نقد و بررسی
نقد جوخه گانگستر (Gangster Squad) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازسازی یک شهر بهمثابه افسانه «Gangster Squad» لسآنجلس سال ۱۹۴۹ را نه همچون شهری تاریخی با پیچیدگیهای اجتماعی و سیاسی، بلکه همچون صحنهای پرزرقوبرق برای یک افسانهٔ جنایی بازمیسازد. خیابانها، کلوپها، خودروها و لباسها بیش از آنکه بخواهند تصویری مستند از دوره ارائه دهند، جهانی چشمنواز و آراسته میسازند؛ جهانی که خشونت در آن با نورهای درخشان و رنگهای اشباعشده قاب میگیرد.
فیلم به کارگردانی روبن فلایشر، فضای نوار جنایی را با زبان اکشن پرتحرک و حالوهوایی نزدیک به داستانهای مصور درهم میآمیزد. حاصل، اثری است که در نگاه نخست با ظاهرش دل میبرد، اما زیر این سطح صیقلی، کمتر به کشف لایههای پنهان شهر یا تاریخش علاقه نشان میدهد. روایتی آشنا از فساد و مقاومت هستهٔ داستان ساده و قابلفهم است: میکی کوهن بر شبکهای از قاچاق، قمار و فساد تکیه دارد و گروهی از مأموران پلیس میکوشند بساط او را برچینند.
جان اومارا و جری ووترز دو سوی متفاوت این مبارزه را نمایندگی میکنند؛ یکی منضبط و آرمانگرا، دیگری برخوردار از زیرکی خیابانی و طنزی که تلخی موقعیت را کمی سبک میکند. بااینحال، روایت بهندرت از الگوی آشنای رویارویی قهرمانان و تبهکاران فاصله میگیرد. فساد شهری بیشتر به مانعی در مسیر قهرمانان بدل میشود تا مسئلهای که فیلم بخواهد ریشهها یا پیامدهایش را بررسی کند.
« بااینحال، روایت بهندرت از الگوی آشنای رویارویی قهرمانان و تبهکاران فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین، قصه پیش میرود، اما کمتر عمقی مییابد که هر کنش را به انتخابی اخلاقی یا سیاسیِ واقعاً دشوار بدل سازد. زیبایی بصری؛ مهمترین برگ برنده از برجستهترین دستاوردهای فیلم، طراحی دکور و لباس است. ظاهر لسآنجلس قدیم، از فضای کلوپها تا پوشش شیک شخصیتها، با دقت و جذابیت ساخته شده و به اثر هویتی فوری میبخشد.
رنگهای تند، ترکیببندیهای براق و قابهایی که گاه عمداً جلوهای اغراقآمیز دارند، شهر را به صحنهای نمایشی تبدیل میکنند. این انتخاب بصری با واقعگرایی تاریخی فاصله دارد، اما در منطق سرگرمکنندهٔ فیلم کارکرد دارد: تماشاگر را به جهانی میبرد که در آن خطر و زرقوبرق همزمان حضور دارند.
گاهی احساس میشود دوربین بیش از آنکه به شخصیتها نزدیک شود، مجذوب لباسها، نورها و آرایش صحنههاست؛ بااینهمه، همین شیفتگی بصری از دلایلی است که تصاویر فیلم پس از پایان تماشا در ذهن میمانند. اکشن پرشتاب و تکرار فزاینده صحنههای تیراندازی و تعقیبوگریز، فیلم را از سکون نجات میدهند و در چند موضع با طراحی روشن و ضرباهنگ مناسب پیش میروند.
« زیبایی بصری؛ مهمترین برگ برنده از برجستهترین دستاوردهای فیلم، طراحی دکور و لباس است. »
شخصیتها و اجرا
کنشها معمولاً از نظر مکانی قابلپیگیریاند و برخوردها با انرژی کافی اجرا میشوند؛ در نتیجه، فیلم در مقام اکشنی پرهیاهو لحظات سرگرمکنندهای دارد. مشکل از جایی آغاز میشود که خشونت به پاسخ تقریباً همیشگی روایت بدل میشود. هر بار که قصه میتواند با کشمکش شخصیتی یا کشف تازهای پیش برود، امکان دیگری برای درگیری مسلحانه سر برمیآورد.
تکرار این الگو، بهتدریج از تأثیر تیراندازیها میکاهد و ممکن است برای تماشاگرانی که به دنبال تنوع در کنش هستند، خستهکننده شود. شور اولیه جای خود را به آشنایی میدهد و صحنههای بعدی کمتر از صحنههای پیشین غافلگیر میکنند. بازیگران میان کاریزما و تیپسازی گروه بازیگران از امتیازهای آشکار فیلم است.
جاش برولین به جان اومارا صلابت و خشکی لازم میبخشد و رایان گاسلینگ در نقش جری ووترز با شوخطبعی و خونسردی، بخشی از سبکسری مطلوب اثر را فراهم میکند. اما استون نیز حضوری چشمگیر دارد و به بخشهای ملودراماتیک قصه رنگی دلنشین میافزاید، هرچند رابطهٔ او با شخصیت ووترز به اندازهای که باید، باورپذیر و پرورده نمیشود.
« مشکل از جایی آغاز میشود که خشونت به پاسخ تقریباً همیشگی روایت بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، شان پن در نقش کوهن اجرایی پرقدرت و تهدیدآمیز ارائه میدهد؛ حضوری که عامدانه از واقعگرایی فاصله میگیرد و به هیبت نمایشی شخصیت میافزاید. این اغراق گاهی به سود فیلم است و گاهی آن را به مرز کاریکاتور نزدیک میکند. بازیگران مکمل نیز جذاباند، اما تعدد شخصیتها و محدودیت پرداخت، فرصت چندانی برای شکلگیری فردیت ماندگار به آنان نمیدهد.
فیلمنامه و مسئلهٔ لحن بزرگترین کاستی «Gangster Squad» در فیلمنامهای است که گاه میان جدیت جنایی، شوخیهای سبک و اغراق قهرمانانه سرگردان میماند. فیلم میخواهد هم از فساد و خشونت تصویری هولناک بسازد، هم از ماجرای گروه پلیسها سرگرمی پرتحرکی عرضه کند؛ اما پیوند این دو لحن همیشه طبیعی نیست.
دیالوگها بعضاً مستقیم و توضیحیاند و احساسات یا انگیزههایی را به زبان میآورند که بهتر بود در رفتار شخصیتها آشکار شوند. از سوی دیگر، بعضی بخشها بیش از اندازه طول میکشند و ریتم کلی را کند میکنند. این ناهمواری سبب میشود لحظاتی که قرار است تنش یا اثر عاطفی بسازند، گاه بیشتر شبیه توقفهایی در مسیر اکشن به نظر برسند تا گامهایی ضروری در تحول قصه.
« این اغراق گاهی به سود فیلم است و گاهی آن را به مرز کاریکاتور نزدیک میکند. »
قوتها و کاستیها
نسبت با تاریخ و جهان واقعی فیلم از رویدادها و شخصیتهای واقعی الهام میگیرد، اما علاقهاش به بازآفرینی آزاد و پرتحرک، بر وفاداری دقیق تاریخی غلبه دارد. این رویکرد بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله آن است که اثر گاهی از اعتبار تاریخی ماجرا بهره میگیرد، بیآنکه پیچیدگیهای آن را به همان اندازه وارد درام کند.
شهر در برابر قدرت تبهکارانهٔ کوهن به دو اردوگاه نسبتاً روشن تقسیم میشود: گروهی که میخواهد نظم را بازگرداند و شبکهای که آن را آلوده کرده است. چنین تقسیمبندیای برای قصهٔ اکشن کارآمد است، اما امکان پرداخت خاکستریتر به قانون، قدرت و خشونت را محدود میکند. در نتیجه، بستر تاریخی بیش از آنکه موضوع تأمل باشد، چارچوبی جذاب برای ماجراجویی باقی میماند.
جمعبندی «Gangster Squad» فیلمی است که بیش از قصهٔ پیچیده یا شخصیتپردازی عمیق، بر ظاهر باشکوه، بازیگران کاریزماتیک و اکشن پرتحرک خود تکیه میکند. بازسازی چشمنواز لسآنجلس قدیم و حضور گیرای شان پن از نقاط قوت اصلی آناند؛ در مقابل، فیلمنامهٔ کمعمق، نوسان لحن، شخصیتهای تیپیکال و تکرار تیراندازیها مانع از آن میشوند که اثر از قالب سرگرمی جناییِ پرزرقوبرق فراتر برود.
« در نتیجه، بستر تاریخی بیش از آنکه موضوع تأمل باشد، چارچوبی جذاب برای ماجراجویی باقی میماند. »
جمعبندی
برای تماشاگر مشتاق فضای گنگستری، لباسهای چشمگیر و صحنههای پرهیجان، فیلم میتواند تجربهای خوشتماشا باشد؛ اما آنچه بیش از همه در خاطر میماند، احتمالاً تصویرها و لحظات اکشن است، نه داستانی که آنها را به هم پیوند میدهد.



ثبت دیدگاه