نقد و بررسی
نقد از بالکنی در رم (From a Roman Balcony) | 1960
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رمِ دور از کارتپستال «From a Roman Balcony» ــ با عنوان ایتالیایی «La giornata balorda» ــ ساختهٔ مائورو بولونینی، رم را نه چونان منظرهای باشکوه و تاریخی، بلکه بهمثابه محیط زیست روزمرهٔ مردمی نشان میدهد که در حاشیهٔ شهر و حاشیهٔ فرصتها زندگی میکنند. دوربین از همان آغاز توجه را به ساختمانهای فرسوده، بالکنهای شلوغ، بندهای رخت و رفتوآمد ساکنان جلب میکند؛ جهانی که در آن زندگی خصوصی از چشم همسایهها پنهان نمیماند و امر عادی، بیواسطه در فضای عمومی جاری است.
این انتخاب، تعریفی روشن از رمِ فیلم به دست میدهد: شهری گرم، متراکم و پرتحرک که زیباییاش با فرسودگی و تنگنای طبقاتی درهم آمیخته است. در چنین بستری، روز داویده، جوانی بیکار و بیقرار، به زنجیرهای از برخوردها و فرصتهای زودگذر بدل میشود. او در جستوجوی کار است، اما مسیرش از دیدارهای عاطفی و مناسبات مصلحتآمیز میگذرد و هر گام، بیش از آنکه به ثبات نزدیکش کند، تناقضهای موقعیت او را آشکار میسازد.
فیلم بر اساس داستانهایی از مجموعهٔ «قصههای رومی» آلبرتو موراویا شکل گرفته و در نگارش آن پیر پائولو پازولینی نیز مشارکت داشته است؛ ترکیبی که به اثر هم حساسیتی اجتماعی میبخشد و هم لحنی کنایهآمیز و گزنده. یک روز، چند برخورد، یک بنبست ساختار فیلم بر گذراندن یک روز با داویده استوار است؛ روزی که با جستوجوی سادهٔ کار آغاز میشود و در برخورد با آدمها و موقعیتهای گوناگون گسترش مییابد.
این قالب، امکان میدهد که تماشاگر نه از خلال یک طرح داستانی پیچیده، بلکه با کنار هم نشستن جزئیات روزمره، به جهان شخصیت نزدیک شود. هر دیدار دریچهای تازه به مناسبات اجتماعی و عاطفی او میگشاید، اما هیچکدام بهتنهایی مسیر زندگیاش را بهروشنی تغییر نمیدهد. در اینجا عنوان ایتالیایی فیلم، که به روزی آشفته و نامتعارف اشاره دارد، با تجربهٔ تماشاگر تناسب دارد: رویدادها پیاپی رخ میدهند، ولی الزاماً به معنای پیشرفت نیستند.
« در چنین بستری، روز داویده، جوانی بیکار و بیقرار، به زنجیرهای از برخوردها و فرصتهای زودگذر بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
داویده در حرکت است، با اینحال حرکتش بیش از آنکه نشانهٔ ارادهای نیرومند باشد، حاصل راندهشدن از یک موقعیت به موقعیت دیگر است. فیلم این سرگردانی را به چشم حادثهای استثنایی نمیبیند؛ روز پرماجرای او، در اساس، صورت فشردهای از روزمرگی بیافق است. داویده؛ جذابیتِ بیپشتوانه ژان سورل در نقش داویده حضوری پرکشش دارد.
جوانی و جذابیت ظاهری او با بیثباتی و بیمسئولیتیاش تضادی میسازد که برای نگاه کنایهآمیز فیلم اهمیت دارد. داویده در ظاهر میتواند از یک موقعیت اجتماعی به موقعیت دیگر راه پیدا کند، اما این توانایی لزوماً به معنای تسلط بر زندگی خویش نیست. او گاه شانس میآورد، گاه از دیگران بهره میگیرد و گاه تنها به همانجایی میرسد که اوضاع بیرونی برایش تعیین کرده است.
بااینهمه، شخصیتپردازی او عمداً یا ناخواسته محدود میماند. فیلم بیش از آنکه انگیزههای درونیاش را بکاود، رفتارها و برخوردهایش را ثبت میکند. از این رو، تماشاگر ممکن است داویده را بهتر ببیند تا آنکه او را کاملاً بشناسد. روشن نیست تا چه اندازه خواهان تغییر است و تا چه اندازه صرفاً میکوشد از فشار همان روز بگریزد.
این کاستی به اثر آسیب میزند، اما با نگاه کلی فیلم نیز پیوند دارد: داویده در جهانی به تصویر کشیده میشود که فرصت تأمل و تصمیمگیری را از آدمها میگیرد و آنها را به واکنشهای فوری سوق میدهد. زنان و مناسباتِ معاملهوار زنان حاضر در زندگی داویده صرفاً ایستگاههایی در مسیر او نیستند؛ هر یک تصویری از نوعی سازگاری یا آسیبپذیری در برابر نظم اجتماعی ارائه میکنند.
« داویده؛ جذابیتِ بیپشتوانه ژان سورل در نقش داویده حضوری پرکشش دارد. »
شخصیتها و اجرا
رابطهها در فیلم با صمیمیت، منفعت، میل و نیاز درهم میآمیزند. عاطفه در این جهان پاک و جدا از اقتصاد روزانه نیست: نگاه، بدن، پول و امکان کار میتوانند در یک رابطه همزمان نقش داشته باشند. همین آمیختگی است که به فیلم تلخی خاصی میبخشد؛ پیوندهای انسانی بهندرت از فشار مادی زندگی رها هستند.
فیلم در بازنمایی این مناسبات، لحنی آشکارا کنایهآمیز دارد و از نمایش میل و شهوت برای شکستن ظاهر آراستهٔ اخلاق اجتماعی بهره میگیرد. بااینحال، نگاه اثر همیشه به همان اندازه که انتقادی است، پیچیده نیست. برخی شخصیتهای زن بیشتر از دریچهٔ تأثیرشان بر داویده دیده میشوند تا بهعنوان افرادی با جهان درونی مستقل.
این محدودیت در کنار انرژی بازیها کمتر به چشم میآید، اما از عمق روانشناختی روایت میکاهد. رم؛ گرما، تراکم و نگاه دوربین فضای بصری فیلم از مهمترین دستاوردهای آن است. رمِ بولونینی شهری نیست که برای تماشاگر گردشگر آراسته شده باشد؛ محلهها، بالکنها و خیابانهایش حامل آثار زندگی دشوارند.
قاببندیها و حرکت دوربین، فضا را نه پسزمینهای خنثی، بلکه نیرویی فعال در تجربهٔ شخصیتها میسازند. بالکنها مرز میان خانه و خیاباناند: هم نشانهٔ نزدیکی و اجتماعاند و هم یادآور فقدان خلوت. آدمها در این محیط مدام دیده میشوند، در معرض نگاهاند و بهسختی میتوانند از موقعیت طبقاتی خود فاصله بگیرند.
« رابطهها در فیلم با صمیمیت، منفعت، میل و نیاز درهم میآمیزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گرما و سنگینی فضا نیز به احساس بیقراری روز میافزاید. شهر زنده است، اما این سرزندگی راهی قطعی به سوی رهایی نمیگشاید. رفتوآمدها، گفتوگوها و برخوردهای پرشمار، در نهایت حس محصوربودن را تشدید میکنند. فیلم با تصویرهای سیاهوسفید و توجه به بافت محلهها، از زیبایی بصری چشمپوشی نمیکند؛ اما این زیبایی را از فقر و فرسودگی جدا نمیسازد.
حاصل، رمّی است دیدنی و درعینحال خفه، شهری که جذابیتش همواره سایهای از نابرابری بر خود دارد. ریتم اپیزودیک و بهای گسست ساختار اپیزودیک فیلم با مضمون سرگردانی داویده هماهنگ است، اما همین ویژگی نقطهضعف آن نیز به شمار میآید. ماجراها گاه چنان پشت سر هم میآیند که پیوند میانشان سست به نظر میرسد؛ هر برخورد، جذابیتی محلی دارد، ولی همهٔ آنها همیشه در یک مسیر دراماتیک نیرومند جمع نمیشوند.
در نتیجه، فیلم بیشتر به رشتهای از لحظهها شباهت پیدا میکند تا روایتی که هر بخشش بهروشنی بخش بعدی را ناگزیر سازد. این گسست را نمیتوان تنها به انتخاب هنری فیلم نسبت داد. «La giornata balorda» در نسخههای مختلف با حذفها و کوتاهسازیهای سانسوری روبهرو شده است؛ بنابراین نسخهای که به دست تماشاگر میرسد ممکن است از انسجام نسخهٔ اولیه فاصله داشته باشد.
حذف صحنهها میتواند گذار میان موقعیتها را ناگهانی کند و بخشی از منطق عاطفی یا روایی را کمرنگ سازد. آگاهی از این پیشینه، ناهماهنگیهای اثر را توضیح میدهد، اما آنها را کاملاً از تجربهٔ تماشا کنار نمیزند: روایت همچنان گاهی ناتمام و پراکنده جلوه میکند. بازیها و لحن تلخوشیرین بازیگران به فیلم نیرویی ملموس میبخشند.
« گرما و سنگینی فضا نیز به احساس بیقراری روز میافزاید. »
قوتها و کاستیها
سورل حضور مرکزی و پرانرژی دارد؛ لیئا ماساری و ژان والری نیز با تفاوت در منش و حالوهوا، به مناسبات داویده وزن میدهند. بازیها عمدتاً بر جذابیت بدنی، واکنشهای زودهنگام و تنشهای میان شخصیتها تکیه دارند و به همین سبب با ریتم پرحادثهٔ روز سازگارند. حتی هنگامی که فیلم شخصیتها را بهطور کامل نمیپرورد، حضور بازیگران مانع میشود که موقعیتها به طرحی انتزاعی از فقر و میل فروکاسته شوند.
لحن اثر نیز از همین توازن نیرو میگیرد. فیلم نه به تراژدی محض تن میدهد و نه به کمدی سبک؛ خنده، هنگامی که پدیدار میشود، طعمی تلخ دارد، زیرا پشت آن درماندگی و نابرابری دیده میشود. این تلخیوشیرینی، فضای اخلاقی پیچیدهای میسازد: داویده نه قهرمانی آرمانی است و نه شخصیتی که بتوان بهآسانی محکومش کرد.
فیلم بیشتر میکوشد او را در بستر شرایطش بنشاند و نشان دهد چگونه فرصتطلبی، بیحوصلگی و نیاز، در زندگی روزمره به هم گره میخورند. جمعبندی «From a Roman Balcony» تصویری پرجزئیات و کنایهآمیز از جوانی بیکار در رم میسازد؛ جوانی که روزش از برخوردهای عاطفی و اجتماعی پر میشود، بیآنکه این شلوغی الزاماً راه روشنی پیش پایش بگذارد.
ارزش فیلم در فضای شهری زنده، نگاه اجتماعی، قاببندیهای چشمنواز و بازیهای پرشور آن است. در برابر، شخصیتپردازی محدود داویده و پیوندهای گاه سست میان اپیزودها، مانع میشوند که همهٔ ظرفیتهای اثر به انسجامی کامل برسد؛ نسخههای کوتاهشده نیز بر این دشواری میافزایند. با وجود این نارساییها، فیلم تجربهای ماندگار از زندگی در حاشیهٔ رم ارائه میکند؛ تجربهای که در آن میل به تغییر با بیافقی اقتصادی و عادت به بقا درگیر است.
« ارزش فیلم در فضای شهری زنده، نگاه اجتماعی، قاببندیهای چشمنواز و بازیهای پرشور آن است. »
جمعبندی
این اثر بیش از آنکه پاسخ قطعی دربارهٔ داویده یا آیندهاش بدهد، او را در دل شهری بهیادماندنی رها میکند: شهری پرجنبوجوش، گرم و زیبا، اما برای بسیاری از ساکنانش تنگ و بیرحم.



ثبت دیدگاه