نقد و بررسی
نقد Fun Mom Dinner | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با ظرفیتهایی محدود «Fun Mom Dinner» ساختهٔ Alethea Jones، کمدیای دربارهٔ چهار مادر است که فرزندانشان در یک کلاس پیشدبستانی درس میخوانند و خودشان، بیرون از نقش مشترک مادری، پیوند چندانی با یکدیگر ندارند. شام دوستانهای که قرار است وقفهای خوشایند در روزمرگی باشد، به شبی پرحادثه بدل میشود؛ فرصتی برای نوشیدن، آوازخواندن، درد دلکردن و بازشناختن وجوهی از خود که زیر مسئولیتهای خانه و فرزندپروری کمرنگ شدهاند.
فیلم از همان نقطهٔ آغاز، به قلمرویی آشنا پا میگذارد: جمعی از زنان که بهتدریج صمیمی میشوند و در خلال یک شب، بخشی از فشارهای زندگیشان را به زبان میآورند. این طرح بهخودیخود میتواند زمینهای مناسب برای کمدیای دربارهٔ دوستی، فرسودگی و هویت فراهم کند. بااینحال، فیلم بیش از آنکه به کشف تازهای دربارهٔ این موضوعات برسد، از الگوی تثبیتشدهٔ «یک شب رهاییبخش» پیروی میکند.
گاه لحظههایی از صداقت و همدلی در آن دیده میشود، اما روایت معمولاً برای رسیدن به شوخی یا موقعیت بعدی از کنار آنها میگذرد. حاصل، اثری است که ایدهاش از ظرفیت بالقوهٔ خود فراتر نمیرود. چهار شخصیت و فاصلهٔ میان طرح و پرداخت چهار زن فیلم هر یک با تصویری متفاوت وارد ماجرا میشوند.
Emily، با بازی Katie Aselton، درگیر تغییراتی است که مادری و زندگی خانوادگی در تعریف او از خویشتن ایجاد کردهاند. Kate، با بازی Toni Collette، در ظاهر بیپرواتر و سرکشتر است؛ Melanie، با بازی Bridget Everett، حضوری پرانرژی و جسور دارد؛ و Jamie، با بازی Molly Shannon، آرامتر و آسیبپذیرتر به نظر میرسد.
« این طرح بهخودیخود میتواند زمینهای مناسب برای کمدیای دربارهٔ دوستی، فرسودگی و هویت فراهم کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تفاوتها میتوانستند زمینهٔ برخورد شخصیتهایی پیچیده و پرکشش باشند، اما فیلم عمدتاً آنها را به نشانههای رفتاری ساده تقلیل میدهد. مشکل اصلی نه نبود استعداد در گروه بازیگران، بلکه کمبود فرصت برای شکلگیری رابطهای باورپذیر میان آنهاست. صمیمیت چهار زن باید حاصل لحظههایی تدریجی از اعتماد، مخالفت و شناخت باشد؛ در عوض، روایت گاهی از تنش آغازین به همراهی و نزدیکی میجهد، بیآنکه مسیر میان این دو را بهقدر کافی بپرورد.
به همین دلیل، تماشاگر میفهمد که آنها قرار است به هم نزدیک شوند، اما همیشه این نزدیکی را با همان قوت حس نمیکند. کمدی بیپرده؛ میان رهایی و تکرار فیلم بر شوخیهای بیپرده، موقعیتهای ناهنجار و رفتارهایی تکیه دارد که قرار است تصویر آراستهٔ مادری را کنار بزنند. این انتخاب میتواند نیروی رهاییبخشی داشته باشد: زنان داستان لازم نیست همواره موقر، فداکار و بینیاز از خوشگذرانی دیده شوند.
لحظههایی که شخصیتها بیپرده دربارهٔ خواستهها، ناکامیها و فشارهای زندگی حرف میزنند، به فیلم رنگی از شیطنت و سرزندگی میدهند؛ چند شوخی نیز واقعاً از دل موقعیت بیرون میآیند و سرگرمکنندهاند. اما بیپروایی بهتنهایی معادل کمدی مؤثر نیست. بخش قابلتوجهی از شوخیها چنان بر غافلگیری یا صراحت تکیه میکنند که پس از آشکارشدنِ عنصر شوک، چیز چندانی برای ادامه باقی نمیماند.
گاهی فیلم بهجای آنکه از تفاوت شخصیتها، تناقضهای زندگی روزمره یا مشاهدهٔ دقیق رفتار آدمها خنده بسازد، صرفاً بر تندیِ موقعیت حساب میکند. از همین رو، شوخیهایش برای برخی مخاطبان ممکن است بازیگوشانه و آزادکننده باشد، اما برای برخی دیگر بیشتر به بیادبیِ بیهدف نزدیک شود. روایت کمرمق و پیشبینیپذیر داستان در مسیری حرکت میکند که بهسرعت میتوان خطوط کلیاش را حدس زد.
« مشکل اصلی نه نبود استعداد در گروه بازیگران، بلکه کمبود فرصت برای شکلگیری رابطهای باورپذیر میان آنهاست. »
شخصیتها و اجرا
شبی که ابتدا ناجور و ناموفق به نظر میرسد، با نوشیدنی، موسیقی، آشناییهای تازه و گفتوگوهای شخصی به تجربهای رهاییبخش بدل میشود. این چارچوب برای یک کمدی سبک کاملاً قابلقبول است، اما فیلم درون آن چرخشها و کشمکشهای کافی نمیسازد. رخدادها بیشتر بهانههایی برای گردهمآمدن شخصیتها و اجرای شوخیهای جداگانهاند تا اجزای داستانی که بهضرورت به یکدیگر پیوند خورده باشند.
همین کمرمقی در برخی ماجراهای فرعی نیز دیده میشود. فیلم گاهی موضوع یا رابطهای را پیش میکشد و به آن نشانههایی از اهمیت میدهد، اما بعد آن را به پایان روشنی نمیرساند. این رهاشدگی نه به ابهامی معنادار تبدیل میشود و نه فضای تأملی تازهای میگشاید؛ بیشتر این احساس را به جا میگذارد که روایت رشتهای را آغاز کرده و سپس فراموش کرده است آن را دنبال کند.
چنین ناتمامی، در کنار قابلحدسبودن کلی داستان، از حس انسجام اثر میکاهد. بازیگران و مسئلهٔ شیمی گروهی حضور بازیگرانی چون Collette، Shannon، Everett و Aselton در نگاه نخست نوید گروهی پرتوان را میدهد. هر یک تواناییهایی دارند که در کمدی میتواند به شخصیت جان ببخشد؛ Everett بهویژه از انرژی آشکار و اجرای پرتحرکش بهره میگیرد و در بعضی صحنهها توجه را بهسوی خود میکشاند.
Collette نیز در نقش زنی که میخواهد از قیدهای روزمره فاصله بگیرد، کیفیتی مطمئن دارد. بازیگران مرد، از جمله Adam Scott و Rob Huebel، در بخشهای مربوط به زندگی خانوادگی نیز حضور دارند، اما فیلم کمتر از این خطوط فرعی برای گسترش معنای اصلی داستان استفاده میکند. بااینهمه، مجموع استعدادهای فردی به شیمی گروهی پرقدرتی نمیانجامد.
« این چارچوب برای یک کمدی سبک کاملاً قابلقبول است، اما فیلم درون آن چرخشها و کشمکشهای کافی نمیسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهٔ میان چهار زن در بسیاری از لحظهها بیشتر تابع نیاز فیلمنامه است تا نتیجهٔ شناختی که میان شخصیتها شکل گرفته باشد. آنها کنار هماند، اما حس نمیشود که هر بازیگر بهطور پیوسته از واکنش دیگری تأثیر میگیرد و رابطهای زنده و پیشبینیناپذیر میسازد. این فاصله بهخصوص در صحنههایی اهمیت پیدا میکند که قرار است صمیمیت یا همدلی نقطهٔ اوج عاطفی باشد؛ وقتی پیوند گروهی بهاندازهٔ کافی باورپذیر نیست، تأثیر آن لحظهها نیز محدود میماند.
ریتم و طراحی تجربهٔ تماشا یکی از امتیازهای فیلم، پرهیز از کشدادن بیش از اندازهٔ ماجراست. ریتم آن معمولاً چنان پیش میرود که مخاطب فرصت دارد از یک موقعیت به موقعیت دیگر برسد، بیآنکه روایت برای مدت طولانی در یک بحران یا گفتوگوی فرساینده متوقف شود. این شتاب، در عین حال، دو لبه دارد: از یک سو فیلم را برای تماشای سبک و گذران وقت مناسب میکند؛ از سوی دیگر، مجال کافی برای رسوبکردن احساسات یا شکلگیری تدریجی روابط باقی نمیگذارد.
در نتیجه، تجربهٔ تماشای «Fun Mom Dinner» بیش از آنکه در ذهن ماندگار شود، وابسته به واکنشهای پراکندهٔ تماشاگر در لحظه است. ممکن است چند صحنه لبخند بیاورد و فضای سرزندهاش برای شبی بیتوقع مناسب باشد، اما پس از پایان، شخصیتها و کشمکشهایشان کمتر با وضوح در خاطر میمانند. فیلم از ایستایی میگریزد، ولی سرعتش را همیشه با عمق عاطفی یا پیشرفت معنادار داستان همراه نمیکند.
مادری بهمثابه نقش، نه تمام هویت در لایهٔ زیرین، فیلم به پرسشی مهمتر از خودِ شام میپردازد: آیا زنانی که زندگیشان حول فرزند و خانواده سازمان یافته، هنوز فضایی برای خواستهها و هویت مستقل خود دارند؟ تأکید بر اینکه پیوند شخصیتها فراتر از مادر بودن و ازدواج است، به فیلم امکانی انسانی میدهد.
« ریتم و طراحی تجربهٔ تماشا یکی از امتیازهای فیلم، پرهیز از کشدادن بیش از اندازهٔ ماجراست. »
قوتها و کاستیها
گفتوگوهایشان گاه از خستگی، رابطهٔ زناشویی، گذشتهٔ حرفهای و نیاز به زمانی برای خود حکایت میکند؛ موضوعاتی که میتوانستند به تصویری دقیقتر از فشارهای نقشهای خانوادگی برسند. بااینحال، اثر معمولاً به طرح این پرسشها بسنده میکند و کمتر به پیامدهای جدی آنها میپردازد. آزادی شخصیتها در طول یک شب نمایشی و خوشگذرانانه تصویر میشود، اما پیچیدگی بازگشت به زندگی عادی، دشواری تغییر یا تناقض میان استقلال و مسئولیت به حاشیه میرود.
ازاینرو، فیلم نه تحلیلی ژرف از تجربهٔ مادری عرضه میکند و نه کاملاً به کمدیِ بیاعتنا به آن بسنده میسازد؛ میان این دو گرایش معلق میماند. جمعبندی «Fun Mom Dinner» کمدیای سبک با ایدهای قابلهمذاتپنداری و گروهی از بازیگران توانمند است، اما از فاصلهٔ میان ظرفیت ایده و اجرای آن رنج میبرد.
چند لحظهٔ بامزه، شوخیهای بیپرده و ریتمی که معمولاً بیش از حد کند نمیشود، تماشای آن را برای وقتگذرانی ممکن میسازد. در مقابل، داستان قابلپیشبینی، پرداخت کمعمق شخصیتها، شیمی نهچندان قوی میان بازیگران و ماجراهای فرعیِ ناتمام، مانع از آن میشوند که فیلم به کمدیای واقعاً بهیادماندنی بدل شود.
این اثر بیش از هر چیز به مخاطبی میخورد که از کمدیهای گروهی و بیپرواییِ زنانه استقبال میکند و انتظار روایتی ظریف یا غافلگیرکننده ندارد. «Fun Mom Dinner» گاهی سرگرمکننده است، اما خندههایش پیوسته و شخصیتهایش بهاندازهای پرداختشده نیستند که تجربهای ماندگار بسازند؛ فیلمی گذرا که در بهترین لحظاتش سرزنده و در مجموع کمرمق باقی میماند.
« بااینحال، اثر معمولاً به طرح این پرسشها بسنده میکند و کمتر به پیامدهای جدی آنها میپردازد. »
ثبت دیدگاه