نقد و بررسی
نقد آتش آزاد (Free Fire) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: یک معامله، انباری و میدانِ آشوب «Free Fire» فیلمی از Ben Wheatley است که تقریباً تمام نیروی خود را بر موقعیتی محدود متمرکز میکند: معاملهٔ اسلحهای در بوستونِ سال ۱۹۷۸ که میان دو گروه تبهکار بهسرعت از کنترل خارج میشود. انبار متروک، محمولهٔ سلاح و آدمهایی که به یکدیگر اعتماد ندارند، مصالحی آشنا برای تریلری جناییاند؛ اما فیلم بهجای گسترش ماجرا به تعقیبوگریز یا جابهجایی میان چندین مکان، تماشاگر را در همان فضای بسته نگه میدارد و درگیری را به محور اصلی روایت بدل میکند.
این انتخاب، هم سرچشمهٔ انرژی اثر است و هم محدودیتی که در ادامه بیش از پیش خود را نشان میدهد. فیلم از همان ابتدا به تماشاگر وعدهٔ یک درام جنایی پرپیچوخم نمیدهد. جذابیتش در برخورد شخصیتهای ناسازگار، تنشِ معامله و تبدیلشدن تدریجی یک موقعیت ظاهراً قابلمهار به آشوبی مسلحانه نهفته است.
اگر این وعده را بپذیریم، «Free Fire» میتواند تجربهای سرزنده و متفاوت باشد؛ اما اگر انتظار داشته باشیم درگیریها در خدمت روایتی رو به گسترش یا تحول عمیق شخصیتها قرار گیرند، فیلم ممکن است کممایه به نظر برسد. روایت: موقعیتی پرکشش، مسیری کمفرازونشیب نقطهٔ قوت آغازین فیلم، سادگی موقعیت مرکزی آن است.
دو گروه برای انجام معاملهای غیرقانونی گرد هم آمدهاند و هر نشانهای از بیاعتمادی، هر اشتباه کوچک و هر اختلاف شخصی میتواند تعادل شکنندهٔ جمع را برهم بزند. تا پیش از آنکه اوضاع به درگیری گسترده برسد، فیلم با گفتوگوها و سوءظنهای جزئی انتظار میسازد؛ بیننده میداند این آرامش دوام چندانی نخواهد داشت، اما همچنان کنجکاو است که جرقه دقیقاً از کجا میزند.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ انرژی اثر است و هم محدودیتی که در ادامه بیش از پیش خود را نشان میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، پس از شعلهورشدن خشونت، روایت تا حد زیادی در همان مدار میچرخد. افراد زخمی، در پناه موانع و میان شلیکها، برای پول و زندهماندن تلاش میکنند؛ اما این وضعیت کمتر به کشف وجه تازهای از شخصیتها یا تغییر معنادار روابط میانجامد. فیلم از نظر کنش بیرونی پیوسته فعال است، ولی از نظر داستانی گاه درجا میزند.
همین فاصله میان حرکت فراوان و پیشرفت محدود، منشأ حس تکرار در بخشهایی از اثر است. تعلیق و جغرافیای درگیری محدودکردن داستان به انبار، امکان خلق تعلیقی فشرده را فراهم میکند. هر گوشه میتواند پناهگاهی موقت باشد و هر حرکت از پشت مانع، خطر تازهای به همراه بیاورد. در این فضا، صدای گلوله و واکنشهای شتابزدهٔ شخصیتها، حس ناامنی را بهخوبی منتقل میکنند.
فیلم قصد ندارد نبردی پاکیزه و حسابشده نشان دهد؛ درگیریها بینظم، مضطرب و گاه ناشیانهاند، و همین امر با شخصیتهایی که بیش از آنکه قهرمانانی حرفهای باشند، گرفتار موقعیتی وخیم شدهاند سازگار است. اما آشفتهبودن صحنه نباید به معنای مبهمشدن تصویر برای تماشاگر باشد. در «Free Fire» گاهی شمار شخصیتها، جابهجایی آنها در فضای انبار و جهت تیراندازیها تشخیص کنش را دشوار میکند.
در چنین لحظههایی، آشوب از ابزار دراماتیک به مانعی برای دنبالکردن صحنه بدل میشود. بیننده ممکن است بداند خطر همچنان پابرجاست، اما دقیقاً نداند چه کسی کجا قرار دارد یا در آن لحظه چه تغییری در موازنهٔ درگیری رخ داده است. این کاستی، بهویژه در فیلمی که بخش بزرگی از زمانش را به تیراندازی اختصاص میدهد، اهمیت دارد.
« بااینحال، پس از شعلهورشدن خشونت، روایت تا حد زیادی در همان مدار میچرخد. »
شخصیتها و اجرا
لحن: خشونت در خدمت کمدی سیاه یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ فیلم، آمیختن خشونت با طنزی خشک و تلخ است. آدمهایی که در آستانهٔ مرگ یا زخمیشدن قرار دارند، هنوز گرفتار غرور، خودخواهی و جدلهای کوچکاند. این تضاد، گاهی موقعیتهایی مضحک میسازد: گرفتاریهای جسمانی و خطرناک با واکنشهایی ابلهانه یا دیالوگهایی خونسردانه همراه میشوند.
خنده در اینجا از سبکشدن فضای خشونت نمیآید، بلکه از دیدن پوچی رفتار آدمهایی برمیخیزد که در وضعیتی فاجعهبار همچنان بر عادتهای کوچک خود پافشاری میکنند. بااینحال، شوخیها همیشه به یک اندازه اثرگذار نیستند و طنز نمیتواند بهتنهایی تکرار کنش را جبران کند. در لحظههای موفق، دیالوگ و خشونت یکدیگر را غافلگیر میکنند؛ اما هرچه درگیری طولانیتر میشود، بخشی از شوخیها نیز در همان چرخهٔ واکنش و شلیک محصور میمانند.
در نتیجه، لحن فیلم جذاب است، ولی همیشه توان تازهکردن تجربهٔ تماشاگر را ندارد. بازیگری و شخصیتها گروه بازیگران متنوع فیلم، به شخصیتهایی که فرصت چندانی برای پرداخت پیچیده ندارند، رنگوبوی فردی میبخشند. Cillian Murphy و Brie Larson در میان آشوب، حضوری نسبتاً متمرکز دارند؛ چهرهها و واکنشهایشان به تماشاگر کمک میکند تا رشتهای از خونسردی و مراقبت را در این فضای بیثبات دنبال کند.
Armie Hammer نیز با رفتاری مطمئن و کنترلی، به نقش خود وزن میدهد، هرچند فیلم به او مجال نمیدهد که این حضور را به قوس شخصیتی مفصلی تبدیل کند. در میان بازیها، Sharlto Copley از همه بهیادماندنیتر است. شخصیت او پرانرژی، آشفته و خودنمایانه است و بازیگر با اغراق حسابشده، هم مایهٔ تنش میشود و هم سرچشمهٔ بخشی از کمدی فیلم.
« لحن: خشونت در خدمت کمدی سیاه یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ فیلم، آمیختن خشونت با طنزی خشک و تلخ است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این اجرا بهخوبی با جهان بیقرار اثر همخوان است: شخصیتی که حتی در لحظههای خطر نیز نمیتواند از نمایشدادن خود دست بکشد. البته برجستگی بازی او در عین حال نشان میدهد که فیلم تا چه اندازه برای زندهماندن به انرژی بازیگران متکی است؛ زیرا شخصیتپردازی در فیلمنامه، بهتنهایی عمق چندانی ندارد.
طراحی بصری، صدا و بازآفرینی دوره فضای انبار و محدودیت مکانی، به فیلم هویتی صحنهمحور میدهد. طراحی محیط، انبار را به مجموعهای از پناهگاهها و نقاط کور تبدیل میکند و اشیای پراکنده در پیرامون شخصیتها، درگیری را از حالت یک تیراندازی کاملاً انتزاعی بیرون میآورند. رنگها، پوششها و جزئیات محیط نیز به بازآفرینی حالوهوای دههٔ هفتاد کمک میکنند، بیآنکه فیلم بخواهد از این دوره تصویری تاریخی و همهجانبه ارائه دهد.
صدا در ساختن ضربآهنگ سهم مهمی دارد: شلیکها، مکثهای کوتاه و گفتوگوهای میان آنها، حس برخورد جسمانی و فرسایندهٔ خشونت را تقویت میکنند. موسیقی نیز در بعضی لحظهها با لحن نامتعارف اثر همراه میشود و فاصلهای طنزآمیز میان تصویر و احساس متعارفِ یک صحنهٔ اکشن میسازد. در مقابل، حرکت دوربین و تراکم کنشها گاه به همان سردرگمی بصری دامن میزنند؛ کیفیتی که ممکن است برای برخی تماشاگران بازتاب آشوب باشد، اما برای برخی دیگر به دشواریِ دنبالکردن صحنه میانجامد.
ریتم و تکرار مشکل اصلی «Free Fire» کمبود حادثه نیست؛ برعکس، فیلم پیوسته چیزی برای دیدن پیش روی تماشاگر میگذارد. مسئله این است که مقدار کنش لزوماً به معنای تنوع درام نیست. زخمیشدن، پناهگرفتن، شلیککردن و تلاش برای بهدستآوردن پول یا فرار، بارها صورتهای نزدیک به هم پیدا میکنند.
« طراحی بصری، صدا و بازآفرینی دوره فضای انبار و محدودیت مکانی، به فیلم هویتی صحنهمحور میدهد. »
قوتها و کاستیها
وقتی این چرخه چندین مرتبه تکرار شود، حتی لحظههای پرتنش نیز بخشی از نیروی غافلگیرکنندهٔ خود را از دست میدهند. از این منظر، تجربهٔ فیلم به میزان همراهی تماشاگر با ایدهٔ اصلیاش وابسته است. کسی که از تماشای آشوب کنترلنشده، شوخیهای سیاه و برخورد شخصیتهای خودخواه لذت میبرد، احتمالاً انرژی فیلم را تا پایان حفظ میکند.
در مقابل، مخاطبی که درگیری را در خدمت تحول داستان یا شخصیت میخواهد، ممکن است احساس کند اثر پس از شروعی پرکشش، بارها همان وضعیت را بازمیسازد و فقط شکل برخوردها را تغییر میدهد. جمعبندی «Free Fire» تجربهای محدود اما مشخص است: تریلری جنایی که انبار را به میدان درگیری بدل میکند و از ترکیب تیراندازی، طنز تلخ و بازیهای پرانرژی نیرو میگیرد.
Ben Wheatley در خلق موقعیت مرکزیِ فشرده و لحن نامتعارف فیلم موفق است و Sharlto Copley حضوری دارد که بهراحتی از ذهن پاک نمیشود. در سوی دیگر، روایت کمتحول، تکرار صحنههای درگیری و گاه دشوارشدن تشخیص موقعیت شخصیتها، مانع از آن میشود که فیلم از ایدهٔ جذاب خود فراتر برود. این اثر نه یک داستان جنایی پرلایه، بلکه آزمایشی عمدی در کشدادن یک موقعیت بحرانی است؛ آزمایشی که در لحظههای بامزه و پرتنش جان میگیرد و در بخشهایی از مسیر، از کمبود دگرگونی آسیب میبیند.
اگر تماشاگر با همین قرارداد وارد فیلم شود، احتمالاً از شور و بیپروایی آن لذت خواهد برد؛ اگر انتظار روایتی پیشروندهتر داشته باشد، ممکن است با پرسشی ساده اما ماندگار از آن بیرون بیاید: پس از این همه آشوب، چه چیز تازهای به دست آمد؟
« وقتی این چرخه چندین مرتبه تکرار شود، حتی لحظههای پرتنش نیز بخشی از نیروی غافلگیرکنندهٔ خود را از دست میدهند. »
ثبت دیدگاه