نقد و بررسی
نقد گلادبک: بحران گروگانگیری (Gladbeck: The Hostage Crisis) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی که فاصله را از میان برمیدارد «Gladbeck: The Hostage Crisis» به کارگردانی Volker Heise، بازسازی داستانیِ یک بحران نیست؛ روایتش را تقریباً بهتمامی از تصاویر و صداهای واقعیِ همان روزها میسازد. موضوع، گروگانگیریای است که در اوت ۱۹۸۸ آغاز شد و دو سارق مسلح را به مدت ۵۴ ساعت در برابر پلیس آلمان قرار داد.
مستند با کنار هم نشاندن گزارشهای خبری و تصاویر ثبتشده در جریان واقعه، تماشاگر را نه در جایگاه ناظرِ دور، بلکه در میان هیاهوی ماجرا مینشاند. همین انتخاب فرمی، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم منشأ دشواریهای آن. تماشای فیلم گاهی به دیدن یک تریلر پرتنش شباهت پیدا میکند، اما این شباهت بهسرعت آزارنده میشود: آنچه روی پرده میگذرد، داستانی ساختهوپرداخته نیست، بلکه واقعهای واقعی با قربانیان واقعی است.
فیلم عمداً اجازه نمیدهد این فاصله را فراموش کنیم. از همین رو، هیجان ناشی از دنبالکردن رخدادها با شرمی خاموش همراه میشود؛ تماشاگر از یک سو میخواهد بداند قدم بعدی چیست و از سوی دیگر ناچار است از خود بپرسد چرا چنین ماجرایی را تماشا میکند. آرشیو بهمثابه زبان روایت کارگردان از گویندهای که رویدادها را توضیح دهد یا مصاحبههای تازهای که معنا را برای مخاطب جمعبندی کنند، پرهیز میکند.
روایت در عوض از مواد تصویری و صوتیِ زمان واقعه ساخته شده است؛ تصمیمی که به اثر کیفیتی بیواسطه و گاه تکاندهنده میبخشد. دوربینها فقط ثبتکننده نیستند: زاویه دیدشان، فاصلهشان از گروگانها و گروگانگیرها و واکنش خبرنگاران، بخشی از خود داستان را میسازد. تدوین نیز از دل این مواد پراکنده، خطی پیوسته پدید میآورد و زمان را چنان فشرده میکند که فشارِ ساعتها و روزهای بحران به مخاطب منتقل شود.
« همین انتخاب فرمی، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم منشأ دشواریهای آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه به تصاویر اجازه میدهد خودشان شهادت دهند؛ فیلم بهجای آنکه با تفسیرهای مکرر تماشاگر را به نتیجهای معین برساند، او را با صحنهها روبهرو میکند. اما «بیواسطهبودن» به معنای بیطرفی کامل نیست. انتخاب اینکه کدام تصویر بماند، کدام صدا شنیده شود و چه چیزی در کنار چه چیزی قرار بگیرد، همچنان تصمیمی روایی است.
تدوین مستند، هرچند کمحرف است، بینظر نیست: با انتخاب و ترتیب تصاویر، نگاه ما را شکل میدهد و بر لحظههایی مکث میکند که بهسختی میتوان از آنها چشم برداشت. رسانه در متن فاجعه یکی از تکاندهندهترین لایههای مستند، حضور خبرنگاران در قلب بحران است. دوربینها گاه چنان به گروگانگیرها و گروگانها نزدیک میشوند که مرز میان گزارشدادن و دخالتکردن، یا میان ثبت واقعه و تبدیلکردن آن به نمایش، تیره میشود.
خبرنگاران نهفقط شاهد ماجرا، بلکه بخشی از فضای آن هستند؛ پرسشهایشان، رفتوآمدشان و شیوه مواجههشان با موقعیت، به پرسشی اخلاقی بدل میشود که فیلم بیآنکه پیوسته آن را توضیح دهد، پیش روی مخاطب میگذارد. اهمیت این وجه در آن است که نقد مستند به رفتار چند خبرنگار یا یک دوره تاریخی محدود نمیماند.
فیلم تماشاگر را هم در این سازوکار شریک میکند: همان تصاویر هولناک که از رفتار رسانهها انتقاد میکنند، برای ما نیز منبع تعلیق و کنجکاویاند. تماشای این صحنهها میتواند به همان اندازه که افشاگرانه است، ناراحتکننده هم باشد؛ زیرا اثر نمیگذارد مخاطب خود را کاملاً بیرون از چرخه تماشا و مصرف هیجان تصور کند.
« اما «بیواسطهبودن» به معنای بیطرفی کامل نیست. »
شخصیتها و اجرا
در این معنا، «Gladbeck: The Hostage Crisis» فقط درباره پوشش رسانهای بحران نیست؛ درباره میل ما به نزدیکشدن به خطر، از پشت حصار امنِ صفحه نیز هست. مدیریت بحران و حس درماندگی حضور پلیس در فیلم، بهجای آنکه تصویری ساده و قهرمانانه از کنترل اوضاع بسازد، بخشی از ابهام و تنش واقعه را آشکار میکند.
تصمیمها و مکثها از دریچه تصاویر همان زمان دیده میشوند و همین امر میتواند در تماشاگر خشم و درماندگی برانگیزد. گاه به نظر میرسد بحران در برابر دوربینها جریان دارد، در حالی که واکنش نهادیِ متناسب با شدت آن روشن و قاطع به چشم نمیآید. این تضاد، مستند را از گزارش صرفِ یک گروگانگیری فراتر میبرد و به تأملی درباره مسئولیت، هماهنگی و پیامدهای مدیریت ناکارآمد تبدیل میکند.
بااینحال، فیلم کمتر از آنچه ممکن است انتظار رود، سازوکارهای تصمیمگیری یا زمینه نهادی را شرح میدهد. مخاطبی که از پیش درباره پرونده یا شرایط تاریخی آن چیزی نمیداند، ممکن است در برخی لحظهها از جزئیات جا بماند: میبیند چه اتفاقی میافتد، اما همیشه نمیفهمد چرا تصمیمی گرفته شده یا چه گزینههایی پیش روی افراد بوده است.
این کمبود صرفاً مسئلهای اطلاعاتی نیست؛ گاهی خواندنِ دقیق مسئولیتها را هم دشوار میکند. تعلیق، آهنگ و تجربه تماشاگر با وجود آنکه مواد اولیه فیلم از گزارشهای خبری و تصاویر آرشیوی تشکیل شدهاند، تدوین آنها به روایتی پیوسته و پرکشش شکل میدهد. تماشاگر مدام در انتظار نشانه بعدی است و تغییر موقعیتها، رفتوآمد آدمها و صدای خبرنگاران، حس بیثباتی را زنده نگه میدارد.
« بااینحال، فیلم کمتر از آنچه ممکن است انتظار رود، سازوکارهای تصمیمگیری یا زمینه نهادی را شرح میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از تعلیق بهعنوان ابزاری مؤثر بهره میگیرد، اما این موفقیت بیهزینه نیست: هرچه روایت بیشتر به ریتم یک تریلر نزدیک میشود، خطر آن بیشتر است که فاجعه به تجربهای هیجانانگیز برای مصرف بدل شود. قدرت اثر دقیقاً در همین دوگانگی است؛ هم ما را جذب میکند و هم بابت این جذبشدن آسوده نمیگذارد.
تصاویر قدیمی، کیفیت ناهماهنگ صدا و قابهای شلوغ نیز بخشی از بافت مستندند، اما همیشه تماشایی یا آسانفهم نیستند. زیرنویسها و ترجمه میتوانند خواندن تصویر و دنبالکردن همزمان گفتوگوها را دشوار کنند. این مسئله برای مخاطبی که زبان اصلی را نمیداند جدیتر است: بخشی از توجه ناگزیر صرف خواندن میشود و ممکن است جزئیات بصری از دست برود.
بنابراین، خشونتِ تجربه تنها به مضمون بازنمیگردد؛ شکل ارائه نیز گاهی خستهکننده و آشفته است. سکوت توضیحی؛ قوت و محدودیت کنارگذاشتن گفتار روایی و مصاحبههای پسینی، جسورانه است، اما انتخابی بینقص نیست. تصاویر واقعی میتوانند بهتنهایی حس حضور و فوریت بیافرینند؛ در مقابل، برای تحلیل زمینه، روشنکردن ارتباط رویدادها و سنجیدن روایتهای گوناگون محدودیت دارند.
مستند بیش از آنکه شرحی جامع از چراییِ بحران باشد، تجربهای فشرده از مواجهه با آن است. برای کسانی که پیشتر با پرونده آشنایی دارند، این صورتبندی میتواند ارزشمند باشد، چون مواد آرشیوی را بیواسطه و با اتکا به قدرت خودشان عرضه میکند. اما برای بیننده ناآشنا، کمبود توضیح ممکن است فاصلهای میان دیدنِ تصاویر و فهم کاملِ معنای آنها ایجاد کند.
« قدرت اثر دقیقاً در همین دوگانگی است؛ هم ما را جذب میکند و هم بابت این جذبشدن آسوده نمیگذارد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، اثر را بهتر است نه بهعنوان بررسیای همهجانبه از همه ابعاد پرونده، بلکه بهمثابه مونتاژی مستند و اخلاقاً ناآرامکننده دید. قوت آن در تصویرهایی است که نمیتوان بهآسانی از ذهن پاک کرد؛ محدودیتش در این است که همیشه ابزار کافی برای تفسیر آنها در اختیار مخاطب نمیگذارد. این نقص بهویژه هنگامی محسوس میشود که تماشاگر به توضیح درباره زمینه تاریخی، زنجیره تصمیمها یا پیامدهای اجتماعی واقعه نیاز دارد.
جمعبندی «Gladbeck: The Hostage Crisis» مستندی تکاندهنده است که نیروی خود را از نزدیکیِ کمواسطه به واقعه میگیرد. تصاویر واقعی، حس حضور در دل بحران را به شکلی نادر منتقل میکنند و همزمان، رفتار رسانهها و ناکامی در مدیریت اوضاع را به پرسش میکشند. اما همین نزدیکی میتواند تماشاگر را خسته یا آزرده کند؛ نبود توضیح و تحلیل بیشتر نیز گاه فهم ماجرا را ناقص میگذارد.
مهمتر از همه، فیلم پس از پایان تماشا پرسشی اخلاقی باقی میگذارد: وقتی به مصیبت دیگران خیره میشویم، چه اندازه شاهدیم و چه اندازه مصرفکننده تماشا؟ ارزش اثر در آن است که پاسخ سادهای نمیدهد و اجازه نمیدهد از سنگینی این پرسش بهراحتی بگریزیم.
« ارزش اثر در آن است که پاسخ سادهای نمیدهد و اجازه نمیدهد از سنگینی این پرسش بهراحتی بگریزیم. »



ثبت دیدگاه