نقد و بررسی
نقد Going in Style | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرقتی کوچک، زخمی بزرگتر «Going in Style» در ظاهر کمدیِ سرقتی دربارهی سه دوست بازنشسته است که تصمیم میگیرند از بانکی سرقت کنند؛ اما نیروی محرک آن نه هیجانِ تبهکاری، بلکه خشم آدمهایی است که پس از سالها کار، خود را در برابر سازوکارهای مالی بیپناه مییابند. جو، ویلی و آلبرت از سر میل به ماجراجویی پا به این مسیر نمیگذارند.
آنان میکوشند زندگی ازهمگسیختهی خود و خانوادههایشان را دوباره سر و سامان دهند؛ انگیزهای که به ماجرایی سبک و سرگرمکننده، رگهای از تلخی اجتماعی میبخشد. فیلم از همین تضاد بهره میگیرد: تصمیمی غیرقانونی در بستری آشنا و حتی روزمره شکل میگیرد. شخصیتها نه مجرمان حرفهایاند و نه قهرمانانی شکستناپذیر؛ آنها سالخوردهاند، با محدودیتهای جسمی و دغدغههای مالی روبهرو هستند و برای عبور از بحران، ناچارند کاری کنند که پیشتر حتی تصورش را هم نداشتند.
همین فاصله میان جدیتِ انگیزه و ناشیگریِ اجرا، منبع اصلی طنز فیلم است. سه بازیگر، یک رفاقت باورپذیر مهمترین دارایی فیلم کنار هم قرار گرفتن Morgan Freeman، Michael Caine و Alan Arkin است. جذابیت این سهنفره صرفاً از شهرت بازیگران نمیآید؛ هر کدام حضوری متمایز دارند و همین تفاوتها به رابطهی دوستانهشان جان میدهد.
جو بیشتر اهل تصمیمگیری و پیشبردن نقشه است، ویلی آرامتر و اندیشمندتر به نظر میرسد و آلبرت با واکنشهای تند و گاه بیپروای خود ضرباهنگ گروه را تغییر میدهد. فیلم با اتکا به این تفاوتها، رفاقت را به مجموعهای از شوخیهای پراکنده فرو نمیکاهد. نکتهی دلنشین آن است که دوستی این مردان در گفتوگوهای بزرگ و احساساتی خلاصه نمیشود.
« جو، ویلی و آلبرت از سر میل به ماجراجویی پا به این مسیر نمیگذارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نزدیکیشان را در طرز مشاجرهکردن، طعنهزدن و کنار آمدن با ضعفهای یکدیگر میتوان دید. هرکدام شخصیتی مستقل دارد، اما هیچکدام بهتنهایی مرکز تمام توجه فیلم نیست. حاصل، حس همراهیای است که بخش مهمی از گرمای اثر را میسازد و باعث میشود مخاطب حتی در لحظههایی که قصه از حرکت میایستد، از بودن در کنار این سه نفر لذت ببرد.
کمدیِ ناشیگری و لحظههای موفق طنز «Going in Style» از نابلدی قهرمانانش در اجرای نقشه نیرو میگیرد. آنها میخواهند وارد جهانی شوند که مهارتها و قواعدش را نمیشناسند؛ در نتیجه، برنامهریزی برای سرقت بهجای آنکه فقط زمینهساز تعلیق باشد، موقعیتهایی برای برخورد میان اعتمادبهنفس و ناتوانی فراهم میکند.
بعضی از بامزهترین لحظهها از همین شکاف بیرون میآیند: شخصیتها خود را جدی میگیرند، اما شرایط پیدرپی نقشههایشان را به هم میریزد. فیلم در لحظههایی که اجازه میدهد شوخی از رفتار و شخصیت بیرون بیاید، موفقتر است. واکنشهای متفاوت مردان به دردسرها، مکثها و جدلهایشان به کمدی طبیعیتری میانجامد تا شوخیهایی که آشکارا برای گرفتن خنده چیده شدهاند.
گاهی نیز موقعیتهای فیزیکی و دستوپاچلفتیبودن قهرمانان، بهجای دیالوگهای پررنگ، کار خود را میکند. با این همه، کیفیت شوخیها یکدست نیست؛ بخشی از آنها بیش از اندازه اصرار میکنند که خندهدار باشند و به همین دلیل، اثرشان کمتر از انتظار است. پشت نقشهی سرقت، مسئلهی امنیت و کرامت فیلم از یک بیعدالتی اقتصادی بهعنوان نقطهی عزیمت استفاده میکند: مردانی که به نظام کاری و مالی اعتماد کردهاند، در دوران بازنشستگی با پیامدهایی روبهرو میشوند که اختیار چندانی بر آنها ندارند.
« نزدیکیشان را در طرز مشاجرهکردن، طعنهزدن و کنار آمدن با ضعفهای یکدیگر میتوان دید. »
شخصیتها و اجرا
این وضعیت برای جو، ویلی و آلبرت تنها مسئلهی حسابوکتاب نیست؛ پای خانه، آیندهی نزدیک و توانایی کمک به عزیزانشان در میان است. از این رو، سرقت در روایت به واکنشی افراطی به احساسِ از دست دادن حق و اختیار تبدیل میشود. با وجود این زمینه، فیلم قصد ندارد به درامی اجتماعیِ سختگیرانه بدل شود.
موضوعهایی چون سالمندی، آسیبپذیری اقتصادی و بیاعتنایی سازمانی به تجربهی زیستهی کارکنان، در چارچوبی عامهپسند و خوشتماشا مطرح میشوند. این انتخاب، اثر را دسترسپذیر میکند، اما همزمان از عمق نقد آن میکاهد. فیلم بهندرت پیامدهای اخلاقی و اجتماعی تصمیم شخصیتها را با پیچیدگی کامل میسنجد؛ بیشتر از آنکه پرسشها را باز نگه دارد، میکوشد همدلی ما را با مردانی که به آخر خط رسیدهاند حفظ کند.
روایتی آشنا و پیشبینیپذیر ساختار داستان از الگوی شناختهشدهی کمدیِ سرقت پیروی میکند: بحران، تصمیم جسورانه، آمادهشدن برای اجرا و زنجیرهای از موانع و دردسرها. این مسیر به فیلم وضوح میدهد و کمک میکند مخاطب بهآسانی وارد ماجرا شود؛ اما در عوض، کمتر غافلگیرکننده است. تماشاگر زود درمییابد که کدام موقعیتها قرار است به شوخی بینجامند و کدام دشواریها برای آزمودن رفاقت یا عزم شخصیتها وارد قصه شدهاند.
این آشنایی بهخودیخود ایراد بزرگی نیست؛ کمدیِ سبک گاهی بیش از تازگی به ریتم و همراهی بازیگران متکی است. مسئله آنجاست که فیلم همیشه به اندازهی کافی از مواد آشنایش استفادهی تازه نمیکند. بسیاری از گرهها به جای آنکه لایهای تازه به شخصیتها یا مضمون بیفزایند، صرفاً مرحلهی بعدیِ نقشه را آماده میکنند.
« از این رو، سرقت در روایت به واکنشی افراطی به احساسِ از دست دادن حق و اختیار تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین سبب، داستان خوشفهم و روان باقی میماند، اما کمتر در ذهن رسوب میکند. ریتمی که گاه از نفس میافتد فیلم در بخشهایی که سه دوست در کنار هماند، جان میگیرد؛ ولی میان این لحظهها، روایت گاهی کند میشود. برخی صحنهها بیش از اندازه درنگ میکنند و برخی دیگر با شتاب از موقعیتی به موقعیت بعدی میروند، بیآنکه فرصت کافی برای اثرگذاری عاطفی یا طنزآمیز پیدا کنند.
این نوسان باعث میشود تجربهی تماشا پیوسته یکسان نباشد: گاهی رابطهی شخصیتها و شوخیها فیلم را روان پیش میبرند و گاهی حس میشود صحنهها برای رسیدن به گام بعدی کش آمدهاند. این مشکل بهویژه در فیلمی که بر بازی و شیمی گروهی متکی است اهمیت دارد. وقتی گفتوگوها و واکنشها به اندازهی کافی زندهاند، کندی چندان به چشم نمیآید؛ اما در بخشهایی که شوخیها کماثر میشوند، مکثها طولانیتر حس میشوند.
به این ترتیب، «Going in Style» بیش از آنکه با تعلیق پیوسته مخاطب را نگه دارد، با حضور بازیگرانش او را همراه میکند. لحن و اجرای کارگردانی Zach Braff فیلم را در لحنی دوستانه و بیتکلف پیش میبرد. او عناصر کمدی، ماجرای سرقت و درام خانوادگی را کنار هم میگذارد، بیآنکه اثر را به فیلمی تلخ یا پرتنش تبدیل کند.
این تصمیم با جنس بازیگران و داستان سازگار است: تماشاگر قرار نیست در تمام مدت نگران باشد یا با واقعگرایی خشنِ یک فیلم جنایی روبهرو شود. فضای کلی بر سرگرمی و همدلی استوار است و حتی خطرهای داستان نیز معمولاً در چارچوبی کنترلشده باقی میمانند. البته همین نرمی گاهی از تیزی اثر میکاهد.
« به همین سبب، داستان خوشفهم و روان باقی میماند، اما کمتر در ذهن رسوب میکند. »
قوتها و کاستیها
موقعیتی که میتوانست به پرسشی جدی دربارهی مسئولیت و عدالت بدل شود، معمولاً دوباره به مسیر کمدی بازمیگردد. فیلم در نگهداشتن لحن سبک موفق است، اما در پیوند دادن شوخی با تلخیِ وضعیت شخصیتها همیشه تعادل کامل نمییابد. بعضی لحظهها حس و شوخی بهخوبی همنشین میشوند؛ در برخی دیگر، لحن چنان نرم میشود که سنگینیِ مسئلهای را که داستان از آن آغاز کرده بود، کمرنگ میکند.
جمعبندی «Going in Style» فیلمی خوشتماشا و گرم است که بیش از پیچیدگی داستان یا تازگی نقشهی سرقت، از رفاقت سه شخصیت اصلی و بازی بازیگرانش نیرو میگیرد. فیلم گاهی خندهای واقعی میسازد و گاهی با پرداختی ساده و شوخیهایی کماثر، از ظرفیت ایدهاش عقب میماند. ریتم نامتوازن و پیشبینیپذیری نیز مانع از آن میشوند که ماجرا به تجربهای ماندگار تبدیل شود.
با این حال، اثر در آنچه میخواهد باشد موفقیت نسبی دارد: کمدیای سبک دربارهی دوستی، پیری و کوشش برای حفظ کرامت در شرایط دشوار. تماشاگرانی که به معاشرت سه بازیگر اصلی و طنز موقعیت علاقه دارند، احتمالاً از همراهی با فیلم لذت میبرند؛ اما کسانی که در انتظار داستانی پیچیده، تعلیقی پرقدرت یا نقدی اجتماعی با لبهای تیز هستند، شاید آن را سادهتر از انتظار بیابند.
« موقعیتی که میتوانست به پرسشی جدی دربارهی مسئولیت و عدالت بدل شود، معمولاً دوباره به مسیر کمدی بازمیگردد. »
ثبت دیدگاه