نقد و بررسی
نقد گاگا: پنج فوت دو اینچ (Gaga: Five Foot Two) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای میان صحنه و خلوت مستند «Gaga: Five Foot Two» به کارگردانی Chris Moukarbel، لیدی گاگا را در دورهای پرکار و پرفشار از زندگی حرفهایاش دنبال میکند: هنگام شکلگیری و انتشار آلبوم «Joanne» و آمادهشدن برای اجرای میاندونیمهٔ سوپربول. فیلم نه زندگینامهای جامع است و نه روایتی گذشتهنگر از فراز و فرودهای یک ستاره؛ دوربین به زمان حالِ زندگی او نزدیک میشود و میکوشد فاصلهٔ میان شخصیت پرزرقوبرق صحنه و فردی را که بیرون از صحنه با خستگی، درد و مسئولیتهای کاری روبهروست، کمتر کند.
نتیجه، پرترهای صمیمی اما ناهموار است: گاه به لحظههایی دست مییابد که از حضور یک دوربین در زندگی خصوصی انتظار میرود، و گاه در همان نزدیکی، بیش از اندازه در سطح باقی میماند. ساخت آلبوم؛ بهترین لحظههای فیلم بخشهای مربوط به کار روی آلبوم از جذابترین اجزای مستندند، زیرا تماشاگر را از نتیجهٔ آماده به دلِ فرایند میبرند.
در این صحنهها، موسیقی محصول نهایی و صیقلی نیست؛ چیزی است که باید دربارهاش بحث کرد، آزمود، کنار گذاشت و دوباره ساخت. حضور گاگا در استودیو، واکنشهای پرانرژیاش و تعاملش با همکاران، تصویری زنده از ذهن هنری او میسازد. بیننده درمییابد که کاری که روی صحنه طبیعی و بیزحمت به نظر میرسد، حاصل ساعتها تمرکز، انتخاب و بازنگری است.
اهمیت این بخش فقط در تماشای خوانندهای مشهور هنگام ضبط نیست. فیلم نشان میدهد که آفرینش هنری همیشه لحظهای الهامبخش و پرشور نیست؛ گاه با تردید و ناهماهنگی پیش میرود و به گفتوگو و همکاری نیاز دارد. این نگاه، گاگا را از جایگاه یک چهرهٔ دستنیافتنی پایین میآورد و او را به هنرمندی بدل میکند که کارش را با جدیت و انضباط پیش میبرد.
« حضور گاگا در استودیو، واکنشهای پرانرژیاش و تعاملش با همکاران، تصویری زنده از ذهن هنری او میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با اینهمه، مستند همیشه در توضیح زمینهٔ هر قطعه یا چرایی انتخابهای هنری مکث نمیکند. برای تماشاگر آشنا با مسیر او، همین خردهلحظهها ممکن است کافی باشند؛ برای مخاطبی که آلبوم و دورهٔ کاری او را نمیشناسد، گاهی جای توضیح بیشتر خالی است. بدن، درد و هزینهٔ اجرا یکی از صریحترین لایههای فیلم، نمایش درد جسمی گاگاست.
دوربین گاهی بیواسطه به لحظههایی نزدیک میشود که بدن او توان همراهی با برنامهٔ کاری فشرده را ندارد. این صحنهها تصویری متفاوت از اجرای پرتحرک و ظاهر استوار او میسازند: هنرمندی که در برابر تماشاگران نیرویی بیپایان به نظر میرسد، در زندگی روزمره ممکن است برای عبور از درد و ادامهدادن به تلاش نیاز داشته باشد.
فیلم از این تضاد برای انسانیکردن شخصیت عمومی او بهره میگیرد، بیآنکه رنج را به جلوهای قهرمانانه و ساده تبدیل کند. اثرگذاری این لحظات در آن است که درد، موضوعی تزئینی یا حاشیهای نیست؛ بخشی از واقعیت کاری و شخصی اوست. همزمان، فیلم به تماشاگر فرصت میدهد دربارهٔ هزینهٔ پنهان سرگرمی و اجرای زنده بیندیشد: چه مقدار از آنچه روی صحنه دیده میشود، با فشارهایی همراه است که تماشاگر از آنها خبر ندارد؟
با وجود این، مستند همیشه از ثبت رنج به تحلیل آن گذر نمیکند. درد را میبینیم و دربارهاش میشنویم، اما پیوند آن با ساختار کار، شهرت و انتظارات صنعت موسیقی چندان واکاوی نمیشود. از همین رو، صحنهها تأثیر عاطفی دارند، اما الزاماً به فهمی کاملتر از مسئله نمیانجامند. صمیمیت و مرزهای افشاگری «Gaga: Five Foot Two» بر لحظات خودمانی و گفتوگوهای شخصی تکیه دارد تا چهرهای نزدیکتر از ستاره بسازد.
« با اینهمه، مستند همیشه در توضیح زمینهٔ هر قطعه یا چرایی انتخابهای هنری مکث نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
دوربین در خانه، میان خانواده و در موقعیتهایی خارج از نظم رسمی کار حاضر است؛ گاگا گاه بیپرده حرف میزند و گاه فقط اجازه میدهد رفتار و سکوتش دیده شود. چنین رویکردی میتواند حس نزدیکی ایجاد کند، بهویژه هنگامی که گفتههای او با فشارهای عاطفی و جسمی زندگیاش گره میخورند. فیلم یادآوری میکند که تصویر عمومی یک هنرمند هرچقدر هم پرقدرت باشد، تمامی وجود او را دربرنمیگیرد.
اما صمیمیت با افشای صرف یکی نیست. حضور دوربین در فضای خصوصی لزوماً به معنای دسترسی به حقیقتی عمیقتر نیست؛ ممکن است بیننده شاهد لحظهای شخصی باشد، بیآنکه بداند آن لحظه در چه زمینهای قرار میگیرد یا چه معنایی برای شخصیت دارد. فیلم در بعضی صحنهها این مرز را به سود تأثر مستقیم کنار میزند: تماشاگر احساس نزدیکی میکند، اما ممکن است اطلاعات یا چشمانداز تازهای به دست نیاورد.
همین دوگانگی، هم نقطهٔ قوت مستند است و هم محدودیت آن؛ گاگا گشوده و آسیبپذیر به نظر میرسد، ولی این گشودگی همیشه به پرترهای کامل و روشن تبدیل نمیشود. انرژی صحنه و مهندسی اجرا تمرینها و آمادهسازی اجرای سوپربول از بخشهایی هستند که توان بصری مستند را بهخوبی نشان میدهند. فیلم، هیجان اجرا را نه فقط از روی صحنه، بلکه از خلال رفتوآمدها، تصمیمها و تلاشهای پیش از آن میسازد.
وقتی اجرای نهایی در ذهن تماشاگر با تمرینهای پیشین پیوند میخورد، انرژی گاگا دیگر صرفاً ویژگی شخصی او به نظر نمیرسد؛ حاصل برنامهریزی، هماهنگی و فشار زمانی نیز هست. این بخشها وجهی از اجرا را نمایان میکنند که معمولاً زیر نور و موسیقی پنهان میماند. در همینجا فیلم به یکی از جذابترین تقابلهایش میرسد: بدن خسته و دردناک در برابر نمایشی که باید پرتحرک، مطمئن و تماشایی باشد.
« فیلم یادآوری میکند که تصویر عمومی یک هنرمند هرچقدر هم پرقدرت باشد، تمامی وجود او را دربرنمیگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آمادهسازی اجرا نشان میدهد که چگونه کار حرفهای بر ضعف و تردید غلبه میکند، بیآنکه آنها را از میان ببرد. تماشاگر پشتصحنه را میبیند و بهتر درمییابد که درخشش چنددقیقهای صحنه چه نیرویی طلب میکند. این بخشها از نظر ریتم نیز غالباً جان تازهای به فیلم میدهند و از فضای گفتوگوهای طولانی فاصله میگیرند.
ریتم گسسته و مسئلهٔ تمرکز روایت فیلم بیش از آنکه بر ساختاری استدلالی یا خط داستانی محکم تکیه کند، از کنار هم قرارگرفتن موقعیتها شکل میگیرد. این انتخاب با ماهیت مشاهدهگرانهٔ مستند سازگار است: زندگی روزمره مرتب و منظم پیش نمیرود و دوربین نیز گاه از یک موضوع به موضوع دیگر میرود.
با این حال، چنین ساختاری در همهجا به نفع فیلم عمل نمیکند. برخی موضوعها مطرح میشوند و نشانههایی از اهمیتشان میبینیم، اما فرصت نمییابند به بحثی کامل یا نتیجهای روشن برسند. همین پراکندگی میتواند تماشاگر را با این احساس تنها بگذارد که فیلم مطالب زیادی پیش کشیده، اما هیچکدام را تا ژرفای دلخواه دنبال نکرده است.
تکرار صحنههای مربوط به هواداران و پاپاراتزیها نیز به این مشکل دامن میزند. حضور آنها ابتدا تفاوت میان زندگی عمومی و حریم شخصی را ملموس میکند؛ بااینحال، بازگشت چندباره به موقعیتهایی مشابه، بهتدریج از نیروی نخستین آنها میکاهد. مستند میتوانست از این تکرارها برای کاوش دقیقتر در سازوکار شهرت یا رابطهٔ ستاره با مخاطبانش استفاده کند، اما اغلب به ثبت دوبارهٔ فشار و هیاهو بسنده میکند.
« آمادهسازی اجرا نشان میدهد که چگونه کار حرفهای بر ضعف و تردید غلبه میکند، بیآنکه آنها را از میان ببرد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، کشش فیلم برای برخی بینندگان کاهش مییابد و مدتزمان آن بیش از آنچه مواد رواییاش اقتضا میکند، احساس میشود. نگاه فیلم به ستارهبودن دستاورد مهم مستند این است که گاگا را نه فقط بهعنوان خوانندهای موفق یا نمادی از فرهنگ پاپ، بلکه همچون فردی درگیر کار، جسم، خانواده و انتظارات دیگران عرضه میکند.
این تصویر، بهخصوص برای کسی که پیشتر او را بیشتر از راه لباسها، اجراها و حضور رسانهای میشناخته، میتواند آشناکننده باشد. فیلم نشان میدهد که پشت شخصیت صحنهای، هنرمندی قرار دارد که دربارهٔ کارش تصمیم میگیرد، با همکارانش چانه میزند و گاهی ناچار است در برابر محدودیتهای بدنش ایستادگی کند.
بااینحال، فیلم پرسشهایی را که خود مطرح میکند همیشه پی نمیگیرد. نسبت میان شهرت و تنهایی، میان صمیمیت و تصویرسازی رسانهای، یا میان اختیار هنرمند و فشارهای حرفهای، ظرفیت آن را دارد که به محورهای اصلی اثر تبدیل شود؛ اما مستند بیشتر به مشاهده و ثبت بسنده میکند تا تحلیل و تفسیر.
این کمبود الزاماً تجربهٔ تماشای آن را بیارزش نمیکند، ولی توضیح میدهد چرا پایان تماشا ممکن است برای بعضی مخاطبان بیش از آنکه با کشف و جمعبندی همراه باشد، با مجموعهای از برداشتهای ناتمام باقی بماند. جمعبندی «Gaga: Five Foot Two» مستندی دیدنی و صمیمی است که بهترین لحظاتش را در استودیو، تمرین اجرا و ثبت بیپردهٔ درد و فرسودگی پیدا میکند.
« بااینحال، فیلم پرسشهایی را که خود مطرح میکند همیشه پی نمیگیرد. »
جمعبندی
ارزش آن بیش از آنکه در ارائهٔ اطلاعات جامع دربارهٔ زندگی گاگا باشد، در نزدیکشدن به فرایند کار و نشاندادن فاصلهٔ میان هیاهوی صحنه و دشواریهای پشت آن نهفته است. در مقابل، روایت پراکنده، بعضی صحنههای تکراری و پرداخت ناکافی به موضوعهای گوناگون، مانع از آن میشوند که این نزدیکی به تصویری کاملاً ژرف و منسجم بدل شود.
تماشاگر علاقهمند به موسیقی و پشتصحنهٔ آفرینش احتمالاً از دیدن انرژی گاگا و روند شکلگیری کارش لذت میبرد؛ کسی که انتظار زندگینامهای روشن، تحلیلی فراگیر یا کشف رازهای تازه دارد، ممکن است کمتر خشنود شود. فیلم در نهایت پرترهای از ستارهای آسیبپذیر و پرتلاش ارائه میدهد، اما بیشتر به نشاندادن لحظهها بسنده میکند تا تفسیر کامل آنها.
ثبت دیدگاه