نقد و بررسی
نقد مردم خوب (Good People) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب، مسیری آشنا «Good People» با موقعیتی ساده اما پُرکشش آغاز میشود: تام و آنا، زوجی گرفتار بدهی و فشارهای زندگی، در خانهای که بازسازیاش توان مالیشان را فرسوده کرده، با مرگ مستأجر طبقهٔ پایین روبهرو میشوند و به پولی پنهانشده دست مییابند. وسوسهٔ برداشتن آن، موتور داستان را روشن میکند؛ تصمیمی که در ابتدا میتواند راهی برای نجات زندگی مشترکشان به نظر برسد، اما بهسرعت آنان را وارد قلمرویی خطرناک میسازد.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تقابل میان نیاز، وجدان و پیامدهای انتخاب را میدهد؛ وعدهای که ظرفیت یک تریلر اخلاقیِ پرتنش را در خود دارد. جذابیت فرض اولیه در این است که شخصیتها خلافکاران حرفهای نیستند. آنها آدمهایی معمولیاند که خود را در تنگنا میبینند و میکوشند تصمیمی نابجا را با دلایلی پذیرفتنی توجیه کنند.
همین شکاف میان تصویر اخلاقیای که از خود دارند و کاری که انجام میدهند، میتوانست هستهٔ دراماتیک نیرومندی بسازد. بااینحال، فیلم بهجای آنکه این تناقض را با حوصله بکاود، زودتر از حد لازم به تعقیبوگریز و تهدیدهای بیرونی روی میآورد. انتخابهای کوچک و لغزش اخلاقی در بهترین لحظاتش، فیلم نشان میدهد که سقوط اخلاقی الزاماً با تصمیمی بزرگ و هولناک آغاز نمیشود؛ گاهی از چند توجیه کوچک، از این تصور که «فقط کمی» از پول برداشته میشود، شروع میشود.
تام و آنا برای انتخاب خود دلیل دارند: بدهی، نگرانی دربارهٔ آینده و نیاز به حفظ خانه. این انگیزهها در سطح ایده باورپذیرند و قرار است تماشاگر را با پرسشی ناخوشایند روبهرو کنند: اگر زندگی زیر فشار باشد، مرز درست و نادرست تا کجا دوام میآورد؟ اما فیلم در پرداخت این دوراهی، ظرافت کافی ندارد.
« جذابیت فرض اولیه در این است که شخصیتها خلافکاران حرفهای نیستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصمیم زوج بیش از آنکه حاصل کشمکش پیچیده و تدریجی باشد، گاهی همچون کلیدی برای گشودن درِ ماجرای تریلر به نظر میرسد. پرسشهای مهمی دربارهٔ مسئولیت، ترس و خودفریبی مطرح میشوند، ولی کمتر فرصت مییابند به تجربهای عمیق بدل شوند. در نتیجه، ایدهٔ اخلاقیِ فیلم از ظرفیت داستانیاش بزرگتر میماند: طرحی که میتوانست دربارهٔ بهای یک انتخاب باشد، بیشتر بهانهای برای بهحرکتدرآوردن خطرهاست.
فیلمنامه و ریتم روایت روایت در مسیری آشنا حرکت میکند: کشف پول، تلاش برای استفاده از آن، نزدیکشدن تهدید و گرفتارشدن شخصیتها در زنجیرهای از موقعیتهای فزاینده. این الگو برای یک تریلر عامهپسند آشنا و قابلفهم است، اما «Good People» بهندرت آن را با پیچشی تازه یا نگاهی شخصی دگرگون میکند.
بسیاری از رخدادها را میتوان پیشبینی کرد و هرگاه داستان به فرصتی برای غافلگیری نزدیک میشود، معمولاً به راهحلی مستقیم و متعارف بازمیگردد. ریتم فیلم نیز یکنواخت نیست. آغاز ماجرا بهاندازهای جذاب است که کنجکاوی ایجاد کند، اما بخشهایی از میانه میان توضیح موقعیتها و تکرار تهدیدها در نوساناند.
تنش بالا میرود، فروکش میکند و دوباره با نشانههایی کمابیش آشنا از سر گرفته میشود. در پردهٔ پایانی، فیلم میکوشد با افزایش آشوب و برخورد نیروهای گوناگون به اوج برسد؛ بااینحال، شلوغی جای انسجام را میگیرد و برخی لحظهها بیشتر به ضرورتهای ژانری متکیاند تا نتیجهٔ طبیعی شخصیتپردازی و علتومعلول داستان.
« پرسشهای مهمی دربارهٔ مسئولیت، ترس و خودفریبی مطرح میشوند، ولی کمتر فرصت مییابند به تجربهای عمیق بدل شوند. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و بازیها جیمز فرانکو و کیت هادسن در نقش تام و آنا مرکز ثقل فیلماند، اما رابطهٔ میان این دو به اندازهای پرداخت نمیشود که تصمیمهای مشترکشان بار عاطفیِ لازم را پیدا کند. فشار مالی و نگرانیهای شخصی در پیشزمینه حضور دارند، ولی کمتر به لایههایی ماندگار از شخصیت تبدیل میشوند.
به همین دلیل، تماشاگر ممکن است وضعیت دشوار آنها را بفهمد، بیآنکه واقعاً در کشمکش درونیشان شریک شود. بازی فرانکو و هادسن نیز گاه بیش از اندازه آشنا و کمرمق جلوه میکند؛ گویی تصویر ستارهایِ بازیگران بر شخصیتهایی که باید شکل بگیرند سایه انداخته است. میان آنها لحظاتی از همراهی و صمیمیت دیده میشود، اما پیوندشان بهندرت به منبع اصلی تعلیق یا احساس بدل میشود.
در سوی دیگر، تام ویلکینسون با حضوری حرفهای به نقش کارآگاه وزن میبخشد، هرچند فیلمنامه فرصت چندانی برای پیچیدهکردن شخصیت او فراهم نمیکند. عمر سی و سم اسپروئل نیز به فضای تهدیدآمیز داستان کمک میکنند، ولی نقشهایشان بیشتر به کارکردشان در طرح وابسته است تا به شخصیتهایی مستقل و چندوجهی.
لندن، خانه و فضای بصری یکی از امتیازهای فیلم، استفاده از محیط لندن و خانهٔ در حال بازسازی بهعنوان پسزمینهای متناسب با وضعیت قهرمانان است. خانه قرار است پناهگاه و سرمایهٔ آیندهٔ تام و آنا باشد، اما همزمان نشانهای از بدهی، فرسودگی و پروژهای ناتمام است. این دوگانگی در فضاسازی فیلم بهخوبی قابلمشاهده است: جایی که باید امنیت ببخشد، کمکم به محیطی ناآرام و محصورکننده تبدیل میشود.
« فشار مالی و نگرانیهای شخصی در پیشزمینه حضور دارند، ولی کمتر به لایههایی ماندگار از شخصیت تبدیل میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رنگهای سرد و فضاهای نسبتاً خاکستری، با حالوهوای تریلر جنایی سازگارند و به قصه نوعی تیرگی بصری میدهند. بااینهمه، فضاسازی بهندرت از سطح همراهی با روایت فراتر میرود. فیلم محیط را مؤثر به کار میگیرد، اما آن را به زبانی مستقل تبدیل نمیکند؛ لندن و خانه بیش از آنکه معنای تازهای بسازند، حالوهوای آشنای ژانر را تقویت میکنند.
با وجود این محدودیت، فضای بصری کمک میکند فیلم در بخشهایی از مسیر، از یکنواختی کامل فاصله بگیرد. تریلر، خشونت و میزان تعلیق «Good People» میخواهد هم تریلری دربارهٔ انتخابی نادرست باشد و هم فیلمی پرحادثه دربارهٔ آدمهایی که در محاصرهٔ نیروهای خطرناک قرار میگیرند. مشکل اینجاست که این دو وجه همیشه بهخوبی با هم ترکیب نمیشوند.
بخش اخلاقی قصه، که میتوانست زمینهٔ تعلیق روانی باشد، زود زیر سایهٔ تهدیدهای بیرونی میرود؛ و بخش اکشن نیز از آنقدر تازگی برخوردار نیست که بهتنهایی فیلم را به تجربهای پرهیجان بدل کند. برخی لحظات خشونتآمیز و رویاروییها ضرباهنگی ناگهانی به داستان میدهند، اما افزایش شدت لزوماً به معنای افزایش تعلیق نیست.
تعلیق زمانی نیرومند میشود که تماشاگر هم از خطر آگاه باشد و هم به انتخابهای شخصیتها اهمیت بدهد. در این فیلم، چون پیوند عاطفی با زوج اصلی و منطق بعضی تصمیمها محدود میماند، تهدیدها گاهی بیشتر به محرک رویدادها شباهت دارند تا نیرویی که اضطراب واقعی ایجاد کند. بنابراین، فیلم از نظر حادثه کم نمیآورد، اما در حفظ تنشِ پایدار موفقیت کمتری دارد.
« رنگهای سرد و فضاهای نسبتاً خاکستری، با حالوهوای تریلر جنایی سازگارند و به قصه نوعی تیرگی بصری میدهند. »
قوتها و کاستیها
تجربهٔ تماشا و جایگاه فیلم بزرگترین فاصلهٔ «Good People» میان چیزی است که نوید میدهد و چیزی که در نهایت عرضه میکند. ایدهٔ یافتن پولی پنهانشده در خانهای آکنده از فشار و بدهی، زمینهای مناسب برای درامی تلخ و تریلری پرکشش فراهم میکند. گروه بازیگران شناختهشده نیز انتظار اثری پرقدرتتر را بالا میبرد.
اما فیلم به جای آنکه این ظرفیتها را به روایتی متمایز تبدیل کند، غالباً در محدودهٔ آشنای تریلرهای جنایی باقی میماند؛ فیلمی که عناصرش کار میکنند، اما کمتر به یاد میمانند. بااینحال، این آشنایی به معنای بیارزشبودن کامل تجربه نیست. فیلم بهاندازهای حادثه و حرکت دارد که تماشاگر را برای یک شب معمولی سرگرم کند، بهویژه اگر انتظار اثری پیچیده یا ژرف از آن نداشته باشد.
مسئله آن است که سرگرمیاش بیشتر لحظهای است: پس از پایان، ایدهٔ اولیه احتمالاً بیش از شخصیتها، صحنهها یا مضمونهای پرداختشده در ذهن میماند. برای فیلمی با چنین نقطهٔ آغاز جذابی، این فرصت ازدسترفته محسوس است. جمعبندی «Good People» تریلری خوشتماشا اما کمتمایز است؛ اثری که با یک دوراهی اخلاقیِ جذاب آغاز میشود، اما آن را به کاوشی جدی در شخصیتها و پیامدهای انتخاب بدل نمیکند.
فضای سرد لندن، خانهٔ ناتمام و حضور گروهی از بازیگران شناختهشده به فیلم جلوه و حرکت میبخشند، ولی فیلمنامهٔ آشنا، شخصیتپردازی محدود و بازیهایی نهچندان درخشان مانع از آن میشوند که این عناصر به اثری بهیادماندنی تبدیل شوند. اگر هدف تماشای تریلری ساده و پرماجرا برای وقتگذرانی باشد، فیلم میتواند انتظاری متعادل را برآورده کند.
« گروه بازیگران شناختهشده نیز انتظار اثری پرقدرتتر را بالا میبرد. »
جمعبندی
اما کسانی که به دنبال تعلیقی تازه، شخصیتهایی پیچیده یا پرداختی عمیق از وسوسه و مسئولیتاند، احتمالاً با اثری روبهرو میشوند که بیش از آنکه غافلگیرشان کند، مسیرهای آشنای ژانر را دنبال میکند.
ثبت دیدگاه