نقد و بررسی
نقد From the Terrace | 1960
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای صعود و بهای موفقیت «از تراس» در ظاهر ملودرامی عاشقانه دربارهٔ مردی است که میان ازدواجی فرسوده و عشقی تازه سرگردان میشود؛ اما نیروی محرک فیلم، بیش از آنکه پرسش «با کدام زن خواهد ماند؟» باشد، دغدغهٔ جاهطلبی و بهایی است که برای رسیدن به جایگاه اجتماعی میپردازیم. آلفرد ایتون با بازی پل نیومن، جوانی است که میخواهد خود را از سایهٔ پدر و میراث خانوادگیاش بیرون بکشد.
او به دنیای مالی نیویورک قدم میگذارد و هر پلهٔ ترقی را نشانهای از استقلال خود میبیند؛ حال آنکه فیلم بهتدریج روشن میکند این صعود، ممکن است تنها شکلی تازه از همان اسارتی باشد که از آن گریخته است. عنوان فیلم نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند. «تراس» جایگاه تماشا و دیدهشدن است: نقطهای مرتفع که از آن میتوان منظرهٔ شهر و نشانههای کامیابی را نظاره کرد، اما خودِ منظره لزوماً به معنای زندگیکردن نیست.
فیلم میان تصویر براق ثروت و خلأیی که زیر آن پنهان است، کشاکش میسازد؛ کشاکشی که هرچند همیشه با ظرافت پیش نمیرود، به داستان بُعدی فراتر از یک مثلث عاشقانه میبخشد. آلفرد؛ مردی در گریز از گذشته آلفرد شخصیتی است که از همان آغاز با فقدان و بیگانگی شکل گرفته است. بازگشت او از جنگ، بازگشت به خانهای امن و گرم نیست؛ با خانوادهای روبهرو میشود که پیوندهایش از پیش آسیب دیدهاند.
پدرش در تجارت و اندوه شخصی خود فرو رفته و مادرش، مارتا، در وضعیتی شکننده قرار دارد. این خانه برای آلفرد بیش از آنکه پناهگاه باشد، یادآور آن چیزی است که نمیخواهد به آن بدل شود. بااینحال، فیلم نکتهای تلخ را در مسیر او میکارد: فرار از الگوی پدر بهسادگی ممکن نیست. آلفرد بهتدریج همان منطق را در لباس دیگری تکرار میکند؛ کار را بر صمیمیت مقدم میدارد و موفقیت را چون پاسخی برای زخمهای قدیمی دنبال میکند.
« آلفرد ایتون با بازی پل نیومن، جوانی است که میخواهد خود را از سایهٔ پدر و میراث خانوادگیاش بیرون بکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تناقض، هستهٔ جالب شخصیت اوست، اما فیلم همیشه آن را بهخوبی نمیپروراند. گاه تصمیمهایش بیشتر تابع نیازهای ملودراماند تا نتیجهٔ طبیعی دگرگونی درونی؛ ازاینرو تماشاگر ممکن است بهجای همراهی کامل، فاصلهای انتقادی با او حفظ کند. ازدواج، میل و بازی قدرت رابطهٔ آلفرد و مری، مرکز عاطفی و پرتنش فیلم است.
مری، با بازی جوآن وودوارد، زنی نیست که بتوان او را تنها در قالب همسر بیوفا یا مانعی بر سر راه قهرمان خلاصه کرد. جذابیت بازی وودوارد از آنجاست که سردی و خودآگاهی شخصیت را با رگههایی از شوخطبعی و آسیبپذیری درمیآمیزد. او گاه حسابگر و آزارنده به نظر میرسد، اما حضور بازیگر اجازه نمیدهد به چهرهای یکبعدی فروکاسته شود.
مری میفهمد ازدواجش در جامعهٔ پیرامون، فقط پیوندی خصوصی نیست؛ نشانهای از منزلت و وسیلهای برای حفظ ظاهر نیز هست. فیلم از این راه به مناسبات جنسیتی و محدودیتهای اجتماعی زمانهاش نزدیک میشود. در جهانی که طلاق و رسوایی میتوانند آیندهٔ حرفهای و موقعیت اجتماعی را تهدید کنند، ازدواج به قراردادی عمومی تبدیل میشود؛ قراردادی که ممکن است از عشق تهی شده باشد، اما همچنان قدرت الزامآور دارد.
رابطهٔ زوجین از همین فاصله تغذیه میکند: میان آنچه احساس میکنند و آنچه به دیگران نشان میدهند، شکافی دائمی دهان باز کرده است. ناتالی و امکان زندگی دیگر ناتالی، با بازی اینا بالین، در برابر جهان رسمی و حسابشدهٔ مری و آلفرد، امکان رابطهای متفاوت را نمایندگی میکند. حضور او امید به آغاز دوباره را وارد روایت میسازد، اما فیلم از تبدیل این امید به پاسخ ساده پرهیز میکند.
« این تناقض، هستهٔ جالب شخصیت اوست، اما فیلم همیشه آن را بهخوبی نمیپروراند. »
شخصیتها و اجرا
عشق تازه لزوماً راهحل تمام زخمها نیست؛ آلفرد باید با خودِ انتخابکردن روبهرو شود، نه فقط با جذابیتِ یک رابطهٔ تازه. بااینهمه، توازن میان این سه شخصیت همیشه به سود ناتالی نیست. فیلم زمان و عمق بیشتری به کشمکشهای آلفرد و مری اختصاص میدهد و ناتالی گاه بیشتر جایگاه نمادین دارد تا شخصیتی کاملاً مستقل.
به همین دلیل، تصمیمهای عاطفی آلفرد ممکن است بیش از آنکه از شناختی متقابل برآمده باشند، به صورت گریز از وضع موجود دیده شوند. این کاستی، از نیروی داستان عاشقانه کم میکند، هرچند کشش آن را از میان نمیبرد. بازیگری و جانبخشیدن به ملودرام پل نیومن در نقش آلفرد، جذابیت و اعتمادبهنفس لازم برای مردی بلندپرواز را دارد، اما بازی او عمدتاً در مدار خویشتنداری و وقار حرکت میکند.
گاهی این کنترل با شخصیت سازگار است؛ گاهی نیز مانع میشود آشفتگی درونی آلفرد بهتمامی به تماشاگر منتقل شود. در مقابل، وودوارد حضوری متغیرتر و پرتحرکتر دارد. او با نگاه، مکث و تغییرات ظریف لحن، فاصلهٔ میان ظاهر مطمئن مری و ناآرامی زیرین او را ملموس میکند. از همین رو، حتی هنگامی که فیلم به کلیشههای ملودرام نزدیک میشود، بازی او صحنهها را زنده نگه میدارد.
مایرنا لوی در نقش مارتا نیز در بخشهای آغازین اثری پررنگ بر فضای فیلم میگذارد. شخصیت او میتوانست خطی مستقل دربارهٔ فرسودگی، وابستگی و زندگی زنان در چهارچوب ازدواجی آسیبزا بگشاید. اما پس از معرفی اولیه، حضورش کمرنگ میشود و این ظرفیت دراماتیک بهطور کامل پی گرفته نمیشود. این حذف تدریجی، یکی از فرصتهای ازدسترفتهٔ اثر است: فیلم شخصیتی را معرفی میکند که میتواند آینهای برای آیندهٔ عاطفی آلفرد باشد، ولی آن آینه را مدت زیادی در برابر او نگه نمیدارد.
« بااینهمه، توازن میان این سه شخصیت همیشه به سود ناتالی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر و موسیقی؛ شکوهی که فاصله میسازد قاببندی عریض و رنگآمیزی فیلم به شکوه ظاهری جهان ثروتمندان و فضای شهری کمک میکند. خانهها، مهمانیها و محیطهای کاری فقط پسزمینه نیستند؛ نشانههایی بصری از طبقه و منزلتاند. در این جهان، آدمها پیوسته در معرض نگاه دیگران قرار دارند و زندگی خصوصیشان از مناسبات اجتماعی جدا نمیماند.
تصویرهای باشکوه گاهی خود به نقدی خاموش بدل میشوند: هرچه سطح زندگی براقتر است، صمیمیت واقعی کمیابتر به نظر میرسد. موسیقی المر برنستاین نیز به ملودرام وسعت و وزن میدهد و در لحظههای عاطفی، احساسات را برجستهتر میکند. بااینحال، همان شکوه بصری و موسیقایی گاهی فاصلهای میان فیلم و واقعیت روزمرهٔ شخصیتها ایجاد میکند؛ گویی جهان داستان بیش از آنکه بافتی زنده و خودجوش داشته باشد، صحنهای آراسته برای برخوردهای سرنوشتساز است.
این انتخاب با سبک پرطمطراق فیلم سازگار است، اما بر حس تصنعی آن هم میافزاید. ریتم، فیلمنامه و مرزهای باورپذیری فیلم زمانی نسبتاً طولانی دارد و این زمان به آن مجال میدهد که مسیر چندمرحلهای آلفرد را دنبال کند؛ بااینحال، گستردگی روایت همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. برخی بخشها با شتاب از مرحلهای به مرحلهٔ دیگر میگذرند، درحالیکه بعضی کشمکشهای زناشویی بیش از اندازه امتداد مییابند.
حاصل، ریتمی ناهموار است: لحظاتی که انتظار داریم شخصیتها در آنها تغییر کنند، گاه کوتاهاند و صحنههایی که تنششان پیشتر روشن شده، طولانیتر از نیاز روایت ادامه مییابند. فیلمنامه همچنین به قراردادهای ملودرام وفادار میماند؛ سوءتفاهم، خیانت، برخوردهای ناگهانی و تصمیمهای سرنوشتساز، پیدرپی مسیر داستان را شکل میدهند.
« خانهها، مهمانیها و محیطهای کاری فقط پسزمینه نیستند؛ نشانههایی بصری از طبقه و منزلتاند. »
قوتها و کاستیها
این عناصر میتوانند جذاب و پرکشش باشند، اما وقتی روابط عاطفی بیش از حد بر تصادف یا اغراق تکیه میکنند، باورپذیری لطمه میبیند. فیلم در بهترین لحظههایش از تضاد میان عشق و منزلت اجتماعی سخن میگوید؛ در ضعیفترین لحظههایش، پیچیدگی همان تضاد را به کشمکشی آشنا و کموبیش قابل پیشبینی تقلیل میدهد.
جمعبندی «از تراس» اثری پرزرقوبرق و ناهموار است که ارزش اصلیاش را در پیوند جاهطلبی با فرسایش زندگی عاطفی مییابد. فیلم با اتکا به حضور تأثیرگذار جوآن وودوارد، جذابیت پل نیومن و فضاسازی چشمنوازش، داستانی پرکشش دربارهٔ ازدواج، میل و منزلت اجتماعی میسازد؛ اما ریتم کند، شخصیتپردازی نابرابر و تکیه بر الگوهای ملودرام مانع میشوند که همهٔ ظرفیتهای آن به نتیجهای یکدست برسد.
با وجود این نارساییها، کشمکش مرکزی فیلم همچنان طنین دارد: آیا صعود به قلهٔ موفقیت، اگر به قیمت کنارگذاشتن صمیمیت و خویشتن باشد، واقعاً پیروزی است؟



ثبت دیدگاه