نقد و بررسی
نقد Frequently Asked Questions About Time Travel | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی کوچک با تخیلی بلندپروازانه فیلم «پرسشهای متداول دربارهٔ سفر در زمان» ساختهٔ گرت کریویک، از همان عنوانش وعدهٔ بازیگوشی میدهد: نه قرار است با رسالهای علمی روبهرو شویم و نه با ماجرایی پرزرقوبرق که جهان را زیرورو کند. قصه در فضایی آشنا و محدود آغاز میشود؛ سه دوست در میخانهای بریتانیایی نشستهاند و گفتوگوهایشان، میان شوخی و خیالپردازی، ناگهان به رویدادی واقعی و ناممکن گره میخورد.
فیلم با تکیه بر همین فاصلهٔ میان روزمرگی و امر خارقالعاده، موتور کمدی و تعلیق خود را روشن میکند. حاصل، اثری کمادعاست که جذابیتش بیش از آنکه از مقیاس ماجرا بیاید، از زاویهٔ نگاه و واکنش شخصیتها سرچشمه میگیرد. سفر در زمان بهمثابه بازی روایی سفر در زمان در این فیلم بیشتر از آنکه مسئلهای برای نظریهپردازی باشد، بهانهای برای بههمریختن نظم معمول داستان است.
جابهجاییها، برخوردهای پیشبینیناپذیر و پیامدهایی که از دل موقعیتهای کوچک بیرون میآیند، مخاطب را وامیدارند مدام حدس بزند چه چیزی واقعاً رخ داده و چه چیز هنوز در راه است. فیلم از لذت فکریِ دستکاری ترتیب رویدادها آگاه است، اما خود را اسیر توضیحهای پیچیده نمیکند؛ قواعد را بهاندازهای پیش میبرد که بازی ادامه یابد و شخصیتها بتوانند در دل آن دستوپا بزنند.
« فیلم با تکیه بر همین فاصلهٔ میان روزمرگی و امر خارقالعاده، موتور کمدی و تعلیق خود را روشن میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب دو نتیجه دارد. از یک سو، داستان برای تماشاگر ناآشنا با منطقهای علمیتخیلی نیز قابلدنبالکردن میماند؛ از سوی دیگر، برخی ایدهها مجال نمییابند به اندازهٔ ظرفیتشان بسط پیدا کنند. فیلم بیش از آنکه بخواهد دستگاهی منسجم و بینقص از قوانین زمانی بسازد، به شوخیها، تناقضها و سردرگمیهایی علاقه دارد که چنین دستگاهی در زندگی چند آدم معمولی ایجاد میکند.
همین رویکرد، آن را سبک و خوشحرکت نگه میدارد، هرچند گاهی حس میشود ایدهٔ مرکزی میتوانست پختهتر و گستردهتر شود. سه دوست و گرمای رفاقت قلب فیلم نه شکاف زمانی، بلکه رابطهٔ سه مردی است که از جهان بیرون چندان سهمی نبردهاند و در پناه گفتوگوهای مشترکشان نوعی قلمرو شخصی ساختهاند. ری، توبی و پیت هرکدام نسبت متفاوتی با خیال و واقعیت دارند: یکی بیشتر در افق قصههای علمیتخیلی نفس میکشد، دیگری با شوقی کودکانه به آنها نزدیک میشود و سومی با بدبینی و طعنه فاصلهاش را حفظ میکند.
تفاوت میان این خلقوخوها، به جای آنکه به کشمکشی سنگین بدل شود، زمینهٔ شوخی و صمیمیت را فراهم میکند. بازیگران بهخوبی از این تفاوتها بهره میگیرند. کریس اوداود در نقش ری، نوعی درماندگی دوستداشتنی را به شخصیت میبخشد؛ کسی که شاید در زندگی روزمره چندان پیروز نباشد، اما هنوز توانایی شگفتزدهشدن را از دست نداده است.
« تفاوت میان این خلقوخوها، به جای آنکه به کشمکشی سنگین بدل شود، زمینهٔ شوخی و صمیمیت را فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
مارک ووتن به توبی شور و شوقی میدهد که گاه به خامی نزدیک میشود، و دین لنوکس کلی در نقش پیت با طعنههای خشک خود وزنهای برای تعادل گروه است. شیمی میان این سه، فیلم را از مجموعهای از موقعیتهای زمانی به قصهای دربارهٔ رفاقتی بدل میکند که حتی در برابر ناممکنترین حادثهها نیز پابرجا میماند.
کمدیای متکی بر ناهماهنگی طنز فیلم از شکاف میان بزرگیِ ماجرا و کوچکیِ واکنشها زاده میشود. شخصیتها در برابر اتفاقی نامعمول، اغلب نه با وقاری قهرمانانه، بلکه با گیجی، بحثهای روزمره و شوخیهای بیموقع پاسخ میدهند. آنها از دل گفتوگوهایشان دربارهٔ داستانهای علمیتخیلی، ناگهان با وضعیتی روبهرو میشوند که گویی از همان خیالها بیرون آمده است؛ اما فیلم از این تقابل برای ساختن کمدی استفاده میکند، نه برای نمایش شگفتیهای بصری پرهزینه.
این جنس شوخی الزاماً برای همه کار نمیکند. فیلم به طنازی کلامی، ارجاعات و مکثهایی متکی است که اثرشان به ذائقهٔ مخاطب وابستگی زیادی دارد. گاهی شوخی پیش از آنکه به نقطهٔ اوج برسد، در گفتوگو حل میشود؛ گاهی هم تکرار یک لحن یا واکنش، انرژی صحنه را کم میکند. بااینحال، فیلم بهجای آنکه هر لحظه را به لطیفهای بلند و آشکار تبدیل کند، از شوخیهای ریز و گذرا نیز بهره میگیرد؛ جزئیاتی که ممکن است در بار نخست از چشم بگذرند و در تماشای دوباره معنای بامزهتری پیدا کنند.
« کمدیای متکی بر ناهماهنگی طنز فیلم از شکاف میان بزرگیِ ماجرا و کوچکیِ واکنشها زاده میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
میخانه؛ صحنهای محدود، جهانی متزلزل انتخاب میخانه بهعنوان مرکز اصلی رخدادها، راهکاری کمهزینه اما مؤثر است. فضای بسته و عادی آن، تضادی دلپذیر با آشفتگی زمانی میسازد: هرچه اتفاقها نامعقولتر میشوند، محیط همچنان نشانههای یک شب معمولی را حفظ میکند. همین محدودیت، توجه را به چهرهها و گفتوگوها برمیگرداند و به فیلم اجازه میدهد بدون نمایش گستردهٔ جهانهای آینده، حس بیثباتی را در دل یک مکان آشنا ایجاد کند.
اما این تنگنا در بخشهایی به محدودیت تبدیل میشود. وقتی روایت میخواهد از یک موقعیت به موقعیت بعدی بجهد، فیلم گاه به اندازهٔ کافی به پیامد عاطفی یا نمایشی هر رخداد مکث نمیکند. برخی لحظهها کشدار میشوند، در حالی که بعضی ایدهها درست زمانی که میتوانند جان بگیرند، کنار گذاشته میشوند.
این نوسان میان مکث و شتاب، ریتمی کاملاً یکدست نمیسازد؛ بااینهمه، فضای جمعوجور فیلم با مقیاس داستان تناسب دارد و به آن هویتی روشن میبخشد. میزانسن و لحن اجرایی فیلم بهجای تکیه بر جلوههای ویژه، بر تدوین، میزانسن و تغییر تدریجی برداشت مخاطب از صحنهها حساب میکند. اهمیت هر مکان یا گفتوگو ممکن است با اطلاعات تازه دگرگون شود و آنچه ابتدا بیاهمیت به نظر میرسد، بعدها معنایی دیگر پیدا کند.
« میخانه؛ صحنهای محدود، جهانی متزلزل انتخاب میخانه بهعنوان مرکز اصلی رخدادها، راهکاری کمهزینه اما مؤثر است. »
قوتها و کاستیها
این شیوه با موضوع زمان همخوان است: گذشته و آینده نه فقط در قالب حادثه، بلکه در نحوهٔ خواندن دوبارهٔ لحظههای پیشین وارد روایت میشوند. لحن اجرایی نیز عمداً از شکوه علمیتخیلی فاصله میگیرد. فیلم میخواهد در حد یک ماجرای رفاقتی باقی بماند؛ ماجرایی که شخصیتهایش ناگهان با وضعیتی بزرگتر از خود مواجه شدهاند، اما همچنان همان آدمهای عادیاند.
این فروتنی به اثر جذابیت میدهد، ولی در عین حال ظرفیت تصویری آن را محدود میکند. هرگاه روایت به گسترش جهان یا پیچیدهترکردن حس خطر نیاز دارد، امکانات اجرایی فیلم چندان به کمکش نمیآیند. فیلمنامه و مسئلهٔ پایانبندی فیلمنامهٔ جیمی ماتیسون از ایدهای ساده، رشتهای از برخوردها و پرسشها میسازد و تلاش میکند تماشاگر را در کنار شخصیتها نگه دارد.
عنوان فیلم نیز با همین رویکرد سازگار است: گویی قرار است پرسشهای بنیادین دربارهٔ سفر در زمان نه در قالب سخنرانی، بلکه در دل کنجکاوی و سردرگمی آدمها مطرح شوند. روایت تا حد زیادی قابلپیگیری است و شوخیها اغلب از شخصیتها و موقعیتها برمیآیند، نه از تحمیل بیرونیِ لطیفه. بااینحال، فیلم در گرهگشایی به اندازهٔ طرحریزی خود فرصت و حوصله به خرج نمیدهد.
« لحن اجرایی نیز عمداً از شکوه علمیتخیلی فاصله میگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی نهایی زودتر از آنچه برخی مخاطبان انتظار دارند فرا میرسد و بخشی از پرسشها یا امکانات داستانی تنها بهطور گذرا لمس میشوند. این شتاب لزوماً همهٔ لذت فیلم را از میان نمیبرد؛ حتی میتوان آن را بخشی از خصلت بیتکلف اثر دانست. اما اگر مخاطب انتظار داشته باشد همهٔ خطوط روایی با دقتی موشکافانه به هم متصل شوند، احتمالاً احساس میکند فیلم میتوانست اندکی بیشتر درنگ کند.
جمعبندی «پرسشهای متداول دربارهٔ سفر در زمان» کمدی علمیتخیلی کوچکی است که بهترین دستاوردش را در پیوند میان ایدهٔ بازیگوشانه و رفاقت سه شخصیت پیدا میکند. فیلم بیش از آنکه با پیچیدگی نظری یا شکوه بصری به یاد بماند، با لحن سبک، گفتوگوهای طعنهآمیز و تصور دلنشینِ گرفتارشدن آدمهایی معمولی در ماجرایی نامعمول اثر میگذارد.
این اثر برای تماشاگرانی که از شوخیهای خشک و روایتهای علمیتخیلیِ کمخرج لذت میبرند، سرگرمی جمعوجوری فراهم میکند؛ اما کسانی که کمدی پرخنده، ریتم بیوقفه یا پایانبندی کاملاً پرداختشده میخواهند، ممکن است با آن فاصله داشته باشند. فیلم در نهایت نه ادعای بزرگی دارد و نه میکوشد بیش از اندازه جدی گرفته شود؛ صمیمیت و خیالپردازیاش همان چیزی است که آن را شایستهٔ تماشا میکند.
« این شتاب لزوماً همهٔ لذت فیلم را از میان نمیبرد؛ حتی میتوان آن را بخشی از خصلت بیتکلف اثر دانست. »



ثبت دیدگاه