نقد و بررسی
نقد دختران خوب (Good Girls) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب در دل زندگی روزمره «Good Girls» از تضادی ساده اما پربازده نیرو میگیرد: سه زن که به ظاهر در متن زندگی آشنای حومهنشینی، خانواده و کارهای روزمره جا گرفتهاند، در شرایطی دشوار دست به کاری میزنند که قرار است فقط راهحلی موقت باشد. اما تصمیمی که در ابتدا واکنشی به فشار مالی و بیاختیاری است، آنان را قدمبهقدم وارد جهانی پرخطر میکند.
سریال از همین شکاف میان ظاهر مرتب زندگی و آشفتگی پنهان زیر آن، هم تعلیق میسازد و هم کمدی. جذابیت مقدمه تنها در خودِ سرقت یا رویارویی با خلافکاران نیست؛ مسئله مهمتر این است که شخصیتها چگونه میکوشند در برابر شرایطی که انتخابهایشان را محدود کرده، سهمی از اختیار پس بگیرند. «Good Girls» از زنانش قهرمانانی بینقص نمیسازد و همین به ایدهاش جان میبخشد: آنان شجاعاند، اما گاه خاماند؛ مصمماند، اما همیشه پیامدهای تصمیمهایشان را نمیسنجند.
با این حال، فاصله میان خواستههایشان و تواناییشان برای کنترل اوضاع، گاهی به جای کشمکش معنادار، سرچشمه تکرار میشود. سه شخصیت، سه شکل از درماندگی Beth، Ruby و Annie بهواسطه رفاقتشان به هم پیوند خوردهاند، اما هرکدام با گرفتاریها و انگیزههای متفاوتی به ماجرا نزدیک میشوند. سریال از این تفاوت بهره میگیرد تا گروه را به یک شخصیت جمعیِ یکدست تبدیل نکند.
« اما تصمیمی که در ابتدا واکنشی به فشار مالی و بیاختیاری است، آنان را قدمبهقدم وارد جهانی پرخطر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنها در شیوه تصمیمگیری، در واکنش به خطر و در تصورشان از زندگی بهتر با یکدیگر فرق دارند؛ بنابراین همکاریشان همواره آمیخته به اعتماد و اصطکاک است. نقطه قوت رابطه سهنفره، همین حس رفاقتی است که زیر فشار بحرانها شکلهای گوناگون پیدا میکند. گاهی حمایتشان از یکدیگر صمیمانه و دلگرمکننده است و گاهی اختلافنظرها یادآوری میکند که دوستی به معنای همفکری دائمی نیست.
مهمتر آنکه پیوندشان تنها ابزاری برای جلو بردن ماجرا نیست؛ مخاطب میبیند که هرکدام به شیوه خود برای خانوادهاش میجنگد و همین انگیزهها، رفتارهایشان را قابلدرک میکند، حتی وقتی با انتخابشان موافق نیستیم. بازیها و انرژی صحنهها Mae Whitman در نقش Annie با لحنی رک و واکنشهایی زنده، به بسیاری از صحنهها نیروی کمیک میبخشد.
طنز او صرفاً حاصل گفتوگوهای شوخطبعانه نیست؛ از شکاف میان آشفتگی اوضاع و تلاش Annie برای حفظ ظاهر یا واکنش نشان دادن به آنچه پیش آمده پدید میآید. این کیفیت باعث میشود Annie در کنار دیگر شخصیتها حضوری متمایز داشته باشد و لحظههای جدی نیز از سرزندگی نقش جدا نشوند. Retta نیز در مقام Ruby حضوری پرجاذبه دارد.
« نقطه قوت رابطه سهنفره، همین حس رفاقتی است که زیر فشار بحرانها شکلهای گوناگون پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی او میتواند در یک لحظه بر کمدی تکیه کند و در لحظهای دیگر وزن عاطفی گرفتاریهای شخصیت را آشکار سازد. در سوی دیگر، Christina Hendricks به Beth وقار و کنترل ظاهری میبخشد؛ حضوری که با تغییر موقعیت او در داستان، امکان کشمکش و تحول فراهم میکند. ترکیب این سه بازیگر، یکی از دلایلی است که حتی بخشهایی با پیرنگ کمرمقتر همچنان تماشایی میمانند.
کمدی و جنایت در یک قاب سریال در آمیختن کمدی با درام جنایی، به لحنی سبک و پرتحرک دست مییابد؛ لحنش نه کاملاً تلخ است و نه از خطرهای داستان غافل میشود. موقعیتهای مضحک اغلب از ناهماهنگی میان تجربه اندک زنان و پیچیدگی جهانی ناشی میشوند که ناگهان پایشان به آن باز شده است. آنها میکوشند نقشهای تازهای را به عهده بگیرند، اما عادتها و محدودیتهای زندگی پیشین همچنان همراهشان است.
این تضاد به سریال امکان میدهد که هم لحظههای خندهدار خلق کند و هم فضای تهدید را حفظ کند. بااینحال، توازن همیشه یکسان نیست. گاهی شوخیها از جدیت پیامدها میکاهند و گاهی خطر چنان سبک از کنار شخصیتها میگذرد که باورپذیری ماجرا آسیب میبیند. اثر در بهترین لحظهها این دو وجه را به هم گره میزند؛ در لحظههای ضعیفتر، گویی هر کدام راه خودش را میرود.
« بازی او میتواند در یک لحظه بر کمدی تکیه کند و در لحظهای دیگر وزن عاطفی گرفتاریهای شخصیت را آشکار سازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیقِ سرگرمکننده و گرههای تکراری یکی از امتیازهای روشن «Good Girls» آن است که برای پیش بردن داستان، مرتب موقعیت تازهای میسازد. دردسرها پشت سر هم از راه میرسند و شخصیتها باید از بحرانی به بحران دیگر واکنش نشان دهند. این ریتم، بهویژه برای تماشاگرانی که دنبال سریالی خوشتماشا و پرحادثهاند، کشش ایجاد میکند.
بسیاری از بخشها با پرسشی ساده و مؤثر پیش میروند: این بار آنها چگونه از مخمصه بیرون خواهند آمد؟ اما همین سازوکار بهتدریج میتواند به دام سریال بدل شود. وقتی الگوی «اشتباه، بحران، راهحل موقت و گرفتاری تازه» بارها تکرار میشود، پیشروی داستان بیش از آنکه تحولآفرین باشد، دوری به نظر میرسد.
گاهی شخصیتها از تجربههای پیشین درس کافی نمیگیرند و همان خطاها را با شکل دیگری بازمیآفرینند. این رفتار شاید با آشفتگی و فشار شرایط سازگار باشد، اما تکرار آن، تماشاگر را از همراهی عاطفی به کلافگی نزدیک میکند. باورپذیری در برابر منطقِ هیجان «Good Girls» از مخاطب انتظار ندارد با یک درام جنایی واقعگرا روبهرو باشد؛ بخش مهمی از لذت آن در اغراق، شتاب و اتفاقهای غیرمنتظره نهفته است.
« دردسرها پشت سر هم از راه میرسند و شخصیتها باید از بحرانی به بحران دیگر واکنش نشان دهند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، فاصله میان اغراق سرگرمکننده و راهحل تصادفی همیشه بهخوبی
« بااینحال، فاصله میان اغراق سرگرمکننده و راهحل تصادفی همیشه بهخوبی »



ثبت دیدگاه