نقد و بررسی
نقد File not found. (Freedom) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان افسانهٔ آزادی و واقعیت جرم «Freedom» به کارگردانی Mélanie Laurent، بازخوانی سینمایی زندگی برونو سولاک، سارق فرانسوی دههٔ هشتاد، است؛ مردی که با سرقتهای جسورانه و فرارهای پرماجرایش در افکار عمومی به چهرهای افسانهای بدل شد. فیلم از همان ابتدا به جای آنکه صرفاً گزارشی جنایی از زندگی او عرضه کند، به سراغ پرسشی جذابتر میرود: چرا جامعه گاه قانونشکن را نه فقط مجرم، بلکه نماد سرکشی و آزادی میبیند؟
سولاک در این روایت، سارق خوشرفتاری است که میکوشد خشونت را از کار خود کنار بگذارد و با جذابیت شخصیاش تصویری متفاوت از تبهکاران بسازد. همین تضاد میان قانونشکنی و آدابدانی، موتور اصلی جاذبهٔ شخصیت اوست. بااینحال، فیلم در فاصلهٔ میان واقعیت تاریخی و افسانهپردازی سینمایی، جانب افسانه را میگیرد.
سولاک نه بهعنوان شخصیتی چندلایه که باید انگیزهها و تناقضهایش را شناخت، بلکه بیشتر همچون قهرمانی خوشسیما و سرکش عرضه میشود. این انتخاب به فیلم انرژی و گیرایی میدهد، اما همزمان راه را بر کاوشی عمیقتر میبندد. «Freedom» از زندگی این سارق واقعی الهام گرفته و بازیگران اصلی آن Lucas Bravo، Léa Luce Busato و Yvan Attal هستند؛ بااینحال، هدف فیلم بازسازی موبهموی پروندهای تاریخی نیست، بلکه ساختن تصویری سینمایی از مردی است که به چشم مردم، دشمن قانون و قهرمان تخیل عمومی بود.
ریتم و تعلیق؛ نیروی پیشبرندهٔ روایت فیلم در صحنههای سرقت و گریز، ضرباهنگ مناسبی پیدا میکند. روایت پیوسته میان برنامهریزی، اجرای نقشه و گریز از پیامدها حرکت میکند و در نتیجه، قصه بهندرت دچار سکون طولانی میشود. تعلیق آن نه فقط از خطر گرفتارشدن سولاک، بلکه از انتظار برای دیدن نقشهٔ بعدی او میآید.
« همین تضاد میان قانونشکنی و آدابدانی، موتور اصلی جاذبهٔ شخصیت اوست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر سرقت فرصتی است تا فیلم بار دیگر ترکیب هوش، جسارت و خوشاقبالی شخصیت مرکزی را به نمایش بگذارد؛ و هر فرار، به افسانهٔ مردی میافزاید که گویا نمیتوان او را برای مدتی طولانی پشت میلههای زندان نگه داشت. این ریتم پرتحرک یکی از امتیازهای مهم اثر است، اما گاهی به بهای شتابزدگی تمام میشود.
رویدادهای فراوان بهسرعت از برابر تماشاگر میگذرند و برخی موقعیتها مجال کافی برای تهنشینشدن پیدا نمیکنند. فیلم حرکت را خوب میشناسد، اما همیشه نمیداند پس از حرکت چه چیزی باید در ذهن تماشاگر باقی بگذارد. در نتیجه، بخشهایی که میتوانستند به نقطهٔ عطفی در شناخت شخصیتها تبدیل شوند، بیشتر همچون پلههایی برای رسیدن به ماجرای بعدی عمل میکنند.
تعلیق مؤثر است، اما بهتنهایی جای عمق دراماتیک را نمیگیرد. برونو سولاک؛ جذابیت بهجای روانشناسی Lucas Bravo نقش سولاک را بر پایهٔ خونسردی، جذابیت و اعتمادبهنفس بنا میکند. او در مقام سارقی که میخواهد بدون خشونت پیش برود، حضوری آرام دارد؛ نوعی اطمینان که حتی در موقعیتهای خطرناک نیز بهندرت از میان میرود.
این بازی با لحن خیالپردازانهٔ فیلم هماهنگ است و کمک میکند درک کنیم چرا چهرهٔ سولاک میتوانست در ذهن مردم از یک مجرم معمولی فراتر برود. او بیش از آنکه ترسناک باشد، تماشایی است؛ و همین ویژگی برای فیلمی که به افسون چهرهٔ عمومی او علاقهمند است، کارکردی اساسی دارد. اما جذابیت بازی جای خالی کندوکاو روانی را کاملاً پر نمیکند.
« این ریتم پرتحرک یکی از امتیازهای مهم اثر است، اما گاهی به بهای شتابزدگی تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم نشانههایی از بیگانگی سولاک با زندگی متعارف و بیزاریاش از کنترل دیگران ارائه میدهد، ولی این نشانهها بیشتر در حد توضیحی گذرا باقی میمانند. پرسشهایی دربارهٔ سرچشمهٔ میل او به خطر، نسبتش با قدرت و پول، یا معنایی که خودش برای آزادی قائل است، فرصت چندانی برای بسط نمییابند. بنابراین تماشاگر میتواند مجذوب او شود، اما کمتر میتواند او را بفهمد.
این فاصله میان شیفتگی و شناخت، هم بخشی از سبک فیلم است و هم یکی از محدودیتهای آن. آنی و رابطهای که مجال عمق نمییابد Léa Luce Busato در نقش آنی، حضوری مؤثر و هماهنگ با فضای رمانتیک فیلم دارد. رابطهٔ او و سولاک در ظاهر هستهٔ عاطفی داستان است: عشقی که در کنار هیجان و خطر رشد میکند و همزمان میکوشد برای خود جایی بیرون از قواعد معمول زندگی پیدا کند.
فیلم بهخوبی از جذابیت تصویری این زوج بهره میگیرد و لحظاتی میسازد که پیوندشان را سرشار از صمیمیت و شور نشان میدهد. در کنار تعقیب پلیسی و سرقتها، رابطهٔ آنها وعده میدهد که پای انتخابی دشوارتر از فرار یا گرفتارشدن در میان باشد. مشکل آن است که این رابطه بیشتر بهصورت تصویری زیبا عرضه میشود تا پیوندی با تاریخچه و منطق عاطفی روشن.
فیلم به اندازهٔ کافی نشان نمیدهد آنی در سولاک چه میبیند، چه چیزهایی را در زندگی مشترک با او پذیرفته و مرز تحملش کجاست. از این رو، رویاروییهای عاطفی آن دو، با وجود اهمیتشان در مسیر داستان، وزن لازم را پیدا نمیکنند. بازیها هماهنگاند، اما هماهنگی بهتنهایی نمیتواند خلأ شخصیتپردازی را جبران کند.
« بنابراین تماشاگر میتواند مجذوب او شود، اما کمتر میتواند او را بفهمد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهٔ آنی و سولاک ظرفیت آن را دارد که تضاد میان عشق، آزادی و مسئولیت را به محور اصلی اثر بدل کند؛ فیلم اما از این ظرفیت تنها بخشی را به کار میگیرد. مورئا؛ آینهای برای قهرمان قانونشکن در سوی دیگر ماجرا، کمیسر ژرژ مورئا قرار دارد؛ مأموری که تعقیب سولاک برایش به کاری فراتر از انجام وظیفه تبدیل میشود.
Yvan Attal نقشی متین و کنترلشده ارائه میکند و به شخصیت مورئا نوعی خستگی و سماجت میبخشد. او نه تعقیبکنندهای یکبعدی است و نه ضدقهرمانی که فقط برای ایجاد مانع در مسیر سولاک حضور داشته باشد. رابطهٔ میان این دو، بهتدریج حالتی پیچیدهتر از رویارویی سادهٔ پلیس و مجرم پیدا میکند: هر یک در دیگری نشانههایی از انضباط، شور و شیوهای متفاوت از زیستن میبیند.
این خط داستانی در بعضی لحظات از رابطهٔ عاشقانهٔ مرکزی قانعکنندهتر است، زیرا تقابل آنها بر پایهٔ هدفهای روشنتری شکل میگیرد. مورئا میخواهد سولاک را به چنگ آورد، در حالی که سولاک نمیخواهد آزادیاش را واگذارد؛ اما در پس این تعقیب، نوعی کنجکاوی متقابل نیز جریان دارد. فیلم میتوانست از این رابطه برای کاوش جدیتر در معنای آزادی استفاده کند: آیا آزادی فقط گریز از قانون است، یا توانایی انتخاب و پذیرفتن پیامدها نیز بخشی از آن به شمار میرود؟
اثر این پرسش را مطرح میکند، ولی پاسخ آن را بیشتر به جذابیت قهرمان واگذار میکند تا به تقابل فکری دو شخصیت. زیبایی بصری و اخلاقِ بزککردن جرم «Freedom» حالوهوایی رمانتیک دارد و از تصویرپردازی و تدوین پرتحرک برای تبدیل سرقتها به صحنههایی دیدنی بهره میگیرد. سرقت در این جهان سینمایی کمتر به تجربهای زمخت و هراسآور شباهت دارد و بیشتر همچون اجرایی ماهرانه و سرشار از سبک عرضه میشود.
« Yvan Attal نقشی متین و کنترلشده ارائه میکند و به شخصیت مورئا نوعی خستگی و سماجت میبخشد. »
قوتها و کاستیها
انتخاب موسیقی، حرکت دوربین و استفاده از مونتاژ، به داستان نوعی سرخوشی میبخشد؛ گویی تماشاگر همراه سولاک از خطر میگریزد و برای لحظهای از قواعد روزمره فاصله میگیرد. این سبک با ایدهٔ مرکزی فیلم، یعنی پیوندزدن جرم و رؤیای آزادی، همخوان است. اما همین زیباییپردازی پیامدی اخلاقی دارد.
وقتی سرقتها با چنان جذابیتی تصویر میشوند و سولاک تقریباً همیشه در مرکز همدلی قرار میگیرد، آسیبهای جرم به حاشیه میروند. تأکید بر اینکه او از خشونت پرهیز میکند، تفاوتی مهم در شخصیتپردازی اوست؛ ولی نبود خشونت فیزیکی به معنای بیضرربودن جرم نیست. فیلم کمتر درنگ میکند تا نشان دهد سرقت چگونه بر قربانیان، کارکنان فروشگاهها یا کسانی که در فضای ناامن آن حضور دارند اثر میگذارد.
در نتیجه، تصویری که از سولاک شکل میگیرد گاه چنان صیقلی است که مرز میان فهمیدن جذابیت یک قانونشکن و تبرئهکردن کردار او کمرنگ میشود. این مسئله نه لزوماً حاصل ناآگاهی فیلم، بلکه نتیجهٔ انتخابی است که هیجان و افسون را بر داوری اخلاقی مقدم میداند. جمعبندی «Freedom» فیلمی خوشریتم، خوشساخت و سرگرمکننده است که با اتکا به بازیهای باورپذیر، تعقیبوگریزهای پرکشش و تصویری افسونگر از برونو سولاک، تماشاگر را به جهان خلافکارانهٔ او میکشاند.
Mélanie Laurent از عناصر سینمای سرقت برای ساختن روایتی سرخوشانه بهره میگیرد و Lucas Bravo نیز حضوری دارد که برای نقش یک سارق افسانهشده مناسب است. رابطهٔ سولاک و مورئا گاه عمق و جذابیتی مییابد که فیلم در پرداخت عشق سولاک و آنی کمتر به آن دست پیدا میکند. بااینهمه، اثر در نهایت بیش از آنکه شخصیتهایش را بکاود، به تماشای جذابیت آنها بسنده میکند.
« این سبک با ایدهٔ مرکزی فیلم، یعنی پیوندزدن جرم و رؤیای آزادی، همخوان است. »
جمعبندی
انگیزههای سولاک بهقدر کافی گسترش نمییابند، رابطهٔ عاطفی محوری مجال رشد کامل پیدا نمیکند و پیامدهای جرم زیر سایهٔ سبک و شور روایت میمانند. «Freedom» در خلق هیجان و ساختن افسانهای سینمایی موفقتر است تا در سنجش انتقادی آن افسانه. تماشاگر با تصویری بهیادماندنی از مردی سرکش و فراری از قانون روبهرو میشود، اما کمتر به تصویری پیچیده از انسانی دست مییابد که پشت آن افسانه پنهان مانده است.
« Freedom» در خلق هیجان و ساختن افسانهای سینمایی موفقتر است تا در سنجش انتقادی آن افسانه. »
ثبت دیدگاه