میدهد جهان جوانان را متکثرتر از تصویری یکدست نشان دهد.
اهمیت این رویکرد فقط در نامبردن از مسائل نیست؛ در بهترین حالت، سریال میکوشد نشان دهد که ایدههای سیاسی و اجتماعی چگونه در تصمیمهای شخصی و مناسبات نزدیک رسوخ میکنند. برخی نقدها نیز بر توجه مجموعه به تنوع و مسائل نسل جوان تأکید کردهاند. بااینحال، صراحت همیشه به معنای پیچیدگی نیست.
وقتی یک مسئله با گفتوگوهای توضیحی و نتیجهگیریهای روشن عرضه میشود، ممکن است فرصت کشف و تأمل از مخاطب گرفته شود. برخی بینندگان احتمالاً این شیوه را آموزشی و بیپرده مییابند؛ برای برخی دیگر، همان صراحت میتواند شعاری یا یکطرفه به نظر برسد. این ضعف زمانی پررنگتر میشود که شخصیتها به سخنگوی دیدگاه مشخصی تبدیل شوند و چندوجهیبودنِ موقعیت کمرنگ بماند.
با وجود این، جسارت مجموعه در واردکردن دغدغههای اجتماعی به دل ملودرام روزمره، بخشی از هویت آن است و نباید با بینقصبودن اشتباه گرفته شود. گرهافکنی، پراکندگی و ریتم ساختار گروهمحور سریال همزمان سرچشمهٔ جذابیت و دشواری آن است. هر شخصیت ظرفیت روایی خودش را دارد و پیوند میان مسیرهای کاری، خانوادگی و عاطفی، جهانی پرتحرک میسازد.
« پرداختن به تجربههای متفاوت، به مجموعه امکان میدهد جهان جوانان را متکثرتر از تصویری یکدست نشان دهد. »
قوتها و کاستیها
اما هرچه تعداد خطوط داستانی بیشتر شود، مجال پرورش برابر برای همه دشوارتر میشود. بعضی روایتها با ایدهای جذاب آغاز میشوند، ولی پیش از آنکه عمق عاطفی یا پیامدهایشان بهاندازهٔ کافی روشن شود، توجه سریال به ماجرایی دیگر میچرخد. نتیجه گاهی مجموعهای از خردهداستانهای پراکنده است که جذابیت لحظهای دارند، اما اثر ماندگار یک روایت کامل را نمیسازند.
روابط عاشقانه نیز موتور مهمی برای پیشبرد داستاناند و میتوانند شخصیتها را با خواستهها و مرزهایشان روبهرو کنند. مسئله هنگامی پدید میآید که کشمکش عاطفی بیش از اندازه به مرکز ثقل روایت تبدیل شود. تکرار سوءتفاهمها، تصمیمهای ناپایدار و بازگشت به تنشهای مشابه، در بخشهایی از مجموعه ریتم را کند میکند.
این نوسان برای سریالی که میخواهد هم درام اجتماعی باشد و هم قصهای سرگرمکننده دربارهٔ روابط جوانان، تا حدی قابلفهم است؛ اما هرگاه روایت میان این دو هدف تعادل خود را از دست میدهد، شتاب داستان افت میکند. مخاطب و ارزش تماشای مجموعه این مجموعه بیش از همه برای مخاطبی مناسب است که از درامهای شخصیتمحور و روایتهای چندصدایی لذت میبرد؛ بهویژه اگر علاقهمند باشد تجربهٔ جوانی را در پیوند با کار، هویت، خانواده و روابط عاطفی دنبال کند.
همراهی با جهان پیشین The Fosters میتواند شناخت بیشتری از کالی و ماریانا فراهم کند، اما Good Trouble تلاش میکند زندگی تازهٔ آنان را بهتنهایی نیز پیش ببرد. بنابراین، پیشینهٔ مجموعه به فهم عاطفی شخصیتها کمک میکند، ولی ایدهٔ مرکزی ــ ورود دو خواهر به زندگی مستقل و مواجهه با اجتماع تازه ــ روشن و قابلدنبالکردن است.
« اما هرچه تعداد خطوط داستانی بیشتر شود، مجال پرورش برابر برای همه دشوارتر میشود. »
جمعبندی
تماشای سریال زمانی رضایتبخشتر میشود که از آن انتظار یک درام کاملاً متمرکز یا تحلیل بیطرفانه و جامع همهٔ مسائل اجتماعی را نداشته باشیم. Good Trouble در عوض، انرژی خود را از همنشینی شخصیتها و تنوع موقعیتها میگیرد. کیفیت روایت در همهٔ مسیرها یکسان نیست، اما گرمای روابط، بازیهای جمعی و حس حرکت رو به جلو، مخاطب را به ماندن در کنار این گروه ترغیب میکند.
حاصل کار، اثری است که حتی در لحظات کمرمقش نیز بهسبب علاقهاش به شخصیتها و جهان اجتماعی آنان، هویت مشخص خود را حفظ میکند. جمعبندی Good Trouble روایتی گرم و پرجنبوجوش دربارهٔ دشواری استقلال و شکلگیری هویت در بزرگسالی است. بهترین دستاوردش در پیوند میان رابطهٔ دو خواهر و اجتماع متنوع کاترِی دیده میشود؛ جهانی که در آن کار، عشق، دوستی و مسائل اجتماعی از هم جدا نیستند.
بازیهای باورپذیر و انرژی گروهی، کاستیهای روایی را تا اندازهای جبران میکنند و به مجموعه صمیمیتی ماندگار میبخشند. در سوی دیگر، تعدد شخصیتها گاهی به کمپرداختگی میانجامد، صراحت اجتماعی ممکن است بر ظرافت غلبه کند و برخی کشمکشهای عاطفی تکراری شوند. بااینهمه، سریال در تصویرکردن جوانانی که نه کاملاً گمگشتهاند و نه به پاسخهای نهایی رسیدهاند، صادق و تماشایی است: اثری دربارهٔ آزمودن راهها، خطا کردن و یافتن کسانی که میتوان در میانهٔ بیثباتی به آنان تکیه کرد.
« Good Trouble در عوض، انرژی خود را از همنشینی شخصیتها و تنوع موقعیتها میگیرد. »
ثبت دیدگاه