نقد و بررسی
نقد زود خوب شو (Get Well Soon) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی ساده برای دگرگونی «Get Well Soon» یا «Bon rétablissement !» ساختهٔ Jean Becker، کمدی فرانسویِ سال ۲۰۱۴ است که بخش عمدهٔ روایتش را در فضای محدود بیمارستان میگذراند. پیر، مردی شصتساله و تندخو، پس از حادثهای با پای گچگرفته بستری میشود؛ جایی که برای او نه پناهگاهی آرام، بلکه صحنهٔ ورود بیوقفهٔ آدمهایی است که هر یک به دلیلی سراغش میآیند.
او خواهان سکوت و خلوت است، اما بیمارستان مجال چندانی برای این خواسته باقی نمیگذارد. ملاقات پزشکان و پرستاران، کارکنان بیمارستان و نزدیکانش، از جمله برادرش اِروه، به رشتهای از برخوردهای کوچک و گاه پیشبینیپذیر بدل میشود. این موقعیت، در ظاهر، مصالحی آشنا برای یک کمدی موقعیت فراهم میآورد: مردی بداخلاق در مکانی که ناچار است با دیگران کنار بیاید.
جذابیت فیلم نیز بیش از آنکه بر غافلگیریهای داستانی استوار باشد، در تماشای تدریجیِ ترکبرداشتن این انزواست. بیمارستان به نوعی جهان کوچک تبدیل میشود؛ جهانی که هر دیدار، دریچهای تازه به زندگی پیر و آدمهای پیرامون او میگشاید. فیلم راز خود را پنهان نمیکند: از همان ابتدا میتوان حدس زد که این دوران ناخواسته قرار است چیزی را در شخصیت اصلی تغییر دهد.
مسئله، نه مقصد، بلکه کیفیت این تغییر و جزئیات مسیر آن است. کمدیِ برخورد، نه غوغای خنده طنز فیلم از تضاد میان میل پیر به تنهایی و هجوم مداوم دیگران پدید میآید. او میخواهد ملاقاتها کوتاه باشند، پرسشها پایان یابند و اطرافش خلوت شود؛ اما هر بار موقعیتی تازه پیش میآید که این آرامش را برهم میزند.
« او خواهان سکوت و خلوت است، اما بیمارستان مجال چندانی برای این خواسته باقی نمیگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شوخیها اغلب از همین ناهماهنگی سرچشمه میگیرند: بیمارِ بیحوصله در برابر کارکنانی که وظایف خود را ادامه میدهند، یا مردی که میخواهد همه را پس بزند اما ناچار است به حضورشان واکنش نشان دهد. فیلم در این لحظهها بهجای تکیه بر شوخیهای پرتحرک یا طنز تند، لحن ملایم و خوشقلبی را ترجیح میدهد.
این انتخاب با جهان اثر سازگار است و اجازه میدهد کمدی از دل رفتارها و گفتوگوها بیرون بیاید، نه از نمایش اغراقآمیزِ موقعیتها. بااینحال، همین محافظهکاری گاهی به سطحیشدن شوخیها میانجامد. برخی موقعیتها از پیش قابل حدساند و خندهٔ حاصل از آنها بیشتر لبخندی گذراست تا لحظهای ماندگار.
فیلم در بهترین لحظاتش بهخوبی نشان میدهد که کمدی میتواند وسیلهای برای نزدیککردن آدمها باشد؛ در لحظات ضعیفتر، به تکرار همان الگوی آشنای مرد بدخلق و اطرافیان صبورش بسنده میکند. بیمارستان بهمثابه جهان کوچک محدودبودن مکان، هم امتیاز فیلم است و هم آزمونی برای آن. اتاق بیمارستان، راهروها و فضای رفتوآمد کارکنان میتوانند به پسزمینهای یکنواخت بدل شوند؛ اما در عوض، فیلم این محیط را به ایستگاهی برای ملاقاتهای کوتاه و متفاوت تبدیل میکند.
هر دیدار، بخشی از نظم روزمرهٔ پیر را برهم میزند و او را با خلقوخو، گرفتاری یا نگاه تازهای روبهرو میسازد. در این معنا، بیمارستان فقط محل درمان جسم نیست؛ صحنهای است که در آن فاصلهٔ پیر با جهان بیرون، ناخواسته کاهش مییابد. البته فیلم همیشه از ظرفیت این فضای بسته بهطور کامل استفاده نمیکند.
« فیلم در این لحظهها بهجای تکیه بر شوخیهای پرتحرک یا طنز تند، لحن ملایم و خوشقلبی را ترجیح میدهد. »
شخصیتها و اجرا
رفتوآمد شخصیتها گاه بیشتر برای ساختن موقعیتهای جداگانه است تا برای شکلدادن به یک کشمکش پیوسته. از همین رو، بخشهایی از روایت حالتی اپیزودیک پیدا میکنند: چهرهای میآید، برخوردی شکل میگیرد، لحظهای خنده یا تأثر پدید میآید و سپس نوبت دیدار بعدی میرسد. این ساختار با پراکندگیِ تجربههای بیمارستانی همخوان است، اما گاهی ضرباهنگ کلی را کند میکند و نمیگذارد همهٔ ملاقاتها در یک مسیر دراماتیکِ فشرده به هم پیوند بخورند.
شخصیتی که در برابر دیگران آشکار میشود پیر در آغاز بیش از آنکه شخصیتی دوستداشتنی باشد، مردی است که دیگران را پس میزند. فیلم بااینحال نمیکوشد این تندی را صرفاً به شوخی بگیرد یا او را به چهرهای یکبعدی فروبکاهد. کمکم روشن میشود که بدخلقیاش بخشی از شیوهٔ مواجههٔ او با جهان است؛ سپری برای حفظ فاصله و پرهیز از درگیری عاطفی.
آنچه در بیمارستان اتفاق میافتد، نه دگرگونی ناگهانی، بلکه فرسایش آرام همین سپر است. پیر در هر گفتوگو فرصتی مییابد تا چیزی را دربارهٔ دیگری ببیند و، در عین حال، بخشی از خود را آشکار کند. اینجا نقش برادرش اِروه اهمیت مییابد. حضور او یادآور آن است که گذشته و پیوندهای خانوادگی را نمیتوان بیرون از اتاق بیمارستان نگه داشت.
فیلم از همین نسبتها برای افزودن لایهای عاطفی به روایت استفاده میکند، بیآنکه به ملودرامی سنگین روی آورد. بازنگری پیر در زندگی، بیش از آنکه با گفتارهای طولانی توضیح داده شود، از برخوردهایش با اطرافیان شکل میگیرد. بااینحال، چون زمان فیلم صرف معرفی آدمهای متعددی میشود، عمق روانشناختی بعضی از این برخوردها محدود میماند و گاه زمینهٔ عاطفیِ لازم برای اثرگذاری کامل فراهم نمیشود.
« رفتوآمد شخصیتها گاه بیشتر برای ساختن موقعیتهای جداگانه است تا برای شکلدادن به یک کشمکش پیوسته. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی گروهی و گرمای انسانی بخش بزرگی از موفقیت فیلم به بازی گروهی وابسته است. Gérard Lanvin نقش پیر را با نوعی خشکی و سنگینی بازی میکند که برای شخصیت لازم است، اما اجازه نمیدهد او تنها به مردی عبوس و بیانعطاف تبدیل شود. بازی او هنگامی بیشترین اثر را دارد که واکنشهای کوچک را جایگزین توضیحهای مستقیم میکند: مکثی کوتاه، نگاهِ خسته یا پاسخی که نشان میدهد سخنان طرف مقابل بیش از آنچه پیر میخواهد اعتراف کند بر او اثر گذاشته است.
Jean-Pierre Darroussin در نقش اِروه، به روایت بُعدی خانوادگی میبخشد و حضور بازیگران دیگر، از جمله Fred Testot و Claudia Tagbo، به تنوع فضای بیمارستان کمک میکند. فیلم بر شیمیِ میان شخصیتها تکیه دارد و بهجای آنکه همهٔ آنها را در خدمت یک قهرمان واحد کاملاً محو کند، میکوشد از کنار هم قرارگرفتنشان گرمایی جمعی بسازد.
این گرما در بسیاری از صحنهها باورپذیر است؛ بااینحال، برخی شخصیتهای فرعی چنان کوتاه و گذرا وارد روایت میشوند که بیشتر کارکرد موقعیتی دارند تا زندگی و انگیزهای مستقل. نتیجه آن است که گروه بازیگران حس صمیمیت میآفریند، اما فرصت نمییابد همهٔ چهرههایش را به یک اندازه ماندگار کند.
ریتم، انسجام و محدودیتها «Get Well Soon» فیلمی نیست که کشمکش خود را با پیچشهای پیاپی یا حادثههای بزرگ پیش ببرد. حرکت آن بر تغییرات کوچک و انباشتهشونده استوار است؛ بنابراین صبر تماشاگر و همراهی او با ریتم آرام اثر اهمیت دارد. این ریتم، از یکسو با وضعیت جسمانی و محیط بستهٔ پیر تناسب دارد: روزها در بیمارستان میگذرند و تغییرهای انسانی هم معمولاً فوری و پرسروصدا نیستند.
« بازی گروهی و گرمای انسانی بخش بزرگی از موفقیت فیلم به بازی گروهی وابسته است. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، وقتی دیدارها پشت سر هم قرار میگیرند بیآنکه همه به تنش یا تحول تازهای بینجامند، روایت کشش خود را از دست میدهد. ضعف دیگر فیلم در آن است که گاهی بهجای پرداختن عمیقتر به مضمونهایی چون تنهایی، پیری و دشواری ارتباط، به اشارهای کوتاه و سپس عبور به موقعیت بعدی بسنده میکند.
این رویکرد از سنگینشدن لحن جلوگیری میکند، اما بهایش کمرنگماندن بعضی ظرفیتهای دراماتیک است. فیلم میخواهد هم سبک و دلنشین باشد و هم از امکان تحول سخن بگوید؛ تعادلی که در مجموع حفظ میشود، ولی همیشه به یک اندازه موفق نیست. شوخیهای قابل پیشبینی و شخصیتهای فرعی کمپرداخت نیز مانع از آن میشوند که تجربهٔ تماشای فیلم در همهٔ لحظات به یک اندازه غنی باشد.
جمعبندی «Get Well Soon» کمدیای آرام و انساندوستانه است که از بستریشدن مردی منزوی، فرصتی برای اندیشیدن به ارتباط و امکان بازنگری در زندگی میسازد. فیلم نه در پی شکستن قالبهای آشناست و نه میکوشد با طنزی تند یا درامی تلخ خود را از دیگر آثار همجنسش جدا کند. نیروی اصلیاش در لحن خوشقلب، بازیهای صمیمی و توجه به تغییرهای کوچک نهفته است؛ ضعفش نیز از همان انتخابِ کمتنش سرچشمه میگیرد و در ریتم کند، شوخیهای گاه سطحی و پرداخت ناکافی بعضی نقشها نمایان میشود.
برای تماشاگرانی که از کمدیهای سبک، شخصیتمحور و آمیخته با لحظههای عاطفی لذت میبرند، فیلم تجربهای خوشایند فراهم میکند. اما اگر انتظار روایتی پرحادثه، شوخیهایی پیوسته و تند، یا واکاوی عمیق همهٔ شخصیتها وجود داشته باشد، اثر احتمالاً محدودتر از آن چیزی خواهد بود که وعده میدهد.
« این رویکرد از سنگینشدن لحن جلوگیری میکند، اما بهایش کمرنگماندن بعضی ظرفیتهای دراماتیک است. »
جمعبندی
در نهایت، فیلم بیش از آنکه دربارهٔ بیمارستان باشد، دربارهٔ دشواریِ بازکردن در به روی دیگران است؛ اندیشهای ساده که در بهترین لحظاتش با مهربانی و بیتکلفی به تماشاگر منتقل میشود.



ثبت دیدگاه