نقد و بررسی
نقد Four to Dinner | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهار نفر، چند امکان «Four to Dinner» از پرسشی آشنا آغاز میکند: آیا برای هر انسان تنها یک نیمهٔ گمشده وجود دارد، یا عشق میتواند در بیش از یک مسیر شکل بگیرد؟ فیلم این پرسش را با دنبالکردن چهار دوست مجرد و زوجشدن آنها در ترکیبهای گوناگون به یک کمدی رمانتیکِ مبتنی بر روایت موازی تبدیل میکند.
بهجای آنکه یک رابطه را از آشنایی تا فرجام دنبال کند، چند امکان عاطفی را کنار هم میچیند و از تماشاگر میخواهد تفاوت میان آدمها، انتخابها و موقعیتها را بسنجد. ایده، در ظاهر، ظرفیت آن را دارد که هم سرگرمکننده باشد و هم پرسشی جدیتر دربارهٔ سرنوشت و اختیار پیش بکشد. فیلمساز، Alessio Maria Federici، این طرح را در قالب داستانی گروهی پیش میبرد؛ بنابراین کانون اثر نه یک قهرمان منفرد، بلکه مجموعهای از رابطههاست.
همین انتخاب به فیلم امکان میدهد که از قالب معمولِ «دو نفر و یک مانع» فاصله بگیرد. در عوض، جفتشدنهای متفاوت بهانهای میشوند برای دیدن اینکه چه چیزهایی در یک رابطه از خودِ افراد میآیند و چه چیزهایی محصول زمان، محیط و شرایطاند. با اینحال، فراخی ایده همیشه به معنای انسجام نیست؛ فیلم گاهی بیش از آنکه امکانهایش را عمیق کند، آنها را روی هم انباشته میسازد.
روایت موازی؛ امتیاز و دشواری مهمترین تصمیم روایی فیلم، رفتوآمد میان مسیرهای جایگزین است. این ساختار بهخوبی با موضوع انتخاب پیوند میخورد: یک تغییر کوچک در اینکه چه کسی با چه کسی آشنا میشود، میتواند مسیر یک رابطه را دگرگون کند. تماشاگر بارها با این پرسش روبهرو میشود که آیا شخصیتها در ترکیبهای مختلف همان آدمهای پیشین باقی میمانند، یا کنار فردی دیگر وجهی تازه از خود نشان میدهند.
« ایده، در ظاهر، ظرفیت آن را دارد که هم سرگرمکننده باشد و هم پرسشی جدیتر دربارهٔ سرنوشت و اختیار پیش بکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بازی با «اگر چنین میشد چه؟» موتور اصلی فیلم است و در لحظههای موفق، به قصه انرژی میبخشد. اما روایت موازی از مخاطب دقت میطلبد. وقتی چند خط داستانی همزمان پیش میروند و شخصیتها در هر مسیر نسبتهای متفاوتی پیدا میکنند، تشخیص اینکه در کدام ترکیب یا مرحلهٔ رابطه قرار داریم، همیشه آسان نیست.
فیلم بهجای آنکه هر مسیر را با نشانههایی کاملاً روشن از دیگری جدا کند، گاه به حافظه و توجه بیننده تکیه میکند. نتیجه، برای کسی که از بازی ذهنی روایت لذت میبرد، میتواند جذاب باشد؛ برای تماشاگری که انتظار دارد قصه روان و بیوقفه پیش برود، احتمالاً گیجکننده است. ایدهای که قرار است آزادی انتخاب را تصویر کند، در اجرا گاهی به دشواریِ دنبالکردن اطلاعات بدل میشود.
عشق و مسئلهٔ نیمهٔ گمشده پشت ظاهر سبک فیلم، تردیدی دربارهٔ باور رمانتیکِ «تنها یک نفر برای تو ساخته شده» وجود دارد. «Four to Dinner» با فرضِ وجود چند ترکیب ممکن، عشق را نه صرفاً کشفِ یک حقیقت ازپیشنوشتهشده، بلکه حاصل برخورد شخصیتها با شرایط مختلف میبیند. این نگاه بالقوه جذاب است، چون رابطه را از افسانهٔ تقدیرِ قطعی دور میکند و به نقشِ انتخاب، سازگاری و زمان توجه نشان میدهد.
بااینحال، فیلم در گسترش این پرسش چندان جسور نیست. ترکیبهای زوجی، با آنکه از نظر ساختار داستانی متنوعاند، از حیث تصور رابطهها چندان دور از انتظار پیش نمیروند. تماشاگر ممکن است امیدوار باشد که جابهجاییها به امکانهایی نامتعارفتر یا به تصویری فراگیرتر از عشق برسند؛ اما اثر بیشتر در محدودهٔ آشنای کمدی رمانتیک باقی میماند.
« این بازی با «اگر چنین میشد چه؟» موتور اصلی فیلم است و در لحظههای موفق، به قصه انرژی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
به این ترتیب، فیلم پرسشی باز و امروزی پیش میکشد، ولی در پاسخدادن به آن محتاط است. همین فاصله میان بلندپروازیِ ایده و محدودیتِ انتخابهای روایی، یکی از ناامیدیهای اصلی اثر به شمار میرود. بازیگران و شیمی گروهی بخش مهمی از سبکی و سرزندگی فیلم بر دوش بازیگران است. Ilenia Pastorelli، Matilde Gioli، Giuseppe Maggio و Matteo Martari در مرکز گروه قرار دارند و حضورشان به روابط مختلف حالوهوایی قابلتماشا میدهد.
فیلم به شیمی میان بازیگران نیاز دارد، زیرا قرار نیست فقط حوادث را دنبال کنیم؛ باید باور کنیم که تغییر همنشینیها، کیفیت احساس و گفتوگو را عوض میکند. در لحظههای کمدی و عاشقانه، بازیگران از پس حفظ لحنی دلنشین برمیآیند و مانع میشوند که ساختار چندپارهٔ فیلم به تمرینی کاملاً سرد و مکانیکی تبدیل شود.
بااینهمه، سهم شخصیتها در جذابیت فیلم یکسان نیست. برخی زوجها کشش و ظرافت بیشتری دارند و طبیعی است که توجه تماشاگر بیشتر به سوی آنها جلب شود. مشکل آنجا پدیدار میشود که فیلم ناچار است از همان رابطهها فاصله بگیرد و به مسیرهای دیگر بازگردد. بخشهایی که از زوجهای محبوب دور میشوند، ممکن است در مقایسه کمرمقتر یا طولانیتر به نظر برسند.
این نابرابری، فقط مسئلهٔ سلیقه نیست؛ بلکه بر ریتم کلی اثر هم اثر میگذارد، زیرا همهٔ خطهای داستانی به یک اندازه توان جذب مخاطب را ندارند. رم؛ پسزمینهای زنده رم در فیلم تنها نشانی جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از جاذبهٔ بصری آن است. خانههای زیبا، تراسها و فضای شهری به صحنههای عاشقانه و دیدارهای دوستانه بافتی دلپذیر میبخشند.
« به این ترتیب، فیلم پرسشی باز و امروزی پیش میکشد، ولی در پاسخدادن به آن محتاط است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مکانها حس زندگیِ روزمره را با تصویری آرمانیتر از عشق درهم میآمیزند؛ گویی روابط در شهری شکل میگیرند که خودش به اندازهٔ شخصیتها آمادگیِ نمایش و خیالپردازی دارد. برای مخاطبی که با این نوع کمدی رمانتیک همراه میشود، تماشای فضاها میتواند بهاندازهٔ دنبالکردن پیچوخم روابط لذتبخش باشد.
البته زیبایی محیط جای خالیِ پرداخت داستانی را پر نمیکند. رم حالوهوای فیلم را تقویت میکند، اما نمیتواند بهتنهایی به خطهای رواییِ کمکشش عمق بدهد. گاهی این شهر و خانههایش از خودِ ماجرا بهیادماندنیتر میشوند؛ نکتهای که هم امتیاز دیداری فیلم است و هم نشانهای از آنکه شخصیتپردازی و روایت در همهٔ بخشها به همان اندازه اثرگذار نیستند.
کمدی، ریتم و محدودیتهای اجرا کمدی فیلم بیشتر از موقعیتهای عاطفی و تفاوت میان شخصیتها نیرو میگیرد تا از شوخیهای مستقل و پیدرپی. این رویکرد به اثر اجازه میدهد که لحنی سبک داشته باشد و در عین حال، رابطهها را به زنجیرهای از شوخیهای گذرا تقلیل ندهد. وقتی شوخی از دل ناسازگاریها یا سوءتفاهمهای رابطهای بیرون میآید، با مضمون فیلم همخوان میشود و به فضای آن لطافت میدهد.
اما انباشتهشدن روایتها، روی ریتم اثر فشار میآورد. هر بار که فیلم میان مسیرها جابهجا میشود، باید هم اطلاعات لازم را منتقل کند و هم تماشاگر را از نظر عاطفی درگیر نگه دارد. این تعادل همیشه برقرار نمیماند. بعضی بخشها بیش از اندازه کش میآیند و بعضی تغییر مسیرها آنقدر سریعاند که فرصت کافی برای ماندن در لحظه یا شناخت بهتر رابطه فراهم نمیشود.
« البته زیبایی محیط جای خالیِ پرداخت داستانی را پر نمیکند. »
قوتها و کاستیها
از همین رو، پیچیدگی قصه صرفاً به تعداد مسیرها مربوط نیست؛ مسئله این است که فیلم گاه برای هر مسیر به اندازهٔ کافی زمان نمیگذارد تا تفاوت و اهمیت آن روشن شود. جمعبندی «Four to Dinner» فیلمی خوشتماشا با ایدهای قابلتأمل است: چهار دوست، چند امکان عاشقانه و پرسشی دربارهٔ اینکه آیا عشق سرنوشتی از پیش تعیینشده است یا حاصل انتخابهایی که در موقعیتهای گوناگون میکنیم.
جذابیت رم، فضای آراستهٔ خانهها و بازیهای سبک و خوشریتم، آن را به کمدی رمانتیکی دلنشین تبدیل میکنند. در عین حال، روایت موازی گاه بیش از حد پیچیده میشود، وزن زوجها متوازن نیست و دامنهٔ انتخابهای عاطفی آنقدر که ایده وعده میدهد گسترده نیست. فیلم در طرح پرسش موفقتر از پاسخدادن به آن است.
تماشاگر را به فکر دربارهٔ سازگاری و امکانهای زندگی میاندازد، اما بهندرت از محدودهٔ امنِ کمدی رمانتیک بیرون میرود. اگر قرار باشد اثر را با نقطهٔ قوت اصلیاش به خاطر بسپاریم، آن نقطه بیش از هر چیز ترکیبِ ایدهٔ «زندگیهای ممکن» با فضای دیداریِ دلپذیر و گروه بازیگرانی است که لحظههای عاشقانه را زنده نگه میدارند.
اگر هم ضعف تعیینکنندهای داشته باشد، همان است که چند امکان را پیش چشم میگذارد، اما برای پرورشِ همهٔ آنها شور و تمرکز یکسانی ندارد.
« جذابیت رم، فضای آراستهٔ خانهها و بازیهای سبک و خوشریتم، آن را به کمدی رمانتیکی دلنشین تبدیل میکنند. »



ثبت دیدگاه