نقد و بررسی
نقد چهار آدم وحشتزده (Four Frightened People) | 1934
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهار انسان در برابر طبیعت و ترس فیلم «چهار انسان هراسان» ساختهٔ Cecil B. DeMille، ماجرای چهار مسافری را دنبال میکند که با شیوع طاعون خیارکی در کشتی، ناچار میشوند راهی برای گریز بیابند. قایق کوچکشان آنان را به ساحل و سپس به دل جنگلهای مالایا میکشاند؛ جایی که خطرهای طبیعی، دشواری راه و برخورد با مردمان بومی، سفر را به آزمونی برای بقا و مناسبات میان خودشان بدل میکند.
در کنار ماجرای گریز و عبور از جنگل، رقابت دو مرد برای جلب توجه آموزگار جوانی به نام جودی نیز خطی عاطفی و کمابیش کمدی به روایت میافزاید. فیلم در سال ۱۹۳۴ ساخته شده و در شمار آثار ماجراجویانهٔ دورهٔ پیش از اجرای سختگیرانهٔ «کد هیز» قرار میگیرد؛ دورهای که آثار هالیوودی در پرداختن به جنسیت و نمایش بدن، گاه آزادی بیشتری داشتند.
ماجراجویی بهمثابه موتور روایت امتیاز اصلی فیلم در طرح ساده و سرراست آن است: خطرِ کشتی آلوده، گریزی شتابزده، ساحلی ناشناخته و جنگلی که هر قدم در آن میتواند مانعی تازه پیش آورد. فیلم با موقعیتی اضطراری آغاز میشود و از همان ابتدا نیرویی بیرونی شخصیتها را وادار به تصمیمگیری میکند.
همین شتاب آغازین، تماشاگر را بیدرنگ وارد فضای مخاطره میسازد و اجازه نمیدهد داستان در مقدمهچینی طولانی متوقف شود. پس از رسیدن به خشکی، روایت بر مجموعهای از برخوردها و دشواریها تکیه میکند. جنگل نه فقط پسزمینهای تزیینی، بلکه فضایی است که آسایش شهری و قواعد آشنای زندگی را از شخصیتها میگیرد.
« چهار انسان در برابر طبیعت و ترس فیلم «چهار انسان هراسان» ساختهٔ Cecil B. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم بیش از آنکه منطق دقیق بقا را بکاود، از خطرهای پیاپی برای حفظ جنبوجوش داستان بهره میگیرد. این انتخاب به ریتمی سرگرمکننده میانجامد، اما گاهی پیوند میان دشواری و راهحل را سست میکند: شخصیتها از موقعیتی خطرناک به موقعیت بعدی میرسند، بیآنکه همواره بهای واقعیِ گرسنگی، خستگی یا ناآشنایی با محیط را بپردازند.
جنگل؛ فضایی پرکشش اما نه کاملاً باورپذیر تصویر جنگل یکی از عناصر مهم فیلم است. انبوهی گیاهان، مسیرهای دشوار و نشانههای خطر، حس بیپناهی مسافران را تقویت میکنند و به ماجرا حالوهوایی جسمانی میدهند؛ گویی شخصیتها باید پیوسته با محیطی بجنگند که هیچ توجهی به خواست و ترس آنان ندارد.
در بهترین لحظات، طبیعت نه تزئین صحنه، بلکه نیرویی بیطرف و سنگین است که انسان را از عادتهای روزمرهاش جدا میکند. اما این فضا در عمل با محدودیتهایی روبهروست. فیلم گاه جنگل را همچون صحنهای برای نمایش حادثه به کار میگیرد، نه زیستبومی با قواعد و فشارهای خاص خود. عبور از موانع، ساخت سرپناه و یافتن راه حل، بیش از اندازه آسان به نظر میرسد.
حاصل، دوگانگیای میان ظاهرِ خطرناک محیط و سادگیِ نسبیِ مواجههٔ شخصیتها با آن است. تماشاگر میتواند از ماجراجویی لذت ببرد، اما اگر در پی روایتی واقعگرایانه از بقا باشد، بهاحتمال زیاد پیوستگی و دقت کافی نمییابد. شخصیتها و دگرگونی جودی چهار مسافر از آغاز یکسان نیستند: هر یک با منش، عادت و جایگاه اجتماعی متفاوتی وارد موقعیت اضطراری میشود.
« بااینحال، فیلم بیش از آنکه منطق دقیق بقا را بکاود، از خطرهای پیاپی برای حفظ جنبوجوش داستان بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این ناهمگونی ظرفیت خوبی برای نمایش تغییر آدمها در شرایط دشوار فراهم میکند. زندگی جمعی در جنگل، فاصلهٔ میان ظاهر متمدن و واکنشهای غریزی را آشکار میسازد و رقابت دو مرد نیز یکی از محورهای کشمکش میان شخصیتهاست. بااینهمه، فیلم در پرداخت این دگرگونیها بیشتر به نشانههای بیرونی تکیه میکند تا تحول روانیِ تدریجی.
جودی، آموزگار جوان و محتاط، نمونهٔ روشن این کاستی است. تغییر او در برخورد با دیگران و در تصویر فیلم از زنانگی، بهسرعت و با اتکای محسوس به ظاهر و جذابیت بیرونی پیش میرود. بدینترتیب، مسیری که میتوانست دربارهٔ استقلال، شجاعت یا بازشناسی تواناییهای یک زن باشد، گاه به الگوی آشنای «دگرگونی ظاهری» فروکاسته میشود.
از آنجا که رقابت عاطفی دو مرد نیز با چنین الگویی درهم میآمیزد، بخش عاشقانهٔ روایت بیشتر قابل پیشبینی است تا پیچیده یا تأثیرگذار. بازیها و لحظههای کمیک ماری بولاند از بازیگرانی است که به فیلم گرما و سرزندگی میبخشند. حضور او مانع میشود فضای تهدید و جدیتِ ماجرای بقا یکسره یکنواخت شود؛ لحظههای شوخطبعانهاش به روایت ضرباهنگی سبکتر میدهند و تفاوت او با دیگر مسافران را برجسته میکنند.
در فیلمی که بارها میان خطر و کمدی جابهجا میشود، این توانایی اهمیت دارد: بولاند میتواند بدون آنکه از مسیر کلی قصه خارج شود، لحنی بازیگوشانه به صحنهها وارد کند. بازی کلودت کولبرت نیز بخش مهمی از تکیهگاه فیلم است. او به جودی حالتی میدهد که میان اضطراب، خویشتنداری و جسارت در نوسان است، هرچند فیلمنامه همیشه فرصت نمیدهد این وجوه به شکلی همسنگ پرورش یابند.
« این ناهمگونی ظرفیت خوبی برای نمایش تغییر آدمها در شرایط دشوار فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهٔ میان بازیگران گاه از خودِ حوادث جذابتر میشود، اما فیلم در استفاده از این ظرفیت، بیش از آنکه به ظرافتهای رابطه و تفاوت شخصیتها بپردازد، به شوخیهای موقعیتی و رقابت عاشقانه بازمیگردد. نگاه استعماری و تصویر مردمان بومی یکی از دشوارترین جنبههای فیلم برای تماشاگر امروز، شیوهٔ بازنمایی مردم بومی است.
آنان اغلب نه بهعنوان شخصیتهایی مستقل با انگیزه، زبان و زندگی اجتماعیِ پیچیده، بلکه بهصورت نیرویی تهدیدکننده یا مانعی در مسیر قهرمانان ظاهر میشوند. چنین تصویری به کلیشههای نژادپرستانه و تحقیرآمیزی متکی است که در بسیاری از آثار هالیوودی آن دوره رواج داشت، اما رواج تاریخی، از اثر اخلاقی و معنایی آن نمیکاهد.
این بازنمایی همچنین محدودیت دیدگاه فیلم را آشکار میکند: جنگل و ساکنانش بیشتر از منظر ترس و نیاز مسافران دیده میشوند. در نتیجه، تجربهٔ مردم بومی و نسبت آنان با محیط تقریباً به حاشیه رانده میشود و جهان داستان به تقابلی ساده میان مسافران «متمدن» و مردمانی رازآلود یا خطرناک میل میکند.
این انتخاب، نهتنها تصویر فیلم را از نظر فرهنگی مسئلهدار میکند، بلکه از پیچیدگی دراماتیک آن نیز میکاهد؛ زیرا بخش مهمی از امکان شناخت متقابل و برخورد چند دیدگاه متفاوت از دست میرود. لحن و محدودیتهای فیلمنامه فیلم میان ماجراجویی، کمدی و ملودرام عاشقانه حرکت میکند. این آمیزش میتواند به اثری سرزنده بینجامد، اما در اینجا گاهی به ناهماهنگی میرسد: خطری که لحظهای پیش جدی به نظر میرسید، ممکن است ناگهان به زمینهای برای شوخی بدل شود؛ یا مسئلهٔ بقا جای خود را به رقابت عاطفی بدهد.
« لحن و محدودیتهای فیلمنامه فیلم میان ماجراجویی، کمدی و ملودرام عاشقانه حرکت میکند. »
قوتها و کاستیها
این تغییر لحن هم بخشی از جذابیت بازیگوشانهٔ اثر است و هم نشانهٔ آنکه فیلمنامه همیشه مرکز ثقل روشنی ندارد. نتیجه آن است که شخصیتها و رخدادها بیشتر در خدمت حرکت قصهاند تا آنکه از دل تجربهای پیوسته و روانشناختی شکل بگیرند. فیلم میخواهد هم تعلیق بسازد، هم سرگرم کند و هم رابطهٔ عاطفی پیش ببرد؛ اما این هدفها همیشه بهخوبی در هم تنیده نمیشوند.
بنابراین، اثر بیش از آنکه درام بقا یا مطالعهای جدی دربارهٔ دگرگونی انسان باشد، ماجراجوییِ سبک و گاه نامتوازن باقی میماند. جمعبندی «چهار انسان هراسان» فیلمی است که جذابیتش را از موقعیت مرکزیِ پرکشش، فضای جنگلی و بازیهای پرانرژی میگیرد. گریز از کشتی آلوده و تلاش برای عبور از محیطی ناشناخته، زمینهای مناسب برای تعلیق و سرگرمی فراهم میکند؛ ماری بولاند نیز با حضور دلنشین خود به لحظاتی از فیلم جان میبخشد.
در مقابل، روایت سادهانگارانهٔ بقا، تحول شتابزدهٔ قهرمانه و قابل پیشبینی بودن خط عاشقانه، مانع از آن میشود که ماجرا عمق عاطفی یا دراماتیک پایداری پیدا کند. مهمتر از همه، تصویر تحقیرآمیز و کلیشهای مردم بومی، بخشی جداییناپذیر از تجربهٔ تماشای فیلم است و ارزیابی امروزی آن را دشوارتر میسازد.
اثر را میتوان همچون نمونهای از سرگرمی ماجراجویانهٔ هالیوود در دههٔ ۱۹۳۰ دید: پرتحرک و گاه دلنشین، اما گرفتار محدودیتهایی که هم در منطق روایت و هم در نگاه فرهنگیاش آشکارند.
« این تغییر لحن هم بخشی از جذابیت بازیگوشانهٔ اثر است و هم نشانهٔ آنکه فیلمنامه همیشه مرکز ثقل روشنی ندارد. »



ثبت دیدگاه