نقد و بررسی
نقد از پرادا تا نادا (From Prada to Nada) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از تجمل تا بازنگری در خویشتن «از پرادا تا نادا» کمدیـرمانتیکی است که بحران مالی را بهانهای برای جابهجایی جغرافیایی و عاطفی دو خواهر میکند. نورا و مری پس از مرگ ناگهانی پدر، زندگی مرفه خود در بورلیهیلز را از دست میدهند و سر از خانهٔ عمهشان در شرق لسآنجلس درمیآورند؛ جایی که هم با نظمی تازه روبهرو میشوند و هم با بخشی از پیشینهٔ خانوادگیشان که پیشتر در حاشیه مانده بود.
فیلم از همان عنوان، گذار از مصرفزدگی و آسودگی به تنگنا و ناگزیری را وعده میدهد، اما مقصود نهاییاش صرفاً شوخی با سقوط طبقاتی نیست. پرسش محوری آن این است که وقتی نشانههای بیرونی منزلت فرو میریزند، آدمی برای شناخت خود و جایگاهش در خانواده به چه چیزهایی تکیه میکند. بازآفرینی آستن در بستر معاصر فیلم از «عقل و احساس» جین آستن الهام گرفته و الگوی خواهرانی با منش و شیوهٔ مواجههٔ متفاوت با زندگی را به فضای لاتینتبار لسآنجلس منتقل میکند.
این پیوند بالقوه جذاب است: در یک سو، داستانی کلاسیک دربارهٔ خویشتنداری، میل و انتخاب؛ در سوی دیگر، تجربهٔ مهاجرت، هویت فرهنگی و تفاوت طبقاتی. با این حال، اقتباس بیش از آنکه لایههای اخلاقی و روانشناختی رمان را با ظرافت بازتفسیر کند، از چارچوب آشنای آن برای پیشبردن یک کمدی عاشقانهٔ سبک استفاده میکند.
ردّ الگوی آستن قابل تشخیص است، ولی فیلم کمتر میکوشد آن را به پرسشی تازه و پیچیده بدل کند. این محدودیت، تماشای اثر را دشوار نمیکند؛ فقط فاصلهٔ میان ظرفیت ایده و عمق پرداخت را آشکار میسازد. «از پرادا تا نادا» به جای کندوکاو گسترده در ساختار طبقاتی یا سازوکارهای هویت، بیشتر به موقعیتهای روشن و سریعفهم گرایش دارد.
« ردّ الگوی آستن قابل تشخیص است، ولی فیلم کمتر میکوشد آن را به پرسشی تازه و پیچیده بدل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این رو، ارتباطش با متن کلاسیک بیشتر نقش اسکلت روایی دارد تا گفتوگویی جدی و چندلایه با آن. دو خواهر، دو مسیر تغییر تفاوت نورا و مری مهمترین نیروی دراماتیک فیلم است. نورا جدیتر و محتاطتر است و مسیر حرفهای و استقلال شخصی برایش اهمیت دارد؛ مری سبکسرتر و دلبستهٔ خرید، آسایش و تصویری است که از زندگی اشرافی برای خود ساخته.
این تضاد در آغاز گاهی به تقابلهای سادهٔ «مسئولیتپذیر» و «ناپخته» نزدیک میشود، اما دستکم به قصه امکان میدهد تغییر را در دو شکل متفاوت دنبال کند: یکی باید بیاموزد که نزدیکی به دیگران لزوماً به معنای چشمپوشی از استقلال نیست، و دیگری با این واقعیت روبهرو میشود که هویت را نمیتوان تنها از لباس، خانه و جایگاه اجتماعی ساخت.
نقطهٔ قوت رابطهٔ خواهرانه در این است که تغییر هر یک، دیگری را هم تحت تأثیر قرار میدهد. آنها نه دو قهرمان جدا، بلکه دو نفرند که در فقدان و جابهجایی، به گذشته و انتخابهای یکدیگر دوباره نگاه میکنند. بااینحال، تحول شخصیتها گاه بیش از اندازه سریع و تابع نیازهای قصه است. فیلم فرصت چندانی برای نشاندادن کشمکش درونیِ ممتد نمیگذارد و به همین سبب، برخی دگرگونیها بیشتر نتیجهٔ چیدمان رواییاند تا حاصل فرایندی کاملاً باورپذیر.
دو لسآنجلس و مسئلهٔ بازنمایی تقابل بورلیهیلز و شرق لسآنجلس به فیلم رنگوبویی دیدنی میدهد. تفاوت در خانهها، مهمانیها، شیوهٔ معاشرت و میزان اتکای شخصیتها به پول، جهان داستان را از یکنواختی بیرون میآورد. نقل مکان خواهران فقط عوضکردن نشانی نیست؛ آنها ناچار میشوند در محیطی زندگی کنند که قواعدش را نمیشناسند و آدمهایش را پیشتر جدی نگرفتهاند.
« از این رو، ارتباطش با متن کلاسیک بیشتر نقش اسکلت روایی دارد تا گفتوگویی جدی و چندلایه با آن. »
شخصیتها و اجرا
این جابهجایی میتواند زمینهای برای مواجهه با تفاوتهای طبقاتی و فرهنگی باشد و در بخشهایی نیز همین کارکرد را دارد. اما فیلم در ترسیم جامعهٔ لاتینتبار همیشه از کلیشه فاصله نمیگیرد. گاهی فرهنگ به مجموعهای از نشانههای فوری، خوراک، موسیقی، مهمانی و شور جمعی فروکاسته میشود؛ گویی کافی است شخصیتها وارد محلهای تازه شوند تا هویت فرهنگیشان به شکلی آماده و یکدست پیش رویشان قرار گیرد.
چنین رویکردی از پیچیدگی زندگی واقعی میکاهد و ممکن است تماشاگر را به این پرسش برساند که آیا فیلم واقعاً به تجربهٔ گروهی متنوع و چندصدایی نزدیک شده، یا صرفاً از آن پسزمینهای پرتحرک برای کمدی ساخته است. این کاستی بهویژه از آن رو محسوس است که داستان در ظاهر میخواهد دربارهٔ شناخت ریشهها سخن بگوید.
لحن کمدی و عاشقانه فیلم میان کمدی، عاشقانه و درام خانوادگی رفتوآمد میکند و همین ترکیب، برای تماشای سبک و بیتکلف مناسب است. شوخیهای مبتنی بر برخورد دو جهان اجتماعی، موقعیتهای خجالتآور و فاصلهٔ میان تصورات خواهران و واقعیت تازه، در لحظاتی به قصه انرژی میبخشند. بااینحال، طنز همیشه به یک اندازه اثرگذار نیست.
برخی شوخیها بیش از آنکه از شخصیتها و موقعیت طبیعیشان برخیزند، برای آن طراحی شدهاند که واکنشی سریع بگیرند؛ نتیجه ممکن است برای گروهی سرگرمکننده و برای گروهی دیگر کمرمق یا حتی تصنعی باشد. خط عاشقانه نیز در همین چارچوب آشنا پیش میرود. روابط عاطفی قرار است در کنار دگرگونیهای شخصی، امکان انتخاب و صمیمیت را به شخصیتها نشان دهند؛ اما گاهی آنقدر به الگوهای شناختهشدهٔ کمدیـرمانتیک تکیه میکنند که مجال چندانی برای غافلگیری یا ظرافت باقی نمیماند.
« اما فیلم در ترسیم جامعهٔ لاتینتبار همیشه از کلیشه فاصله نمیگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از حالوهوای گرم و خانوادگی خود سود میبرد، ولی گذار میان شوخی، احساس و کشمکش عاطفی همیشه نرم و یکدست نیست. بازیگری و میزان اغراق بازیها در لحظاتی که فیلم به رابطهٔ میان خواهران یا پیوند خانوادگی نزدیک میشود، میتوانند تماشایی و صمیمی باشند؛ بهخصوص حضور آدریانا بارازا در نقش عمه، برای فضای خانه نوعی ثبات و گرما فراهم میکند.
بااینحال، اجرای برخی شخصیتها بهویژه در موقعیتهای کمدی به اغراق نزدیک میشود. وقتی واکنشها بیش از حد برجسته و تأکیدها آشکار میشوند، تماشاگر کمتر فرصت مییابد احساسات را از رفتار شخصیتها کشف کند؛ همهچیز از پیش علامتگذاری میشود. این انتخاب تا اندازهای با لحن سبک فیلم سازگار است، اما همواره به سود آن عمل نمیکند.
کمدی نیازمند ریتم و دقت است و اغراق اگر با ظرافت مهار نشود، به جای خنده فاصله ایجاد میکند. در نتیجه، کیفیت تجربه تا حدی وابسته به میزان پذیرش تماشاگر نسبت به اجرای پررنگ و فضای نمایشی فیلم است. خانواده، طبقه و استقلال زیر سطح داستانِ سقوط از رفاه، فیلم به موضوعی ساده اما مؤثر میرسد: خانواده چیزی فراتر از آسایش اقتصادی و خاطرهٔ یک خانهٔ بزرگ است.
مرگ پدر، خواهران را با فقدانی روبهرو میکند که صرفاً مالی نیست؛ نظم پیشین زندگیشان نیز از هم میپاشد. زندگی در خانهٔ عمه، آنها را وارد رابطههایی میکند که با منطق معامله یا منزلت اجتماعی تعریف نمیشوند. از این منظر، داستان میکوشد نشان دهد که تعلق خانوادگی گاه دقیقاً زمانی آشکار میشود که امتیازهای بیرونی دیگر پناهگاه مطمئنی نیستند.
« بااینحال، اجرای برخی شخصیتها بهویژه در موقعیتهای کمدی به اغراق نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، نقد طبقاتی فیلم به اندازهٔ ایدهٔ آغازینش تیز و پیگیر نیست. فقر و ثروت بیشتر به دو مجموعهٔ تصویری و رفتاری بدل میشوند تا ساختارهایی که بر انتخابهای شخصیتها فشار میآورند. فیلم از تفاوت میان آن دو جهان بهرهٔ سرگرمکننده میبرد، اما کمتر میپرسد چه عواملی این فاصله را ساختهاند و چه کسانی در هر سوی آن امکان انتخاب دارند.
بنابراین، نتیجه بیش از آنکه نقد اجتماعی باشد، حکایتی دلنشین دربارهٔ سازگاری و بازنگری در اولویتهاست. جمعبندی «از پرادا تا نادا» فیلمی خوشنیت و آسانتماشاست که با تکیه بر قصهٔ دو خواهر، تقابل دو محیط اجتماعی و آمیزهای از کمدی و عاشقانه، سرگرمی خانوادگی فراهم میکند. ایدهٔ اقتباس از آستن در بستر لاتینتبار لسآنجلس ظرفیت فراوانی دارد، اما فیلم آن را به شکلی نسبتاً ساده و آشنا به کار میگیرد.
طنز گاه کماثر میشود، بازیها در بخشهایی اغراقآمیزند و بازنمایی فرهنگی نیز از کلیشهها مصون نمیماند؛ بااینحال، رابطهٔ خواهرانه و مضمون یافتن استقلال و تعلق، به اثر هستهای عاطفی میبخشند. این فیلم بیش از آنکه اثری عمیق یا تندوتیز باشد، تجربهای سبک و صمیمی است؛ مناسب تماشاگرانی که از کمدیـرمانتیکهای خانوادگی با ایدهای متفاوت لذت میبرند و انتظار واکاوی اجتماعی پیچیدهای ندارند.
« بااینهمه، نقد طبقاتی فیلم به اندازهٔ ایدهٔ آغازینش تیز و پیگیر نیست. »



ثبت دیدگاه