نقد و بررسی
نقد خشمگین (Furious) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای برای تماشاگرِ مشتاقِ نبرد «Furious» یا «افسانهٔ کولورات» فیلمی روسی از سال ۲۰۱۷ است که افسانهٔ یوپاتی کولورات را در بستر یورش مغولان به سرزمینهای روس در سدهٔ سیزدهم بازمیسازد. فیلم، بیش از آنکه در پی بازخوانی تاریخیِ دقیق باشد، به حماسهای پرتحرک و پرهیاهو میاندیشد: سپاهی مهاجم در راه پیشروی است و گروهی اندک باید در برابر نیرویی بهمراتب بزرگتر ایستادگی کنند.
این الگوی آشنا، از همان آغاز، مقصد دراماتیک داستان را کمابیش روشن میکند؛ اما فیلم میکوشد آنچه را در تازگیِ روایت کم دارد، با شکوه بصری، حرکت مداوم و تأکید بر دلاوری جبران کند. «Furious» در اصل روایتی افسانهمحور از کولورات است، نه گزارشی مستند از رویدادهای تاریخی. قهرمانی در دل افسانه کولورات در این فیلم نه فقط جنگجویی توانا، بلکه سیمای فشردهای از مقاومت است: انسانی که مصیبتهای جنگ را به نیرویی برای ادامهدادن تبدیل میکند.
قهرمانپردازی فیلم آشکار و بیپرده است؛ تماشاگر قرار نیست مدت زیادی دربارهٔ جایگاه او در داستان تردید کند. همین وضوح، به روایت نیرویی مستقیم میبخشد و پیگیری آن را آسان میکند، اما بهایش را نیز میپردازد: شخصیت اصلی گاه بهجای آنکه انسانی پیچیده و آسیبپذیر باشد، به پیکرهای حماسی بدل میشود که بیشتر برای پیشبردن صحنههای نبرد حضور دارد.
« Furious» در اصل روایتی افسانهمحور از کولورات است، نه گزارشی مستند از رویدادهای تاریخی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از گروه کوچک مدافعان نیز تصویری جمعی میسازد، ولی سهم بسیاری از آنان در حد نشانههایی آشنا باقی میماند: جنگجوی نیرومند، همراه شوخطبع، یا چهرهای که قرار است با وفاداری و ازخودگذشتگی شناخته شود. این تیپها کارکردی روشن دارند و در لحظههای پرشتاب به داستان انرژی میدهند، اما فرصت کمی برای داشتن زندگی مستقل پیدا میکنند.
در نتیجه، «قهرمانان» بیشتر همچون اعضای یک پیکرهٔ واحد جلوه میکنند تا شخصیتهایی با پیشینهها و انگیزههای جداگانه. روایت؛ روشن، اما کملایه داستان با سرعت و صراحت پیش میرود. هدفها روشناند، خطر بهسادگی فهمیده میشود و مسیر کلی قصه پیچیدگی روایی زیادی ندارد. چنین سادگیای برای فیلمی که میخواهد تماشاگر را درگیر یک ماجرای جنگی کند، الزاماً عیب نیست؛ برعکس، اجازه میدهد توجه اصلی به آمادهشدن برای رویارویی و تداوم فشار منتقل شود.
بااینحال، وقتی روایت از پرداخت زمینهها و کشمکشهای درونی فاصله میگیرد، قابلپیشبینیبودن آن بیشتر به چشم میآید. فیلم در معرفی چهرههای فرعی و ساخت روابط میان آنها شتاب دارد. بسیاری از پیوندها را میتوان حدس زد، اما کمتر فرصت مییابیم وزن عاطفی آنها را واقعاً حس کنیم. داستان دربارهٔ مقاومت و فداکاری سخن میگوید، بااینحال این مفاهیم گاه بیش از آنکه از انتخابهای دشوار و تحول شخصیتها زاده شوند، با گفتار و موقعیتهای حماسی اعلام میشوند.
« روایت؛ روشن، اما کملایه داستان با سرعت و صراحت پیش میرود. »
شخصیتها و اجرا
حاصل، فیلمی است که تماشایش دشوار نیست، اما پس از پایان نیز ممکن است چندان در ذهن نماند؛ نه از آن رو که فاقد لحظههای تأثیرگذار است، بلکه چون کمتر برای غافلگیری یا ژرفکردن معنای آن لحظهها مکث میکند. نبرد و سایهٔ «۳۰۰» قلب تماشایی فیلم، صحنههای نبرد آن است. درگیریها با تأکید بر ضرباهنگ، حرکت بدنها و نمایش خشونت طراحی شدهاند و میکوشند مقابلهٔ شمار اندک با انبوه دشمنان را به تجربهای پرشور بدل کنند.
قابهای باشکوه و تأکید بر قهرمانانی که در میان آشوب میجنگند، این صحنهها را به بخشهای سرگرمکنندهٔ فیلم تبدیل میکند؛ بهویژه برای تماشاگری که از سینمای رزمیِ حماسی انتظار حرکت و هیجان دارد. اما همین انتخابهای بصری، شباهت فیلم به «۳۰۰» را پررنگ میکنند. این شباهت تنها به تصویرپردازی نبردها محدود نمیماند؛ الگوی اصلیِ «گروهی اندک در برابر لشکری عظیم» نیز یادآور همان سنت حماسی است.
الهامگرفتن از یک الگوی شناختهشده بهخودیخود ایرادی ندارد، اما «Furious» همیشه نمیتواند برای آن زبان تصویری، هویت مستقلی بسازد. گاهی نبردها بهجای آنکه هرکدام تجربهای تازه یا مرحلهای متفاوت از بحران باشند، تکرار همان نمایشِ رویارویی را به نظر میرسند. بنابراین، هیجان فیلم هرچند واقعی است، در بخشهایی زیر سایهٔ تکرار قرار میگیرد.
« نبرد و سایهٔ «۳۰۰» قلب تماشایی فیلم، صحنههای نبرد آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر، لباس و فضای تاریخی یکی از امتیازهای بیتردید فیلم، کوشش آن برای خلق جهانی دیدنی است. لباسها، زرهها و دکورها به صحنهها وزن و جلوه میبخشند و بهجای آنکه پسزمینهای خنثی باشند، در ساختن حالوهوای حماسی سهم دارند. سرمای بصری، بافت خشن محیط و تفاوت میان فضای زیست مردم و نیروی مهاجم، به فیلم کیفیتی نمایشی میدهد؛ کیفیتی که آن را برای تماشای جمعی و روی پرده مناسب میکند.
بااینهمه، زیبایی تصویر همیشه به معنای تنوع تصویری نیست. اگر محیطها بیش از اندازه به یکدیگر شبیه شوند و نبردها نیز با الگوی کمابیش ثابتی پیش بروند، شکوه اولیه آرامآرام تازگی خود را از دست میدهد. گاهی فیلم بهجای آنکه از فضاهای متفاوت برای تغییر حالوهوای روایت بهره ببرد، بر همان لحن تصویریِ سنگین و جدی تکیه میکند.
جلوههای دیجیتال نیز در خدمت بزرگیِ مقیاساند، اما در برخی لحظهها نمیتوانند کاملاً طبیعی و باورپذیر جلوه کنند. با وجود این کاستیها، طراحی صحنه و پوشش شخصیتها از اجزاییاند که فیلم را از یک نمایش سادهٔ نبرد فراتر میبرند و به آن هویتی دیداری میدهند. شوخی، موسیقی و ریتم در میان تلخیِ جنگ و جدیتِ قهرمانپردازی، شوخیهای پراکنده نقشی مهم دارند.
« تصویر، لباس و فضای تاریخی یکی از امتیازهای بیتردید فیلم، کوشش آن برای خلق جهانی دیدنی است. »
قوتها و کاستیها
این شوخیها گاه به شخصیتها فرصتی میدهند تا از قالب مجسمههای حماسی بیرون بیایند و برای لحظهای انسانیتر به نظر برسند. همچنین، حضورشان از یکنواختشدن لحن جلوگیری میکند؛ فیلمی که پیوسته بر مرگ، رنج و نبرد تأکید کند، ممکن است بهسرعت سنگین و خستهکننده شود، اما شوخیهای کوتاه ضرباهنگ را سبکتر میکنند.
بااینحال، این لحظهها همیشه از دل شخصیتپردازی برنمیآیند و گاه بیش از آنکه رابطهها را عمیقتر کنند، کارکردی برای تنظیم ریتم دارند. موسیقی نیز در خدمت همین رویکرد است: تأکیدی پرحجم و نمایشی بر بزرگیِ موقعیت، خطر و احساس حماسی. این انتخاب با مقیاس فیلم سازگار است، اما در جاهایی بهجای آنکه به تصویر مجال سخنگفتن بدهد، هیجان را آشکارا به تماشاگر دیکته میکند.
در نسخهٔ دوبلهشده، کیفیت اجرا و خشکیِ گفتوگوها میتواند فاصلهای میان بازی و صدای شنیدهشده ایجاد کند و از اثرگذاری برخی صحنههای عاطفی بکاهد؛ تجربهٔ نسخهٔ اصلی با زیرنویس، برای تماشاگرانی که به این امکان دسترسی دارند، میتواند طبیعیتر باشد. جمعبندی «Furious» فیلمی است که میداند میخواهد چه نوع تجربهای بسازد: حماسهای جنگی، سرراست و پرشور، با قهرمانی مرکزی و گروهی کوچک که در برابر نیرویی عظیم میایستند.
« موسیقی نیز در خدمت همین رویکرد است: تأکیدی پرحجم و نمایشی بر بزرگیِ موقعیت، خطر و احساس حماسی. »
جمعبندی
لباسها و دکورهای چشمنواز، صحنههای پرتحرک و شوخیهای میان نبردها به آن نیروی سرگرمکننده میبخشند. در مقابل، روایت کمعمق و نسبتاً قابلپیشبینی، شخصیتهای فرعیِ کمپرداخته و شباهت آشکار به الگوی «۳۰۰» مانع میشوند که فیلم به اثری واقعاً متمایز بدل شود. ارزش تماشای آن بیش از هر چیز به انتظارات مخاطب بستگی دارد.
اگر جستوجوی اصلی، داستانی پیچیده و تاریخی با شخصیتپردازی چندلایه باشد، فیلم احتمالاً رضایت کامل نمیدهد؛ اما اگر مقصود، تماشای حماسهای دیداری با نبردهای پیدرپی، طراحی صحنهٔ چشمگیر و لحنی پرانرژی باشد، «Furious» میتواند انتخابی سرگرمکننده باشد. جذابیتش نه در نوآوری بنیادین، بلکه در تواناییاش برای تبدیل افسانهای کهن به نمایشی پرزرقوبرق از دلاوری و مقاومت نهفته است.
« لباسها و دکورهای چشمنواز، صحنههای پرتحرک و شوخیهای میان نبردها به آن نیروی سرگرمکننده میبخشند. »



ثبت دیدگاه