نقد و بررسی
نقد بازیچهٔ عشق (Fool for Love) | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به اتاقی که راه خروج ندارد «Fool for Love» ساختهٔ Robert Altman، در ظاهر از موقعیتی ساده آغاز میشود: زنی در متلی دورافتاده منتظر دوستپسرش است و مردی از گذشته بازمیگردد تا او را به رابطهای که کوشیده از آن فاصله بگیرد، برگرداند. اما این موقعیت خیلی زود از چارچوب یک مثلث عاطفی معمولی بیرون میرود.
فیلم نه در پی آن است که عشقی آرمانی را بازسازی کند و نه جدایی را همچون رهایی آسانی به تصویر بکشد؛ آنچه پیش چشم میگذارد، جاذبهای فرساینده است که با میل، خشم، وابستگی و خاطره درهم تنیده شده است. فیلمنامه را Sam Shepard بر پایهٔ نمایشنامهٔ خودش نوشته و در کنار Kim Basinger و Harry Dean Stanton نیز در فیلم بازی میکند.
این پیوند میان نویسنده و اثر، به روایت نیرویی شخصی میدهد: گفتوگوها گاه چنان به شکل اعتراف یا جدال درمیآیند که شخصیتها انگار در برابر یکدیگر نه فقط از رابطهٔ اکنون، بلکه از تمام گذشتهٔ خود دفاع میکنند. دوربین Altman نیز صحنه را از فضای محدود نمایشنامه فراتر میبرد، بیآنکه از حس محصور و ناآرام آن بکاهد.
عشق بهمثابه وابستگی مرکز عاطفی فیلم رابطهٔ May و Eddie است؛ رابطهای که با زبان آشنای عاشقانه توصیفپذیر نیست. Eddie بازگشته تا May را با خود ببرد، اما اصرارش بیشتر از آنکه نوید آیندهای مشترک باشد، نشانهٔ ناتوانی او در پذیرفتن فاصله است. در سوی دیگر، May میخواهد راه خودش را برود، ولی این خواست بهسادگی و با یک تصمیم قاطع تحقق نمییابد.
« اما این موقعیت خیلی زود از چارچوب یک مثلث عاطفی معمولی بیرون میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گذشته، حتی وقتی از اتاق بیرون رانده میشود، همچنان در گفتار و رفتار شخصیتها حضور دارد. از این رو، فیلم پرسشی دشوارتر از «آیا این دو هنوز همدیگر را دوست دارند؟» پیش میکشد: چه زمانی دلبستگی به نیرویی بدل میشود که امکان زیستن را محدود میکند؟ پاسخ را نه در قالب نظریه، بلکه در کشمکشهای کوچک و بزرگ شخصیتها میسازد؛ در کوشش برای تسلط بر گفتوگو، در تغییر لحن، و در ناتوانی از پایاندادن به مشاجره.
عشق در این جهان هم پناه است و هم بند؛ همین دوگانگی به رابطهٔ مرکزی فیلم نیرویی پرتنش میبخشد. اتاق، متل و غربِ بیپناه متل فیلم تنها پسزمینهٔ رویدادها نیست؛ فضایی است که وضعیت شخصیتها را به تصویر درمیآورد. اتاق، محلی برای مکث و انتظار به نظر میرسد، اما هر مکثی در آن با تهدید بازگشت گذشته همراه است.
بیرون از اتاق نیز جهان به شکل چشماندازی گسترده و خالی پیش روی ما قرار میگیرد. این تضاد میان فضای باز و احساس محبوسبودن، از مهمترین سرچشمههای اندوه فیلم است: شخصیتها در محیطی وسیعاند، اما از تاریخچهٔ خود فاصلهای ندارند. Altman بهجای آنکه موقعیت را به ملودرامی پرتحرک تبدیل کند، از فضای متل و پیرامون آن برای تقویت حس تعلیق بهره میگیرد.
حضور آدمهایی که به حاشیهٔ داستان تعلق دارند نیز به جهان فیلم وزن میدهد؛ گویی این رابطه در خلأ رخ نمیدهد، بلکه در مکانی گرفتار شده است که پیشتر هم شاهد نومیدی و فرسودگی بوده. با این همه، همین محدودیت مکانی میتواند برای تماشاگرانی که انتظار تنوع بصری یا کنش پیوسته دارند، کمتحرک جلوه کند.
« گذشته، حتی وقتی از اتاق بیرون رانده میشود، همچنان در گفتار و رفتار شخصیتها حضور دارد. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگوهای طولانی؛ نیروی فیلم و دشواری آن بخش بزرگی از اثر بر گفتوگو استوار است. شخصیتها گذشته را روایت میکنند، از آن میگریزند، دوباره به آن بازمیگردند و در میانهٔ بحث، با واژهها همان نزاعی را ادامه میدهند که در رفتارشان جریان دارد. زبان فیلم، صرفاً وسیلهای برای انتقال اطلاعات نیست؛ خودش میدان نبرد است.
هر جمله ممکن است هم اعتراف باشد و هم طعنه، هم تلاشی برای نزدیکی و هم راهی برای تحقیر یا عقبراندن دیگری. اما این ویژگی همزمان نقطهضعف احتمالی فیلم نیز هست. گفتوگوها در نیمهٔ نخست چنان امتداد مییابند که ریتم گاه کند و کشدار میشود. لحن پرشور و ملودراماتیک بعضی رویاروییها نیز ممکن است بهجای افزایش اثرگذاری، حس اغراق ایجاد کند.
فیلم برای جلب توجه، بهسرعت از موقعیتهایش عبور نمیکند؛ صبر میخواهد تا تکرارها و تغییرات ظریف در رابطه معنای خود را آشکار کنند. اگر تماشاگر در این بخش با لحن اثر همراه نشود، ممکن است تنش را بیش از اندازه کشآمده احساس کند. بازیها و شخصیتهای گرفتار Kim Basinger در نقش May میان مقاومت و آسیبپذیری تعادل دشواری برقرار میکند.
او شخصیت را به زنی صرفاً درمانده یا صرفاً قاطع فرو نمیکاهد؛ در واکنشهایش میتوان هم میل به گسستن را دید و هم سنگینی پیوندی را که هنوز رهایش نکرده است. این ابهام برای باورپذیری شخصیت اساسی است، زیرا May نباید به مهرهای برای پیشبردن نزاع مردان تبدیل شود؛ او خواست و ارادهٔ خودش را دارد، هرچند تحقق آن آسان نیست.
« گفتوگوهای طولانی؛ نیروی فیلم و دشواری آن بخش بزرگی از اثر بر گفتوگو استوار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Sam Shepard نیز Eddie را با نوعی خشونتِ آمیخته به درماندگی بازی میکند. نیروی شخصیت از آنجا میآید که او را نه شرّی یکبعدی میبینیم و نه عاشقی رمانتیک که صرفاً سوءتفاهمی میان او و May فاصله انداخته است. در کنار این دو، Harry Dean Stanton حضوری کمحرفتر اما سنگین دارد و Randy Quaid با جایگاهی متفاوت در ساختار داستان، بر ناآرامی موقعیت میافزاید.
بازیها در مجموع با جهانی سازگارند که در آن هیچکس بهآسانی از نقش خود بیرون نمیآید. شکل سینمایی و حالوهوای کابوسوار «Fool for Love» از ریشهٔ نمایشی خود جدا نمیشود؛ گفتوگوهای طولانی و تمرکز بر گروهی کوچک از شخصیتها، حس تئاتری اثر را حفظ میکند. بااینحال، Altman نمیکوشد صرفاً اجرای نمایشنامه را ثبت کند.
جابهجایی میان اتاق و فضاهای پیرامون، چشماندازهای خلوت و نگاه ناآرام دوربین، به فیلم کیفیتی سینمایی میدهد؛ کیفیتی که بیشتر بر حالوهوا متکی است تا بر رخدادهای پیدرپی. این انتخاب همیشه یکدست از کار درنمیآید. گاه گسترش فضای صحنه، بهجای آنکه جهان داستان را غنیتر کند، تمرکز را از تنش اصلی میگیرد؛ و گاه فیلم چنان به فضای محصور خود وابسته میماند که حرکت تصویریاش محدود به نظر میرسد.
عنوان «نئونوآر» را میتوان برای توصیف حس تیرگی و تقدیرگرایانهٔ فیلم به کار برد، اما اثر بیش از آنکه معمایی جنایی باشد، درام روانشناختیِ رابطهای بیمارگون است. تاریکی آن از تهدید بیرونی نمیآید؛ از این احتمال میآید که شخصیتها بارها به همان چرخهٔ درد بازگردند. تعلیق و تغییر تدریجی لحن یکی از امتیازهای فیلم آن است که معنای موقعیت را یکباره توضیح نمیدهد.
« Sam Shepard نیز Eddie را با نوعی خشونتِ آمیخته به درماندگی بازی میکند. »
قوتها و کاستیها
روایت با اطلاعات محدود آغاز میشود و اجازه میدهد تماشاگر از خلال رفتارها و گفتوگوها، تصویری ناقص از گذشته بسازد. این شیوه، کنجکاوی پدید میآورد، اما همزمان همان کندی نیمهٔ نخست را نیز تشدید میکند: فیلم از مخاطب میخواهد در ابهام بماند، بدون آنکه پیوسته پاداشی روایی عرضه کند. هرچه رابطهٔ شخصیتها بیشتر عیان میشود، لحن اثر نیز از نزاعی ظاهراً آشنا فاصله میگیرد و به قلمروی غریبتر و ناآرامتر نزدیک میشود.
این تغییر تدریجی، جذابیت بخش پایانی را توضیح میدهد، بیآنکه لازم باشد راز یا گره اصلی آشکار شود. آنچه اهمیت دارد، صرفاً غافلگیری نیست؛ بلکه بازنگری در حس و برداشت تماشاگر از رابطهای است که پیشتر دیده است. همین جابهجایی، فیلم را از یک ملودرام معمولی جدا میکند و به آن اثر پسینی میبخشد.
جمعبندی «Fool for Love» اثری ناهموار اما بهیادماندنی است: نیمهٔ نخست ممکن است بهسبب مکثهای طولانی و گفتوگوهای پرکشش اما تکرارشونده، صبر تماشاگر را بیازماید؛ فضای محدود و ریشهٔ نمایشی آن نیز برای برخی کمسینمایی جلوه میکند. در مقابل، بازیهای متکی بر تنش، نگاه تلخ فیلم به عشقِ آمیخته با وابستگی، و دگرگونی تدریجی حالوهوای روایت، به آن هویتی مشخص میبخشند.
این فیلم بیش از آنکه دربارهٔ انتخاب میان دو نفر باشد، دربارهٔ دشواری گسستن از الگویی است که هم رنجآور است و هم آشنا. قوتش نه در شتاب روایت، بلکه در انباشتن اضطراب و در نشاندادن چگونگی نفوذ گذشته به لحظهٔ اکنون است. تماشاگرانی که با ریتم آهسته و بیان ملودراماتیک آن کنار بیایند، احتمالاً در پایان با برداشتی متفاوت از آغاز فیلم روبهرو خواهند شد؛ بیآنکه جذابیت اثر تنها به غافلگیری وابسته باشد.
« این تغییر تدریجی، جذابیت بخش پایانی را توضیح میدهد، بیآنکه لازم باشد راز یا گره اصلی آشکار شود. »
ثبت دیدگاه