نقد و بررسی
نقد Flowers in the Attic | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصری باشکوه، قفسی پنهان «Flowers in the Attic» ساختهٔ سال ۲۰۱۴، اقتباسی تلویزیونی به کارگردانی Deborah Chow از رمان و. سی. اندروز است؛ ملودرامی گوتیک که خانهٔ باشکوه را نه پناهگاه، بلکه سازوکاری برای پنهانکردن خشونت و رازهای خانوادگی میسازد. پس از مرگ پدر، چهار فرزند همراه مادرشان به عمارت خانوادگی میروند و در آنجا به اتاقی دورافتاده و زیرشیروانی محدود میشوند.
این موقعیت، هستهٔ عاطفی و تعلیقی فیلم را شکل میدهد: کودکانی که باید در جهانی بسته، هم با ترس و محرومیت کنار بیایند و هم معنای رفتار بزرگسالانی را بفهمند که قرار بود حامیشان باشند. داستان در آمریکای دههٔ ۱۹۵۰ میگذرد و این بستر، ظاهر مرتب و آبرومند خانه را در تضادی مؤثر با تاریکی پشت درهای بسته قرار میدهد.
گوتیکِ خانه و منطق انزوا قویترین ابزار فیلم، فضاست. عمارت با راهروهای سنگین، اتاقهای کمنور و فاصلهٔ طبقاتی میان فضاهای عمومی و زیرشیروانی، به تصویری از نظمی خانوادگی بدل میشود که در ظاهر تشریفاتی و محترم است، اما در باطن بر کنترل و سکوت استوار شده. زیرشیروانی صرفاً مکانی برای حبس نیست؛ مرزی است میان آنچه خانواده میخواهد به نمایش بگذارد و آنچه ناچار است از دید دیگران پنهان کند.
« گوتیکِ خانه و منطق انزوا قویترین ابزار فیلم، فضاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب بصری، حس گوتیک فیلم را تقویت میکند. تهدید همیشه از هیولایی بیرونی نمیآید؛ گاه از صدای قدمها پشت در، غذایی که با محدودیت آورده میشود، یا این نگرانی که مبادا حضور کودکان آشکار شود. فیلم در بهترین لحظاتش از همین جزئیات کوچک تنش میسازد و به جای اتکا به حادثههای پرسروصدا، فضای خانه را به سرچشمهٔ اضطراب تبدیل میکند.
بااینحال، این اتمسفر گاهی بیش از آنکه پیشبرندهٔ درام باشد، به آرایهای آشنا بدل میشود؛ عمارت رازآلود است، اما همهٔ ظرفیت نمادین آن بهطور کامل کاویده نمیشود. مادری میان عشق و منفعت رابطهٔ مادر و فرزندان، مهمترین میدان اخلاقی اثر است. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ بازگشت به زندگی عادی را در برابر تجربهٔ روزافزون انزوا میگذارد.
فاصلهٔ میان وعده و واقعیت، بهتدریج اعتماد کودکان را فرسوده میکند و پرسشی تلخ پیش میکشد: آیا پیوند خانوادگی بهتنهایی برای اثبات عشق کافی است، یا رفتار و مسئولیتپذیری باید آن را معنا کنند؟ Heather Graham نقش Corrine را با آمیزهای از نرمی ظاهری و آشفتگی درونی پیش میبرد. حضور او میان دو جهان قرار دارد: از یک سو مادری که باید امنیت فرزندانش را حفظ کند، و از سوی دیگر زنی که درگیر آرزوها و منافع خویش است.
« این انتخاب بصری، حس گوتیک فیلم را تقویت میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم گاه برای نشاندادن این تناقض، بیش از اندازه بر نشانههای آشکار تکیه میکند و از پیچیدگی روانی شخصیت میکاهد؛ بااینهمه، همین شکاف میان چهرهٔ آراسته و تصمیمهای آسیبزننده، به رابطهٔ او با فرزندان نیروی دراماتیک میدهد. Ellen Burstyn و اقتدار سرد در میان بازیگران، Ellen Burstyn حضوری بهیادماندنی دارد.
نقش Olivia Foxworth به اقتداری سرد و سختگیر نیاز دارد؛ شخصیتی که هر کلمه و حرکتش میتواند قواعد یک جهان بسته را یادآوری کند. Burstyn با کنترل صدا، نگاه و مکثها، تهدید را از هیاهو جدا میکند و آن را در رفتارهای ظاهراً روزمره مینشاند. همین خویشتنداری، گاه از فریاد و خشم آشکار مؤثرتر است.
در مقابل، برخی شخصیتها فرصت کمتری برای تحول پیدا میکنند. محدودیت زمان و فشردگی روایت باعث میشود بعضی از انگیزهها بیشتر به کارکرد داستانی خدمت کنند تا به شخصیتپردازی مستقل. نتیجه آن است که تماشاگر میتواند از رفتارها متأثر یا خشمگین شود، اما همیشه به لایههای متناقض و پنهان آدمها دسترسی پیدا نمیکند.
« Ellen Burstyn و اقتدار سرد در میان بازیگران، Ellen Burstyn حضوری بهیادماندنی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در ترسیم مناسبات قدرت موفقتر از ترسیم مسیر دگرگونی درونی همهٔ شخصیتهاست. خواهر و برادرها؛ پناهی در فضای بسته در سوی دیگر، پیوند میان چهار کودک، قلب انسانی فیلم است. وقتی بزرگسالان به منبع اطمینان بدل نمیشوند، خواهر و برادرها ناچارند حمایت، مراقبت و امید را در یکدیگر بجویند.
این اتکا، صرفاً واکنشی به زندانیشدن نیست؛ راهی برای حفظ هویت و مقاومت در برابر جهانی است که میکوشد آنها را به موجوداتی نامرئی تبدیل کند. بازیگران جوان، بهویژه Kiernan Shipka در نقش Cathy، به این محور عاطفی جان میبخشند. حضور او به شخصیت امکان میدهد از مشاهدهگری کودکانه به نوعی آگاهی محتاطانه برسد، هرچند این گذار گاهی شتابزده به نظر میرسد.
فیلم در لحظاتی که روابط میان بچهها را با جزئیات کوچک نشان میدهد، از ملودرام فاصله میگیرد و به تجربهٔ ملموس تنهایی نزدیک میشود. بااینحال، تفاوتهای شخصیتی هر چهار کودک به یک اندازه بسط نمییابد و برخی واکنشها بیشتر در خدمت پیشبرد موقعیتاند تا ترسیم فردیتی کامل. ریتم، لحن و بار ملودرام ریتم فیلم یکنواخت نیست.
« فیلم در ترسیم مناسبات قدرت موفقتر از ترسیم مسیر دگرگونی درونی همهٔ شخصیتهاست. »
قوتها و کاستیها
بخشهایی از روایت با تعلیق و انتظار پیش میروند، اما در جاهایی مکثها طولانی میشوند و تکرار فضای محدود، کشش را کاهش میدهد. این کندی میتوانست به انباشت تدریجی فشار روانی کمک کند؛ گاهی نیز صرفاً زمان داستان را میگذراند، بیآنکه شناخت تازهای از شخصیتها یا وضعیت آنها به دست دهد.
لحن اثر نیز میان تریلر روانشناختی و ملودرام تلویزیونی در نوسان است. این ترکیب بالقوه مناسب داستانی دربارهٔ راز، کنترل و خیانت خانوادگی است، اما فیلم همیشه در تنظیم شدت احساسات موفق نیست. برخی صحنهها به جای آنکه اجازه دهند اضطراب از دل رفتار و سکوت شکل بگیرد، آن را صریح و پررنگ عرضه میکنند.
در نتیجه، ضربههای عاطفی گاه مؤثرند و گاه بهسبب تأکید بیش از حد، بخشی از ظرافت خود را از دست میدهند. راز خانوادگی و محدودیت اقتباس رازهای خانوادگی نیروی محرک کنجکاویاند، اما ارزش فیلم فقط در این نیست که تماشاگر را به دانستن حقیقتی پنهان وادارد. اهمیت اصلی در پیامدهای راز است: چگونه گذشتهٔ بزرگسالان به زندگی کودکان سرایت میکند و چگونه سکوت، دروغ و مصلحتاندیشی به ابزار اعمال قدرت تبدیل میشوند.
« لحن اثر نیز میان تریلر روانشناختی و ملودرام تلویزیونی در نوسان است. »
جمعبندی
فیلم، بدون آنکه همهٔ این پیامدها را با عمق یک درام بلند بررسی کند، تصویری نگرانکننده از خانوادهای میسازد که ظاهر محترمانهاش بر پایهٔ حذف و انکار استوار است. از سوی دیگر، فشردگی اقتباس مجال چندانی برای پرداخت برابر همهٔ خطوط عاطفی باقی نمیگذارد. بعضی موقعیتها با سرعت از مرحلهای به مرحلهٔ دیگر میرسند و برخی شخصیتها بیش از آنکه تغییر کنند، در نقش نمادهای خیر یا شر باقی میمانند.
همین امر سبب میشود فیلم در ساختن فضای رازآلود و برانگیختن پرسشها کامیابتر باشد تا در ارائهٔ تصویری کاملاً چندوجهی از تمام آدمهایش. جمعبندی «Flowers in the Attic» اثری است که بیش از هر چیز با فضای گوتیک، موقعیت حبس و برخورد میان ظاهر آبرومند و واقعیت خشونتبارش در ذهن میماند.
بازی مقتدرانهٔ Ellen Burstyn و پیوند عاطفی خواهر و برادرها به آن نیرویی فراتر از یک معمای خانوادگی میبخشند. در مقابل، ریتم گاه کشدار، ملودرامِ پررنگ و شخصیتپردازی نابرابر مانع میشوند که همهٔ ظرفیت روانشناختی داستان شکوفا شود. فیلم برای مخاطبی که به قصههای خانوادگی تیره، رازهای موروثی و فضاهای محصور علاقه دارد، تجربهای گیرنده و ناخوشایند اما قابلتأمل است؛ اثری که پرسشهایش دربارهٔ وفاداری و مسئولیت را روشنتر از پاسخهایش به یاد میگذارد.
« از سوی دیگر، فشردگی اقتباس مجال چندانی برای پرداخت برابر همهٔ خطوط عاطفی باقی نمیگذارد. »
ثبت دیدگاه