نقد و بررسی
نقد دوستان پولدار (Friends with Money) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندگی در فاصلهٔ دو طبقه «Friends with Money» فیلمی دربارهٔ پول است، اما نه به معنای معمولِ داستانهایی که ثروت را هدفی روشن یا مانعی بیرونی میدانند. پول در اینجا نیرویی نامرئی است که فاصلهها، وابستگیها و سوءتفاهمهای میان آدمها را شکل میدهد. اولیویا در میانهٔ دههٔ سی زندگیاش شغل پردرآمد خود را رها کرده و هنوز نمیداند مسیر تازهاش به کجا میرسد.
دوستان قدیمیاش از امنیت مالی و سبک زندگی آسودهتری برخوردارند؛ بااینحال، آسودگی ظاهری آنان همسنگ رضایت و آرامش نیست. فیلم بهجای آنکه تقابل فقیر و غنی را به یک جدال دراماتیک تبدیل کند، تفاوت را در جزئیات روزمره میجوید: در انتخابهای شغلی، شیوهٔ گذران وقت، روابط زناشویی و حتی نوع نگرانیهایی که هرکس حق دارد جدی بگیرد.
از همین رو، مسئلهٔ اصلی فقط این نیست که چه کسی پول بیشتری دارد؛ پرسش مهمتر آن است که پول چگونه بر احساس تعلق، ارزشمندی و استقلال فردی اثر میگذارد. کارگردانی و ساختار روایی نیکول هولوفسنر به سینمایی کمحادثه و شخصیتمحور گرایش دارد؛ سینمایی که در آن زندگی نه به شکل زنجیرهای از نقاط عطف، بلکه از مجموعهای از مکالمهها، دیدارها و دلخوریهای کوچک ساخته میشود.
«Friends with Money» نیز بیش از آنکه یک قوس داستانی واحد داشته باشد، میان چند زندگی رفتوآمد میکند و موقعیتهای گوناگون را کنار هم میگذارد. این انتخاب با موضوع فیلم تناسب دارد: دوستیهای قدیمی معمولاً در یک بحران بزرگ خلاصه نمیشوند، بلکه زیر فشار انباشتهٔ عادتها و تفاوتهای کوچک تغییر میکنند.
« پول در اینجا نیرویی نامرئی است که فاصلهها، وابستگیها و سوءتفاهمهای میان آدمها را شکل میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین رویکرد منشأ ضعف فیلم نیز هست. روایت گاه پراکنده به نظر میرسد و بعضی خطهای داستانی پیش از آنکه به اندازهٔ کافی بسط یابند، از مرکز توجه کنار میروند. تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم بیش از آنکه داستانی را پیش ببرد، در حال ثبت تکههایی از زندگی شخصیتهاست. این شیوه برای کسانی که از درامهای آرام و مشاهدهگر لذت میبرند، امتیاز محسوب میشود؛ اما برای مخاطبی که انتظار کشمکش روشن و پیشرفت پررنگ دارد، میتواند کمرمق باشد.
اولیویا و تجربهٔ ناامنی اولیویا مرکز ثقل عاطفی فیلم است، هرچند فیلم همیشه او را با صراحت در جایگاه قهرمان اصلی نمینشاند. وضعیت او آمیزهای از آزادی و بیثباتی است: از یکسو زندگیاش از قید شغلی که دیگر نمیخواهد رها شده، و از سوی دیگر، نبود درآمد و چشمانداز روشن او را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داده است.
حسادتش به دوستان ثروتمند، احساسی ساده یا صرفاً مادی نیست؛ پشت آن میل به امنیت، دیدهشدن و داشتن امکان انتخاب قرار دارد. جنیفر آنیستون نقش را با خویشتنداری بازی میکند. اولیویا نه قربانیِ بیچونوچرای شرایط است و نه شخصیتی که همیشه از نیت و خواستههایش آگاه باشد. گاهی منفعل میشود، گاهی از توضیحدادن وضعیت خود میگریزد و گاهی مرزهایش را دیرتر از آنچه باید مشخص میکند.
همین نقصها شخصیت را باورپذیر میکند. فیلم از او نمادی بینقص برای دشواریهای طبقهٔ متوسط نمیسازد؛ او انسانی است که میکوشد میان نیاز مالی، عزتنفس و میل به صمیمیت تعادل برقرار کند. دوستی، ازدواج و زندگیهای ناتمام سه دوست اولیویا هر یک تصویری متفاوت از امنیت و رضایت عرضه میکنند.
« بااینحال، همین رویکرد منشأ ضعف فیلم نیز هست. »
شخصیتها و اجرا
کریستین و پاتریک، دو نویسنده، در کار مشترک و زندگی شخصیشان با اصطکاک روبهرو هستند. جین و آرون با فرسودگی شور عاطفی دستوپنجه نرم میکنند. فرنی و مت نیز زیر بار مسئولیتهای والدگری و مناسبات خانوادگی قرار دارند. این خطها قرار نیست به پروندههایی مستقل با آغاز و پایان کامل تبدیل شوند؛ کارکردشان بیشتر این است که نشان دهند رفاه مالی، خودبهخود به صمیمیت، آرامش یا معنای زندگی نمیانجامد.
فیلم در ترسیم دوستی نیز از تصویر آرمانیِ همدلی بیقیدوشرط فاصله میگیرد. این دوستان به یکدیگر اهمیت میدهند، اما همیشه نمیدانند چگونه آن را نشان دهند. گاه کمککردن به دخالت بدل میشود و گاه شوخی، پوششی برای قضاوت یا ناراحتی است. چنین نوسانی، رابطهها را زنده میکند: صمیمیت در اینجا به معنای شناخت کامل دیگری نیست، بلکه توانایی ماندن در کنار او، با وجود فاصلهها و ناآگاهیهاست.
بازیگری و گفتوگوها یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، گروه بازیگران آن است. جنیفر آنیستون، کاترین کینر، فرانسیس مکدورمند و جوآن کیوسک هر یک کیفیتی مستقل به نقش خود میبخشند و در عین حال، در جمع به نوعی هماهنگی طبیعی میرسند. مکالمهها کمتر شبیه گفتوگوهای از پیش طراحیشده برای انتقال پیاماند و بیشتر حالوهوای حرفزدن آدمهایی را دارند که همدیگر را از گذشته میشناسند: جملهای نیمهکاره میماند، نکتهای از سر شوخی گفته میشود و معنای واقعی آن در سکوت یا واکنش طرف مقابل آشکار میشود.
طنز فیلم نیز از همین مشاهدهٔ دقیق برمیخیزد. شوخیها معمولاً ظریفاند و بهجای آنکه موقعیت را به هجو آشکار بدل کنند، تناقضهای شخصیتها را برجسته میسازند. بازیها بهویژه در لحظههای کماهمیت ظاهری اثرگذارند؛ مکث، نگاه یا تغییر لحن گاه بیش از یک اعتراف طولانی دربارهٔ رابطهها اطلاع میدهد.
« کریستین و پاتریک، دو نویسنده، در کار مشترک و زندگی شخصیشان با اصطکاک روبهرو هستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، برخی مردان فیلم نسبت به زنان کمتر مجال گسترش مییابند و بیشتر در حاشیهٔ کشمکشهای آنان باقی میمانند. این عدم توازن باعث میشود بخشی از روابط، از زاویهای محدودتر دیده شود. پول و طبقه؛ نقدی آشنا اما انسانی فیلم میخواهد نشان دهد که پول تنها وسیلهٔ خرید نیست؛ نوعی سپر در برابر اضطراب نیز هست.
برای اولیویا، کمبود آن یعنی محدودشدن انتخابها و قرارگرفتن در موقعیتهایی که دیگران شاید هرگز تجربه نکنند. برای دوستانش، برخورداری مالی امکانهای بیشتری فراهم میکند، اما مشکلات عاطفیشان را حل نمیکند. فیلم در این مقایسه از یک نتیجهگیری ساده پرهیز میکند: نه فقر را رمانتیک میکند و نه ثروت را تضمینکنندهٔ خوشبختی میداند.
بااینهمه، نگاه فیلم به طبقهٔ مرفهِ شهری گاه در محدودهٔ آشناییهای پیشین باقی میماند. بیشتر شخصیتها از محیطی برخوردار و امتیازمند میآیند، اما فیلم همیشه این امتیاز را با همان دقتی که ناامنی اولیویا را میکاود، تحلیل نمیکند. در نتیجه، پرسشهای اجتماعی مهمی مطرح میشوند، بیآنکه همگی تا انتها پی گرفته شوند.
ارزش فیلم بیش از تازگی نظریهاش، در تواناییاش برای نشاندادن تأثیر مادیات بر احساسات روزمره است. لحن، پایانبندی و محدودیتها لحن اثر میان کمدی و درام حرکت میکند، بیآنکه بهطور کامل در هیچیک مستقر شود. این انتخاب با جهان شخصیتها سازگار است: بسیاری از موقعیتهای دشوار در زندگی واقعی نه به تراژدی بدل میشوند و نه با شوخی از میان میروند؛ آدمها آنها را با ترکیبی از خنده، شرمندگی و دلخوری پشت سر میگذارند.
« این عدم توازن باعث میشود بخشی از روابط، از زاویهای محدودتر دیده شود. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بهترین لحظههایش همین خاکستریبودن را حفظ میکند. اما هرجا روایت میکوشد برای پراکندگی خود نوعی جمعبندی روشن فراهم کند، نتیجه میتواند اندکی تصنعی به نظر برسد. پایانبندی، بدون آنکه لازم باشد جزئیاتش فاش شود، نسبت به بخشهای پیشین بیش از اندازه بر حلوفصل و بستن مسیرها تکیه میکند.
همین امر از ظرافت مشاهدهگرانهٔ فیلم میکاهد. اگر اثر بیشتر به ابهام و ناتمامیِ زندگی شخصیتها وفادار میماند، پایانش احتمالاً با لحن کلی آن هماهنگتر میشد. جمعبندی «Friends with Money» اثری کمحادثه، شخصیتمحور و متکی بر بازیگری و گفتوگوست؛ فیلمی که جذابیتش نه در پیچشهای داستانی، بلکه در جزئیات رفتار آدمهایی قرار دارد که به یکدیگر نزدیکاند، اما زندگیهای متفاوتی را تجربه میکنند.
نگاه انسانی هولوفسنر به دوستی، ازدواج و ناامنی مالی، همراه با بازیهای طبیعی و طنز ظریف، فیلم را به مطالعهای صمیمی دربارهٔ بزرگسالی بدل میکند. پراکندگی روایت، کمپرداختگی برخی شخصیتها و جمعبندی نهچندان طبیعی مانع از آن میشود که فیلم به تمام ظرفیت موضوعش برسد. بااینحال، «Friends with Money» در ثبت این واقعیت موفق است که امنیت بیرونی و رضایت درونی یکی نیستند؛ و آنچه در دوستی اهمیت دارد، نه همشکلی زندگیها، بلکه امکان دیدن دشواریهای یکدیگر است.
« فیلم در بهترین لحظههایش همین خاکستریبودن را حفظ میکند. »



ثبت دیدگاه