نقد و بررسی
نقد چهار قدم در ابرها (Four Steps in the Clouds) | 1942
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی کوچک دربارهٔ مسئولیتهای بزرگ «چهار گام در ابرها» ساختهٔ Alessandro Blasetti، بر سطح خود روایتی ساده دارد: پائولو بیانکی، فروشندهای دورهگرد و مردی متأهل، در سفر کاری با ماریا، دختری باردار و درمانده، آشنا میشود. وقتی درمییابد دختر از بازگشت به خانه و واکنش خانوادهاش میترسد، میپذیرد برای مدتی خود را همسر او معرفی کند.
اما این تمهید، که در آغاز همچون موقعیتی مناسب برای کمدی به نظر میرسد، بهتدریج پرسشهایی جدیتر دربارهٔ آبرو، مسئولیت و مهربانی پیش میکشد. جذابیت فیلم نه در پیچیدگی طرح، بلکه در مشاهدهٔ آدمهایی معمولی است که ناگهان در برابر موقعیتی اخلاقی قرار میگیرند. پائولو قهرمانی آرمانی یا شخصیتی خارقالعاده نیست؛ مردی است گرفتار روزمرگی، کار و مسئولیتهای خانوادگی.
همین معمولیبودن، تصمیمش را معنادار میکند: او نه از سر بزرگمنشی نمایشی، بلکه با نوعی همدلیِ بیادعا قدم پیش میگذارد. پائولو؛ مردی در میانهٔ روزمرگی Gino Cervi نقش پائولو را با خویشتنداری و ظرافت بازی میکند. شخصیت او در آغاز بیشتر به کارمند و فروشندهای خسته میماند که زندگیاش در مدار عادت میچرخد؛ اما برخورد با ماریا فرصتی میسازد تا وجهی از او آشکار شود که زیر فشار روزمرگی پنهان مانده است.
« وقتی درمییابد دختر از بازگشت به خانه و واکنش خانوادهاش میترسد، میپذیرد برای مدتی خود را همسر او معرفی کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تغییر پائولو ناگهانی و پرشور نیست. او همچنان مردی محتاط و زمینی است، و همین پیوستگی، رفتارهایش را باورپذیر میکند. Adriana Benetti نیز در نقش ماریا از افتادن به دام ترحمانگیزیِ ساده میگریزد. او آسیبپذیر است، اما صرفاً قربانیِ خاموش ماجرا نیست. نگرانی و شرم او از واکنش خانواده، در کنار میلش به یافتن راهی برای بازگشت، شخصیت را انسانی و ملموس میکند.
رابطهٔ میان این دو نیز بر کشش عاشقانه یا هیجانهای بزرگ بنا نشده است؛ هستهٔ آن، اعتمادی شکننده و موقت است که در دل وضعیتی نامتعارف شکل میگیرد. کمدیِ موقعیت و تلخیِ واقعیت بخشهای آغازین از ظرفیت کمیکِ موقعیت بهره میبرند: مردی متأهل و غریبه باید نقش همسر دختری جوان را بازی کند، آن هم در برابر خانوادهای که هنوز او را نمیشناسد.
فیلم از این پیشفرض برای ساختن لحظههایی سبک و گاه خندهآور استفاده میکند، بیآنکه شخصیتها را به عروسکهایی صرف برای شوخی بدل سازد. طنز بیشتر از دستپاچگیها، سوءتفاهمها و فاصلهٔ میان ظاهر و واقعیت برمیآید. با پیشروی داستان، این سبکبالبودن جای خود را به نگرانی و اندوه میدهد.
« او همچنان مردی محتاط و زمینی است، و همین پیوستگی، رفتارهایش را باورپذیر میکند. »
شخصیتها و اجرا
موقعیت ماریا دیگر تنها یک بهانهٔ کمدی نیست؛ بهانهای است برای روبهروشدن با معیارهای سختگیرانهای که رفتار و سرنوشت زنان را داوری میکنند. فیلم در این زمینه صریح و عمیقاً تحلیلی نمیشود، اما نگاه همدلانهاش اهمیت دارد: بهجای آنکه ماریا را به سبب وضعیتش محکوم کند، ترس او را جدی میگیرد و سنگینیِ بازگشت به خانه را به تماشاگر منتقل میسازد.
لحن ناپایدار؛ کاستی و امتیاز یکی از ویژگیهای آشکار فیلم، تغییر محسوس لحن آن است. کمدیِ نسبتاً پرتحرکِ بخش نخست، در ادامه با لحظههایی آرامتر، تأملبرانگیزتر و حتی شاعرانه همراه میشود. این جابهجایی گاه چنان سریع است که فیلم یکپارچگی خود را از دست میدهد؛ گویی میان دو میل متفاوت در رفتوآمد است: میل به سرگرمکردن و میل به مکث بر منظره، وجدان و مناسبات اجتماعی.
بااینحال، همین ناهماهنگی برای برخی تماشاگران بخشی از هویت اثر خواهد بود. فیلم همیشه نمیکوشد لحن واحدی را تا پایان حفظ کند و از همین رو حسی زنده و پیشبینیناپذیر دارد. در لحظههایی که بر یکی از حالوهواهایش تمرکز میکند، چه در کمدیِ روزمره و چه در تأمل انسانی، تأثیرگذار است؛ دشواری آنجاست که گذار میان این دو همیشه نرم و طبیعی به نظر نمیرسد.
« لحن ناپایدار؛ کاستی و امتیاز یکی از ویژگیهای آشکار فیلم، تغییر محسوس لحن آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جاده، روستا و زندگیِ ملموس سفر در این فیلم فقط وسیلهای برای رساندن شخصیتها از نقطهای به نقطهٔ دیگر نیست. قطار، راه و جابهجایی، پائولو را از نظم آشنای زندگی شهری دور میکنند و او را در تماس با مردمانی میگذارند که پیشتر ممکن بود از کنارشان بیاعتنا بگذرد. در فضای روستایی، مناسبات خانوادگی و نگاه جمعی وزن بیشتری مییابند؛ بازگشت ماریا به خانه نیز با همین حسِ مواجهه با قضاوت و پذیرش همراه است.
اثر در سال ۱۹۴۲ ساخته شده و حالوهوای ایتالیای آن دوره در جزئیات زندگی روزمرهاش احساس میشود. فیلم بهجای تکیه بر چشماندازهای عظیم تاریخی، سراغ آدمهای عادی، کار، خانواده و نگرانیهای کوچک اما تعیینکننده میرود. این توجه به واقعیت ملموس، آن را به فضایی نزدیک میکند که بعدها در سینمای نئورئالیستی ایتالیا اهمیت فراوان یافت؛ هرچند فیلم هنوز میان لحن قصهپردازانه و نگاهی واقعگرا در حرکت است.
شیرینیِ بیش از اندازه گرمای عاطفی فیلم از نقاط قوت آن است، اما گاهی همین گرما به شیرینیِ اغراقآمیز نزدیک میشود. برخی لحظهها چنان نرم و دلنشین پرداخته شدهاند که ممکن است از شدتِ واقعیتِ موقعیت بکاهند. مسئلهٔ ماریا ظرفیت تلخی و دشواری زیادی دارد، اما فیلم همیشه آن را تا ژرفترین لایههایش دنبال نمیکند.
« جاده، روستا و زندگیِ ملموس سفر در این فیلم فقط وسیلهای برای رساندن شخصیتها از نقطهای به نقطهٔ دیگر نیست. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تماشاگرانی که انتظار درامی اجتماعی تندتر یا شخصیتپردازی پیچیدهتری دارند، ممکن است اثر را بیش از اندازه ملایم بیابند. سادگیِ قصه نیز دو سویه است. از یکسو، فیلم بهسبب وضوح و بیتکلفیاش آسان با تماشاگر ارتباط برقرار میکند؛ از سوی دیگر، برخی شخصیتها و تعارضها فرصت چندانی برای گسترش پیدا نمیکنند.
این اثر بیش از آنکه در پی تحلیل جامع ساختارهای اجتماعی باشد، بر تجربهای انسانی و محدود تمرکز میکند: مواجههٔ یک مرد معمولی با رنج دیگری و انتخابی که از او انتظار نمیرفت. جمعبندی «چهار گام در ابرها» فیلمی است که نیروی خود را از پیچیدگی داستانی نمیگیرد، بلکه بر بازیهای طبیعی، حسوحال گرم و همدلی با آدمهای معمولی تکیه دارد.
پائولو، با همهٔ خستگی و گرفتاریهایش، به قهرمانی کوچک بدل میشود؛ نه به این دلیل که جهان را تغییر میدهد، بلکه چون در لحظهای حساس حاضر میشود مسئولیتی را بپذیرد که الزاماً از آنِ او نیست. تغییر ناگهانی لحن، سادگیِ بیش از حدِ طرح و شیرینیِ گاه افراطی، مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ لحظهها یکدست و عمیق باشد.
جمعبندی
بااینهمه، زندهبودن فضا و صداقت عاطفیاش اثر را از یک قصهٔ پیشپاافتاده فراتر میبرد. فیلم برای تماشاگرانی که به درامهای انسانیِ آرام و سینمای کلاسیک ایتالیا علاقه دارند، تجربهای دلپذیر است؛ اثری کوچک و نامتوازن، اما سرشار از توجه به لحظههایی که مهربانی میتواند مسیر یک زندگی را اندکی تغییر دهد.
« بااینهمه، زندهبودن فضا و صداقت عاطفیاش اثر را از یک قصهٔ پیشپاافتاده فراتر میبرد. »


ثبت دیدگاه