نقد و بررسی
نقد Foreign Correspondent | 1940
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری در آستانهٔ جنگ «خبرنگار خارجی» ساختهٔ آلفرد هیچکاک، تریلری جاسوسی است که در آستانهٔ جنگ جهانی دوم میگذرد؛ زمانی که خبرهای اروپا دیگر گزارشهایی دور از زندگی روزمره نیستند، بلکه نشانههایی از بحرانی قریبالوقوعاند. جان جونز، خبرنگاری آمریکایی که بیشتر با گزارشهای جنایی سروکار داشته، برای پوشش تحولات اروپا راهی آن سوی اقیانوس میشود.
اما مأموریتی که ابتدا ساده و حرفهای به نظر میرسد، او را به ماجرایی پیچیده از ترور، جعل هویت و جاسوسی میکشاند. فیلم از همان ابتدا میان واقعیت تاریخی و قصهٔ پرهیجان تعادل برقرار میکند. فضای سیاسی برآمده از اضطراب زمانه است، اما روایت در پی بازسازی دقیق رویدادها نیست؛ کشورها و شخصیتها در خدمت ساختن جهانی هستند که در آن اعتماد شکننده و خطر همیشه نزدیک است.
این انتخاب به فیلم آزادی میدهد تا از گزارش سیاسی به تعلیق و ماجراجویی بپرد، هرچند گاهی همین آزادی، قصه را به سوی نامحتملشدن میبرد. خبرنگاری که به دل ماجرا میزند جونز قهرمانی نیست که از ابتدا برای میدان خطر ساخته شده باشد. او خبرنگاری جسور، کنجکاو و گاه خودرأی است که ناگهان میبیند موضوع گزارشش دیگر از فاصلهای امن قابل مشاهده نیست.
« فیلم از همان ابتدا میان واقعیت تاریخی و قصهٔ پرهیجان تعادل برقرار میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جذابیت شخصیت در همین جابهجایی نهفته است: مردی که برای روایتکردن ماجرا به اروپا آمده، ناچار میشود خودش در متن آن قرار گیرد. جوئل مککریا نقش جونز را با حضوری صریح و بیتکلف بازی میکند. این بازی طبیعی، قهرمان را از اغراقهای ملودراماتیک دور نگه میدارد؛ بااینحال، گاهی اعتمادبهنفس او چنان پررنگ میشود که به خودجدیگرفتن نزدیک است.
این ویژگی میتواند بخشی از شوخطبعی شخصیت باشد، اما در بعضی لحظهها فاصلهای میان او و آشوبی که پیرامونش شکل گرفته ایجاد میکند. فیلم از این تفاوت میان مرد معمولی و بحران بزرگ بهره میبرد، هرچند همیشه آن را به شکلی یکدست پیش نمیبرد. تعلیق، پیچش و معماری هیجان هیچکاک بهجای تکیهٔ صرف بر غافلگیری، از انتظار و سوءظن بهره میگیرد.
اطلاعات قطرهچکانی آشکار میشوند و هر برخورد تازه، معنای آنچه پیشتر دیدهایم را تغییر میدهد. شخصیتها ممکن است همان چیزی نباشند که در نگاه نخست به نظر میرسند و همین تردید، مخاطب را در وضعیتی پیوسته ناآرام نگه میدارد. البته فیلم در انباشتن گرهها گاهی زیادهروی میکند. زنجیرهٔ اتفاقها چنان سریع و پیچیده میشود که برخی پیوندهای علّی بهجای آنکه کاملاً قانعکننده باشند، بیشتر برای رساندن قهرمان به صحنهٔ تعلیق بعدی به کار میآیند.
« جوئل مککریا نقش جونز را با حضوری صریح و بیتکلف بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
بعضی مسائل نیز به اندازهای که وعده دادهاند، بسط نمییابند یا به فرجامی روشن نمیرسند. با وجود این، ریتم کلی فیلم توان حفظ کنجکاوی را دارد؛ تماشاگر بیشتر درگیر پرسش «بعد چه میشود؟» است تا وارسی دقیق منطق هر چرخش. صحنههایی که در حافظه میمانند قدرت ماندگار فیلم بیش از هر چیز در چند قطعهٔ بصری چشمگیر نمایان میشود.
سکانس آسیاببادی، با حرکتهای مکانیکی و فضای بازِ تهدیدآمیزش، نمونهای درخشان از تبدیل یک مکان معمولی به سرچشمهٔ اضطراب است. جزئیات محیط صرفاً پسزمینه نیستند؛ هر حرکت و هر نشانه میتواند معنایی پنهان داشته باشد. صحنه از تماشاگر میخواهد همانند جونز نگاه کند: دقیق، بدگمان و آمادهٔ بازنگری در برداشت نخست.
سکانس هواپیما نیز از نقاط برجستهٔ فیلم است. آشفتگی، خطر و حس بیپناهی در آن با قدرتی کمنظیر شکل میگیرد و تصویر، بیش از گفتوگو بار هیجانی لحظه را به دوش میکشد. این صحنهها نشان میدهند که هیچکاک چگونه میتواند یک موقعیت ساده را به تجربهای جسمانی از تعلیق بدل کند؛ مخاطب فقط شاهد خطر نیست، بلکه در انتظار وقوع آن نفس را حبس میکند.
« بعضی مسائل نیز به اندازهای که وعده دادهاند، بسط نمییابند یا به فرجامی روشن نمیرسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی صحنه و میزانسن در این لحظات، حتی با گذشت زمان، هنوز اثرگذار است. بازیگران و نوسان لحن در کنار مککریا، بازیگران مکمل به فیلم بافتی زنده میبخشند. جورج سندرز در نقش روزنامهنگاری انگلیسی، با خونسردی و طنازی خود، تعادلی خوشایند در برابر شتاب جونز ایجاد میکند. هربرت مارشال نیز به شخصیتی که باید در مرز میان وقار و تهدید حرکت کند، ظرافت میدهد.
بازی او از آن جنس حضورهایی است که معنای رفتارهای کوچک را پررنگ میکند؛ مکث و نگاه گاه بیش از توضیح مستقیم اطلاعات میرسانند. بااینحال، فیلم پیوسته میان هیجان، شوخی، عاشقانه و اضطراب سیاسی جابهجا میشود و این نوسان همیشه به سود آن نیست. شوخیهای روزنامهنگارانه میتوانند از سنگینی فضا بکاهند، اما گاهی درست پس از لحظهای جدی وارد میشوند و پیوستگی احساسی را مختل میکنند.
عشق میان جونز و کارول نیز با شتابی محسوس شکل میگیرد. رابطه بهاندازهای فرصت رشد نمییابد که پیوندش با خط جاسوسی کاملاً طبیعی جلوه کند؛ بیشتر به ضرورتی آشنا در سینمای آن دوره شباهت دارد تا رابطهای که از دل تجربههای مشترک شخصیتها بهآرامی شکل گرفته باشد. سیاست و سایهٔ جنگ «خبرنگار خارجی» فیلمی سرگرمکننده است، اما در پس سرگرمی، موضعی سیاسی دارد.
« طراحی صحنه و میزانسن در این لحظات، حتی با گذشت زمان، هنوز اثرگذار است. »
قوتها و کاستیها
اثر در زمانی ساخته شد که جنگ در اروپا به واقعیتی ملموس بدل شده بود و نگرانی از گسترش آن در فضای عمومی حضور داشت. پایان فیلم این نگرانی را به پیامی آشکار خطاب به مخاطب آمریکایی تبدیل میکند. همین صراحت، برای برخی تماشاگران نیرویی عاطفی و تاریخی دارد؛ برای برخی دیگر، لحنی تبلیغاتی و بیش از اندازه مستقیم پیدا میکند.
این دوگانگی از ویژگیهای مهم فیلم است: یکسو، روایت جاسوسی با بدگمانی نسبت به فریب و خشونت پیش میرود؛ سوی دیگر، در لحظهٔ سیاسی، تردیدهای روایی جای خود را به بیانی قاطع میدهند. بنابراین پایان صرفاً نتیجهٔ ماجرا نیست، بلکه موضعی دربارهٔ مسئولیت و تهدید جهانی نیز عرضه میکند. این موضع را میتوان در بستر زمانه فهمید، بیآنکه لازم باشد آن را از نظر هنری بیچونوچرا پذیرفت.
برای مخاطب امروز، مستقیمبودن پیام ممکن است بیش از آنکه تکاندهنده باشد، فاصلهساز به نظر برسد. جمعبندی «خبرنگار خارجی» اثری پرتحرک و تماشایی است که جذابیتش را از ترکیب تعلیق هیچکاکی، بازیهای نیرومند و چند سکانس بصری کممانند میگیرد. آسیاببادی و هواپیما همچنان از لحظاتی هستند که فیلم را از یک قصهٔ جاسوسی معمولی فراتر میبرند.
« پایان فیلم این نگرانی را به پیامی آشکار خطاب به مخاطب آمریکایی تبدیل میکند. »
جمعبندی
در عین حال، پیچیدگی گاه تصنعی داستان، عاشقانهٔ شتابزده و پیام سیاسی صریح، مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای فیلم به یک اندازه قانعکننده باشند. بااینهمه، ناهماهنگیهایش از انرژی و مهارت اجرایی اثر کم نمیکند. فیلم بیش از آنکه در ظرافت هر گرهٔ داستانی بدرخشد، در ساختن موقعیتهایی موفق است که تماشاگر را نگران، کنجکاو و چشمبهراه نگه میدارند.
حاصل، تریلری کلاسیک است که هم نشانی از سینمای ماجراجویانهٔ زمانهٔ خود دارد و هم تصویری پراضطراب از جهانی که به سوی جنگ میرود.
« بااینهمه، ناهماهنگیهایش از انرژی و مهارت اجرایی اثر کم نمیکند. »
ثبت دیدگاه