نقد و بررسی
نقد روز باشکوه (Glorious Day) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روزهای خوب در خانهای پرجمعیت «Glorious Day» درام خانوادگی کرهای سال ۲۰۱۴ است که نیروی محرک خود را نه از حادثهای خارقالعاده، بلکه از رفتوآمدهای پیوسته درون خانه و محله میگیرد. در مرکز روایت، هان سونگجون، نویسنده و مادری تنها قرار دارد که سه دخترش را بهتنهایی بزرگ کرده و میخواهد برای هر یک آیندهای مطمئن فراهم کند.
ورود سو جهوو، نوهٔ خانوادهٔ همسایه، مسیر زندگی این خانواده را دگرگون میکند؛ بهویژه وقتی رابطهٔ او و داجونگ، دختر میانی، رنگوبوی عاشقانه میگیرد. با اینهمه، سریال قصه را به یک زوج محدود نمیکند و میکوشد زندگی دو خانواده و پیوندهای میان نسلهایشان را به تصویری گستردهتر تبدیل کند.
خانواده بهمثابه شخصیت اصلی نقطهٔ قوت اصلی مجموعه آن است که خانواده را صرفاً پسزمینهٔ یک داستان عاشقانه نمیگیرد. سونگجون زنی است که سالها مسئولیت مادرانه را بر دوش کشیده و دغدغهاش به ازدواج دختران خلاصه نمیشود؛ در رفتار او میتوان هم میل به حمایت و هم دشواریِ رهاکردن و اعتمادکردن را دید.
سه دختر نیز با خلقوخو و جایگاه متفاوتشان، واکنشهای یکسانی به آینده و رابطه نشان نمیدهند. در کنار آنان، خانوادهٔ همسایه با نسلهای گوناگون، عادتها و حساسیتهای خود را وارد روایت میکند. این چیدمان به سریال امکان میدهد که از جزئیات روزمره معنا بسازد: نگرانی دربارهٔ آینده، اختلاف سلیقهٔ والدین و فرزندان، مسئولیت مراقبت از یکدیگر و کوشش برای حفظ صمیمیت در میانهٔ اختلافها.
« سه دختر نیز با خلقوخو و جایگاه متفاوتشان، واکنشهای یکسانی به آینده و رابطه نشان نمیدهند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی همین جزئیات از حوادث بزرگ اثرگذارترند، زیرا تماشاگر را به زندگی معمولی شخصیتها نزدیک میکنند. البته پرشمار بودن شخصیتها بهایی نیز دارد؛ همهٔ خطوط داستانی به یک اندازه پرداخت نمیشوند و گاه توجه از هستهٔ عاطفی روایت پراکنده میشود. عشق در کنار مسئولیت رابطهٔ داجونگ و جهوو در بستری شکل میگیرد که عشق را از مسئولیتهای خانوادگی جدا نمیکند.
جهوو، با ویژگیهایی که از محیط خانوادگیاش به ارث برده، گاه خشک و محافظهکار به نظر میرسد؛ داجونگ در مقابل، با گرمی و خوشبینیاش به فضای پیرامون جان میبخشد. تفاوت این دو، موتور بسیاری از لحظههای عاشقانه و طنزآمیز مجموعه است. کشش میانشان بیش از آنکه بر جذابیت ناگهانی بنا شود، از برخورد تدریجی شخصیتها و تغییر نگاهشان به یکدیگر نیرو میگیرد.
بااینحال، سریال عشق را بهصورت تجربهای صرفاً خصوصی تصویر نمیکند. رابطهٔ دو جوان ناگزیر با نگرانیها و انتظارهای خانوادهها گره میخورد و همین امر به کشمکشها دامنهای اجتماعیتر میدهد. ازدواج در این جهان فقط انتخاب دو نفر نیست؛ تصمیمی است که خانوادهها دربارهاش نظر میدهند، برایش نگران میشوند و گاه در برابرش مقاومت میکنند.
این نگاه ظرفیت دراماتیک دارد، اما در بخشهایی نیز مجموعه را به الگوهای آشنای ملودرام خانوادگی نزدیک میکند: سوءتفاهم، مخالفت بزرگترها و مانعهایی که برای طولانیکردن مسیر عاشقانه به کار میروند. بازیها و گرمای رابطهها بازیگران در ایجاد حس صمیمیت نقش مهمی دارند. کیم میسوک در نقش سونگجون، به شخصیت مادری که همواره باید برای دیگران تصمیم بگیرد، وقار و آسیبپذیری میبخشد.
« گاهی همین جزئیات از حوادث بزرگ اثرگذارترند، زیرا تماشاگر را به زندگی معمولی شخصیتها نزدیک میکنند. »
شخصیتها و اجرا
او میتواند در یک لحظه قاطع و در لحظهای دیگر نگران یا دلنازک باشد؛ همین جابهجاییها باعث میشود نقش به تصویری یکبعدی از «مادر فداکار» فروکاسته نشود. پارک سهیونگ و لی سانگوو نیز رابطهٔ داجونگ و جهوو را با لحنی گرم پیش میبرند؛ تفاوت رفتاری دو شخصیت در بازی آنان خوانا است و به لحظههای مشترکشان کشش میدهد.
در سطح گروهی، ارزش مجموعه بیش از هر چیز در واکنشهای کوچک بازیگران به یکدیگر آشکار میشود: مکثها، دلخوریهای خانوادگی و صمیمیتی که پس از اختلاف دوباره سر برمیآورد. درام میخواهد حس کند این آدمها در کنار هم زندگی کردهاند، نه آنکه صرفاً برای اجرای یک خط داستانی کنار هم قرار گرفته باشند.
بااینحال، همهٔ نقشآفرینیها به یک اندازه متعادل نیستند؛ برخی شخصیتها بهسبب تأکید بر واکنشهای نمایشی یا شوخیهای پررنگ، از واقعنمایی فاصله میگیرند. این تفاوت در لحظههایی که سریال از لحن آرام خانوادگی به اغراق کمیک میرسد، محسوستر میشود. لحن دلنشین و خوشبینی حسابشده عنوان مجموعه با حالوهوای آن تناسب دارد: «Glorious Day» بیش از آنکه تیرهوتار یا بدبینانه باشد، به امید و امکان ترمیم باور دارد.
لحظههای احساسی معمولاً با شیرینی و گرمی همراه میشوند و حتی اختلافها غالباً در افقی قرار میگیرند که آشتی و نزدیکی همچنان ممکن به نظر برسد. این خوشبینی برای تماشاگرانی که از درامهای خانوادگی آرام و دلگرمکننده لذت میبرند، بخشی از جذابیت اثر است. اما خوشبینی گاه به سادهسازی میانجامد.
« این تفاوت در لحظههایی که سریال از لحن آرام خانوادگی به اغراق کمیک میرسد، محسوستر میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی تعارضها با سرعتی حل میشوند که پیچیدگی عاطفی آنها را کمرنگ میکند، و بعضی واکنشها بیشتر برای حفظ لحن دلپذیر مجموعه به نظر میرسند تا نتیجهٔ طبیعی دگرگونی شخصیتها. با وجود این، سریال در بهترین لحظههایش بهجای آنکه خوشبختی را پاداشی ناگهانی بداند، آن را حاصل مراقبت، گفتوگو و گذشتهای کوچک نشان میدهد.
این نگاه، درام را از سطح سرگرمی صرف فراتر میبرد و به آن حسی از همراهی میدهد. کشآمدن روایت و پراکندگی ساختار چهلوچهارقسمتی مجموعه هم فرصت آن است و هم محدودیتش. زمان طولانی اجازه میدهد روابط بهتدریج گسترش یابند و شخصیتهای فرعی نیز سهمی از زندگی داستانی پیدا کنند. به همین دلیل، جهان سریال گاهی همچون محلهای زنده جلوه میکند که در آن چندین خانواده همزمان با شادیها و گرفتاریهای روزمره دستوپنجه نرم میکنند.
این گستردگی برای تماشاگرانی که به همراهی طولانی با شخصیتها علاقه دارند، امتیاز محسوب میشود. در سوی دیگر، شماری از موقعیتها بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند و کشمکشهایی که میتوانستند در زمانی کوتاهتر به نتیجه برسند، با تکرار بحثها و واکنشهای مشابه بسط مییابند. تعدد زوجها و خردهداستانها نیز تمرکز را از رابطهٔ مرکزی و دغدغهٔ سونگجون دور میکند.
گاهی بهجای آنکه هر خط داستانی لایهای تازه به مضمون خانواده بیفزاید، صرفاً بر حجم روایت میافزاید. این مسئله بهخصوص در میانههای مجموعه میتواند ریتم را کند و پیگیری را دشوار کند. کلیشهها و دستاوردهای عاطفی «Glorious Day» از کلیشههای ژانر خود دوری نمیکند؛ نقش والدین در تعیین مسیر فرزندان، اختلافهای نسلی، موانع عاشقانه و سوءتفاهمهای خانوادگی از مصالح آشنای درامهای کرهایاند.
« این نگاه، درام را از سطح سرگرمی صرف فراتر میبرد و به آن حسی از همراهی میدهد. »
قوتها و کاستیها
اثر در بسیاری از لحظهها این الگوها را با ظرافتی تازه بازآفرینی نمیکند، اما ارزشش را باید در چگونگی استفاده از آنها جستوجو کرد. پیوندهای خانوادگی و بازیهای صمیمی کمک میکنند که حتی موقعیت آشنا نیز گاه حسی شخصی و قابلباور پیدا کند. ضعف زمانی آشکار میشود که شخصیتها به کارکرد رواییشان تقلیل مییابند: یکی برای ایجاد مانع، دیگری برای برانگیختن دلسوزی و سومی برای افزودن شوخی.
در چنین لحظههایی، تماشاگر میتواند مسیر داستان را پیشبینی کند و غافلگیری کمتر میشود. بااینهمه، مجموعه در بازنمایی نیاز آدمها به تعلق و حمایت، صداقتی دارد که از فرمولهایش فراتر میرود. حتی وقتی نتیجهٔ یک موقعیت قابل حدس است، لذت اثر اغلب در دیدن چگونگی واکنش اعضای خانواده به آن نهفته است.
جمعبندی «Glorious Day» درامی خانوادگی و عاشقانه است که بیش از تعلیق یا نوآوری روایی، بر گرمای روابط و همراهی با شخصیتها تکیه میکند. پرداخت سونگجون و دخترانش، رابطهٔ تدریجی داجونگ و جهوو و فضای امیدبخش مجموعه، آن را برای دوستداران قصههای خانوادگی دلنشین میسازد. در مقابل، تعداد زیاد قسمتها، کندی برخی بخشها، کلیشههای ژانری و پراکندگی خردهداستانها از انسجام آن میکاهند.
حاصل، اثری بینقص یا جسورانه نیست، اما در لحظههای موفقش یادآوری میکند که خوشبختی خانوادگی بیشتر از آنکه در حادثهای بزرگ پدیدار شود، در مراقبتهای کوچک و پیوندهایی شکل میگیرد که با گذر زمان استوارتر میشوند.
« پیوندهای خانوادگی و بازیهای صمیمی کمک میکنند که حتی موقعیت آشنا نیز گاه حسی شخصی و قابلباور پیدا کند. »

ثبت دیدگاه