نقد و بررسی
نقد چراغ گاز (Gaslight) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به عمارتی مشکوک «Gaslight» به کارگردانی Pavan Kirpalani از موقعیتی آشنا اما پرکشش آغاز میشود: میشا، زنی جوان که از ویلچر استفاده میکند، پس از سالها دوری و با دعوت پدرش به ملک خانوادگی بازمیگردد؛ اما پدر در خانه نیست و توضیحهای اطرافیان بهجای آنکه خیال او را آسوده کند، بر نگرانیاش میافزاید.
از همین نقطه، فیلم تماشاگر را وارد معمایی میکند که نه فقط درباره سرنوشت یک مرد غایب، بلکه درباره امکان اعتماد به آنچه میبینیم و میشنویم است. اثر در محدوده تریلر روانشناختی و معمای جنایی حرکت میکند و بهتدریج عناصر وهمآلود را نیز وارد فضای خود میسازد. فیلم نه با شتابی حادثهمحور، بلکه با گردآوردن جزئیات و افزایش تدریجی بدگمانی پیش میرود.
این انتخاب در بخشهایی به نفع تعلیق است؛ در بخشهایی دیگر، به کندی و کشآمدن روایت میانجامد. «Gaslight» بیش از آنکه بر غافلگیریهای پیدرپی تکیه کند، میکوشد احساسی مداوم از ناامنی بسازد؛ احساسی که در آن هر شخصیت و هر نشانه میتواند معنایی متفاوت داشته باشد. عمارت؛ شخصیت خاموش فیلم مهمترین دارایی بصری فیلم، عمارت و محیط پیرامون آن است.
« فیلم نه با شتابی حادثهمحور، بلکه با گردآوردن جزئیات و افزایش تدریجی بدگمانی پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانه با راهروهای طولانی، اتاقهای کمنور و گوشههای تاریک، صرفاً محل وقوع ماجرا نیست؛ گویی گذشته خانواده را در خود نگه داشته و هر فضای بستهاش چیزی را از دید پنهان میکند. قاببندیها و طراحی صحنه، از همین معماری برای ساختن حس محاصره و بیاعتمادی بهره میگیرند. حضور میشا در چنین فضایی نیز معنایی دوگانه پیدا میکند: او به خانه بازگشته تا حقیقت را بجوید، اما خانه با سکوت و سکونش گویی پیوسته در برابر او مقاومت میکند.
فضاسازی در بسیاری از لحظهها مؤثر است، بهویژه هنگامی که فیلم بهجای نمایش مستقیم خطر، از سایه، سکوت و انتظار کمک میگیرد. این خویشتنداری میتواند بیش از ترساندن ناگهانی، تماشاگر را در وضعیتی ناآرام نگه دارد. بااینحال، برخی تمهیدهای تصویری و صوتی آنقدر آشنا هستند که تأثیرشان از پیش قابل حدس میشود.
فیلم در خلق ظاهر وهمآلود موفقتر از آن است که این ظاهر را همواره به تجربهای تازه و متمایز بدل کند. تردید بهمثابه موتور تعلیق جذابیت اصلی قصه در پرسشی ساده اما ثمربخش نهفته است: آیا آنچه میشا تجربه میکند واقعیت دارد، یا شرایط و رفتار دیگران ادراک او را مخدوش کرده است؟ فیلم اطلاعات را کنترلشده عرضه میکند و میان روایت میشا و گفتههای اطرافیان فاصله میاندازد.
« قاببندیها و طراحی صحنه، از همین معماری برای ساختن حس محاصره و بیاعتمادی بهره میگیرند. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، فضایی است که در آن تماشاگر ناچار میشود همزمان به نشانهها توجه کند و درباره اعتبارشان تردید داشته باشد. این بازی با ادراک، از عنوان فیلم نیز نیرو میگیرد؛ عنوانی که یادآور دستکاری روانی و سلب اعتماد فرد از قضاوت خویش است. اما «Gaslight» در پرداخت این ایده همیشه به عمق روانشناختی نمیرسد.
گاهی تردید بهجای آنکه از کشمکشهای پیچیده شخصیتها برخیزد، به ابزاری برای عقبانداختن پاسخها بدل میشود. بنابراین، کنجکاوی اولیه حفظ میشود، ولی پیوند میان معما و تجربه درونی میشا در همه بخشها به یک اندازه استوار نیست. روایت و مسئله ریتم ریتم آرام فیلم میتواند برای مخاطبی که از معماهای تدریجی لذت میبرد، فرصتی برای توجه به جزئیات فراهم کند.
بازگشتهای میشا به گذشته، واکنشهای کارکنان و تناقضهای میان روایتهای مختلف، بهتدریج تصویری از خانوادهای شکل میدهند که روابطش زیر فشار رازهای ناگفته قرار گرفته است. مشکل آنجاست که بعضی صحنهها بیش از اندازه در یک وضعیت میمانند، بیآنکه شناخت تازهای از شخصیتها یا مسیر تحقیق به دست دهند.
« اما «Gaslight» در پرداخت این ایده همیشه به عمق روانشناختی نمیرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، بخشهایی از فیلم بهجای انباشت معنادار نشانهها، حس توقف پیدا میکنند. این کندی بهخصوص زمانی محسوس است که فیلم با تأکید بر فضای تاریک و انتظار، از پیشرفت دراماتیک فاصله میگیرد. از سوی دیگر، جمعبندی معمایی اثر میکوشد چند قطعه را کنار هم بنشاند و نگاه مخاطب را به رویدادهای پیشین بازگرداند.
این رویکرد ظرفیت سرگرمکنندهای دارد، اما اتکای پررنگ به پیچش و توضیح نهایی گاهی تصنعی به نظر میرسد؛ گویی داستان بیش از آنکه از شخصیتها بجوشد، برای رسیدن به افشاگریهایش طراحی شده است. بازیها و شخصیتپردازی Sara Ali Khan در نقش میشا بار اصلی روایت را بر دوش دارد. شخصیت او در موقعیتی آسیبپذیر قرار گرفته، اما فیلم میخواهد در عین حال کنجکاوی و ارادهاش را نیز برجسته کند.
بازی خان در لحظههای آرام و مراقبانه با فضای تریلر تناسب دارد، بااینحال دامنه عاطفی نقش همیشه بهاندازهای نیست که پیچیدگی وضعیت میشا را ملموس کند. گاهی واکنشها به یک کیفیت یکنواخت نزدیک میشوند و تماشاگر فاصله میان ترس، شک و عزم او را کمتر از حد لازم احساس میکند. Vikrant Massey در نقش کاپیل حضور متعادلی دارد و به روایت کمک میکند تا از انزوای میشا بیرون بیاید؛ بااینحال، فیلمنامه فرصت چندانی برای گسترش شخصیت او فراهم نمیآورد.
« در نتیجه، بخشهایی از فیلم بهجای انباشت معنادار نشانهها، حس توقف پیدا میکنند. »
قوتها و کاستیها
Chitrangda Singh نیز بهعنوان یکی از چهرههای مهم خانه، ظرفیت ایجاد تنش و ابهام را دارد، اما مسیر شخصیتش در ادامه به اندازه شروعش پرداخت نمیشود. برخی نقشهای مکمل بیشتر کارکرد معمایی دارند تا هویتی مستقل، و همین امر از قدرت روابط خانوادگی و اجتماعی داستان میکاهد. صدا، تدوین و ساخت تعلیق موسیقی متن در لحظههای دلهرهآور بهخوبی به فضای سنگین عمارت میپیوندد و گاه آنچه را تصویر تنها بهطور ضمنی القا میکند، تقویت میسازد.
بااینحال، موسیقی و صدا در بعضی صحنهها بیش از اندازه راهنمای احساس تماشاگر میشوند؛ یعنی بهجای آنکه ابهام را حفظ کنند، اعلام میکنند که باید نگران بود. تدوین موجز در لحظههای پرتنش به فیلم انرژی میبخشد، اما نمیتواند بهتنهایی کندی بخشهای میانی را جبران کند. از نظر فنی، فیلم در هماهنگکردن نورپردازی، طراحی فضا و موسیقی برای ساخت حالوهوای معمایی موفق است.
مشکل اصلی در اینجا کمبود ابزار نیست، بلکه استفاده نسبتاً آشنا از آنهاست: سایهها، سکوتها و نشانههای صوتی مؤثرند، اما کمتر از ظرفیت خود فراتر میروند. در نتیجه، «Gaslight» در ساختن فضای تماشایی دست بالا را دارد، ولی در تبدیل آن فضا به زبانی سینمایی کاملاً تازه محتاط میماند. جمعبندی «Gaslight» تریلری است که بیش از هر چیز با فضای عمارت، غیبت پدر و تردیدهای میشا کنجکاوی میآفریند.
« تدوین موجز در لحظههای پرتنش به فیلم انرژی میبخشد، اما نمیتواند بهتنهایی کندی بخشهای میانی را جبران کند. »
جمعبندی
فیلم ایدهای مناسب برای بررسی بیاعتمادی و دستکاری ادراک در اختیار دارد و از طراحی بصری و موسیقی برای ایجاد حالوهوایی وهمآلود بهره میبرد. در برابر این امتیازها، ریتم کند، شخصیتپردازی نابرابر و معمایی که گاه به پیچشهای حسابشده بیش از منطق عاطفی تکیه میکند، مانع از آن میشوند که اثر به تریلری کاملاً ماندگار بدل شود.
بااینهمه، فیلم برای مخاطبی که از قصههای خانههای رازآلود و تحقیق تدریجی لذت میبرد، تجربهای قابلدنبالکردن فراهم میکند؛ بهویژه اگر انتظارش نه داستانی بیسابقه، بلکه تعلیقی آرام و فضاسازی پررنگ باشد. «Gaslight» در ایجاد تردید موفقتر از پاسخگویی به پرسشهای عمیقتر شخصیتهایش است و همین تفاوت، هم نقطه قوت آن در آغاز و هم محدودیتش در پایان مسیر روایی به شمار میرود.



ثبت دیدگاه