نقد و بررسی
نقد گو (GO) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی دربارهٔ تعلق، نه فقط عشق «گو» به کارگردانی ایسائو یوکیسادا، در ظاهر روایتی از نوجوانی سرکش، مدرسه، دوستی و دلباختگی است؛ اما نیروی اصلی آن از پرسشی عمیقتر میآید: تعلق به یک جامعه را چه چیزی تعیین میکند؟ زبان، محل تولد، نام خانوادگی، تبار یا نگاهی که دیگران به انسان دارند؟
سوگیهارا در ژاپن به دنیا آمده و بزرگ شده است، بااینحال هویت کرهایاش کافی است تا در چشم بسیاری همچنان بیگانه بماند. فیلم این تناقض را نه در قالب رسالهای سیاسی، بلکه از خلال زندگی روزمرهٔ پسری نشان میدهد که میخواهد مانند دیگران دوست بدارد، خشمگین شود، شوخی کند و آیندهای برای خود بسازد.
روایت و ریتم داستان از تجربههای پراکندهٔ نوجوانی قهرمان شکل میگیرد: درگیریهای مدرسه، مناسبات خانوادگی، رفاقت و رابطهای تازه که او را با پرسشهای دشوار هویت روبهرو میکند. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ یک عاشقانهٔ ساده را نمیدهد؛ عشق در اینجا بیشتر آزمونی است برای سنجیدن فاصلهٔ میان تصور آدمها از یکدیگر و واقعیتی که زیر آن تصور پنهان شده است.
رابطهٔ سوگیهارا و دختری که به او دل میبندد، بهانهای میشود تا مسئلهٔ تعلق از سطح بحثی انتزاعی به تجربهای شخصی و ملموس برسد. بااینهمه، فیلم در آغاز کمی دیر به ضرباهنگ مطلوبش دست مییابد. معرفی موقعیتها و شخصیتها گاه بیش از اندازه طول میکشد و بعضی گذرها حس میشوند که میتوانستند فشردهتر باشند.
« زبان، محل تولد، نام خانوادگی، تبار یا نگاهی که دیگران به انسان دارند؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پس از آن، روایت جان میگیرد و میان لحظههای سبک و پرتنش رفتوآمدی پدید میآورد که به جهان ناآرام نوجوانی سوگیهارا نزدیک است. این نوسان همیشه بینقص نیست، اما به فیلم اجازه میدهد از یکنواختی یک درام اجتماعیِ صرف فاصله بگیرد. هویت و تبعیض مهمترین دستاورد «گو» آن است که تبعیض را تنها در قالب توهین یا خشونت آشکار تصویر نمیکند.
فشار اجتماعی در پرسشها، سوءظنها و مرزهایی نیز حضور دارد که دیگران برای سوگیهارا ترسیم میکنند؛ مرزهایی که گاه حتی پیش از آنکه او حرفی بزند، جایگاهش را تعیین کردهاند. او از یک سو در جامعهٔ ژاپنی با نگاهِ «دیگری» روبهرو است و از سوی دیگر، در پیوند با جامعهٔ کرهای نیز با انتظارات و تعلقاتی مواجه میشود که لزوماً انتخاب شخصی او نیستند.
در نتیجه، هویت برای او چیزی ثابت و آسوده نیست؛ میدان کشمکشی است میان آنچه از او انتظار میرود و آنچه خودش میخواهد باشد. فیلم در این پرداخت، به دام سادهسازی کامل نمیافتد. گرچه تبعیض در مرکز تجربهٔ سوگیهارا قرار دارد، شخصیت او به نمادِ بیچهرهٔ رنج تبدیل نمیشود. او گاهی تندخو، مغرور و خشونتطلب است و همین کاستیها او را انسانیتر میکند.
واکنشهایش در برابر جامعه همیشه راهحل نیستند؛ بعضی از آنها بخشی از چرخهٔ خشونتیاند که خود از آن آسیب دیده است. این نگاه، اثر را از پیامگویی مستقیم دور میکند و به تماشاگر فرصت میدهد تناقضهای قهرمان را ببیند، نه آنکه فقط با موضعی از پیش تعیینشده روبهرو شود. طنز در کنار تلخی لحن فیلم یکی از انتخابهای جسورانهٔ آن است.
« این نوسان همیشه بینقص نیست، اما به فیلم اجازه میدهد از یکنواختی یک درام اجتماعیِ صرف فاصله بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
«گو» موضوعی سنگین را با چنان جدیتی روایت نمیکند که هر لحظه به خطابه نزدیک شود؛ طنز و شوخیهای موقعیتی، فشار روایت را میشکنند و به شخصیتها اجازه میدهند از رنج خود فراتر بروند، بیآنکه آن را انکار کنند. شوخیها گاه از غرور نوجوانانه و گاه از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه واقعاً احساس میکنند سرچشمه میگیرند.
ازاینرو، خنده در فیلم نقش تزئینی ندارد؛ بخشی از شیوهٔ مقاومت شخصیتها در برابر جهانی است که میخواهد آنها را در یک برچسب خلاصه کند. البته این آمیختگی همیشه یکدست نیست. در برخی گذرها، تغییر ناگهانی از شوخی به تنش اندکی محسوس است و ممکن است بعضی تماشاگران آن را ناهماهنگ بدانند. بااینحال، همین بیقراری با شخصیت اصلی تناسب دارد.
سوگیهارا در جهانی باثبات زندگی نمیکند؛ آرامش و آشوب، محبت و پرخاش، در تجربهٔ او پیوسته به یکدیگر تنه میزنند. شخصیتها و بازیها یوسوکه کوبوُزوکا در نقش سوگیهارا، انرژی و آسیبپذیری را همزمان به نمایش میگذارد. ظاهر خشن و رفتار دفاعی شخصیت در بازی او به پوششی بدل میشود که زیر آن میل به صمیمیت و پذیرفتهشدن پنهان است.
کوبوُزوکا بهخوبی از سکوت، نگاه و تغییرات ناگهانی خلقوخو بهره میگیرد؛ قهرمانش نه صرفاً دلنشین است و نه صرفاً سرکش. تماشاگر میتواند هم از تصمیمهای او دلخور شود و هم ریشهٔ آنها را بفهمد. دیگر بازیگران نیز به زندهماندن روابط کمک میکنند. کو شیباساکی به شخصیت دخترِ موردعلاقهٔ سوگیهارا سرزندگی و استقلال میبخشد؛ او صرفاً وسیلهای برای پیشبرد تحول قهرمان نیست، بلکه حضورش خود پرسشهایی دربارهٔ پیشداوری و انتخاب پدید میآورد.
« در برخی گذرها، تغییر ناگهانی از شوخی به تنش اندکی محسوس است و ممکن است بعضی تماشاگران آن را ناهماهنگ بدانند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهٔ سوگیهارا با پدرش نیز از بخشهای عاطفی مهم فیلم است: پیوندی که محبت در آن همیشه به زبان نرم بیان نمیشود و گاه از راه رفتارهای سخت و ناهنجار بروز میکند. همین پیچیدگی مانع میشود رابطهٔ پدر و پسر به الگویی آشنا و ساده فروکاسته شود. کارگردانی و زبان بصری ایسائو یوکیسادا برای بازتاب شتاب ذهنی و هیجان جوانی، از تدوین پرتحرک و تغییرهای ریتمیک بهره میبرد.
برشهای سریع و بازی با سرعت تصویر، در بخشهایی به فیلم نیرویی عصبی و سرزنده میدهند؛ گویی قاب نیز مانند سوگیهارا از سکون گریزان است. این انتخاب بهویژه در لحظات پرتنش مؤثر است، زیرا انرژی صحنهها را بالا میبرد و حس بیثباتی را به فرم منتقل میکند. در عین حال، این سبک همیشه به سود روایت عمل نمیکند.
گاهی آرایش بصری توجه را از لحظهٔ عاطفی میرباید یا میان صحنهها نوعی تأکید بیش از اندازه ایجاد میکند. فیلم در بعضی قسمتها میتوانست به تصویر و بازیگران مجال بیشتری بدهد و کمتر بر شتاب تکیه کند. بااینحال، زبان پرجنبوجوش آن با مضمون اثر پیوند دارد: سوگیهارا در پی جایگاهی ثابت است، اما جهان اطرافش پیوسته او را به حرکت و واکنش وامیدارد.
محدودیتها و ماندگاری «گو» فیلمی بینقص نیست. شروع نسبتاً آهسته، چند صحنهٔ کشدار و بخشهایی که از نظر روایی میتوانستند کوتاهتر باشند، از انسجام کلی آن میکاهند. همچنین، تماشاگرانی که علاقهای به درامهای نوجوانانه یا موضوع هویت و تبعیض ندارند، ممکن است در آغاز با فیلم همراه نشوند.
« همین پیچیدگی مانع میشود رابطهٔ پدر و پسر به الگویی آشنا و ساده فروکاسته شود. »
قوتها و کاستیها
اثر بیش از آنکه بر حادثهای واحد متکی باشد، از مسیر تجربهها و رابطهها پیش میرود؛ بنابراین کشش آن به میزان همدلی مخاطب با جهان سوگیهارا وابسته است. اما آنچه در ذهن میماند، فقط ماجرای عشق یا درگیری نیست؛ تصویری است از انسانی که باید پیوسته توضیح دهد چرا حق دارد همانجا زندگی کند که همیشه خانهاش بوده است.
فیلم با وجود گذشت زمان، در طرح این پرسشها همچنان نیرویی عاطفی دارد. هرچند برخی زمینههای تاریخی و اجتماعی آن برای مخاطب ناآشنا ممکن است به توضیح بیشتری نیاز داشته باشد، تجربهٔ تنهایی و میل به پذیرفتهشدن بهاندازهای روشن است که از مرز موقعیت خاص شخصیت فراتر میرود. جمعبندی «گو» درآمیختگیِ درام بلوغ، عاشقانه و نقد اجتماعی است؛ فیلمی پرانرژی که میکوشد تبعیض را در کنار دوستی، شوخی، خانواده و اشتیاق به آینده بنشاند.
قدرت اصلی آن در این است که سوگیهارا را به یک پرونده یا شعار فرو نمیکاهد: او نوجوانی است با خشمها و ضعفها، با میل به عشق و با پرسشی که پاسخی آسان ندارد. ناهماهنگیهایی در ریتم و چند صحنهٔ قابلحذف، از گیرایی اثر کم میکنند، اما بازی مرکزی، رابطههای عاطفی و نگاه انسانی آن بر این کاستیها میچربند.
حاصل، فیلمی است که هم سرگرم میکند و هم پس از پایان، پرسشِ ساده اما دشوارِ تعلق را در ذهن باقی میگذارد.
« فیلم با وجود گذشت زمان، در طرح این پرسشها همچنان نیرویی عاطفی دارد. »



ثبت دیدگاه