نقد و بررسی
نقد طوفان عدالت 2021 (G Storm) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در مجموعه «G Storm» محصول هنگکنگ و ساختهٔ David Lam، پنجمین فیلم از مجموعهای است که با «Z Storm» آغاز شد. Louis Koo بار دیگر در نقش ویلیام لوک، بازپرس کمیسیون مستقل مبارزه با فساد هنگکنگ، ظاهر میشود؛ شخصیتی که در این قسمت با پروندهای گستردهتر و پرتحرکتر از یک تحقیق اداری معمول روبهرو است.
فیلم از همایش مبارزه با فساد و جلوگیری از حملهای تروریستی آغاز میکند و سپس مسیر ماجرا را به شبکهای مرتبط با قاچاق انسان در تایلند میکشاند. این گستردگی از همان ابتدا وعدهٔ یک تریلر جنایی پرمخاطره را میدهد، اما در عین حال زمینهساز یکی از مهمترین دشواریهای فیلم نیز هست: کوشش برای گنجاندن چندین خط داستانی و گونهٔ سینمایی در زمانی محدود.
قصهای که زیر بار گستردگی میرود فیلمنامه میخواهد همزمان دربارهٔ فساد، قاچاق انسان، تهدید تروریستی، حفاظت از یک مقام قضایی و پیوندهای خانوادگی میان شخصیتها سخن بگوید. این عناصر بهخودیخود ظرفیت ساختن روایتی پرکشش را دارند؛ مسئله آن است که فیلم برای پیوند دادنشان فرصت کافی فراهم نمیکند.
ماجرا از یک پرونده به پروندهای دیگر میجهد و گاه اطلاعات تازه پیش از آنکه اطلاعات قبلی در ذهن تماشاگر جا بیفتد، وارد صحنه میشود. در نتیجه، گرهگشاییها بیشتر نقش جابهجایی مهرهها را دارند تا رشد طبیعی یک تحقیق. این شتاب در بخشهایی به هیجان کمک میکند، اما از سوی دیگر رابطهٔ علت و معلولی رخدادها را کمرنگ میسازد.
« در نتیجه، گرهگشاییها بیشتر نقش جابهجایی مهرهها را دارند تا رشد طبیعی یک تحقیق. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر ممکن است پیگیر این باشد که چه کسی در کدام سوی ماجرا ایستاده، بیآنکه مجال پیدا کند اهمیت اخلاقی یا عاطفی این جایگاه را دریابد. فیلم میخواهد مقیاس پرونده را بزرگ جلوه دهد، ولی بزرگیِ دامنه همیشه به معنای ژرفای روایی نیست؛ «G Storm» در همین فاصله میان وسعت ماجرا و عمق پرداخت گرفتار میشود.
اکشن؛ نیروی محرک اصلی در جایی که قصه گاه پراکنده میشود، صحنههای اکشن فیلم نقش ستون نگهدارنده را پیدا میکنند. درگیریهای مسلحانه، تعقیبوگریزها و مواجهههای پرتنش با دشمنان، ریتم اثر را زنده نگه میدارند و اجازه نمیدهند روایت، با وجود پیچیدگیهایش، بهکلی از حرکت بایستد. طراحی این لحظهها بیشتر بر سرعت و شدت تکیه دارد تا بر ظرافت یا واقعگرایی؛ انتخابی که با حالوهوای سرگرمکننده و عامهپسند فیلم سازگار است.
از همین رو، اثر برای تماشاگرانی که از تریلرهای جنایی هنگکنگی انتظار برخوردهای فیزیکی و صحنههای پرتحرک دارند، لحظههای رضایتبخشی فراهم میکند. اکشن در اینجا صرفاً تزئین داستان نیست؛ هر بار که روایت از توضیحهای فشرده و پیوندهای پیچیدهاش فاصله میگیرد و به حرکت میرسد، انرژی فیلم آشکارتر میشود.
بااینحال، این برتری نسبی نمیتواند جای خالیِ انسجام را پر کند: هیجان صحنهها بیشتر تماشاگر را از یک نقطه به نقطهٔ بعدی میبرد تا آنکه او را به سرنوشت شخصیتها وابسته سازد. بازیها و حضور لوئیس کو Louis Koo در نقش ویلیام لوک مرکز ثقل فیلم است و حضور آرام و مسلط او به اثر ثبات میدهد.
شخصیتها و اجرا
او برای ایفای بازپرسی که در میان فشارهای حرفهای و خطرهای جسمانی حرکت میکند، به اغراق متوسل نمیشود؛ همین خویشتنداری با ظاهر سرد و جدی شخصیت تناسب دارد. بااینحال، فیلمنامه کمتر از آنچه میتوانست، به جهان درونی او نزدیک میشود. لحظههایی از آسیبپذیری و احساس در شخصیت دیده میشود، اما این لحظهها کوتاهاند و بهندرت به دگرگونیای پایدار در مسیر او میانجامند.
بازیگران دیگر نیز در محدودهٔ نقشهایی قرار گرفتهاند که بیشتر برای پیشبرد پرونده طراحی شدهاند تا برای ساختن شخصیتهایی مستقل و چندوجهی. فیلم گاهی از تقابل وظیفه با پیوندهای خانوادگی بهره میگیرد و این امکان را فراهم میکند که وفاداری و عدالت در برابر هم قرار گیرند؛ بااینحال، این تقابلها بهسرعت از کنار تماشاگر میگذرند.
در نتیجه، بازیها ممکن است جذاب باشند، اما فرصت کافی برای تبدیل جذابیت فردی به کشمکش دراماتیک عمیق پیدا نمیکنند. تعلیق و ضرباهنگ «G Storm» از ابتدا میکوشد تماشاگر را در وضعیت آمادهباش نگه دارد. خطرهای پیاپی، اطلاعات تازه و جابهجایی میان موقعیتهای مختلف، ضرباهنگی تند میآفرینند که برای یک فیلم سرگرمکنندهٔ جنایی مناسب است.
حتی وقتی خط داستانی مبهم میشود، حرکت مداوم روایت کمک میکند تماشاگر از تماشای فیلم دست نکشد. این همان امتیازی است که میتواند اثر را برای یک تماشای یکباره خوشایند سازد: فیلم اغلب ترجیح میدهد به صحنهٔ بعدی برسد، نه آنکه بیش از اندازه در توضیح یا تأمل مکث کند. اما شتاب، همیشه معادل تعلیق مؤثر نیست.
« بااینحال، فیلمنامه کمتر از آنچه میتوانست، به جهان درونی او نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیق زمانی ماندگار میشود که مخاطب هم خطر را بفهمد و هم برای آدمهای در معرض خطر اهمیت قائل باشد. در این فیلم، انباشت رخدادها گاه جای فرصت برای شکلگیری این پیوند را میگیرد. برخی چرخشها بیش از آنکه از دل شخصیتها و تصمیمهایشان برآیند، برای حفظ حرکت داستان به کار گرفته میشوند.
بنابراین اثر در ایجاد هیجان لحظهای موفقتر از ساختن نگرانی عمیق و پیوسته است. کلیشهها و جهان آشنای ژانر فیلم از مواد آشنای تریلرهای پلیسی و جنایی استفاده میکند: شبکهٔ تبهکاری فراملی، مقامهای فاسد، شخصیتهایی میان وظیفه و خانواده، و قهرمانی که باید در برابر تهدیدهای متعدد ایستادگی کند.
کلیشه بهخودیخود عیب نیست؛ بسیاری از آثار ژانری با همین قراردادهای آشنا سرگرمکننده میشوند. مشکل زمانی پدید میآید که فیلم نتواند به آنها پیچشی تازه، یا دستکم پرداختی دقیق و بهیادماندنی ببخشد. «G Storm» معمولاً به جای بازآفرینی این عناصر، به همان شکلهای شناختهشده تکیه میکند.
از این منظر، مقایسه با قسمتهای دیگر مجموعه نیز اهمیت پیدا میکند. فیلم همچنان به الگوی آشنای مجموعه وفادار میماند، اما برای مخاطبی که پیشتر چند قسمت را دیده است، تکرار بعضی سازوکارها میتواند تازگی را کاهش دهد. در سوی دیگر، افزودن اکشن بیشتر و گسترش دامنهٔ پرونده، کوششی برای بالا بردن مقیاس است؛ کوششی که نتیجهاش سرگرمکننده است، اما لزوماً به اثری متمایزتر نمیانجامد.
« تعلیق زمانی ماندگار میشود که مخاطب هم خطر را بفهمد و هم برای آدمهای در معرض خطر اهمیت قائل باشد. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی و اثر باقیمانده بیآنکه وارد جزئیات پایانی یا پیچش اصلی شویم، میتوان گفت بخش پایانی فیلم از پرانرژیترین قسمتهای آن است. در این مرحله، اکشن و فشار روایی به نقطهای میرسند که فیلم در بهترین حالت ژانری خود قرار میگیرد. تماشاگرانی که از ابتدا برای صحنههای پرتحرک و رویاروییهای بزرگتر همراه فیلم شدهاند، احتمالاً از این اوج استقبال میکنند.
پایانبندی همچنین به اثر حس جمعشدن و رسیدن به نقطهٔ نهایی میدهد، هرچند نمیتواند بهتنهایی نارساییهای پیشین در پرداخت داستان را جبران کند. آنچه پس از پایان بیشتر در ذهن میماند، احتمالاً کیفیت صحنههای اکشن و حضور بازیگران است، نه پیچیدگی شخصیتها یا ظرافت فیلمنامه. این امر بهخوبی نشان میدهد که فیلم کدام وجه خود را جدیتر گرفته است: سرگرمکردن از راه حرکت و تنش، بیش از ساختن روایتی ماندگار و چندلایه.
جمعبندی «G Storm» تریلری جنایی پرشتاب و سرگرمکننده است که در صحنههای اکشن و بهویژه در بخش پایانی، توانایی خود را در ایجاد هیجان نشان میدهد. Louis Koo حضور محوری و قابلاتکایی دارد و فیلم، با وجود فرازونشیبهای داستانی، معمولاً آنقدر حرکت دارد که تماشاگر را تا انتها همراه نگه دارد.
در مقابل، فیلمنامه با پراکندگی و انباشت عناصر روایی دستوپنجه نرم میکند؛ شخصیتها و مضمونها فرصت کافی برای عمقگرفتن نمییابند و بسیاری از موقعیتها به قراردادهای آشنای ژانر نزدیک میمانند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه در قصهگویی یا شخصیتپردازی بدرخشد، در سرگرمی مستقیم موفق میشود.
« در این مرحله، اکشن و فشار روایی به نقطهای میرسند که فیلم در بهترین حالت ژانری خود قرار میگیرد. »
جمعبندی
برای علاقهمندان به مجموعه و دوستداران تریلرهای اکشن هنگکنگی، تماشایی روان و پرتحرک است؛ اما در قیاس با ظرفیت موضوع و انتظار از یک قسمت پایانی، اثری معمولیتر و کمعمقتر از آن است که در ذهن ماندگار شود.
ثبت دیدگاه