نقد و بررسی
نقد Gods of the Deep | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ژرفا بهمثابه قلمرو ناشناخته «خدایان ژرفا» از ایدهای بهره میگیرد که در ژانر وحشت علمیتخیلی همواره ظرفیت برانگیختن اضطراب داشته است: نفوذ انسان به ناحیهای از جهان که نه برای دیدن و نه برای زیستن او ساخته شده است. گروهی با مأموریتی جسورانه به شکافی مرموز در کف اقیانوس نزدیک میشوند؛ در آنسوی شکاف، جهانی گمشده و نشانههایی از تمدنی کهن انتظارشان را میکشد.
کنجکاوی اکتشافی، اما، بهای خود را دارد و آنچه از دل تاریکی بیدار میشود، سفر را به نبردی برای بقا بدل میکند. این طرح، در بنیاد خود، آشناست؛ فیلم از سنت قصههایی پیروی میکند که در آنها دانش و جسارت انسان با نیروهایی روبهرو میشود که از مقیاس فهم روزمره فراتر میروند. بااینحال، فضای زیرآبی به این الگوی شناختهشده کیفیتی خاص میبخشد.
اقیانوس در اینجا صرفاً پسزمینهای تیره نیست، بلکه مرزی است میان جهان مألوف و قلمرویی که قوانین و تاریخش برای انسان ناشناخته ماندهاند. همین وعدهی ورود به آن قلمرو، در آغاز فیلم، نیروی اصلی کنجکاوی و تعلیق را فراهم میکند. معماری تعلیق و محدودیت فضا بخش مهمی از تنش فیلم از محدودیت مکانی سرچشمه میگیرد.
زیردریاپیما محیطی بسته و شکننده است؛ فضایی که در آن فاصلهی اندک میان اعضای گروه میتواند به نزدیکی خفقانآور تبدیل شود و هر اختلالی در تجهیزات، معنای تهدیدی فوری پیدا کند. در چنین محیطی، بیرون از پنجره و دریچهها نه راه فرار، بلکه تاریکیِ بیانتهاست. فیلم با تکیه بر این تضاد، حس محصوربودن را به یکی از ابزارهای اصلی وحشت بدل میکند.
« کنجکاوی اکتشافی، اما، بهای خود را دارد و آنچه از دل تاریکی بیدار میشود، سفر را به نبردی برای بقا بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ورود به شکاف اقیانوسی نیز بهدرستی همچون گذر از آستانهای روایی عمل میکند. تا پیش از آن، ماجرا رنگوبوی اکتشاف دارد؛ پس از آن، هر کشف تازه امکان بروز خطر را نیز با خود میآورد. این تغییر، دستکم در ایده، به فیلم فرصتی میدهد تا کنجکاوی علمی را به اضطرابی جسمانی پیوند بزند: تماشاگر هم میخواهد بداند در آنسوی شکاف چه چیزی نهفته است و هم از پیامدهای دانستن میترسد.
بااینحال، فیلم همیشه این دو وجه را به تعادلی پایدار نمیرساند. گاه شتاب روایت، مجال کافی برای رشد تدریجی ترس و حیرت را از آن میگیرد. نور، رنگ و تصویر جهان گمشده مهمترین دستاورد دیداری فیلم در ساختن حالوهوای زیرآبی آن است. نورهای آبی و بنفش، تاریکی فضا و تأکید بر منابع نوری محدود، محیطی میسازند که هم رازآلود است و هم تهدیدکننده.
رنگ آبی، سردی و بیپناهی اعماق را تقویت میکند و بنفش، هنگامی که به تصویر راه مییابد، به جهان فیلم کیفیتی فراواقعی میبخشد؛ گویی گروه از فضای طبیعی اقیانوس عبور کرده و وارد قلمرویی شده است که با منطق عادی جهان سازگار نیست. این فضاسازی برای فیلمی که بخش عمدهای از نیروی خود را از ناشناختهبودن محیط میگیرد، اهمیت اساسی دارد.
تاریکی اجازه میدهد تصویر همیشه چیزی را پنهان کند و تماشاگر را در وضعیت انتظار نگه دارد. در عین حال، فیلم گاهی بیش از آنکه با حذف و ابهام کار کند، به نمایش مستقیم تهدید متکی میشود. نتیجه این است که بعضی لحظات تصویری اثرگذارند، اما رازآلودگی همیشه دوام نمیآورد. جهان گمشده، با تمام ظرفیت خیالانگیزش، میتوانست بیش از این همچون مکانی بیگانه و مستقل احساس شود؛ جایی با تاریخ و قواعدی که فقط به حضور هیولا و خطر خلاصه نمیشود.
« ورود به شکاف اقیانوسی نیز بهدرستی همچون گذر از آستانهای روایی عمل میکند. »
شخصیتها و اجرا
طراحی موجودات و وحشت کیهانی تهدید باستانی فیلم از جذابترین عناصر آن است. طراحی موجودات، در لحظاتی، تصویری هولناک و چشمگیر میآفریند و اندازه و ظاهرشان بهخوبی با تصور نیرویی کهن و نامأنوس پیوند میخورد. این موجودات صرفاً جانورانی خطرناک در مسیر قهرمانان نیستند؛ حضورشان به ایدهی مواجهه با چیزی فراتر از فهم انسانی نزدیک میشود.
در این معنا، فیلم به سنت وحشت کیهانی پهلو میزند: ترسی که نه فقط از امکان مرگ، بلکه از کوچکبودن انسان در برابر جهانی بزرگتر و بیاعتنا ناشی میشود. بااینهمه، چنین ایدهای به ظرافت نیاز دارد. هرچه تهدید بیشتر توضیح داده شود یا زودتر به عاملی صرفاً فیزیکی و قابلمقابله تبدیل گردد، بخشی از ابهت آن کاهش مییابد.
«خدایان ژرفا» گاهی میان رازآلود نگهداشتن نیروی باستانی و تبدیل آن به محرک صحنههای بقا مردد میماند. طراحی بصری در لحظات مناسب میتواند این کمبود را جبران کند، اما خودِ موجودات و پیشینهی آنها به عمق روایی بیشتری نیاز دارند تا صرفاً نشانههایی ترسناک در مسیر ماجرا نباشند. شخصیتها و دشواری همدلی ضعف محسوس فیلم در شخصیتپردازی است.
اعضای گروه در موقعیتهایی قرار میگیرند که باید تصمیمهایی سرنوشتساز بگیرند، اما فیلم فرصت کافی فراهم نمیکند تا مخاطب با انگیزهها، رابطهها و تفاوتهای فردی آنها آشنا شود. در نتیجه، بخشی از رفتارها بیشتر کارکردی روایی پیدا میکنند: شخصیتها تصمیم میگیرند چون داستان به حرکت نیاز دارد، نه لزوماً چون تصمیمشان از شناخت روشن ما از آنها برآمده است.
« طراحی موجودات و وحشت کیهانی تهدید باستانی فیلم از جذابترین عناصر آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مسئله در ژانر بقا اهمیت ویژهای دارد. خطر زمانی اثر عاطفی عمیقتری مییابد که تماشاگر برای سرنوشت آدمهای گرفتار اهمیت قائل باشد. اگر رابطهها تنها در حد اشاره باقی بمانند و پیشینهها بهسرعت معرفی شوند، صحنههای خطر ممکن است هیجانانگیز باشند، اما بار عاطفیشان محدود میشود.
بازیگران میکوشند جدیت موقعیت را حفظ کنند و در بعضی لحظات به باورپذیری فضای بحران کمک میکنند، اما نوشته مجال چندانی برای آنها نمیگذارد تا شخصیتهایی فراتر از نقشهای آشنای گروه اکتشافی بسازند. روایت میان کشف و بقا فیلم دو نیروی روایی اصلی دارد: رازگشایی دربارهی شکاف و جهان پنهان، و تلاش برای زندهماندن پس از بیدارشدن تهدید.
این دو مسیر میتوانند یکدیگر را تقویت کنند؛ کشف تازه خطر را افزایش دهد و خطر نیز انگیزهی بیشتری برای فهمیدن ماهیت جهان فراهم آورد. اما در «خدایان ژرفا»، پیوند این دو گاهی سست میشود. روایت میان توضیحدادن رازها و پیشبردن موقعیتهای بحرانی جابهجا میشود، بیآنکه همیشه فرصت کافی برای پرداخت هیچیک داشته باشد.
شتاب فیلم در آغاز، حرکت و انرژی ایجاد میکند، اما همین شتاب به بهای رشد تدریجی شخصیتها و فضا تمام میشود. در بخشهایی از مسیر، الگوی خطر و واکنش به آن تکراری به نظر میرسد و تعلیقِ ناشی از کشف جای خود را به حرکتهای آشنای داستان بقا میدهد. از سوی دیگر، توضیحات علمی و جزئیات مربوط به تهدید باستانی گاه بیشتر نقش پلهایی برای عبور به صحنهی بعدی دارند تا اجزای یک جهان منسجم.
« این مسئله در ژانر بقا اهمیت ویژهای دارد. »
قوتها و کاستیها
این کمعمقی، الزاماً تماشای فیلم را ناممکن نمیکند، اما مانع میشود ایدهی مرکزی به تمام ظرفیت خود برسد. دستاوردها و محدودیتهای تولید «خدایان ژرفا» بیش از آنکه بر پیچیدگی داستان یا ظرافت شخصیتها تکیه کند، به اتمسفر، طراحی بصری و هیجانِ مواجهه با ناشناخته متکی است. دستاوردهای تصویری آن بهویژه در طراحی موجودات و استفاده از رنگ قابل توجهاند و نشان میدهند که فیلم میداند چگونه از تاریکی و محدودیت فضا برای ساختن لحظههایی هولناک بهره بگیرد.
همچنین، ترکیب اکتشاف دریایی با وحشت فرازمینی، برای مخاطبی که از قصههای رازآمیز و هیولاهای کهن لذت میبرد، جذابیت فوری دارد. در برابر این امتیازها، ناهمواریهای اجرا و روایت نیز آشکارند. برخی توضیحات به اندازهی کافی بسط پیدا نمیکنند، شخصیتها کمتر از حد لازم جان میگیرند و تغییر لحن میان اکتشاف، وحشت و کنش گاه یکدست نیست.
فیلم در بهترین لحظاتش از تماشاگر میخواهد در برابر تاریکی مکث کند و عظمت چیزی را که نمیشناسد تصور کند؛ در لحظات ضعیفتر، با شتاب از ایدهای به ایدهی دیگر میگذرد. همین فاصله میان ظرفیت چشمگیر premise و پرداخت نابرابر آن، کیفیت نهایی اثر را شکل میدهد. جمعبندی «خدایان ژرفا» فیلمی است متکی بر ایدهای وسوسهبرانگیز: سفر به اعماق اقیانوس، کشف جهانی گمشده و بیدارکردن نیرویی باستانی.
فضاسازی تاریک، نورهای آبی و بنفش و طراحی تهدید، آن را به تجربهای دیداری و ژانری بدل میکنند که لحظات جذاب و هولناک کم ندارد. اما ضعف شخصیتپردازی، نوسان روایت میان رازگشایی و بقا، و توضیحهای علمی و اسطورهای کمعمق، اجازه نمیدهند فیلم از طرح اولیهاش فراتر رود. تماشاگرانی که به وحشت کمبودجه، موجودات فرازمینی و حالوهوای رازآلود اعماق علاقه دارند، احتمالاً از بخشهایی از این سفر لذت خواهند برد.
« این کمعمقی، الزاماً تماشای فیلم را ناممکن نمیکند، اما مانع میشود ایدهی مرکزی به تمام ظرفیت خود برسد. »
جمعبندی
بااینحال، آنچه فیلم بیش از همه در ذهن باقی میگذارد، نه انسجام داستانی یا شخصیتهای پرورده، بلکه تصویر تاریکی است که در آن چیزی ناشناخته انتظار میکشد؛ تصویری مؤثر، هرچند نه به اندازهی ظرفیت ایدهاش ژرف و ماندگار.



ثبت دیدگاه