نقد و بررسی
نقد بزه رو بگیرید (Get the Goat) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کوچک با ظرفیتهای بزرگتر «Get the Goat» یا «Cabras da Peste» کمدی پلیسی برزیلیِ ویتور برانت است که ماجرایی ظاهراً ساده را بهانهٔ همراهی دو مأمور ناهمگون میکند: برویسویلیس، پلیسی پرشور از شهری کوچک، برای بازگرداندن سِلِستینا، بزی که به نماد زادگاهش بدل شده، راهی سائوپائولو میشود.
آنجا با ترینداده، کارمند ادارهٔ پلیس که تجربهٔ میدانی چندانی ندارد، هممسیر میشود و جستوجوی این حیوان به برخورد با تبهکاران و پروندهای فراتر از انتظارشان میانجامد. فیلم از همان آغاز بر طنز تضادها حساب میکند: شهر کوچک در برابر کلانشهر، جسارت در برابر احتیاط، و مأموریتی بهظاهر کماهمیت در برابر خطری جدیتر.
این نقطهٔ شروع، بیش از آنکه نوآورانه باشد، آشناست؛ اما سادگیاش برای یک کمدی سبک مزیت دارد. بزِ گمشده هم هدفی ملموس برای حرکت داستان فراهم میکند و هم حضوری نامتعارف در دلِ روایت پلیسی میسازد. مسئله آن است که فیلم در ادامه کمتر میکوشد از این ایدهٔ بامزه معنایی تازه استخراج کند.
سِلِستینا موتور حرکت قصه است، اما پیوند نمادین او با میراث شهر بیشتر در حدِ توضیح باقی میماند تا نیرویی که در شخصیتها یا درام اثر نفوذ کند. دو مأمور، دو ریتم کمدی هستهٔ اصلی فیلم نه معمای جنایی، بلکه زوج مرکزی آن است. برویسویلیس با اعتمادبهنفسی گاه بیمحابا وارد موقعیتها میشود؛ ترینداده در سوی مقابل، محتاط، نگران و متمایل به حفظ امنیت خویش است.
« این نقطهٔ شروع، بیش از آنکه نوآورانه باشد، آشناست؛ اما سادگیاش برای یک کمدی سبک مزیت دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تقابل زمینهٔ مناسبی برای شوخیهای فیزیکی و موقعیتهای پیشبینیپذیر فراهم میکند: یکی جلو میرود، دیگری عقب میکشد؛ یکی خطر را دستکم میگیرد، دیگری آن را بزرگتر از اندازه میبیند. این الگو بهخودیخود مؤثر است، بهویژه هنگامی که فیلم به تفاوت منش این دو شخصیت وفادار میماند.
بااینحال، رابطهٔ آنها بهندرت از سطح تضاد اولیه فراتر میرود. همکاریشان فرصتهایی برای شکلگیری اعتماد و دگرگونی فراهم میکند، اما فیلم معمولاً شتابزده از این موقعیتها عبور میکند تا به شوخی یا حادثهٔ بعدی برسد. در نتیجه، همراهی آنها سرگرمکننده هست، ولی آنقدر پرداخت نمیشود که تماشاگر پیوند عاطفی عمیقی با آن پیدا کند.
طنزی متکی به اغراق «Get the Goat» از سنت کمدیهای پلیسی دونفره بهره میگیرد؛ همان سنتی که شخصیتهای ناهمگون را در کنار هم میگذارد و از ناکارآمدی، سوءتفاهم و تفاوت واکنشهایشان شوخی میسازد. مشکل این است که فیلم اغلب به همان ابزارهای آشنا بسنده میکند. بسیاری از گَگها پیش از آنکه به نتیجه برسند، قابل حدساند و غافلگیری چندانی در شیوهٔ اجرای آنها وجود ندارد.
اغراق در رفتار و واکنشها نیز همیشه به خنده نمیانجامد؛ گاه تنها بر بلندی و شلوغی صحنه میافزاید. البته این رویکرد برای مخاطبی که در پی سرگرمی بیتکلف است میتواند کارکرد داشته باشد. فیلم از تماشاگر نمیخواهد معمای پیچیدهای را دنبال کند یا زیرمتنهای فراوان را رمزگشایی کند؛ بیشتر به دنبال ضرباهنگی پرتحرک و شوخیهای روشن است.
« این الگو بهخودیخود مؤثر است، بهویژه هنگامی که فیلم به تفاوت منش این دو شخصیت وفادار میماند. »
شخصیتها و اجرا
اما سادگی با تکرار یکی نیست. هرگاه شوخیها به الگوهای آشنا بازمیگردند، انرژی بازیگران و جنبوجوش صحنه نیز نمیتواند بهتنهایی آنها را تازه کند. ناهماهنگی لحن و جهان داستان یکی از دشواریهای فیلم در پیوند میان لحن کودکانهٔ شوخیها و محتوای بزرگسالانهتر داستان است. روایت، ماجرای موادفروشی و مواجهه با تبهکاران خطرناک را در کنار طنزی سبک و گاه کارتونی قرار میدهد.
این همنشینی میتوانست به طنزی تلخ یا هجوآمیز برسد، اما فیلم معمولاً از ساختن چنین پیوندی فاصله میگیرد. خطرها مطرح میشوند، ولی اغلب بیشتر نقش بهانهای برای تعقیبوگریز و آشوب دارند تا نیرویی که فضای قصه را واقعاً دگرگون کند. از همین رو، لحن اثر در بخشهایی ناپایدار به نظر میرسد.
شوخیها گویی برای مخاطبی کمسنتر طراحی شدهاند، در حالی که زمینهٔ جنایی قصه به خشونت و تهدید اشاره میکند. این تضاد الزاماً ناموفق نیست، اما به انسجامی نیاز دارد که فیلم بهندرت فراهم میآورد. نتیجه، جهانی است که گاه میخواهد هم بیخطر و بازیگوش باشد و هم جدی و پرمخاطره؛ بیآنکه تصمیم روشنی بگیرد کدام سوی این دوگانگی را در مرکز قرار دهد.
روایت و ریتم داستان با مأموریتی روشن آغاز میشود، اما با گسترش ماجرا و ورود پروندهٔ بزرگتر، خط روایی تمرکز خود را تا حدی از دست میدهد. فیلم میان جستوجوی بز، ماجرای پلیسی و تلاش شخصیتها برای اثبات توانایی خود رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه این خطوط را بهشکلی روان در یکدیگر ادغام کند.
« روایت، ماجرای موادفروشی و مواجهه با تبهکاران خطرناک را در کنار طنزی سبک و گاه کارتونی قرار میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی رخدادها بیشتر بهانهای برای رساندن شخصیتها به موقعیت بعدیاند تا پیامد طبیعی تصمیمهایشان. ریتم نیز تابع همین ساختار است. صحنههای پرتحرک و شوخیهای بدنی گهگاه جان تازهای به روایت میدهند، اما تکرار موقعیتهای مشابه از نیروی آنها میکاهد. فیلم در لحظاتی که باید مکث کند و رابطهٔ دو مأمور یا اهمیت سِلِستینا را بپروراند، زود به حادثهٔ بعدی میرسد.
در مقابل، برخی بخشهای میانی میتوانستند فشردهتر باشند تا انرژی قصه تا پایان حفظ شود. حاصل، اثری است که تماشایش دشوار نیست، اما انسجام و ظرافت ساختاریاش به اندازهٔ ایدهٔ آغازین جذاب نیست. بازیها و اجرای شخصیتها بازیها با منطق اغراقآمیز اثر هماهنگاند، اما این هماهنگی همیشه به معنای اثربخشی نیست.
بازیگر برویسویلیس بر جسارت و شور شخصیت تکیه میکند و بازیگر ترینداده ترس و دستپاچگی او را برجسته میسازد. این تفاوت، موتور اصلی کمدی است؛ بااینحال، برخی واکنشها بیش از اندازه نمایشی میشوند و بهجای آنکه موقعیت را بامزهتر کنند، فاصلهای میان شخصیت و تماشاگر ایجاد میکنند. بازیگران در صحنههای پرتحرک از انرژی قابلتوجهی برخوردارند و گاهی همین انرژی به فیلم جان میدهد.
با این همه، فیلمنامه فرصت محدودی برای ساختن ظرافتهای شخصیتی فراهم میکند. شخصیتها بیشتر بر پایهٔ یک ویژگی کمدی تعریف میشوند تا مجموعهای از انگیزهها و تناقضها. به همین سبب، بازیها ناچارند بخش زیادی از بار سرگرمی را بهتنهایی بر دوش بکشند؛ باری که همیشه با شوخیهای نوشتهشده تناسب ندارد.
« بعضی رخدادها بیشتر بهانهای برای رساندن شخصیتها به موقعیت بعدیاند تا پیامد طبیعی تصمیمهایشان. »
قوتها و کاستیها
تصویر و فضای برزیلی رنگهای زنده و قاببندیهای پرتحرک، به فیلم چهرهای شاداب میبخشند و با جابهجایی میان شهر کوچک و سائوپائولو همراه میشوند. تفاوت این دو فضا میتوانست به تقابلی بصری و اجتماعی پربارتر تبدیل شود، اما کارکرد اصلیاش بیشتر ایجاد تنوع و فراهمکردن پسزمینهای پرجنبوجوش برای تعقیبها و موقعیتهای کمدی است.
فیلم از این ظرفیت استفادهای محدود میکند، ولی دستکم از یکنواختی بصری میگریزد. هویت برزیلی اثر نیز در زبان، فضاها و جزئیات فرهنگی آن حضور دارد. این ویژگی به فیلم رنگ محلی میدهد و آن را از کمدی پلیسی بیمکان و کاملاً عمومی جدا میکند. بااینحال، بخشی از طنز به لحن و زمینهٔ زبانی وابسته است؛ بنابراین کیفیت شوخیها ممکن است در ترجمه یا دوبله یکسان منتقل نشود.
این وابستگی هم بخشی از جذابیت فرهنگی فیلم است و هم محدودیتی برای مخاطبی که با ظرافتهای گفتار و ارجاعات محلی آشنایی ندارد. جمعبندی «Get the Goat» کمدیای سبک و پرتحرک است که از ایدهٔ نامعمولِ جستوجوی یک بزِ نمادین، زوجی ناهمگون و فضای جنایی بهره میگیرد. رنگهای زنده، انرژی بازیگران و تقابل میان برویسویلیس و ترینداده لحظاتی سرگرمکننده میآفرینند؛ اما شوخیهای قابلپیشبینی، روایت کمتمرکز و ناهماهنگی میان طنز کودکانه و زمینهٔ بزرگسالانه مانع از آن میشوند که فیلم از قالب آشنای کمدی پلیسی فراتر برود.
اثر بیش از آنکه تجربهای ماندگار یا خلاقانه باشد، انتخابی برای تماشای بیتکلف است؛ فیلمی که گاه با سرزندگیاش مخاطب را همراه میکند و گاه با تکرار شوخیها از نفس میافتد. جاذبهٔ اصلی آن در سادگی ماجرا و برخورد دو شخصیت متضاد نهفته است، اما همین عناصر نیز بدون پرداخت روایی و طنز دقیقتر، ظرفیت کامل خود را پیدا نمیکنند.
« فیلم از این ظرفیت استفادهای محدود میکند، ولی دستکم از یکنواختی بصری میگریزد. »



ثبت دیدگاه