نقد و بررسی
نقد Get the Gringo | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: بازگشت به قلمرو ضدقهرمان «Get the Gringo» فیلمی جنایی و اکشن به کارگردانی Adrian Grunberg است که Mel Gibson در آن نقش خلافکاری بینام را بازی میکند؛ مردی که پس از فراری پرآشوب، گرفتار مقامهای فاسد مکزیکی میشود و سر از زندانی درمیآورد که بیش از آنکه به زندانی معمولی شباهت داشته باشد، جهانی بسته با قواعد و مناسبات خاص خود است.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قصد ندارد در مسیر یک درام جنایی پیچیده حرکت کند. اولویت آن، ساختن تجربهای پرتحرک، خشن و گاه طنزآمیز است؛ تجربهای که تماشاگر را با ضدقهرمانی زیرک همراه میکند و او را در موقعیتهای پیدرپیِ خطر و معامله قرار میدهد. زندان؛ جهانی خودبسنده و پرآشوب مهمترین امتیاز فیلم، فضای زندان آن است.
این محیط، صرفاً پسزمینهای برای زد و خورد نیست، بلکه نظامی اجتماعی با سلسلهمراتب، روابط قدرت، دادوستد و قواعد نانوشته به شمار میآید. زندانیان در فضایی زندگی میکنند که مرز میان حبس و زندگی روزمره در آن کمرنگ شده و هر کس باید جایگاه خود را میان گروههای گوناگون پیدا کند. همین ایده، به داستان طراوت میبخشد و شخصیت اصلی را در موقعیتی قرار میدهد که نمیتواند تنها با تکیه بر زور یا نقشهای ساده از پس آن برآید.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه این جهان را موشکافانه واکاوی کند، از آن بهعنوان موتور حرکت ماجرا بهره میبرد. زندان ظرفیت زیادی برای بررسی فساد، بقا و مناسبات قدرت دارد، اما روایت اغلب به سراغ موقعیت بعدی میرود؛ گویی پیش از آنکه امکان مکث و تأمل فراهم شود، حادثهای تازه از راه میرسد.
« فیلم از همان آغاز روشن میکند که قصد ندارد در مسیر یک درام جنایی پیچیده حرکت کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه، فضایی جذاب و بهیادماندنی است که عمق بالقوهاش کاملاً به فعلیت نمیرسد. روایت؛ خوشریتم اما کمپیچوخم نقطه شروع قصه، پرسشی ساده و مؤثر پیش میگذارد: خلافکاری که ناگهان در محیطی غریب و خطرناک گرفتار شده، چگونه میتواند زنده بماند و راهی برای بیرون رفتن پیدا کند؟ پاسخ فیلم نیز بر کنش و بداههپردازی استوار است.
شخصیت اصلی بهجای آنکه صرفاً واکنشی منفعل داشته باشد، پیوسته موقعیتها را میسنجد، با آدمهای مختلف کنار میآید و از فرصتهای کوچک بهره میبرد. این رویکرد، ریتم فیلم را تند نگه میدارد و باعث میشود تماشاگر برای مدت زیادی درگیر ماجرا بماند. اما ظرفیت ایده از پیچیدگی خود داستان فراتر میرود.
روابط و کشمکشها گاه بهسرعت شکل میگیرند و همانقدر زود به مرحله بعد میرسند. طرح، آنچنان که فضای غیرمعمولش وعده میدهد، پرلایه یا غافلگیرکننده نمیشود؛ بیشتر مجموعهای از گرفتاریها و راهحلهای فوری است که شخصیت اصلی را به مقصد بعدی میرسانند. این سادگی لزوماً عیب نیست، زیرا به فیلم انرژی و سرراستی میبخشد، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار دارند هر گره داستانی به لایهای تازه از شخصیتها یا جهان فیلم بینجامد، کمی کممایه به نظر برسد.
مل گیبسون و گروه بازیگران Mel Gibson نقش مردی را بازی میکند که جذابیتش نه از پاکی اخلاقی، بلکه از چابکی ذهن، اعتمادبهنفس و تواناییاش در خواندن آدمها میآید. او ضدقهرمانی است که تماشاگر میتواند رفتارش را دنبال کند، بیآنکه ناچار باشد آن را تأیید کند. بازی گیبسون بر همان لحن آشنای طعنهآمیز و سرسختانه تکیه دارد؛ لحنی که به فیلم کمک میکند خشونت و شوخی را در کنار هم نگه دارد.
« نتیجه، فضایی جذاب و بهیادماندنی است که عمق بالقوهاش کاملاً به فعلیت نمیرسد. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، تکیه فراوان روایت بر جذابیت او باعث میشود بعضی شخصیتهای دیگر بیشتر در خدمت پیشبرد نقشهها و درگیریها باقی بمانند تا آنکه زندگی مستقلی پیدا کنند. Kevin Hernandez در نقش پسربچهای که قهرمان داستان با او پیوندی پیدا میکند، وجه انسانیتری به روایت میدهد. رابطه میان این دو، یکی از عناصر مهمی است که فیلم را از اکشنی صرف درباره فرار و انتقام دور میکند.
این پیوند در بهترین لحظاتش، میان بدبینی مرد بزرگسال و آسیبپذیری کودک تضاد ایجاد میکند و به رفتار شخصیت اصلی معنایی فراتر از منفعت شخصی میبخشد. دیگر بازیگران نیز در شکلگیری فضای پرتنش و رنگارنگ فیلم سهم دارند، هرچند فرصت پرداخت برابر به همه آنان فراهم نمیشود. خشونت و مسئله پرداخت شخصیتها خشونت در «Get the Gringo» عنصری فرعی یا صرفاً تزئینی نیست؛ بخش مهمی از دستور زبان فیلم است.
برخوردها ناگهانیاند، خطر همواره نزدیک است و بقای شخصیتها گاه به تصمیمهایی خشن وابسته میشود. این شدت، با فضای بیرحم داستان تناسب دارد و به فیلم حسی از بیثباتی میبخشد. طنز تلخ نیز در برخی لحظات، از دل همین خشونت بیرون میآید و مانع از آن میشود که اثر در یک لحن کاملاً جدی و یکنواخت گرفتار شود.
بااینهمه، فیلم همیشه میان خشونت و درام تعادل برقرار نمیکند. گاهی درگیریها چنان جای رویداد را میگیرند که فرصت شناخت بیشتر شخصیتها از دست میرود. تماشاگر میفهمد افراد در این محیط برای حفظ قدرت یا جان خود دست به چه کارهایی میزنند، اما کمتر با گذشته، انگیزههای پیچیدهتر یا تردیدهای درونی آنان روبهرو میشود.
« Kevin Hernandez در نقش پسربچهای که قهرمان داستان با او پیوندی پیدا میکند، وجه انسانیتری به روایت میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، برخی تقابلها بیش از آنکه از دل شخصیتپردازی بجوشند، برای حفظ ضرباهنگ و شدت صحنهها طراحی شدهاند. لحن، طنز و کارگردانی یکی از انتخابهای هوشمندانه فیلم، آمیختن هیجان با نوعی شوخطبعی خشک و بدبینانه است. شخصیت اصلی به رخدادهای پیرامونش با لحنی طعنهآمیز پاسخ میدهد و همین فاصلهگذاری، به تماشاگر اجازه میدهد فضای تلخ داستان را تحمل کند.
این شوخیها قرار نیست موقعیت را بیخطر جلوه دهند؛ بیشتر نشان میدهند که قهرمان برای حفظ خونسردی خود، حتی در شرایط نامعقول، به طنز پناه میبرد. ترکیب این لحن با فضای زمخت زندان، هویت ویژهای به فیلم میدهد. Adrian Grunberg روایت را با شتاب پیش میبرد و از برخوردهای متوالی برای حفظ تحرک داستان استفاده میکند.
فیلم بهندرت در یک موقعیت بیش از اندازه میماند و همین امر تماشای آن را آسان و سرگرمکننده میکند. بااینحال، همین شتاب گاه به بهای ظرافت تمام میشود: بعضی لحظهها میتوانستند مجال بیشتری برای شکلگیری تنش یا آشکار شدن رابطهها داشته باشند. فیلم ترجیح میدهد رو به جلو حرکت کند، حتی اگر در این مسیر بخشی از ظرفیت دراماتیک خود را پشت سر بگذارد.
تجربه تماشا و ماندگاری «Get the Gringo» بیش از آنکه اثری برای تأمل طولانی باشد، فیلمی برای همراهی با یک ماجرای پرحادثه است. داستان سرراست، فضای نامتعارف و حضور گیبسون تماشاگر را بهسرعت وارد جهان اثر میکنند و فیلم نیز چندان وانمود نمیکند که قرار است معمایی چندلایه پیش روی او بگذارد.
« لحن، طنز و کارگردانی یکی از انتخابهای هوشمندانه فیلم، آمیختن هیجان با نوعی شوخطبعی خشک و بدبینانه است. »
قوتها و کاستیها
برای کسی که از یک اکشن جنایی جمعوجور، ضدقهرمانی زیرک و لحن آمیخته به طنز تلخ لذت میبرد، فیلم میتواند انتخابی خوشتماشا باشد. در مقابل، ضعف در گسترش ایده و محدود ماندن پرداخت برخی شخصیتها ممکن است اثر را از ماندگاری بیشتر بازدارد. پس از پایان تماشا، احتمالاً بیش از هر چیز فضای زندان و حضور پررنگ بازیگر اصلی در ذهن میماند، نه پیچیدگی روایت یا تحولهای عمیق شخصیتها.
فیلم سرگرمکننده است، اما سرگرمیاش بیشتر به لحظه تماشا وابسته است تا به لایههایی که تماشاگر را به بازبینی دوباره فرابخوانند. جمعبندی «Get the Gringo» فیلمی پرتحرک و خوشریتم است که با ایدهای جذاب، محیطی متفاوت و اجرای مسلط Mel Gibson، تجربهای سرگرمکننده میسازد. بهترین ویژگی آن، جهانی است که در آن قواعد معمول زندان بههم میریزد و قهرمان باید با زیرکی، انعطاف و اندکی شانس راه خود را پیدا کند.
فیلم در استفاده از خشونت و طنز تلخ هویت مشخصی دارد و رابطه شخصیت اصلی با پسربچه، به ماجرا بُعدی انسانی میبخشد. در سوی دیگر، روایت به اندازه فضای اولیهاش پیچیده نمیشود و گاه شتاب و درگیری، جای پرداخت دقیقتر به شخصیتها را میگیرد. بنابراین، این اثر را باید بیش از هر چیز اکشنی جنایی و سرراست دانست: فیلمی که برای یک تماشای پرهیجان و بیتکلف مناسب است، اما لزوماً اثری نیست که پس از پایان، تماشاگر را برای بازگشت دوباره به جهانش بیقرار کند.
« در مقابل، ضعف در گسترش ایده و محدود ماندن پرداخت برخی شخصیتها ممکن است اثر را از ماندگاری بیشتر بازدارد. »
ثبت دیدگاه