نقد و بررسی
نقد گانگنام بلوز (Gangnam Blues) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که از دل خاک و خشونت برمیخیزد «Gangnam Blues» که با نام «Gangnam 1970» نیز شناخته میشود، در ظاهر داستانی گنگستری دربارهٔ دو جوان تهیدست است که قدمبهقدم به جهان باندهای تبهکار راه پیدا میکنند؛ اما نیروی اصلی فیلم در پیوند میان این سرگذشت شخصی و دگرگونی شهری نهفته است. گانگنامِ این فیلم هنوز آن منطقهٔ پرزرقوبرق و ثروتمندی نیست که بعدها در حافظهٔ عمومی ثبت شد.
اینجا زمینی در حال تغییر است؛ جایی که وعدهٔ توسعه، سود سیاسی و مالکیت زمین، گروههای قدرتمند را به جان یکدیگر میاندازد. فیلم از همین تضاد بهره میگیرد: آیندهای که قرار است با ساختمانها و خیابانهای تازه ساخته شود، بر زمینی بنا میشود که آدمهای بیپناهش پیشاپیش از آن رانده شدهاند.
فیلم محصول سال ۲۰۱۵، نوشته و ساختهٔ Yoo Ha است و بازی Lee Min-ho و Kim Rae-won را در نقشهای اصلی دارد. دو رفاقت، دو مسیر مرکز عاطفی روایت، رابطهٔ جونگده و یونگکی است؛ دو جوانی که از کودکی به یکدیگر تکیه کردهاند و در محرومیت، نوعی خانواده برای هم ساختهاند. فیلم بهجای آنکه این دوستی را صرفاً با گفتوگوهای توضیحی تعریف کند، آن را در رفتارهای روزمره، خاطرهٔ فقر مشترک و اعتماد ناپایداری نشان میدهد که در جهان خشن پیرامونشان گاه تنها دارایی آنهاست.
همین پایهٔ عاطفی، به خشونتهای فیلم معنایی فراتر از نمایش زد و خورد میدهد: هر بار که مسیر این دو از هم جدا میشود یا منافعشان در دو سوی یک کشمکش قرار میگیرد، مسئله فقط رقابت دو گنگستر نیست، بلکه آزمونی برای پیوندی است که پیش از ورود به این جهان شکل گرفته است. بااینحال، فیلم همیشه به این رابطه فرصت کافی نمیدهد تا در مرکز توجه بماند.
« گانگنامِ این فیلم هنوز آن منطقهٔ پرزرقوبرق و ثروتمندی نیست که بعدها در حافظهٔ عمومی ثبت شد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتهای فراوان، گروههای مختلف و رقابت میان سیاستمداران و سرکردگان، بارها روایت را از دوستی اصلی دور میکنند. بنابراین، بعضی لحظههای مشترک جونگده و یونگکی از شدت عاطفی لازم برخوردارند، اما میانشان فاصلههایی پدید میآید که پیوند شخصیتها را کمرنگ میکند. در نتیجه، فیلم گاهی بیش از آنکه قصهٔ دو دوست را دنبال کند، به نقشهای گسترده از افراد و منافع بدل میشود.
بازیگری و حضور بازیگران Lee Min-ho در نقشی متفاوت از تصویر آشنایی ظاهر میشود که بسیاری از مخاطبان از او دارند. او در قامت جونگده، میکوشد از جذابیت ظاهریاش فاصله بگیرد و شخصیتی را بسازد که هم از فقر و تحقیر گذشته اثر پذیرفته و هم برای یافتن جایگاه و امنیت به خشونت تکیه میکند.
جذابیت او در فیلم فقط به ظاهر یا کاریزمای بازیگر وابسته نیست؛ مهمتر آن است که شخصیتش در لحظههایی از خودداری و تردید نیز باورپذیر میشود. تصمیمهایش همیشه پاک یا اخلاقی نیستند، اما از دل نیازها و ترسهایی بیرون میآیند که فیلم بهتدریج زمینهٔ آنها را فراهم میکند. Kim Rae-won نیز برای یونگکی حضوری پرتحرکتر و گاه ناآرامتر میسازد.
اختلاف لحن و رفتار این دو بازیگر به شخصیتها هویت جداگانه میدهد، هرچند گسترش خطهای فرعی اجازه نمیدهد این تقابل در همهٔ بخشهای فیلم به یک اندازه پرورده شود. Jung Jin-young در نقش شخصیتی پدرانه نیز به روایت ثبات و گرما میبخشد؛ حضوری که در برابر بیرحمی ساختارهای قدرت، یادآور نوع دیگری از وفاداری است.
« در نتیجه، فیلم گاهی بیش از آنکه قصهٔ دو دوست را دنبال کند، به نقشهای گسترده از افراد و منافع بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
مجموع بازیها به فیلم جذابیت میدهد، حتی وقتی فیلمنامه در ساماندادن روابط پیچیدهاش دچار لغزش میشود. خشونت بهمثابه زبان قدرت در «Gangnam Blues»، خشونت فقط زینت ژانری نیست. ضربوشتم، تهدید و درگیری، شیوههایی هستند که شخصیتها با آنها دربارهٔ مالکیت، نفوذ و جایگاه گفتوگو میکنند؛ زبانی که در آن، بدن افراد هم وسیلهٔ اعمال قدرت است و هم بهای ورود به بازی.
فیلم در صحنههای اکشن بر ضرباهنگ، آشفتگی و وزن برخوردها تکیه میکند. زد و خوردها اغلب آراسته و قهرمانانه نیستند؛ خشن، کثیف و آشفتهاند و از همین رو با دنیایی که تصویر میکنند تناسب دارند. درگیری زیر باران و گل، نمونهٔ برجستهٔ این رویکرد است: جمعیت، زمین لغزنده و بارش مداوم، صحنه را به نبردی بینظم و نفسگیر تبدیل میکنند.
جذابیت این سکانس تنها در گستردگی آن نیست؛ باران و گل، تصویر براق و باشکوه گنگستری را فرومیریزند و خشونت را فرساینده و تحقیرآمیز نشان میدهند. بااینهمه، شدت و اغراق در برخی درگیریها ممکن است برای مخاطبی که به اکشن واقعگرایانهتر علاقه دارد، بیش از اندازه نمایشی به نظر برسد. گانگنام؛ پسزمینه یا شخصیت اصلی؟
یکی از ایدههای جذاب فیلم، کنار هم گذاشتن زمین و قدرت است. توسعهٔ منطقه، در اینجا فرایندی بیطرف و صرفاً اقتصادی نیست؛ شبکهای از معاملهها و دستکاریهاست که در آن سیاستمداران و باندهای تبهکار به هم نیاز پیدا میکنند. زمین، پیش از آنکه خانه یا محل زندگی باشد، به موضوعی برای تملک و سوداگری تبدیل میشود.
« مجموع بازیها به فیلم جذابیت میدهد، حتی وقتی فیلمنامه در ساماندادن روابط پیچیدهاش دچار لغزش میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این منظر، عنوان فیلم به مکانی بیش از یک پسزمینه اشاره دارد: گانگنام خود به میدان رقابت تبدیل میشود؛ زمینی که آیندهٔ آن برای گروهی ثروت میآورد و برای گروهی دیگر آوارگی و حذف. این وجه اجتماعی، به فیلم وسعتی فراتر از داستان صعود چند تبهکار میدهد. بااینحال، ظرفیت تاریخی و سیاسی آن همیشه به کاوشی عمیق تبدیل نمیشود.
گاه منازعهٔ بر سر توسعه در لابهلای تعقیبوگریزها، پیمانشکنیها و جابهجاییهای قدرت گم میشود. فیلم تصویری روشن از همدستی منافع سیاسی و جنایی ارائه میکند، اما کمتر به پیامدهای این مناسبات برای مردمی میپردازد که در مرکز آن قرار دارند. در نتیجه، ایدهٔ بزرگ اثر از بعضی خطهای داستانیاش قویتر و ماندگارتر است.
ریتم، پیچیدگی و دشواری پیگیری نخستین نیمهٔ فیلم بهآرامی پیش میرود و در کنار معرفی شخصیتها، گروهها و رابطههای متعدد، از مخاطب میخواهد نقشهٔ قدرت را بهتدریج دنبال کند. این کندی همیشه به معنای عمقبخشی نیست؛ بعضی بخشها کش میآیند و برای رسیدن به نقطهٔ بعدی، زمان زیادی صرف میشود.
در نیمهٔ دوم، با روشنترشدن جایگاه شخصیتها و شدتگرفتن کشمکشها، روایت انرژی بیشتری پیدا میکند و صحنههای اکشن و رویاروییها جذابتر میشوند. این تغییر ضرباهنگ برای برخی مخاطبان رضایتبخش است، اما ممکن است حس کند فیلم مدت زیادی را صرف آمادهسازی کرده و دیر به هستهٔ دراماتیک خود رسیده است.
« این وجه اجتماعی، به فیلم وسعتی فراتر از داستان صعود چند تبهکار میدهد. »
قوتها و کاستیها
انبوه نامها و چهرهها نیز مسئلهای جدی است. در بخشهایی از فیلم، تشخیص اینکه هر شخصیت به کدام گروه وابسته است، از چه کسی فرمان میگیرد و چه منافعی را دنبال میکند، دشوار میشود. این سردرگمی فقط از پیچیدگی موضوع نمیآید؛ گاهی روایت در معرفی و تثبیت افراد بهاندازهٔ کافی روشن عمل نمیکند.
پیچوخمها نیز همیشه تعلیق را افزایش نمیدهند: بعضی از آنها تمرکز را از رابطهٔ اصلی میگیرند و برخی دیگر، با وجود ایجاد شلوغی، مسیر کلی داستان را چندان غافلگیرکننده نمیکنند. فیلم برای تماشاگر علاقهمند به درامهای جنایی گسترده مواد فراوانی فراهم میکند، اما از فشردهسازی و وضوح بیشتر سود میبرد.
جمعبندی «Gangnam Blues» اثری بلندپروازانه دربارهٔ رفاقت، جاهطلبی و خشونتی است که در سایهٔ دگرگونی شهری شکل میگیرد. بهترین لحظههایش زمانی پدید میآیند که پیوند جونگده و یونگکی با سازوکار بیرحم قدرت برخورد میکند؛ جایی که وفاداری شخصی در برابر منفعت و بقا قرار میگیرد. بازیهای پرحضور، فضای تیره و صحنههای اکشن خشن به فیلم نیرویی دیداری میبخشند و درگیری زیر باران از نقاط برجستهٔ آن است.
در مقابل، کندی آغاز، ازدحام شخصیتها و پراکندگی خطهای فرعی، گاه بار عاطفی داستان را سبک میکند و قصه را از تمرکز میاندازد. حاصل، فیلمی نابرابر اما پرکشش است: اثری که شاید در همهٔ پیچوخمهایش یکدست نباشد، ولی تصویری بهیادماندنی از جهانی میسازد که در آن، شهر آینده با وعدهٔ پیشرفت ساخته میشود و انسانهای بسیاری در مسیر ساختنش له میشوند.
« انبوه نامها و چهرهها نیز مسئلهای جدی است. »
ثبت دیدگاه