نقد و بررسی
نقد گناهان ممنوعه (Forbidden Sins) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دادگاه و اتاقهای تاریک «Forbidden Sins» تریلری جنایی و اروتیک به کارگردانی رابرت آنجلو است که داستانش را بر برخورد سه قلمرو بنا میکند: پروندهای پرابهام، رابطهای ممنوعه و زخمی قدیمی میان دو همسر سابق. مورین دوهرتی، وکیل مدافع مطلقه، دفاع از دیوید مالهلند را میپذیرد؛ میلیونری که به قتل زنی رقصنده متهم است.
کارآگاه جان دوهرتی، همسر سابق مورین، مسئول پرونده است و از ابتدا به گناهکاری متهم اطمینان دارد. مورین، در برابر این یقین، به جستوجوی حقیقت میپردازد؛ جستوجویی که مرز میان وظیفه حرفهای و کشش شخصی را بهتدریج کمرنگ میکند. این چیدمان، مواد اولیه مناسبی برای یک معمای دادگاهی فراهم میآورد، اما فیلم بیش از آنکه آن را به اثری ژرف و پیچیده بدل کند، به سرگرمیهای آشنای ژانر تکیه میکند.
مورین؛ مرکز ثقل فیلم شانون توید مهمترین عامل انسجام فیلم است. مورین در ظاهر وکیلی مطمئن و مسلط است، اما فیلم او را در موقعیتی قرار میدهد که هر تصمیم حرفهایاش میتواند با تمایل شخصیاش درآمیزد. توید این دوگانگی را با بازیای روان و بیتکلف پیش میبرد: شخصیتش نه چنان سرد و دور از دسترس است که از تماشاگر جدا بماند، نه آنقدر سادهلوح که کشش به موکل را تنها لغزش ناگهانی جلوه دهد.
« مورین دوهرتی، وکیل مدافع مطلقه، دفاع از دیوید مالهلند را میپذیرد؛ میلیونری که به قتل زنی رقصنده متهم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور او به صحنههایی که از نظر نوشتار چندان پُرمایه نیستند، اندکی جان میبخشد. بااینحال، نقش مورین ظرفیت بیشتری از آنچه فیلم به کار میگیرد دارد. او میتوانست نماینده کشمکش جدیتری میان وجدان حرفهای، تجربه عاطفی گذشته و میل به کشف حقیقت باشد. اما فیلم گاه به جای آنکه تصمیمهایش را از درون شخصیت بپروراند، از جذابیت ظاهری و موقعیتهای تحریکآمیز برای حفظ توجه بهره میگیرد.
حاصل، قهرمانی تماشایی است که بهندرت به شخصیتی واقعاً چندلایه تبدیل میشود. کشش ممنوعه و اخلاق حرفهای رابطه مورین و موکلش موتور اصلی تنش عاطفی اثر است. این پیوند از همان آغاز مسئلهساز است: متهم ممکن است قاتل باشد، وکیل مسئول دفاع از اوست و کارآگاه پرونده نیز همسر سابق اوست. بنابراین کشش میان این دو فقط یک رابطه عاشقانه نامتعارف نیست؛ تهدیدی است برای قضاوت حرفهای مورین و برای اعتماد مخاطب به برداشت او از شواهد.
فیلم از این موقعیت برای ساختن فضای وسوسه و بیاعتمادی استفاده میکند، اما اخلاق حرفهای را بیشتر بهعنوان مانعی داستانی میبیند تا پرسشی جدی. درام میتوانست دقیقتر نشان دهد که رابطه شخصی چگونه بر انتخاب شاهد، تفسیر مدرک یا ارزیابی خطر اثر میگذارد. در عوض، این خطوط گاه بهسرعت از کنار هم میگذرند و فیلم ترجیح میدهد تنش را با جذابیت ظاهری موقعیت زنده نگه دارد.
« حضور او به صحنههایی که از نظر نوشتار چندان پُرمایه نیستند، اندکی جان میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه برای تریلری سبکپردازانه کارکرد دارد، ولی از عمق روانشناختی میکاهد. معمای قتل و بازی با ظن پرسش «آیا موکل بیگناه است؟» ستون تعلیق فیلم است. روایت میان اتهامهای جان، دفاع مورین و نشانههایی که درباره شخصیت دیوید شکل میگیرد حرکت میکند. همین رفتوآمد، گاهی حس کنجکاوی ایجاد میکند: هر شخصیت اطلاعات و انگیزههایی دارد که ممکن است برداشت دیگران را تغییر دهد.
چند پیچش نیز در مسیر قرار میگیرد تا مخاطب درباره حقیقت پرونده تجدیدنظر کند. ضعف اصلی این بخش آن است که نشانهها و تغییر مسیرها معمولاً آنقدر ظریف نیستند که غافلگیری نیرومندی بسازند. بینندهای که با قواعد تریلرهای جنایی آشناست، احتمالاً زودتر از آنچه فیلم میخواهد، به برخی احتمالات میاندیشد.
تعلیق در نتیجه بیشتر از جنس انتظار برای روشنشدن ماجراست تا مشارکت فعال در حل معما. فیلم از شک و بدگمانی بهره میبرد، اما همیشه آنها را به استدلالی قانعکننده و منصفانه تبدیل نمیکند. دادگاه؛ میدان درامی که کامل شکل نمیگیرد پرونده قتل و روند دادگاه میتوانستند به فیلم ساختاری محکم بدهند: شواهدی که معنایشان تغییر میکند، شهادتهایی که اعتبارشان زیر سؤال میرود و وکیلی که باید میان حقیقت احتمالی و دفاع از موکل تمایز بگذارد.
« نتیجه برای تریلری سبکپردازانه کارکرد دارد، ولی از عمق روانشناختی میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی لحظاتِ بازجویی و رویارویی، بهویژه از آن رو که مورین در برابر همسر سابقش قرار میگیرد، ظرفیت دراماتیک دارند. در این صحنهها، پرونده از موضوعی صرفاً حقوقی فراتر میرود و به تسویهحسابی شخصی نیز بدل میشود. اما ریتم بخشهای دادگاهی یکنواخت نیست. بعضی گفتوگوها و رفتوبرگشتها بیش از اندازه کش میآیند، بیآنکه اطلاعات تازه یا فشار عاطفی متناسبی به داستان بیفزایند.
از سوی دیگر، روند حقوقی گاهی بیشتر در خدمت انتقال شخصیتها به موقعیت بعدی است تا نمایش منطقی و دقیق کشف حقیقت. به همین سبب، فیلم میان تریلر دادگاهی و ملودرام جنایی در نوسان میماند و هیچیک را به تمامی به نقطه قوت خود تبدیل نمیکند. لحن، فضا و ریتم «Forbidden Sins» از فضای بزرگنمایانه و تیرهوتارِ جنایی بهره میگیرد: قتل، محیطهای شبانه، روابط پنهان و شخصیتهایی که انگیزههایشان بهسادگی آشکار نمیشود.
این عناصر به فیلم هویتی مشخص میدهند و با وجه اروتیک آن پیوند میخورند. بااینحال، لحن اثر همیشه یکدست نیست. صحنههای رازآلود و دادگاهی در کنار لحظاتی قرار میگیرند که آشکارا بر جذابیت و تحریکگری تکیه دارند؛ گاه این ترکیب به سرگرمیای سبک و پرحادثه میانجامد و گاه تمرکز روایی را پراکنده میکند.
« در این صحنهها، پرونده از موضوعی صرفاً حقوقی فراتر میرود و به تسویهحسابی شخصی نیز بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
ریتم نیز از همین ناهماهنگی آسیب میبیند. فیلم در برخی بخشها بهآسانی پیش میرود، اما در بخشهایی دیگر، تکرار اتهامها و مکالمات کماثر از شتاب میکاهد. برای تماشاگرانی که فیلم را بهعنوان سرگرمی جناییِ کمتکلف میبینند، این مکثها شاید قابلتحمل باشد؛ اما کسانی که انتظار معمایی فشرده و پیوسته دارند، احتمالاً از کشآمدن روایت خسته خواهند شد.
پایانبندی و اثر نهایی پایان فیلم در معرض همان محدودیتی قرار میگیرد که از ابتدا در ساختار آن حضور دارد: قرار است ابهام پرونده را به نتیجه برساند، اما برای آنکه مسیر پیشین را به فرجامی نیرومند پیوند بزند، فرصت کافی فراهم نمیکند. بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت جمعبندی از نظر هیجانی به اندازهای که انتظار میرود رضایتبخش نیست.
مسئله فقط پیشبینیپذیری بعضی مسیرها نیست؛ فیلم در لحظههای پایانی نمیتواند همه خطهای معمایی و عاطفی را با ضرباهنگی قانعکننده به هم بدوزد. این کاستی تأثیر بخشهای موفق را از میان نمیبرد، اما مانع میشود فیلم پس از پایان، به اثری بهیادماندنی بدل شود. وقتی تعلیق از ابتدا بر پرسش گناهکاری بنا شده، فرجام باید هم پاسخگو باشد و هم حس کشف ایجاد کند.
« ریتم نیز از همین ناهماهنگی آسیب میبیند. »
جمعبندی
«Forbidden Sins» در این زمینه کار خود را انجام میدهد، ولی نه با آن قاطعیت و ظرافتی که داستان طلب میکند. جمعبندی «Forbidden Sins» فیلمی برای کسانی است که از تریلرهای جناییِ آمیخته به روابط پرتنش و فضای اروتیک انتظار سرگرمی بیتکلف دارند. شانون توید با حضوری مطمئن و دلنشین، نقش مورین را به مرکز توجه تبدیل میکند؛ پرونده قتل و تقابل او با همسر سابقش نیز چند موقعیت جذاب میسازند.
در برابر این امتیازها، داستان گاه کشدار و پیچشها غالباً قابلحدساند و پایانبندی قدرت لازم را برای تثبیت اثر ندارد. فیلم نه معمایی پیچیده و ماندگار است و نه درام دادگاهیای که جزئیات حقوقی را به نیروی اصلی خود بدل کند؛ اما بهعنوان اثری ژانری و سرگرمکننده، لحظاتی دارد که میتواند توجه مخاطب را حفظ کند.
« Forbidden Sins» در این زمینه کار خود را انجام میدهد، ولی نه با آن قاطعیت و ظرافتی که داستان طلب میکند. »
ثبت دیدگاه