نقد و بررسی
نقد وضعیت خوب (Good Posture) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ سرگردانی «Good Posture» فیلمی کمدیـدرام به نویسندگی و کارگردانی Dolly Wells است که در بروکلین میگذرد و محور آن لیلیان، زن جوانی است که پس از بههمخوردن رابطهاش، ناچار میشود شیوهٔ زندگی خود را از نو سامان دهد. او به خانهٔ جولیا، نویسندهای مشهور و گوشهگیر، پناه میبرد؛ اما این همخانگی نه راهحلی بیدردسر، بلکه آغاز رابطهای پرتنش است.
لیلیان در مواجهه با آدمهای پیرامونش عادت دارد از جذابیت و بیپروایی خود کمک بگیرد و مسئولیت دشواریهایش را به دیگران واگذارد. فیلم از همین الگو، پرسشی ساده اما مهم میسازد: آیا میتوان از دیگران انتظار داشت زندگی ما را به جای خودمان پیش ببرند؟ فیلم به جای طرحِ مسیری پرحادثه، زندگی روزمره و لغزشهای کوچک شخصیتش را دنبال میکند.
این انتخاب با حالوهوای اثر سازگار است، اما محدودیتی هم دارد: داستان گاهی چنان آرام و پراکنده پیش میرود که رخدادهایش بهجای آنکه زنجیرهای رو به جلو بسازند، همچون مجموعهای از برخوردهای جداگانه به نظر میرسند. همین شیوه، هم بخشی از لطافت فیلم را پدید میآورد و هم در بخشهایی از آن، کشش روایت را کاهش میدهد.
لیلیان؛ جذابیت و مسئولیت لیلیان در نگاه نخست شخصیتی آسانپسند نیست. خودمحوری، تنبلی و تمایلش به استفاده از دیگران میتواند فاصلهای میان او و تماشاگر ایجاد کند؛ بااینحال Grace Van Patten نقش را چنان ظریف اجرا میکند که لیلیان به طرحی ساده از یک زن خودخواه فروکاسته نمیشود. در بازی او، زیر لایهٔ اعتمادبهنفس و شوخطبعی، نشانههایی از بیثباتی و نیاز به تأیید دیده میشود.
« فیلم به جای طرحِ مسیری پرحادثه، زندگی روزمره و لغزشهای کوچک شخصیتش را دنبال میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوگانگی کمک میکند بفهمیم چرا لیلیان بارها به همان روشهای ناکارآمد بازمیگردد، بیآنکه رفتار او را بیچونوچرا توجیه کند. مهمترین امتیاز بازی Van Patten، پرهیز از تأکیدهای آشکار است. او شخصیت را با مکثها، واکنشهای زودگذر و لحظههایی که نقاب آسودگی کنار میرود، شکل میدهد.
به همین دلیل، لیلیان گاه هم دلنشین است و هم آزاردهنده؛ تناقضی که برای چنین شخصیتی لازم است. بااینهمه، خود فیلم همیشه به اندازهٔ بازیگرش در کاوش او پیگیر نیست. گذشته و انگیزههای لیلیان به اندازهای روشن میشوند که مسیر کلیاش را بفهمیم، اما برای آنکه تغییر او ژرف و متقاعدکننده احساس شود، فرصت چندانی به او داده نمیشود.
جولیا و رابطهای که از سکوت جان میگیرد جولیا، با بازی Emily Mortimer، نقطهٔ مقابل لیلیان است: نویسندهای موفق، منزوی و سختگیر که حضورش حتی وقتی در دسترس نیست، بر فضای خانه سایه میاندازد. برخورد نخست این دو زن بر تفاوتهای رفتاری و انتظارات ناهمخوانشان بنا شده است. لیلیان در پی آسودگی و راهی برای ادامهدادن زندگی بیآنکه بیش از حد از خود مایه بگذارد؛ جولیا اما نظمی مشخص و مرزهایی روشن دارد.
از دل این ناسازگاری، طنزی کمصدا و رابطهای شکل میگیرد که بهتدریج از خصومت به سوی درک متقابل حرکت میکند. یکی از انتخابهای بامزه و مؤثر فیلم، ارتباط نوشتاری میان آنهاست. یادداشتهایی که ردوبدل میکنند، هم میدانِ طعنه و دلخوریاند و هم راهی برای نزدیکشدن، بیآنکه شخصیتها ناگهان به گفتوگویی صمیمانه و توضیحگر تن بدهند.
« مهمترین امتیاز بازی Van Patten، پرهیز از تأکیدهای آشکار است. »
شخصیتها و اجرا
این فاصلهٔ مکتوب با روحیهٔ جولیا جور درمیآید و به رابطه امکان میدهد آرامآرام تغییر کند. در برابر لیلیانِ پرشتاب و اهل بداهه، جولیا با سکوت و کنارهگیریاش حضوری متراکم دارد. بازی کنترلشدهٔ Mortimer این خویشتنداری را زنده نگه میدارد و مانع میشود جولیا صرفاً به چهرهای سرد و دستنیافتنی بدل شود.
طنز آرام، نه کمدیِ پرشتاب طنز «Good Posture» بیشتر از برخورد شخصیتها و تفاوت نگاهشان به زندگی برمیآید تا از شوخیهای پیدرپی. فیلم از خودبزرگبینیهای کوچک، ادعاهای نسنجیده و دشواریِ آدمها در گفتن آنچه واقعاً میخواهند، موقعیتهای کمیک میسازد. این طنز معمولاً ملایم است و به جای آنکه تماشاگر را به خندهای بلند و پیوسته برساند، لبخندی آرام و گاه اندکی تلخ برمیانگیزد.
چنین لحنی با فضای داستان جور است، هرچند ممکن است برای مخاطبی که انتظار کمدیای پرتحرک دارد، کمجان جلوه کند. فیلم همچنین به جهان ادبیات و تصویرسازی از نویسندهٔ مشهور نظر دارد. حضور چهرههایی مانند Zadie Smith، Martin Amis و Jonathan Ames به این لایه رنگوبویی ویژه میدهد و پیوند داستان با فضای نویسندگی را محسوستر میکند.
بااینحال، این لحظهها همیشه به بخشی طبیعی از روایت تبدیل نمیشوند؛ بعضی از آنها بیشتر حالتی نمایشی یا خودآگاه دارند و از پیوستگی قصه فاصله میگیرند. نتیجه، آمیزهای از شوخیهای دقیق و بخشهایی است که ایدهشان از تأثیر نهاییشان پررنگتر به نظر میرسد. بروکلین بهمثابه حالوهوا بروکلین در فیلم فقط پسزمینهای برای رفتوآمد شخصیتها نیست؛ به اثر ریتمی آرام، شهری و صمیمی میبخشد.
« این فاصلهٔ مکتوب با روحیهٔ جولیا جور درمیآید و به رابطه امکان میدهد آرامآرام تغییر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانهٔ جولیا و خیابانهای اطراف، جهانی میسازند که در آن آدمها هم به یکدیگر نزدیکاند و هم میتوانند در تنهایی خود فرو بروند. فیلم به جای بهرهگیری از جلوههای پرزرقوبرق، بر فضاهای روزمره تکیه دارد؛ همین سادگی کمک میکند روابط کوچک و تغییرات رفتاری در مرکز توجه بمانند. لحن بصری و محیطی اثر با روایت کمحادثهاش هماهنگ است.
تماشاگر در جهانی قرار میگیرد که قرار نیست هر لحظه اتفاقی بزرگ در آن رخ دهد؛ اهمیت بیشتر بر عادتها، سکوتها و برخوردهای کوتاه است. این انتخاب به فیلم گرما میدهد، اما گاهی همان آرامش به یکنواختی نزدیک میشود. وقتی چند صحنهٔ پیاپی بیشتر حالوهوا میسازند تا حرکت داستان را پیش ببرند، فاصلهای میان لطافت فضا و کمتحرکی روایت پدید میآید.
رشد شخصیت و حدّ ایده هستهٔ مضمونی فیلم، پذیرفتن مسئولیت زندگی شخصی است. لیلیان ناچار میشود به این امکان فکر کند که نمیتوان همیشه از جذابیت، رابطهها یا حمایت دیگران برای گریز از تصمیمگیری بهره برد. ایده آشناست، اما فیلم آن را با محوریت رابطهٔ دو زن از کلیشهٔ سادهٔ «درس گرفتن» دور میکند.
جولیا نیز در مواجهه با لیلیان فقط نقش آموزگار یا داور را ندارد؛ سختگیری و انزوای او هم بخشی از مسئله است. بنابراین تغییر، دستکم در سطح رابطه، یکطرفه تصویر نمیشود. بااینحال، پیوند میان ایده و تحول شخصیت همیشه به اندازهٔ کافی استوار نیست. فیلم نشانههایی از رشد لیلیان عرضه میکند، اما این نشانهها در بخشهایی پراکنده میمانند و وزن روایی لازم را پیدا نمیکنند.
« لحن بصری و محیطی اثر با روایت کمحادثهاش هماهنگ است. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، مسیر او گاهی بیشتر به نتیجهای مورد انتظار شباهت دارد تا دگرگونیای که در تمام جزئیات داستان ریشه دوانده باشد. این کمرنگی بهویژه از آنجا اهمیت دارد که فیلم از ابتدا رفتارهای لیلیان را در مرکز توجه میگذارد و انتظار میرود تغییر او نیز به همان اندازه دقیق و چندلایه پرداخت شود.
جمعبندی «Good Posture» اثری آرام و خوشحضور است که بیش از پیرنگ پرپیچوخم، به بازیها و رابطهٔ میان دو زن تکیه دارد. Grace Van Patten در نقش لیلیان ترکیبی از دلربایی، بیمسئولیتی و آسیبپذیری میسازد و Emily Mortimer با خویشتنداری و ظرافت، برای جولیا حضوری متمایز فراهم میکند. یادداشتهای میان این دو، طنز ملایم فیلم و فضای دلپذیر بروکلین از بهترین عناصر آناند.
در سوی دیگر، پراکندگی روایت و کندشدن ریتم در میانه، از نیروی فیلم میکاهند. شخصیت اصلی گاه بهرغم بازی خوبش چندان کنجکاویبرانگیز نمیشود و رشد او نیز آنقدر پررنگ نیست که مضمون مسئولیتپذیری را به تجربهای عمیق و ماندگار بدل کند. حاصل، فیلمی صمیمی و قابلتماشاست که لحظههای دلنشین دارد، اما ایدههای آشنایش را با چنان تازگی یا انسجامی پیش نمیبرد که مدتها در ذهن بماند.
« یادداشتهای میان این دو، طنز ملایم فیلم و فضای دلپذیر بروکلین از بهترین عناصر آناند. »



ثبت دیدگاه