نقد و بررسی
نقد From Up on Poppy Hill | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشتهای زنده «From Up on Poppy Hill» فیلمی آرام و صمیمی است که بهجای آنکه با رویدادهای پرهیجان یا خیالپردازیهای پرشمار خیرهکننده شود، بر جزئیات زندگی روزمره تکیه میکند. داستان در یوکوهامای سال ۱۹۶۳ میگذرد؛ ژاپنی که از یک سو میکوشد زخمهای جنگ را پشت سر بگذارد و به آیندهای مدرن چشم بدوزد، و از سوی دیگر هنوز در خانهها، خیابانها و خاطرات مردمانش با گذشته زندگی میکند.
این کشاکش تاریخی نه پسزمینهای تزئینی، بلکه نیرویی است که به روابط شخصیتها و مضمونهای فیلم شکل میدهد. عنوان اثر به تپهای اشاره دارد که خانهٔ اومی بر آن قرار گرفته؛ مکانی مشرف به شهر و بندر که چشماندازش به فیلم حالوهوایی شاعرانه میبخشد. اما زیبایی این چشمانداز صرفاً منظرهپردازی نیست: خانه، راههای شیبدار، رفتوآمد کشتیها و ساختمان مدرسه همگی اجزای جهانی ملموساند که در آستانهٔ تغییر قرار گرفته است.
فیلم از همان آغاز تأکید میکند که تاریخ گاه نه در سخنرانیهای بزرگ، بلکه در آیینهای کوچک و تکرارشونده حضور دارد. اومی و بلوغ در دل مسئولیت اومی شخصیتی است که بلوغش را نه از راه ماجراجوییهای استثنایی، بلکه از دل مسئولیتهای هرروزه تجربه میکند. او پیش از دیگران بیدار میشود، پرچمهای دریایی را بالا میبرد و در ادارهٔ خانه سهمی جدی دارد.
این رفتارها نشان میدهند که او دختری منظم و قابلاتکاست؛ اما فیلم در پس این نظم، خلأ عاطفی و دلتنگیای را نیز بهتدریج آشکار میکند. یاد پدرِ ازدسترفته برای اومی صرفاً خاطرهای دور نیست، بلکه بخشی از ریتم زندگیاش شده است. نقطهٔ قوت پرداخت او در همین پیوند میان وظیفه و احساس نهفته است.
« این کشاکش تاریخی نه پسزمینهای تزئینی، بلکه نیرویی است که به روابط شخصیتها و مضمونهای فیلم شکل میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اومی قرار نیست قهرمانی بینقص باشد؛ او گاهی میان آنچه از او انتظار میرود و آنچه خود میخواهد، مردد میماند. آشنایی با شون و پیوستن به فعالیتهای مدرسه، دریچهای تازه به روی او میگشاید. بااینحال، شخصیتپردازی او در حدی فشرده و ساده باقی میماند و فیلم کمتر به تناقضهای درونیاش مجال گسترش میدهد.
در نتیجه، اومی دوستداشتنی و باورپذیر است، اما پیچیدگی روانیاش به اندازهٔ ظرفیت موقعیتهایی که در آن قرار میگیرد، عمیق نمیشود. عشق نوجوانانه و همبستگی رابطهٔ اومی و شون با احتیاط و سادگی پیش میرود. فیلم از کلیشههای عاشقانهٔ پرهیجان فاصله میگیرد و به جای آن، نزدیکی دو نوجوان را در گفتوگوها، همکاریها و توجههای کوچک نشان میدهد.
این عشق در آغاز بیش از آنکه نیرویی پرشور و نمایشی باشد، نوعی کنجکاوی و همدلی است؛ احساسی که با شناختن دیگری و شریکشدن در دغدغههای او قوت میگیرد. در کنار این رابطه، فیلم به جمع دانشآموزان نیز اهمیت میدهد. تلاش برای نجات ساختمان قدیمی انجمنهای مدرسه، ماجرایی فرعی نیست که تنها برای پیشبردن داستان به کار رود؛ این کشمکش به نوجوانان فرصتی میدهد تا از خواستهای مشترک دفاع کنند.
هرکدام در این کار سهمی دارند و حرکت جمعی آنان، شور زندگی و توان همکاری را به نمایش میگذارد. این بخش از فیلم از دوستداشتنیترین لحظههای آن است، زیرا نشان میدهد همبستگی الزاماً به شعارهای بزرگ نیاز ندارد و گاه از تعمیر، پاکسازی و مراقبت از مکانی مشترک آغاز میشود. مدرسهٔ قدیمی در برابر شتاب نوسازی ساختمان مدرسه در مرکز یکی از مهمترین استعارههای فیلم قرار دارد.
« اومی قرار نیست قهرمانی بینقص باشد؛ او گاهی میان آنچه از او انتظار میرود و آنچه خود میخواهد، مردد میماند. »
شخصیتها و اجرا
از نگاه برخی، آن بنا فرسوده و نامتناسب با آینده است؛ از نظر دانشآموزانی که در آن فعالیت میکنند، بخشی از هویت جمعیشان به شمار میآید. تقابل میان حفظ ساختمان و جایگزینکردن آن با بنایی تازه، بازتابی کوچک از پرسشی بزرگتر است: آیا پیشرفت باید به معنای کنارگذاشتن هر آن چیزی باشد که کهنه شده است؟
فیلم پاسخ را به شکل بیانیهای مستقیم عرضه نمیکند، اما جانب مراقبت و بازنگری را میگیرد. کهنگیِ یک بنا بهتنهایی دلیل کافی برای نابودی آن نیست؛ گاهی آنچه بیارزش به نظر میرسد، تنها به توجه و رسیدگی نیاز دارد. در این معنا، ساختمان قدیمی با خاطرهٔ خانوادگی اومی نیز پیوند میخورد. هر دو یادآور گذشتهاند، اما گذشتهای که هنوز میتواند در اکنون معنا داشته باشد.
مضمون فیلم بیش از آنکه مخالفت با نوسازی باشد، هشدار دربارهٔ شتابی است که در نام آینده، پیوندهای انسانی و تاریخی را نادیده میگیرد. یوکوهاما و حافظهٔ تاریخی زمینهٔ سال ۱۹۶۳ به فیلم عمق میدهد، بیآنکه آن را به درامی تاریخیِ سنگین تبدیل کند. ژاپن در حال بازسازی است و نگاهش به آینده، در کنار آمادگی برای میزبانی المپیک، نشانهای از امید و اعتمادبهنفس ملی به شمار میآید.
اما این امید در فیلم بیهزینه یا بیابهام نیست. شهر در حال دگرگونی است؛ رفتوآمدها، ساختمانها و چشمانداز بندر از جهانی تازه خبر میدهند، درحالیکه خاطرات جنگ هنوز در زندگی شخصیتها حضور دارند. دستاورد فیلم در آن است که تاریخ را به تجربهٔ فردی پیوند میزند. گذشته برای شخصیتها صرفاً مجموعهای از وقایع پایانیافته نیست؛ در خانواده، در ساختمانهای شهر و در برداشت آدمها از آینده رسوب کرده است.
« فیلم پاسخ را به شکل بیانیهای مستقیم عرضه نمیکند، اما جانب مراقبت و بازنگری را میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، داستان اومی و شون در کنار ماجرای مدرسه، پرسشی دربارهٔ نسبت نسل جوان با میراث نسلهای پیشین طرح میکند. این وجه تاریخی، به فیلم گرمایی نوستالژیک میبخشد، اما نوستالژی آن کاملاً بیدغدغه نیست؛ حسرت گذشته همواره با آگاهی از فقدان و تغییر همراه است. انیمیشن، موسیقی و ریتم انیمیشن دستکشیدهٔ فیلم با جزئینگری و لطافتی آرام، برای جهان قصه بسیار مناسب است.
خانهها، آشپزخانه، خیابانهای یوکوهاما و فضای مدرسه چنان ساخته شدهاند که تماشاگر بتواند در آنها زندگی روزمره را تصور کند. زیبایی اثر از اغراق بصری یا حرکتهای پرشتاب نمیآید؛ بیشتر در مشاهدهٔ دقیق اشیا، نور، مسیرها و کارهای معمولی ریشه دارد. این شیوه سبب میشود لحظههای کوچک ــ از آمادهکردن غذا تا رفتوآمد دانشآموزان ــ وزن عاطفی پیدا کنند.
موسیقی و ترانههای دوره نیز به ساختن فضای زمانی فیلم یاری میرسانند. آنها صرفاً نشانههایی برای بازسازی دههٔ شصت نیستند؛ با حس دلتنگی و امیدی که در داستان جاری است، همنوا میشوند. در مقابل، ریتم آرام اثر ممکن است برای مخاطبی که انتظار کشمکشهای پیدرپی دارد، بیش از اندازه کند جلوه کند.
فیلم وقت زیادی را صرف فضا، کارهای روزانه و رابطههایی میکند که بهتدریج شکل میگیرند. این مکثها برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت اثرند و برای برخی دیگر ممکن است حس تکرار ایجاد کنند. محدودیتهای روایت سادگیای که در بسیاری از لحظهها به فیلم گرما میبخشد، گاهی به محدودیت نیز بدل میشود.
« انیمیشن، موسیقی و ریتم انیمیشن دستکشیدهٔ فیلم با جزئینگری و لطافتی آرام، برای جهان قصه بسیار مناسب است. »
قوتها و کاستیها
شخصیتهای اصلی بیش از آنکه با لایههای پیچیدهٔ روانی شناخته شوند، از راه نقششان در داستان و واکنشهای نسبتاً روشنشان فهمیده میشوند. به همین دلیل، برخی تصمیمها و دگرگونیهای عاطفی فرصت کافی برای رسوبکردن نمییابند. فیلم گاه از مخاطب میخواهد تحولی را بپذیرد که از نظر احساسی میتوانست با زمینهچینی بیشتری اثرگذار شود.
همچنین، بخش پایانی داستان در مقایسه با مسیر آرام و واقعگرایانهای که پیش از آن پیموده، رنگی ناگهانیتر و ملودراماتیکتر میگیرد. بیآنکه وارد جزئیات رخدادها شویم، میتوان گفت این تغییر لحن کاملاً هموار نیست و گرهگشایی نهایی به اندازهٔ لازم پرورده نمیشود. این مسئله از ارزش مضمونهای فیلم نمیکاهد، اما میان تأثیر عاطفیِ موقعیتها و سرعت روایت فاصله میاندازد.
فیلم در لحظههایی که به زندگی روزمره و رابطههای انسانی وفادار میماند، متقاعدکنندهتر از زمانی است که برای حلوفصل داستان به راهحلهای فشرده متوسل میشود. جمعبندی «From Up on Poppy Hill» اثری کمادعا و دلنشین دربارهٔ بلوغ، خاطره و مراقبت از میراث مشترک است. نیروی اصلی آن در فضاسازی نوستالژیک، انیمیشن لطیف و تصویرکردن همبستگی نوجوانانی نهفته است که میکوشند در برابر فراموشی و شتاب نوسازی از مکانی عزیز دفاع کنند.
فیلم در پرداخت شخصیتها و زمینهچینی گرهگشایی نهایی یکدست نیست و ریتم آهستهاش نیز با سلیقهٔ همه سازگار نخواهد بود؛ بااینحال، نگاه مهربانش به زندگی روزمره و پیوند گذشته با آینده، آن را به تجربهای آرام و تأملبرانگیز بدل میکند. این فیلم بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را غافلگیر کند، دعوتش میکند به آنچه در آستانهٔ ناپدیدشدن است، با دقت بیشتری بنگرد.
« به همین دلیل، برخی تصمیمها و دگرگونیهای عاطفی فرصت کافی برای رسوبکردن نمییابند. »
ثبت دیدگاه