نقد و بررسی
نقد نیروی طبیعت (Force of Nature) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
موقعیت و طرح کلی «Force of Nature» ساختهٔ Michael Polish، تریلری جنایی و اکشن است که ایدهٔ مرکزیاش از برخورد دو وضعیت بحرانی نیرو میگیرد: توفانی ویرانگر که شهر را به خاموشی و آشفتگی میکشاند، و سرقتی که گروهی خلافکار در دل همان بحران به راه انداختهاند. در میانهٔ این وضعیت، مأمورانی که برای تخلیهٔ ساختمانی مسکونی اعزام شدهاند با ساکنانی روبهرو میشوند که هرکدام انگیزهای برای ماندن دارند؛ ورود سارقان، این کشمکش را به نبردی برای بقا بدل میکند.
فیلم با حضور Emile Hirsch، Mel Gibson و Kate Bosworth در فضایی محدود و زیر فشار زمان پیش میرود. این طرح، در ظاهر، مصالح مناسبی برای یک سرگرمی پرتنش فراهم میآورد: محیطی بسته، ارتباطات مختلشده، تهدیدی طبیعی که امکان گریز را کم میکند و خطری انسانی که هر لحظه نزدیکتر میشود. فیلم نیز از همان ابتدا میکوشد مخاطب را در وضعیتی معلق نگه دارد؛ اما اینکه این عناصر تا چه اندازه در خدمت یک روایت منسجم قرار میگیرند، مهمترین پرسش در ارزیابی آن است.
توفان؛ نیروی محرک یا پسزمینه؟ توفان در عنوان و فضای فیلم حضوری پررنگ دارد، اما کارکردش همیشه به اندازهٔ وعدهٔ آغازین اثر نیست. باران شدید، سیلاب و ازکارافتادن ارتباطات، موقعیت شخصیتها را دشوارتر میکند و حس انزوا را میافزاید؛ بااینحال، در بخشهایی از روایت، توفان بیشتر به وسیلهای برای کنار هم آوردن آدمها و محدودکردن راههای خروج شباهت دارد تا نیرویی که پیوسته ساختار صحنهها را دگرگون کند.
« فیلم با حضور Emile Hirsch، Mel Gibson و Kate Bosworth در فضایی محدود و زیر فشار زمان پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله میان اهمیت بالقوهٔ توفان و نقش واقعی آن، بر تعلیق فیلم اثر میگذارد. تماشاگر انتظار دارد طبیعت نهفقط فضاسازی، بلکه عامل فعالی در تصمیمها و پیامدهای آنها باشد؛ اما هرجا خطر جوی به حاشیه میرود، فیلم بخشی از ظرفیت ویژهٔ خود را از دست میدهد. بااینهمه، ایدهٔ تقابل آشوب طبیعی با خشونت حسابشدهٔ گروه سارقان همچنان جذاب است و به اثر هویتی متمایزتر از یک تعقیبوگریز معمولی میبخشد.
روایت جنایی و منطق پیشروی فیلم روایتش را بر چند خط بنا میکند: مأمورانِ درگیر وظیفهٔ تخلیه، ساکنانی که به دلایل شخصی حاضر به ترک ساختمان نیستند و گروهی که برای رسیدن به هدفی پنهان وارد آنجا شدهاند. این خطوط بهتدریج به هم میرسند و تلاش برای زندهماندن جای نظم روزمره را میگیرد.
چنین ساختاری میتواند زمینهساز سوءظن، افشاگری و جابهجایی موازنهٔ قدرت شود؛ در بهترین لحظات، مخاطب میکوشد حدس بزند چه کسی اطلاعات بیشتری دارد و کدام تصمیم بعدی بحران را تشدید خواهد کرد. بااینحال، پیوند میان رخدادها همیشه به اندازهٔ ایدهٔ اولیه حسابشده نیست. بعضی اتفاقها چنان بهسرعت رخ میدهند یا چنان به تصادف متکیاند که باورپذیری جهان داستان را سست میکنند.
« این فاصله میان اهمیت بالقوهٔ توفان و نقش واقعی آن، بر تعلیق فیلم اثر میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
گاه شخصیتها به تصمیمهایی دست میزنند که بیش از آنکه از منطق موقعیت یا شناختشان از یکدیگر برآمده باشد، برای رساندن قصه به صحنهٔ بعدی ضروری به نظر میرسد. همین لغزشها سبب میشود تعلیق، که باید از خطر و انتخابهای دشوار زاده شود، در بخشهایی به انتظار برای رخداد بعدی تقلیل یابد. شخصیتها و بازیها نقطهٔ اتکای بازیگران، بهویژه Mel Gibson در نقش Ray، بیش از آنکه بر تحول تدریجی شخصیت بنا شود، بر حضور و کاریزمای بازیگر تکیه دارد.
Ray مردی تلخخو و فرسوده است که گذشته و وضعیت جسمانیاش بر رفتار او سایه انداخته؛ Gibson این خشونت خاموش و بیحوصلگی را با تسلط اجرا میکند. حضور او انرژی خاصی به فیلم میدهد، اما شخصیت مجال چندانی برای عبور از الگوی آشنای مرد خشن و سرسخت پیدا نمیکند. Emile Hirsch در نقش Cardillo باید همزمان با تهدید بیرونی و بار شخصی گذشتهاش روبهرو باشد.
این پیشینه قرار است به رفتار او عمق بدهد، اما پرداخت داستانی گاهی به توضیح صریح و دیالوگهای مستقیم متکی میشود؛ در نتیجه، زخمهای درونی شخصیت بیشتر اعلام میشوند تا آنکه در کنش و سکوت او بهتدریج آشکار شوند. Kate Bosworth نیز در نقش Troy حضوری مؤثر دارد، هرچند فرصت پرورش کامل شخصیتش محدود میماند.
« Emile Hirsch در نقش Cardillo باید همزمان با تهدید بیرونی و بار شخصی گذشتهاش روبهرو باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتهای فرعی هم بیشتر به کارکردهای روایی ــ مانع، متحد یا تهدید ــ نزدیکاند تا انسانهایی با زندگی مستقل و پیچیده. اکشن و طراحی تعلیق «Force of Nature» در لحظاتی که از توضیح فاصله میگیرد و به کنش روی میآورد، کارآمدتر است. درگیریهای فیزیکی، تیراندازیها و حرکت میان فضاهای محدود، ریتمی تند ایجاد میکنند و برای مخاطبی که در پی یک فیلم اکشنِ بیتکلف است، جذابیت دارند.
ساختمان بهعنوان میدان نبرد، امکان جابهجایی میان اتاقها و راهروها را فراهم میآورد و احساس محاصره را تقویت میکند. حضور توفان نیز در برخی صحنهها بر آشفتگی بصری و دشواری تصمیمگیری میافزاید. اما شتاب بهتنهایی جای طراحی دقیق را نمیگیرد. بعضی صحنههای اکشن بهاندازهای که باید از جغرافیای فضا، خطر محیط و هدف شخصیتها بهره نمیبرند؛ بنابراین هیجان گاهی بیشتر از شدت صدا و حرکت میآید تا از وضوح و پیامد کنشها.
همچنین تعلیق فیلم برای همه یکسان عمل نمیکند: اگر تماشاگر با شخصیتها همراه شود، فضای بسته و تهدیدهای پیدرپی میتوانند سرگرمکننده باشند؛ اگر منطق رخدادها را نپذیرد، همان صحنهها ممکن است تکراری یا اغراقآمیز جلوه کنند. دیالوگ و لحن یکی از ضعفهای محسوس فیلم، نوسان میان جدیت و اغراق است.
« اکشن و طراحی تعلیق «Force of Nature» در لحظاتی که از توضیح فاصله میگیرد و به کنش روی میآورد، کارآمدتر است. »
قوتها و کاستیها
اثر میخواهد از گذشتهٔ شخصیتها و تنشهای اخلاقیشان سخن بگوید، اما همزمان خود را بهعنوان سرگرمی اکشن پیش میبرد. این دو لحن لزوماً ناسازگار نیستند، ولی برای همنشینی به دیالوگهایی دقیق و شخصیتپردازیای سنجیده نیاز دارند. در اینجا، برخی گفتوگوها بیش از حد توضیحی یا کلیشهایاند و گاه چنان تصنعی به گوش میرسند که شدت صحنه را کاهش میدهند.
در نتیجه، لحظاتی که باید عاطفی یا تهدیدآمیز باشند، ممکن است ناخواسته رنگی مضحک پیدا کنند. این مسئله بهویژه هنگامی برجسته میشود که فیلم از مخاطب میخواهد بار احساسی یک گذشتهٔ تلخ را بپذیرد، بیآنکه پیشتر فرصت کافی برای شکلگیری آن فراهم کرده باشد. بااینحال، همین ناهمواری برای گروهی از تماشاگران میتواند بخشی از لذت فیلم باشد: اثری که در برخی لحظات بیپرده و پرهیجان است، حتی اگر همیشه ظرافت لازم را نداشته باشد.
تجربهٔ تماشاگر و دوگانگی واکنشها «Force of Nature» از آن فیلمهایی است که ارزیابیاش به انتظارات مخاطب وابستگی زیادی دارد. اگر هدف، دیدن تریلری کوتاه و پرحادثه با بازیگری آشنا و موقعیتی روشن باشد، اثر میتواند سرگرمکننده باشد. هواداران اکشن ممکن است از درگیریها و حضور Mel Gibson لذت ببرند و ضعفهای روایی را در برابر ریتم و هیجان کماهمیت بدانند.
« این دو لحن لزوماً ناسازگار نیستند، ولی برای همنشینی به دیالوگهایی دقیق و شخصیتپردازیای سنجیده نیاز دارند. »
جمعبندی
در سوی دیگر، تماشاگرانی که انسجام داستان، گفتوگوهای طبیعی و تعلیقِ مبتنی بر منطق را در اولویت میگذارند، احتمالاً بیشتر متوجه تصادفهای روایی و افتوخیزهای کیفیت خواهند شد. این دو واکنش متضاد از خود فیلم سرچشمه میگیرند: «Force of Nature» همزمان میخواهد جدی و سرگرمکننده، پرتنش و پرتحرک باشد، اما همهٔ اجزایش به یک اندازه در این مسیر موفق نیستند.
فیلم نه آنقدر بیاعتنا به قواعد است که بتوان آن را صرفاً شوخیوار تماشا کرد، نه آنقدر منضبط که همهٔ انتخابهایش را بتوان جدی گرفت. حاصل، تجربهای نابرابر است که لحظات قابلقبول و لغزشهای آشکار را کنار هم قرار میدهد. جمعبندی «Force of Nature» بر پایهٔ ایدهای جذاب شکل گرفته است: سرقتی در میانهٔ توفان، ساختمانی محاصرهشده و شخصیتهایی که ناچارند برای بقا همکاری کنند.
فیلم در بخشهایی از اکشن و ایجاد فضای محصور موفق است و حضور Mel Gibson نیز به آن نیروی اجرایی میبخشد. بااینحال، قصه گاه از منطق خود فاصله میگیرد، شخصیتها به اندازهٔ کافی پرورده نمیشوند و دیالوگها همیشه توان انتقال وزن عاطفی موقعیت را ندارند. در نهایت، این اثر بیش از آنکه تریلری دقیق و بهیادماندنی باشد، فیلمی برای تماشای گذراست: سرگرمکننده برای مخاطبی که با اکشن مستقیم و قصهگویی پرشتاب کنار میآید، و کماثر برای کسی که از هر رخداد انتظار منطق، ظرافت و تعلیق حسابشده دارد.
« حاصل، تجربهای نابرابر است که لحظات قابلقبول و لغزشهای آشکار را کنار هم قرار میدهد. »



ثبت دیدگاه