نقد و بررسی
نقد دزدان (Ganglands) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهان داستان و نقطهٔ آغاز بحران «Ganglands» با روایتی جنایی آشنا آغاز میشود، اما کشش آن بیش از آنکه به تازگی طرح متکی باشد، از سرعت تبدیل یک خطا به بحرانی فراگیر میآید. مهدی، سارق حرفهای و حسابگر، و لیانا، دزدی جوان و کمتجربه، در پیوندی ناخواسته با جنگی میان گروههای تبهکار قرار میگیرند؛ جنگی که در آن دارایی، نفوذ و جان آدمها به ابزار چانهزنی بدل میشود.
برای نجات عزیزانشان، این دو باید از محدودهٔ عادتها و تواناییهای خود بیرون بروند و به همکاری با یکدیگر تن دهند. سریال از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست تماشاگر را با معمایی پیچیده و چندلایه روبهرو کند. موتور اصلی روایت، فشار موقعیت است: هر تصمیم، خطر تازهای میسازد و هر تلاش برای مهار بحران، شخصیتها را بیشتر درون آن فرو میبرد.
این انتخاب به داستان شتاب میدهد، اما گاهی مجال نمیدهد پیامدهای عاطفی اتفاقها به اندازهٔ کافی تهنشین شوند. نتیجه، اثری است که بیشتر با حرکت پیش میرود تا مکث و تأمل. پیوند مهدی و لیانا محور انسانی سریال، رابطهٔ کاری و تدریجی مهدی و لیانا است. مهدی به مهارت، نظم و تجربه تکیه میکند؛ او بهخوبی میداند که در جهان حرفهایاش، یک بیاحتیاطی کوچک میتواند همهچیز را به خطر اندازد.
لیانا اما از جنس دیگری است: واکنشهای سریع، جسارت و نوعی سرسختی خام دارد که گاه برایش مزیت است و گاه او را به دردسر میاندازد. برخورد این دو، زمینهٔ مناسبی برای تنش و تغییر فراهم میکند. جذابیت این همراهی در آن است که تفاوتشان صرفاً به تقابل «آموزگار و شاگرد» محدود نمیماند. هر یک ناچار است بپذیرد که دیگری چیزی دارد که خودش فاقد آن است.
« سریال از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست تماشاگر را با معمایی پیچیده و چندلایه روبهرو کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با اینحال، سریال همیشه به این تحول فرصت کافی نمیدهد. پیوند عاطفی و اعتماد میان آنها بیشتر در دل عمل و خطر شکل میگیرد تا در گفتوگوهای طولانی؛ انتخابی که با ریتم پرشتاب اثر سازگار است، اما گاهی عمق رابطه را کمتر از ظرفیت بالقوهاش نشان میدهد. بازیها و جانبخشی به شخصیتها بازیها از نقاط قوت اصلی مجموعهاند.
Sami Bouajila در نقش مهدی حضوری متین و مهارشده دارد و از اغراق در نمایش خشونت یا خونسردی پرهیز میکند. او شخصیت را نه قهرمانی بینقص، بلکه مردی ماهر و فرسوده نشان میدهد که همچنان میکوشد اوضاع را با محاسبه کنترل کند. همین خویشتنداری باعث میشود لحظههایی که فشار از کنترلش بیرون میرود، اثرگذارتر باشند.
Tracy Gotoas نیز به لیانا انرژی و بیقراری لازم را میبخشد. بازی او در برابر آرامش نسبی مهدی تضاد مؤثری میسازد و به صحنههای پرتنش نیرویی جوانتر و پیشبینیناپذیرتر میدهد. در کنار این دو، بعضی نقشهای مکمل بهواسطهٔ حضور بازیگرانشان شخصیت پیدا میکنند، اما همهٔ آنها از چنین فرصتی برخوردار نیستند.
شماری از چهرههای فرعی، بهویژه در بخشهای ابتدایی، بیشتر کارکرد روایی دارند تا هویتی مستقل؛ آنها برای پیشبردن تهدید یا ایجاد مانع وارد صحنه میشوند، بیآنکه انگیزهها و پیچیدگی درونیشان بهخوبی بسط یابد. فضاسازی و زبان بصری «Ganglands» جهانی تیره و خشن میسازد که در آن امنیت، مفهومی ناپایدار است.
« با اینحال، سریال همیشه به این تحول فرصت کافی نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
فضاهای شهری، انبارها و مکانهای پنهانشده از زندگی روزمره، حس محصوربودن و بیاعتمادی را تقویت میکنند. خشونت در سریال صرفاً زینت صحنه نیست؛ بخشی از منطق بقای شخصیتهاست و پیامدهای ملموسی بر رفتار و روابط آنان میگذارد. همین رویکرد، اثر را از تصویری پرزرقوبرق و رمانتیک از زندگی تبهکارانه دور میکند.
کارگردانی در صحنههای تعقیب، درگیری و عملیات، بر وضوح حرکت و انتقال خطر تکیه دارد. تماشاگر معمولاً میفهمد چه کسی در موقعیت برتر است و تهدید از کجا میآید؛ این شفافیت در داستانی با گروهها و نقشههای متعدد اهمیت دارد. با وجود این، تأکید مداوم بر تیرگی و خشونت گاهی به یکنواختی میانجامد.
جهان سریال از نظر حالوهوا منسجم است، اما فرصتهای اندکی برای تنفس، تضاد بصری یا آرامش عاطفی فراهم میکند. تعلیق، ریتم و ساختار جنایی بزرگترین امتیاز روایی اثر، تواناییاش در حفظ حرکت است. بحرانها پشت سر هم شکل میگیرند و شخصیتها بهندرت فرصت مییابند از پیامد انتخابهای پیشین فاصله بگیرند.
این پیوستگی، تماشای مجموعه را آسان و پرکشش میکند؛ بهویژه آنکه مهدی و لیانا مجبورند بهجای طرحریزی در خلأ، در موقعیتهایی تصمیم بگیرند که زمان و اطلاعات کافی در اختیارشان نیست. در مقابل، همین شتاب گاهی به بهای ظرافت تمام میشود. برخی پیچشها از پیش قابل حدساند و غافلگیری چندانی ایجاد نمیکنند؛ نه لزوماً به این دلیل که بیمنطقاند، بلکه چون سریال نشانههایشان را بهاندازهای آشکار میگذارد که مسیر بعدی زودتر از موعد دیده شود.
« فضاهای شهری، انبارها و مکانهای پنهانشده از زندگی روزمره، حس محصوربودن و بیاعتمادی را تقویت میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همچنین، تعدد گروهها، رقابتها و توطئهها ممکن است پیگیری رابطهٔ میان نیروهای مختلف را دشوار کند. هنگامی که چند نقشه همزمان پیش میرود، تمرکز داستان از تجربهٔ شخصیتهای اصلی به سازوکار درگیریها منتقل میشود و بخشی از بار عاطفی روایت کاهش مییابد. خشونت، اخلاق و تصویر جهان زیرزمینی سریال دربارهٔ آدمهایی است که در جهانی قانونگریز زندگی میکنند، اما صرفاً به ستایش مهارت و قدرت آنان نمیپردازد.
توانایی مهدی در طراحی و اجرای عملیات تماشایی است، ولی این توانایی او را از پیامدهای اخلاقی انتخابهایش مبرا نمیکند. خشونت، در این جهان، راهحلی ساده و بیهزینه نیست؛ حتی وقتی شخصیتها آن را برای حفاظت از نزدیکانشان ضروری میدانند، باز هم چرخهای از تهدید و انتقام را تشدید میکند.
بااینحال، این وجه اخلاقی بیشتر در سطح موقعیت باقی میماند تا آنکه به کاوشی ژرف در مسئولیت و رستگاری تبدیل شود. سریال بهندرت از حرکت بازمیایستد تا تناقضهای شخصیتها را با حوصله بررسی کند. در نتیجه، تماشاگر فرصت دارد خطر و فشار را حس کند، اما کمتر با تأملی طولانی دربارهٔ منشأ این جهان یا امکان خروج از آن روبهرو میشود.
این محدودیت برای اثری که عمدتاً بر هیجان و تعلیق بنا شده قابل فهم است، هرچند دامنهٔ معنایی آن را محدود میکند. نقاط قوت و ضعف در کنار هم «Ganglands» در بهترین لحظههایش، ترکیبی مؤثر از تعقیب، نقشهکشی و بازیهای پرانرژی عرضه میکند. رابطهٔ میان دو شخصیت مرکزی، تضاد میان تجربه و بیپروایی، و فضاسازی تیره و واقعگرایانه به سریال هویت میبخشد.
« همچنین، تعدد گروهها، رقابتها و توطئهها ممکن است پیگیری رابطهٔ میان نیروهای مختلف را دشوار کند. »
قوتها و کاستیها
اثر میداند چگونه خطر را به صحنه بیاورد و چگونه با قرار دادن شخصیتها در برابر انتخابهای فوری، تماشاگر را درگیر نگه دارد. ضعفهای آن نیز از همین انتخابها سرچشمه میگیرند. شتاب بالا به برخی شخصیتها مجال رشد کافی نمیدهد؛ تعدد خطوط جنایی میتواند روایت را گیجکننده کند؛ و پیچشهای قابل پیشبینی، از میزان غافلگیری میکاهند.
افزون بر این، شماری از شخصیتهای فرعی در آغاز بیش از آنکه انسانهایی چندوجهی باشند، نمایندهٔ نقشهایی آشنا در درام جناییاند. ازاینرو، مجموعه در خلق تنش موفقتر از ساختن پیچیدگی روانشناختی پایدار است. جمعبندی «Ganglands» یک درام جنایی پرتحرک است که بر دوش بازیهای باورپذیر، فضای خشن و پیوند نامتعارف مهدی و لیانا پیش میرود.
این مجموعه در ایجاد تعلیق و حفظ ریتم توانمند است و برای تماشاگرانی که درامهای تبهکارانهٔ پرحادثه را میپسندند، تجربهای سرگرمکننده و جدی فراهم میکند. در عین حال، داستان گاه در پیچیدگیهای خود گرفتار میشود و شخصیتپردازی برخی چهرهها از کلیشه فراتر نمیرود. ارزش اصلی سریال نه در ابداع قواعد تازه برای ژانر، بلکه در اجرای محکم و پرانرژی الگوهای آشنای آن است.
هرگاه رابطهٔ دو شخصیت مرکزی و فشارهای ملموس پیرامونشان در کانون قرار میگیرد، اثر جان میگیرد؛ هرگاه توطئهها و گروههای متعدد بر آن کانون سایه میاندازند، انسجامش اندکی کاهش مییابد. با این همه، «Ganglands» در مجموع تصویری پرکشش از جهانی میسازد که در آن اعتماد کمیاب است و هر تصمیم، بهای خود را دارد.
« ضعفهای آن نیز از همین انتخابها سرچشمه میگیرند. »
ثبت دیدگاه