نقد و بررسی
نقد دوستانی با بچهها (Friends with Kids) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی نامتعارف برای مسئلهای آشنا «Friends with Kids» از پرسشی ساده اما پربازتاب آغاز میکند: آیا میتوان والدگری را از رابطهٔ عاشقانه جدا کرد؟ جولی و جیسون، دو دوست دیرینه، زندگی دوستان متأهل خود را پس از تولد فرزندان از نزدیک میبینند؛ زندگیای که در آن خستگی، اختلاف و کمبود وقت، صمیمیت زوجها را زیر فشار میگذارد.
آنها بهجای آنکه این تجربه را دلیلی برای صرفنظر کردن از فرزند بدانند، راهی نامتعارف پیش میگیرند: با هم بچهدار شوند، اما زوج نباشند. فیلم موقعیت خود را در همین فاصلهٔ میان صمیمیت و تعهد بنا میکند و میکوشد بسنجد آیا میتوان مسئولیت مشترک را پذیرفت، بیآنکه آزادی شخصی را قربانی کرد.
ایده، بیش از آنکه طرحی صرفاً کمدی باشد، آزمایشی دربارهٔ شیوههای زندگی است. جولی و جیسون تصور میکنند با تعریف روشن قواعد و تقسیم وظایف میتوانند پیچیدگیهای عاطفی را مهار کنند. اما انسانها بهسادگی در چارچوبهایی که برای خود میسازند باقی نمیمانند؛ بهویژه وقتی رابطهای طولانی و پر از خاطره، شوخی و اعتماد در میان باشد.
فیلم از این تناقض نیرو میگیرد: شخصیتها میخواهند زندگی را با منطق برنامهریزی اداره کنند، اما احساساتشان تابع جدول و توافقنامه نیست. دوستی بهمثابه مرکز عاطفی فیلم مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ جولی و جیسون است. نزدیکی آنها بهجای آنکه از کشش عاشقانهٔ آشکار آغاز شود، در جزئیات یک رفاقت قدیمی شکل میگیرد: شوخیهای خصوصی، راحتی در حضور یکدیگر و توانایی گفتن چیزهایی که شاید در رابطههای تازهتر پنهان بمانند.
« ایده، بیش از آنکه طرحی صرفاً کمدی باشد، آزمایشی دربارهٔ شیوههای زندگی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این لحظات بهتر از هر جای دیگر کار میکند، زیرا بهجای توضیح دادن صمیمیت، آن را در رفتار و گفتوگو نشان میدهد. تماشاگر میفهمد که این دو نه فقط یکدیگر را دوست دارند، بلکه زبان مشترکی ساختهاند؛ زبانی که سالها همراهی به آن شکل داده است. Jennifer Westfeldt، که نویسندگی و کارگردانی فیلم را نیز بر عهده دارد، در کنار Adam Scott رابطهای باورپذیر میسازد.
Scott با لحنی خشک و کمنمایش، به جیسون حالوهوای مردی را میدهد که پشت شوخی و اعتمادبهنفس، از روبهرو شدن با برخی خواستههای عاطفی خود طفره میرود. Westfeldt نیز جولی را شخصیتی میسازد که هم گرمی و شوخطبعی دارد و هم میکوشد از آسیبپذیری خود محافظت کند. هماهنگی این دو بازیگر، فیلم را از یک فرض داستانی دور از معمول به رابطهای ملموس نزدیک میکند.
مخاطب باور میکند که جولی و جیسون پیش از آغاز ماجرا، سالها دوست بودهاند؛ و همین باورپذیری، پایهٔ عاطفی روایت است. شوخیهایی تیز، اما نه همیشه بیدردسر فیلمنامه در بهترین لحظههایش از مشاهدهٔ دقیق رفتارهای اجتماعی نیرو میگیرد. شوخیها تنها بر موقعیتهای فیزیکی یا سوءتفاهمهای ساده تکیه ندارند؛ بسیاری از آنها از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه واقعاً میخواهند پدید میآیند.
گفتوگوها گاه تند و بیپردهاند و گاه از خودفریبی روزمرهٔ آدمهایی پرده برمیدارند که میخواهند همزمان همهچیز را داشته باشند: فرزند، آزادی، امنیت عاطفی و کمترین میزان آشفتگی. چنین شوخیهایی به فیلم جان میدهند و اجازه میدهند بحث دربارهٔ خانواده و مسئولیت، خشک و خطابهوار نشود.
« Westfeldt نیز جولی را شخصیتی میسازد که هم گرمی و شوخطبعی دارد و هم میکوشد از آسیبپذیری خود محافظت کند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، تیزی کلام همیشه به دقت نمیانجامد. بعضی تکیهکلامها و شوخیهای تکرارشونده، پس از آنکه اثر نخست خود را میگذارند، بیش از اندازه ادامه مییابند. همچنین زبان رک و گاه زنندهٔ فیلم ممکن است برای بخشی از مخاطبان نشانهٔ صمیمیت و بیتکلفی باشد، اما برای گروهی دیگر حس اصرار و خودنمایی ایجاد کند.
طنز فیلم هنگامی مؤثرتر است که از شخصیتپردازی بیرون میآید؛ هرجا شوخی صرفاً برای پر کردن سکوت یا جلب خنده تکرار میشود، از ظرافت آن کاسته میشود. گروه بازیگران و حاشیهٔ داستان جمع بازیگران مکمل از امتیازهای آشکار فیلم است. Maya Rudolph و Chris O’Dowd در نقش دوستان جولی و جیسون، وجه دیگری از زندگی مشترک را پیش چشم میگذارند؛ Jon Hamm و Kristen Wiig نیز به گروهی که از پیش سابقهٔ آشنایی و رفاقت دارد، انرژی و شوخطبعی میافزایند.
حضور این بازیگران به فیلم حس یک محفل واقعی میدهد، نه مجموعهای از شخصیتهای جداافتاده که صرفاً برای پیش بردن طرح کنار هم قرار گرفتهاند. در صحنههای گروهی، رابطهها گاهی از راه نگاهها و واکنشهای کوتاه بهتر از گفتوگوهای توضیحی منتقل میشوند. اما فیلم از ظرفیت همهٔ بازیگران به یک اندازه بهره نمیگیرد.
برخی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکردی دارند: آنها مسیر عاطفی قهرمانان را پیچیدهتر میکنند یا تصویری از ازدواج و والدگری به دست میدهند، بیآنکه به همان اندازه از لایههای شخصیتی مستقل برخوردار شوند. همین محدودیت باعث میشود بعضی از آنها کمتر دوستداشتنی یا حتی کلیشهای به نظر برسند.
« بااینحال، تیزی کلام همیشه به دقت نمیانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میخواهد از تفاوت دیدگاهها دربارهٔ ازدواج، میل، وفاداری و فرزندپروری تصویری چندوجهی بسازد، ولی گاهی شخصیتهای جانبی را به نمایندهٔ یک موضع یا منبع شوخی تقلیل میدهد. والدگری؛ واقعیت روزمره یا مجموعهای از شوخیهای آشنا؟ یکی از پرسشهای جالب فیلم این است که تولد فرزند با رابطههای بزرگسالان چه میکند.
پاسخ آن، بهویژه در تصویر خستگی، تقسیم کار، فشار مسئولیت و کاهش وقت آزاد، به تجربههایی آشنا اشاره میکند. فیلم نشان میدهد که والدگری تنها مجموعهای از لحظههای شیرین نیست؛ نظمی تازه میآورد که ممکن است عادتهای پیشین را بر هم بزند و از زوجها صبر و همکاری بیشتری بخواهد. در این معنا، بچهدار شدن جولی و جیسون صرفاً وسیلهای برای ساختن موقعیتهای کمدی نیست، بلکه آزمونی است برای سنجیدن توانایی آنها در عمل کردن به توافقهایشان.
بااینهمه، فیلم از تصویرهای آشنای فرسودگی زناشویی نیز دور نمیماند: بزرگسالان خستهاند، کارهای خانه به موضوع اختلاف بدل میشوند و صمیمیت زیر فشار روزمرگی قرار میگیرد. این مؤلفهها بهخودیخود نادرست نیستند، اما گاهی چنان آشنا بیان میشوند که تازگی پرسش اصلی را کمرنگ میکنند. اثر در آغاز این وعده را میدهد که شاید راهی تازه برای خانواده و رفاقت تصور کند؛ سپس در بخشهایی به همان الگوهای شناختهشدهٔ کمدی رمانتیک و روایتهای معمول از دشواری والدگری نزدیک میشود.
در نتیجه، فیلم میان نگاه تازه و نتیجهگیری متعارف در نوسان میماند. ریتم و لحن: میان کمدی صمیمی و درام رابطه ریتم کلی فیلم سرزنده و روان است و فضای نیویورکی آن به روایت حس اجتماعی و شهری میدهد. رابطهها از خلال مهمانیها، گفتوگوهای دوستانه و رفتوآمدهای روزمره گسترش مییابند؛ بنابراین تماشای فیلم معمولاً به تجربهای سبک و راحت تبدیل میشود.
« والدگری؛ واقعیت روزمره یا مجموعهای از شوخیهای آشنا؟ »
قوتها و کاستیها
این کیفیت برای اثری که دربارهٔ مسئولیتهای سنگین زندگی بزرگسالی حرف میزند، اهمیت دارد: فیلم نمیخواهد مخاطب را با اندوه یا جدیت مداوم از خود دور کند و بارها با شوخی، تنش را تعدیل میکند. بااینحال، لحن فیلم همیشه یکدست نیست. گاهی کمدی آنقدر سبک و معاشرتی است که انتظار میرود روایت با همان شتاب پیش برود؛ گاهی نیز اثر بر بحرانهای عاطفی مکث میکند و به لحنی جدیتر نزدیک میشود.
این جابهجایی لزوماً ضعف نیست، اما در بعضی بخشها تعادل میان دو حالت بهخوبی برقرار نمیشود. فیلم از یک سو میخواهد مخاطب را با گفتوگوهای بامزه سرگرم کند و از سوی دیگر، از او میخواهد تغییرات درونی شخصیتها را جدی بگیرد. اگر این رفتوآمد برای برخی تماشاگران خوشایند باشد، برای برخی دیگر ممکن است فیلم را بیش از اندازه جدی برای یک کمدی عاشقانه، و در عین حال کمطراوت برای یک درام رابطه جلوه دهد.
جمعبندی «Friends with Kids» بیش از هر چیز در مشاهدهٔ دوستی موفق است: در نشان دادن اینکه نزدیکی دیرینه چگونه میتواند از شوخی، اعتماد و همراهی روزمره ساخته شود. ایدهٔ محوری آن جسورانه و بحثبرانگیز است و بازیهای هماهنگ Jennifer Westfeldt و Adam Scott، همراه با گروه مکمل خوشاستعداد، به فیلم گرما و باورپذیری میبخشد.
دیالوگهای تیز و فضای صمیمی نیز آن را برای تماشایی آسوده و دلچسب مناسب میکنند. در مقابل، فیلم هرجا از روابط پیچیدهٔ خود به مسیرهای آشنای کمدی رمانتیک بازمیگردد، بخشی از تازگیاش را از دست میدهد. برخی شخصیتها پرداختی محدود دارند، شوخیهای تکراری گاه خستهکننده میشوند و تصویر والدگری همیشه فراتر از کلیشههای رایج نمیرود.
« این جابهجایی لزوماً ضعف نیست، اما در بعضی بخشها تعادل میان دو حالت بهخوبی برقرار نمیشود. »
جمعبندی
مهمتر از همه، آشنایی با قراردادهای این ژانر میتواند مسیر عاطفی کلی را زودتر از آنچه فیلم میخواهد آشکار کند. بااینحال، ارزش اثر تنها به غیرمنتظره بودن روایت وابسته نیست: فیلم پرسشی قابلتأمل دربارهٔ امکان جداسازی عشق، دوستی و مسئولیت مطرح میکند و با وجود پاسخهای آشنا، لحظههایی صادقانه و سرگرمکننده در اختیار تماشاگر میگذارد.
« مهمتر از همه، آشنایی با قراردادهای این ژانر میتواند مسیر عاطفی کلی را زودتر از آنچه فیلم میخواهد آشکار کند. »



ثبت دیدگاه