نقد و بررسی
نقد بازی مرگ (Game of Death) | 1978
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان فیلم ناتمام و اثر سرهمبندیشده «Game of Death» محصول ۱۹۷۸ بیش از آنکه فیلمی یکپارچه با طرحی از پیشساخته باشد، اثری دوپاره است که سایهٔ یک فیلم ناتمام را با داستانی تازه پیوند میزند. بخشهایی از آن به فیلمی بازمیگردد که بروس لی در اوایل دههٔ هفتاد برایش برنامهریزی کرده بود؛ اما نسخهای که سرانجام به نمایش درآمد، پس از درگذشت او با صحنههای تازه، بدلها و فیلمبرداریهای تکمیلی شکل گرفت.
حاصل، اثری است که همزمان میکوشد داستانی جنایی دربارهٔ ستارهای تحت فشار روایت کند و به نبردهای رزمیِ برجستهای برسد که در هستهٔ طرح نخستین قرار داشتند. همین دوگانگی سرچشمهٔ جذابیت و ضعف فیلم است: گاهی با فیلمی پرکشش روبهرو هستیم و گاهی آشکارا بخشهایی از چند اثر ناهمگون را کنار هم میبینیم.
قصهای برای رسیدن به نبرد داستانِ نسخهٔ نهایی حول یک ستارهٔ سینمای رزمی میگردد که با خواستههای گروهی بانفوذ روبهرو میشود. وقتی حاضر نیست تن به فشار آنان بدهد، هدف خشونت قرار میگیرد و مسیرش به پنهانکاری، انتقام و تلاش برای نجات نامزدش میرسد. این طرح، در ظاهر، ظرفیت یک تریلر پرتعلیق را دارد: شهرتی که قهرمان را آسیبپذیر میکند، دشمنی که در پسِ تشکیلاتی مرموز پنهان است، و قهرمانی که باید برای رسیدن به حقیقت از موانع پیاپی عبور کند.
اما روایت بیشتر نقش پلی میان صحنههای مبارزه را ایفا میکند تا آنکه بهتنهایی نیروی محرکهٔ فیلم باشد. شخصیتها گاه بهسرعت معرفی میشوند و انگیزههایشان عمق چندانی نمییابد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر سرنوشت آنان شود، منتظر رویارویی بعدی بماند. این کاستی را باید با توجه به شکلگیری دشوار فیلم دید، اما دانستن زمینهٔ تولید آن نیز لزوماً تجربهٔ تماشای نسخهٔ نهایی را روانتر نمیکند.
« اما روایت بیشتر نقش پلی میان صحنههای مبارزه را ایفا میکند تا آنکه بهتنهایی نیروی محرکهٔ فیلم باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور محدود بروس لی مسئلهٔ محوری فیلم، بیتردید، فاصلهٔ میان نام بروس لی و حضور واقعی او در روایت است. بخشهای اصیل فیلمبرداریشده با او، در قیاس با بدنهٔ داستانِ تازه، محدودند؛ به همین دلیل فیلم مدام از تماشاگر میخواهد قهرمانی را بپذیرد که تصویرش همیشه به یک اندازه باورپذیر نیست.
بدلها میتوانند حرکات رزمی را با مهارت اجرا کنند، اما شباهت ظاهری و حرکتی بهتنهایی برای بازآفرینی کاریزمای لی کافی نیست. هر بار که فیلم از او به بدل میرسد، تفاوت در چهره، قامت، زبان بدن و حتی وزن حضور بازیگر به چشم میآید. این ناپیوستگی صرفاً مسئلهای فنی نیست؛ به معنای شخصیت نیز آسیب میزند.
قهرمانی که قرار است مرکز توجه باشد، در بخشهایی از فیلم حضور غایبوار پیدا میکند. تماشاگر مدام تفاوت میان خودِ بازیگر و جایگزینهایش را میسنجد، و این آگاهی او را از جهان داستان بیرون میکشد. به همین دلیل، لحظههایی که لی واقعاً در قاب حاضر است، اثرگذاری ویژهای پیدا میکنند: ناگهان آن چابکی، تمرکز و اقتداری که فیلم در پی بازسازیشان بوده، بیواسطه دیده میشود و جای خالیاش در بخشهای دیگر روشنتر میگردد.
صحنههای مبارزه و معماری برج در برابر ضعفهای روایی، مبارزهها مهمترین سرمایهٔ فیلماند. رویاروییهای داخل برج، بهویژه، ساختاری دیداری و ساده اما مؤثر دارند: هر طبقه به میدان آزمونی تازه بدل میشود و عبور از آن، قهرمان را به مرحلهٔ بعدی نزدیکتر میکند. این الگو، هم ریتمی مرحلهبهمرحله به بخش پایانی میدهد و هم تفاوت مبارزان را برجسته میسازد.
« حضور محدود بروس لی مسئلهٔ محوری فیلم، بیتردید، فاصلهٔ میان نام بروس لی و حضور واقعی او در روایت است. »
شخصیتها و اجرا
هر رویارویی فرصتی است برای تماشای سبکی دیگر، فاصلهای متفاوت و نوعی تازه از تهدید؛ بنابراین مبارزهها صرفاً زدوخوردهای تکراری نیستند، بلکه ایستگاههایی در مسیر صعود به شمار میآیند. طراحی صحنه در این بخشها به نبردها معنا میدهد. فضای بستهٔ برج، انتظار برای حریف بعدی و حرکت رو به بالا، حس پیشروی ایجاد میکند؛ تماشاگر میفهمد که قهرمان نه فقط با افراد، بلکه با ساختار و سلسلهمراتب یک قدرت روبهروست.
حضور مبارزانی با تواناییهای متفاوت نیز به این بخش تنوع میبخشد. برخی صحنهها بهسبب مهارت اجرا و وضوح حرکت، هنوز تماشاییاند؛ فیلم در این لحظات به چیزی نزدیک میشود که میتوانست از ابتدا باشد: نمایشگاهی از مبارزه و شخصیتپردازی از راه کنش بدنی. تدوین، بدلها و آشکارشدن ترفندها بزرگترین مانع برای باور کردن فیلم، شیوهٔ پیوند دادن مواد ناهمگون آن است.
تدوین گاهی بهجای پوشاندن فاصلهها، آنها را آشکارتر میکند: نماهایی از بروس لی، بدلهایی با ظاهر یا حرکت متفاوت، و ترفندهای تصویری در کنار هم قرار میگیرند، اما همیشه در یک بافت واحد حل نمیشوند. چسباندن چهره یا استفاده از تصویرهای جایگزین، در برخی لحظهها آنقدر نمایان است که ناخواسته توجه را از صحنه میرباید.
اثر بهجای آنکه تماشاگر را در تعلیق نگه دارد، او را به تماشای سازوکار پشت صحنه وامیدارد. این مشکل با طولانی شدن بخشهایی از روایت تشدید میشود. پیش از آنکه فیلم به جذابترین رویاروییهایش برسد، مسیر داستان گاه کند و پراکنده به نظر میآید. جابهجایی میان فضای جنایی، زندگی ستارهای مشهور و آمادگی برای نبرد نهایی، پیوستگی لازم را پیدا نمیکند.
« طراحی صحنه در این بخشها به نبردها معنا میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، بعضی تماشاگران ممکن است احساس کنند فیلم زمان زیادی صرف مسیری میکند که بیش از اندازه به مقصد اصلیاش، یعنی مبارزهها، وابسته است. لحن و وزن عاطفی فیلم میکوشد تهدیدی جدی را در دل داستانی دربارهٔ شهرت و اجبار بنا کند؛ با این حال، لحن آن بهدلیل فاصلهٔ میان صحنههای تازه و بخشهای برگرفته از فیلمبرداری پیشین، گاه یکدست نمیماند.
خطرها در متن داستان مهم جلوه میکنند، اما پرداخت شخصیتها همیشه فرصت نمییابد وزن عاطفی لازم را به آنها ببخشد. نامزد قهرمان و دیگر چهرههای پیرامونش بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل و پیچیده باشند، اغلب در خدمت پیشبرد موقعیتها قرار میگیرند. از سوی دیگر، خودِ ساختار فیلم بار دراماتیکی بیرون از قصه دارد.
تماشاگر میداند که با بازآفرینی یک اثر ناتمام سروکار دارد؛ این آگاهی میتواند لحظات حضور لی را اندوهبارتر کند، اما همزمان ارزیابی فیلم را دشوار میسازد. ارزش تاریخی و کنجکاوی دربارهٔ آنچه قرار بوده ساخته شود، با کیفیت تجربهٔ خودِ نسخهٔ نهایی یکی نیست. «Game of Death» گاه بهمنزلهٔ سندی از یک امکان ازدسترفته جذاب است، ولی این جذابیت جای انسجامی را که فیلم کم دارد پر نمیکند.
جایگاه فیلم در میان آثار رزمی این اثر را بهتر است نه در شمار نمونههای کامل و بینقص سینمای رزمی، بلکه بهعنوان تجربهای نامتعارف و پرتناقض تماشا کرد. اگر معیار اصلی، حضور مداوم و یکپارچهٔ بروس لی باشد، فیلم ناگزیر ناامیدکننده است. اگر تماشاگر به دنبال قصهای دقیق، شخصیتپردازی گسترده و تدوینی نامرئی باشد، کاستیهای آن زود به چشم میآیند.
« از سوی دیگر، خودِ ساختار فیلم بار دراماتیکی بیرون از قصه دارد. »
قوتها و کاستیها
اما برای علاقهمند به تاریخ سینمای رزمی، شکل خاص تولید فیلم و نبردهای برج، ارزش دیدن دارد؛ بهخصوص چون بخشهایی از آن نمایی از طرحی را حفظ کردهاند که با ساختار صعود از طبقهای به طبقهٔ دیگر شناخته میشود. نکتهٔ مهم این است که مهارت بدلها را باید از تواناییشان در جایگزین کردن بروس لی جدا کرد.
برخی از آنان توانایی بدنی و رزمی چشمگیری دارند و صحنهها را با انرژی پیش میبرند؛ اما فیلم در پی آن است که تماشاگر آنان را همچون همان قهرمان بپذیرد، و در این کار پیوسته موفق نمیشود. از این رو، بهترین لحظات مبارزه همزمان هم امتیاز فیلماند و هم یادآور محدودیت بنیادینش. جمعبندی «Game of Death» فیلمی است که جذابیتش در دل ناهماهنگیهایش شکل میگیرد.
نبردهای برج، تنوع حریفان و لحظههای حضور واقعی بروس لی میتوانند تماشاگر را با خود همراه کنند؛ اما روایت پراکنده، استفادهٔ آشکار از بدلها و ترفندهای تصویری، و کمبودن حضور لی مانع از آن میشوند که اثر به فیلمی یکپارچه و کاملاً متقاعدکننده بدل شود. ارزش آن بیش از هر چیز در ترکیب کنجکاوی تاریخی با چند صحنهٔ رزمیِ ماندگار است.
تماشایش برای کسی که از پیش میداند با اثری بازسازیشده و ناهموار روبهروست، تجربهای قابلاعتنا و گاه هیجانانگیز خواهد بود؛ اما نباید انتظار داشت که تصویر پیوسته و کامل بروس لی را در مرکز فیلم بیابد.
« نکتهٔ مهم این است که مهارت بدلها را باید از تواناییشان در جایگزین کردن بروس لی جدا کرد. »
ثبت دیدگاه