نقد و بررسی
نقد File not found. (From Hell) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به لندنِ زخمخورده «From Hell» برادران هیوز، بیش از آنکه بازسازی تاریخی قتلهای جک قصاب باشد، سفری به اعماق شهری است که خشونت در آن از کوچههای تنگ تا تالارهای قدرت امتداد یافته است. فیلم در لندن سال ۱۸۸۸ میگذرد؛ شهری که در آن مه، دود، فقر و نابرابری نه پسزمینهای تزئینی، بلکه بخشی از منطق حاکم بر زندگی روزمرهاند.
فردریک ابرلاین، بازرس اسکاتلندیارد، در پی یافتن قاتلی است که زنان محلهٔ وایتچپل را هدف گرفته؛ اما هرچه تحقیق پیش میرود، پرونده بیش از آنکه به معمایی پلیسی محدود بماند، به دریچهای برای تماشای جامعهای بیمار بدل میشود. فیلم از همان آغاز، شهر را همچون موجودی زنده و رازآلود تصویر میکند: شهری که همزمان میجوشد و میپوسد، در ظاهر پیشرفت میکند و در لایههای زیرینش قربانی میگیرد.
این تصویر، زمینهٔ مناسبی برای روایتی است که میخواهد قتلها را از سطح جنایت فردی فراتر ببرد و دربارهٔ قدرت، طبقه و بیپناهی سخن بگوید. فضاسازی؛ مه، سایه و سرخی خون نیرومندترین دستاورد فیلم، ساخت جهان بصری آن است. لندنِ «From Hell» نسخهای واقعگرا و بیطرف از تاریخ نیست؛ بازسازیای گوتیک، اغراقشده و کابوسگون است.
کوچههای خیس، دیوارهای تیره، فضای دودگرفتهٔ میخانهها و تضاد میان محلههای فقیر و عمارتهای باشکوه، به فیلم کیفیتی نیمهتاریخی و نیمهافسانهای میبخشد. رنگهای سرخ و سیاه نیز در این جهان صرفاً برای تشدید خشونت به کار نمیروند؛ آنها تصویری از جامعهای میسازند که خون را پنهان میکند، اما هرگز از آن رهایی نمییابد.
« فضاسازی؛ مه، سایه و سرخی خون نیرومندترین دستاورد فیلم، ساخت جهان بصری آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلمبرداری و طراحی صحنه در شکلدادن به این حس سهمی اساسی دارند. قابها گاه فشرده و کجنما هستند؛ گویی خود شهر از نگاه شخصیتها نیز پناهی امن ندارد. گاهی تصویر از سطح خیابان به سوی لایههای پنهانتر قدرت حرکت میکند و جغرافیای لندن را به نقشهای از راز و سلطه بدل میسازد. این طراحی بصری چنان اثرگذار است که حتی در لحظاتی که داستان از حرکت بازمیایستد، تماشاگر همچنان درگیر تماشای جهان فیلم میماند.
بااینحال، همین تأکید بر ظاهر در بخشهایی خطر میکند که تصویر جای پیشروی درام را بگیرد. معمایی که از قتلها فراتر میرود ساختار روایی فیلم از الگوی آشنای کارآگاهی بهره میگیرد: مجموعهای قتل، سرنخهایی پراکنده و بازپرسی که باید از دل ترس و آشفتگی به نظمی پنهان برسد. اما «From Hell» به پاسخگویی ساده به پرسش «قاتل کیست؟» بسنده نمیکند.
معمای آن به نظریهای بزرگتر گره میخورد و از همین راه، کنجکاوی مخاطب را زنده نگه میدارد. سرنخها و مظنونها در فضایی مطرح میشوند که هر نشانه میتواند هم حقیقتی احتمالی باشد و هم انحرافی حسابشده. این انتخاب، هم منبع جذابیت فیلم است و هم منشأ ناپایداری آن. گسترش پرونده به سوی توطئه و مناسبات پنهان، به داستان مقیاسی بزرگتر میدهد و با نگاه انتقادی فیلم به قدرت سازگار است؛ اما هرچه روایت به این توضیح فراگیر نزدیکتر میشود، احتمال آنکه از پیچیدگی روانی و اجتماعی شخصیتها فاصله بگیرد بیشتر میشود.
معمای فیلم در بهترین لحظاتش تماشاگر را وادار میکند به نسبت میان جنایت و جامعه بیندیشد؛ در لحظاتی دیگر، اصرار بر رازهای بزرگ و پیوندهای پنهانی، جهان داستان را بیش از اندازه مهندسیشده جلوه میدهد. فردریک ابرلاین و بازی جانی دپ فردریک ابرلاین شخصیتی است که میان کارکرد حرفهای و فرسودگی درونی گرفتار شده است.
« فیلمبرداری و طراحی صحنه در شکلدادن به این حس سهمی اساسی دارند. »
شخصیتها و اجرا
وابستگی او به تریاک، در فیلم تنها نشانهای برای ساختن کارآگاهی نامتعارف نیست؛ تجربهای است که ادراک او را از واقعیت بیثبات میکند و مرز میان شهود، خاطره و توهم را به هم میریزد. از این رو، تحقیق او صرفاً گردآوری شواهد نیست؛ سفری است به ذهنی که به اندازهٔ شهر اطرافش تاریک و آسیبپذیر است.
جانی دپ این دوگانگی را با بازیای آرام و کنترلشده منتقل میکند. او ابرلاین را نه قهرمانی بینقص میسازد و نه مردی که آشفتگیاش به نمایش بیرونیِ اغراقآمیز تبدیل شود. نگاههای مکثدار، خستگی پنهان و لحظههای کوتاهِ تردید، با فضای رازآلود اثر هماهنگاند. در کنار او، بازی رابرت کالترن به نقش همکار ابرلاین، حضوری انسانیتر و زمینیتر به فیلم میدهد؛ درحالیکه ایان هولم با خویشتنداری سرد خود، وجه تهدیدآمیز داستان را تقویت میکند.
هدر گراهام نیز در نقش مری کلی، مرکز عاطفی روایت است، هرچند فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به او مجال استقلال و پیچیدگی نمیدهد. زنان و سیاست طبقاتی فیلم یکی از لایههای مهم «From Hell»، نگاه آن به زنانی است که در روایتهای مرسوم جنایی اغلب فقط به قربانیان بینام تبدیل میشوند. فیلم میکوشد آنان را در قالب گروهی از زنان با رابطهها، ترسها و وفاداریهای متقابل نشان دهد؛ آدمهایی که در فضایی خشن، راههایی کوچک برای مراقبت از یکدیگر یافتهاند.
در این تصویر، خطر فقط از قاتل ناشناس سرچشمه نمیگیرد: فقر، خشونت مردانه، بیاعتنایی پلیس و مصونیت صاحبان قدرت نیز هر روز زندگی آنان را تهدید میکند. از این منظر، قتلها بر بستری اجتماعی رخ میدهند که ارزش جان افراد در آن برابر نیست. فیلم بهدرستی نشان میدهد که زنان فرودست نهتنها در برابر قاتل، بلکه در برابر ساختاری بیرحم و سلسلهمراتبی بیپناهاند.
« از این رو، تحقیق او صرفاً گردآوری شواهد نیست؛ سفری است به ذهنی که به اندازهٔ شهر اطرافش تاریک و آسیبپذیر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همین نگاه گاه به خطابه نزدیک میشود و شخصیتهای زن را بیش از آنکه بهطور کامل بپروراند، در خدمت مضمون قرار میدهد. رابطهٔ عاطفی ابرلاین و مری کلی نیز از همین آسیب بینصیب نیست: پیوندی که قرار است به داستان گرمای انسانی بدهد، در بخشهایی به الگوی عاشقانهای آشنا و کموبیش سادهشده نزدیک میشود.
ریتم، خشونت و محدودیتهای روایت ریتم فیلم یکنواخت نیست. آغاز آن با معرفی فضای تیره و شکلگیری پرونده نیرویی چشمگیر دارد، اما در میانه، حرکت داستان گاهی کند میشود. برخی صحنهها بیش از آنکه اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا پرونده عرضه کنند، حالوهوای موجود را تکرار میکنند. این مکثها برای ساختن حس سنگینی و فرسایش قابلفهماند، ولی تراکمشان میتواند از تعلیق بکاهد؛ بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار دارند فیلم کارآگاهی با ضرباهنگی پیوسته پیش برود.
خشونت اثر نیز دو کارکرد دارد. از یک سو، یادآوری میکند که جنایتهای مورد بحث صرفاً معمایی سرگرمکننده نیستند و با بدنهای واقعی و رنج انسانی سروکار دارند. از سوی دیگر، نمایش صریح بعضی صحنهها ممکن است گاه به شلوغی بصری بینجامد و تمرکز را از پیامدهای عاطفی خشونت به خودِ جلوهٔ آن منتقل کند.
مسئله صرفاً میزان خونریزی نیست، بلکه این است که آیا هر تصویر خشن به فهم بهتر موقعیت میانجامد یا فقط بر شدت فضای کابوسوار میافزاید. فیلم همیشه پاسخ یکسانی به این پرسش نمیدهد. اقتباس و فاصله از واقعیت «From Hell» اقتباسی آزاد از رمان مصور آلن مور و ادی کمبل است؛ اثری که خود با تفسیر تاریخی و گمانهزنی دربارهٔ پروندهٔ جک قصاب سروکار دارد.
« ریتم، خشونت و محدودیتهای روایت ریتم فیلم یکنواخت نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم، در نتیجه، نه بازسازی مستند پرونده است و نه قصد دارد همهٔ ادعاهای رواییاش را بهمنزلهٔ حقیقت تاریخی عرضه کند. ارزش آن بیشتر در ساختن یک جهان تخیلی و در استفاده از راز حلنشده برای طرح پرسشهایی دربارهٔ قدرت و پنهانکاری است. بااینهمه، بخش پایانی روایت به سوی انجمنهای مخفی و توطئههای گستردهتر حرکت میکند؛ انتخابی که برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر دشوارباور خواهد بود.
وقتی توضیح داستانی بیش از حد بر شبکهای از رازهای سازمانیافته تکیه میکند، بخشی از ابهام مؤثرِ پرونده جای خود را به پاسخهایی میدهد که ممکن است بیش از اندازه قطعی یا نمایشی جلوه کنند. این چرخش، از نظر دراماتیک، به فیلم اوج میدهد، اما الزاماً به همان اندازه به باورپذیری آن نمیافزاید.
جمعبندی «From Hell» فیلمی است که بیش از هر چیز با فضا، تصویر و حالوهوای وهمآلودش در ذهن میماند. لندنِ مهگرفتهاش، بازی سنجیدهٔ جانی دپ و ایدهٔ پیوندزدن قتلها با مناسبات اجتماعیِ گستردهتر، به آن هویتی فراتر از یک معمای جنایی معمولی میبخشند. در مقابل، کندی بخشهایی از روایت، پرداخت نابرابر خردهداستانها و گرایش پایان به توطئههای بزرگ، از انسجام و اقناعکنندگی آن میکاهد.
حاصل، اثری نامتوازن اما تماشایی است: فیلمی که گاهی بیش از اندازه به ظاهر گوتیک خود تکیه میکند، اما همان ظاهر را چنان دقیق و فراگیر میسازد که مخاطب را در جهانش فرو میبرد. جذابیت اصلیاش نه فقط در حدسزدن هویت قاتل، بلکه در این پرسش تلخ نهفته است که در شهری آکنده از نابرابری، چه کسانی میتوانند خشونت را پنهان کنند و چه کسانی ناگزیرند بهای آن را بپردازند.
« این چرخش، از نظر دراماتیک، به فیلم اوج میدهد، اما الزاماً به همان اندازه به باورپذیری آن نمیافزاید. »
ثبت دیدگاه